کد خبر: 3929437
تاریخ انتشار : ۲۴ مهر ۱۳۹۹ - ۱۱:۴۸

شعر فارسی در دامان آموزه‌های اسلام و قرآن متولد شده است

یک شاعر آئینی خراسانی گفت: شعر فارسی در دامان آموزه‌های اسلام و قرآن متولد شد و قله‌ شعر فارسی متاثر از آموزه‌های اسلام و قرآن است.

شعر فارسی در دامان آموزه‌های اسلام و قرآن متولد شده استبه گزارش ایکنا از خراسان رضوی، مصطفی محدثی خراسانی، یک شاعر آئینی خراسانی، در مراسم «شب آئین‌های رضوی» که شامگاه گذشته، ۲۳ مهرماه در فرهنگسرای جهاددانشگاهی خراسان رضوی برگزار شد، اظهار کرد: شعر فارسی به گونه‌ای اکنون با آن مراوده داریم، ارتباطی با شعر قبل از اسلام ندارد، چون زمان، محتوا و فرم تغییر یافته است. شعر فارسی تحت‌تاثیر شعر عربی از سال ۲۵۱ هجری با قصیده‌ای که یک شاعر در مدح یعقوی لیث صفاری می‌سراید، آغاز می‌شود و ظاهرا ایشان ابتدا قصیده‌ای به زبان عربی می‌سراید که وقتی به محضر یعقوب لیث می‌برد، او برگه شعر را پاره می‌کند و می‌گوید که «چیزی را که من اندر نیابم چرا باید گفتن» و او قصیده‌ای به تعبیر از قصاید عربی، به زبان فارسی می‌سراید.

وی ادامه داد: مفاهیم مذهبی و اهل‌بیت(ع) در شعر فارسی از همان روزهای به راه افتادن این جریان، یکی از مضامین چشمگیر و همواره مدنظر شاعران بوده و تاریخ شعر فارسی از منقبت‌ها، ستایش‌ها و توصیف‌هایی که با عظمت از بزرگان یاد شده، مشحون است.

این شاعر تصریح کرد: پس از انقلاب اسلامی و تجدید حیاتی که اسلام پیدا کرد و نقلی که دوباره به تاریخ صدر اسلام زدیم و پس از آن جریان جنگ تحمیلی و دفاع مقدس، موجب شد که شعر آئینی ما تحول مبارکی پیدا کند و یکبار دیگر فضیلت‌های شعر آئینی ما در طول تاریخ فراخوانده شود و با درآمیختن آن‌ها، با دستاوردهای عینی انقلاب و دفاع مقدس جلوه هایی در شعر آئینی ببینیم که در تاریخ شعر آئینی ما بخش‌های مغفول مانده‌ای بوده است که به برکت انقلاب و دفاع مقدس به چشم شاعران می‌آید و به آن‌ها می‌پردازند.

محدثی خراسانی خاطرنشان کرد: البته این تحول بیشتر در شعر عاشورایی ما رخ داده است. تصویری که در اشعار درباره شخصیتی مانند حضرت زینب(س) توصیف می‌شود، بیشتر بیان قافله‌سالاری کاروان اسرا و رنج‌هایی است که بر ایشان وارد می‌شود و نهایتا ستایش صبر و صبوری ایشان است که در اشعار محافل هیئتی و مدح و مرثیه نیز مقداری در بیان این وجه زندگی ایشان افراط می‌شود، تا جایی که اگر در محاورات عامیانه‌ خود، بانویی در اطرافمان وجود داشته باشد که انواع و اقسام مشکلات و مصیبت‌ها بر او وارد شده است، لقب «زینب ستم کِش» می‌دهیم که برخاسته از همین نوع نگاه ادبیات به این مقوله بوده است.

وی ادامه داد: در این حال به ناگاه، از حنجره یکی از شاعران انقلاب اسلامی یک غزل در رابطه با حضرت زینب(س) فریاد می‌شود که در آن می‌گوید:
سِر نِی در نینوا می‌ماند اگر زینب نبود/کربلا در کربلا می‌ماند اگر زینب نبود
ذوالجناح دادخواهی بی سوار و بی رکاب/در بیابان ها رها می‌ماند اگر زینب نبود
در عبور از بستر تاریخ، سیل انقلاب/پشت کوه فتنه جا می‌ماند اگر زینب نبود

این شاعر بیان کرد: پس از این شعر تا حدی ما احساس می‌کنیم که حضرت زینب (س) در شعر ما جایگاه واقعی خود را پیدا می‌کند و گزارشی در شان او در شعر و تصویری منطبق با واقعیت در شعر بیان می‌شود.

محدثی خراسانی در رابطه با شعر رضوی گفت: علیرغم اینکه شعر رضوی پس از انقلاب اسلامی به لحاظ کمی حداقل بسیار گسترش پیدا کرده است و برگزاری کنگره‌های شعر رضوی به خلق آثار فراوانی در جای جای کشور کمک کرده و آموزه‌های انقلاب اسلامی و دفاع مقدس هم در این موضوع بی‌تاثیر هم نبوده، اما به نظر می‌آید که حوزه شعر رضوی بیشتر از این ظرفیت دارد که نگاه‌های تازه پیرامون آن در شعر شاهد باشیم.

وی ادامه داد: به دلیل اینکه بارگاه امام رضا(ع) در دسترس بوده و عمده‌ترین وجه دغدغه ما در ارتباط با این حضرت زیارت، راز و نیاز با ایشان و بیان درخواست شفا و نیازها بوده، این حوزه بیشتر در شعر هم مدنظر بوده و به دلیل حضور در بارگاه این حضرت از واژه‌هایی مانند صحن، رواق، کبوتر، پنجره، آهو و... بیشتر در تصویرسازی شاعران استفاده شده است‌.

این شاعر خاطرنشان کرد: نقشی که هجرت و شهادت امام رضا(ع) در طول تاریخ، در شکل‌گیری جریان‌های مذهبی و شیعی داشته، ظرفیت‌هایی است که در شعر رضوی باید بیشتر به آن‌ها پرداخته شود. مدح، منقبت و ستایش در جای خود ارزشمند است و باید تداوم داشته باشد، اما عمده شعرهای اینگونه توصیف یک فضیلت کلی است و با تمام ارجمندی‌اش خیلی ما را به سوی هویتی که امام رضا(ع) و فرهنگ رضوی توانسته در سرزمین ما پی بی‌افکند و تاثیری که در امروز ما دارد و افقی که فردای ما می‌تواند با این فرهنگ برایش متصور شد، نمی‌برد و شعر رضوی در این نوع مسائل باید ورود پیدا کند.

حضور امام رضا(ع) در ایران منجر به شکوفایی بیشتر زیارت شد

در ادامه همچنین محمد باغستانی عضو هیات علمی پژوهشکده اسلام تمدنی اظهار کرد: پس از حضور ایشان، توس به مکانی مقدس تبدیل شد و ایشان در مسیر آمدن به خراسان و اقامت، مکان‌های مقدس دیگری را که موسوم به قدمگاه است را به وجود آورد و توس از یک آبادی به یک شهر تبدیل و زائرپذیر شد، رونق این منطقه به دلیل روا کردن حاجات مردم که از همان آغاز رخ داد و توسلاتی که مردم به ایشان داشتند، صورت گرفت.

وی ادامه داد: همچنین ایشان مقدمات ورود حضرت معصومه(س) را به ایران فراهم کرد که در بخش دیگری از کشور جنبه اسطوره‌ای پیدا کرده و قم را به یک جایگاه ویژه مقدس در تاریخ تشیع تبدیل کرده است. همچنین ایجاد جایگاهی برای دیگر امام‌زادگانی که در آن منطقه آمده‌اند نیز از این طریق ایجاد شد. با افزایش جمعیت شیعه در این مناطق، آداب و رسوم مذهب شیعه هم گسترش پیدا کرد، خصوصا زیارت و نوعی از معماری اسلامی بر مزار ایشان شکوفایی پیدا کرد. گسترش شمار شیعیان نیز در توس و دیگر شهرهای خراسان بین سده ۳ تا ۱۰ رخ داد.

این پژوهشگر حوزه تمدنی اسلام تصریح کرد: خراسان به عنوان یکی از مهمترین بخش‌های ایران در عهد باستان، چه در عصر هخامنشیان و چه در عصر ساسانیان، با وسعت بسیار فراخی در گذر زمان بسیار گسترید که گاهی از کل ایران با نام خراسان یاد می‌شد.

وی اضافه کرد: این منطقه محل مهاجرت نخستین اقوام ایرانی شد که توانستند در عصر قبل از اسلام در بخش‌های مهمی از خراسان اقامت کنند. این منطقه مجموعه‌ای از اقوام را در خود جای داده که آن‌ها با خود فرهنگ‌های متعددی را آورده‌اند که این فرهنگ‌ها در ادیان نیز خود را آشکار کرده است.

باغستانی ادامه داد: بنابراین خراسان یکی از کانون‌های مهم رقابت‌های فرهنگی و زمینه‌ساز ظهور اسطوره‌های عهد باستان ایران است، برای نمونه کافی است که به شاهنامه مراجعه کنید تا متوجه شوید بخش‌های قابل توجهی از شاهنامه و مناطقی که از آن اسطوره‌ها برخواسته‌اند مربوط به خراسان است.

این پژوهشگر حوزه تمدنی اسلام  عنوان کرد: خراسان هنگام ورود حضرت رضا(ع) در اواخر قرن دوم و اوایل قرن سوم تجربه‌های مهمی را طی ۲۰ سال نخست پشت سر گذاشت که می‌توان به مقاومت‌های سنگینی که در برابر هجوم اعراب مسلمان از خود نشان داد، اشاره کرد. همچنین این منطقه یکی از کانون‌های مهم منازعات قبیله‌ای اعراب مهاجر به ایران بوده و توان مدیریت و سازماندهی یک جنبش بزرگ را در عصر اموی‌ها به خود دید که به سرنگونی آن سلسله انجامیده است.

وی خاطرنشان کرد: خراسانی‌ها خیلی زود فهمیدند ‌که شعار عباسیان دروغ است و نخستین قیام تاریخی را در بخارا، پس از اعلام خلافت صفاح طراحی کردند. این اتفاق فرصتی فراهم آورد تا در عصری که مامون به عنوان ولیعهد و سپس به عنوان جانشین هارون به خلافت رسید، یکی از ایده‌هایی که به نظرش می‌توانست با آن ایرانی‌ها را آرام کند و وعده قدیمی عباسیان به ایرانی‌ها بود را تحقق بخشد. این اتفاق دعوت از حضرت رضا(ع) بود که در واقع موعودی بود که قبلا به عنوان یکی از اعضای آل پیامبر(ص) قرار بود به ایران بیاید. حضرت رضا(ع) از یک انتساب ویژه‌ای نیز برخوردار بودند چون از سلسله‌ امامانی بودند که در ایران جنبه اسطوره‌ای پیدا کردند.

این پژوهشگر حوزه تمدنی اسلام عنوان کرد: حضرت رضا(ع) قبل از آمدن به ایران از طریق وکلایشان با ایران ارتباط پیدا کرد که آن وکلا بسیار پرشمار بودند و ایشان به واسطه وکلا با شیعیان ارتباط برقرار می‌کرد.

وی اظهار کرد: هجرت امام رضا(ع) هجرتی بود که می‌توانست در اسوه کردن ایشان جنبه فوق‌العاده ویژه برقرار کند. به این دلیل که حضرت به عنوان تنها امام شیعه به ایران مهاجرت کرد. مشروط کردن پذیرش ولایت‌عهدی به عدم دخالت در کارها نیز پدیده عجیبی بود که در عالم سیاست، این شخصیت را در ذهنیت جامعه ایرانی متفاوت می‌کرد. حضرت در مناظرات خود گونه‌ای از علم خود را آشکار کرد. ایشان علی‌رغم سکوت و انزوایی که در درون حاکمیت داشت، اما در مقام علم ویژگی‌های منحصر به فردی از خود نشان داد که بخش‌های متضاد را در ایشان جلوه می‌داد و آسو‌گی را در او آشکار می‌کرد.

باغستانی خاطرنشان کرد: مامون شاید کوشید تا با دعوت حضرت رضا(ع) از آسو‌گی ایشان جلوگیری کند و ایشان را با هدف لکه‌دار کردن شخصیت‌شان با اشتغال در کارهای اداری و سیاست‌ورزی‌هایی به سبک خودش به خراسان بکشاند.

این پژوهشگر حوزه تمدنی اسلام تصریح کرد: او تلاش کرد با محروم کردن جامعه از شخصیت محبوب حضرت و فرو پاشاندن اعتقاد آن‌ها نسبت به امام اهداف خود را دنبال کند و در پایان کار نیز حضرت را در کنار هارون به خاک سپرد تا چهره ایشان را لکه‌دار کند، اما همه‌چیز برخلاف افکار مامون رخ داد.

انتهای پیام
captcha