غلامرضا اطمینان، جامعهشناس در مسائل اجتماعی، در گفتوگو با ایکنا از خراسان رضوی، به مناسبت چهاردهم آبان ماه و روز فرهنگ عمومی، خاطرنشان کرد: مجموعه آنچه که در باور، گفتار، آئین، نگرش و اعتقادات مردم است و مبتنی بر انتخاب اکتسابی بوده و افراد نیز با آن زندگی میکنند را میتوان به معنای فرهنگ عمومی تعریف کرد که همواره از زمانی به زمان دیگر، جامعهای به جامعه دیگر و کشوری به کشور دیگر متفاوت و قابل تغییر است.
وی با بیان اینکه یکی از بخشهایی که تقریبا میتوان آن را ذات فرهنگ و هویت فرهنگ عمومی دانست، مقوله تغییر است، افزود: در واقع مقوله تغییر یک مفهوم پویاست و یکی از ویژگیهای فرهنگ عمومی نیز تلقی میشود که در جایی این تغییر، روند کند و در جایی نیز روند تندی دارد. همچنین در جایی نیز این تغییر بر اساس آگاهی و اطلاع قبلی بوده و گاهی هم بر اساس آگاهی قبلی نیست که هر دو این مباحث میتواند بار مثبت و منفی در برداشته باشد، چرا که در جایی که فرهنگ عمومی ما عامدانه بوده، اثراتی را به همراه داشته است.
این مددکار اجتماعی عنوان کرد: اینکه چه عناصری میتواند موجب این تغییرات شود گستره وسیعی دارد، اما اقتصاد، سیاست، محیط جغرافیایی، مسائل اجتماعی و باورهای مذهبی (این باورها میتوانند باورهای دنیوی و یا فرا جهان بینی باشند) از جمله عواملی هستند که در روند تغییر فرهنگ عمومی تاثیر گذارند که ما شاهد تاثیرگذاری این عوامل در کشور بودهایم و هر یک از این عوامل توانسته است در یک برهه زمانی برجستگی و تاثیرگذاری خود را داشته باشد.
اطمینان ادامه داد: به عنوان مثال در حوزه سیاست، ما با عناصری مواجه هستیم که ممکن است بار مثبت و یا منفی بر فرهنگ عمومی ما داشته باشند. نکتهای که در این میان مهم به نظر میرسد این است که مردم چگونه میتوانند این تغییرات را درک و تفسیر کنند که این فهم مردم به نگاه فردگرایانه و یا جمعگرایانه افراد در جامعه باز میگردد.
وی خاطرنشان کرد: در اینجا میتوان به موضوع حاکمیت که یکی از مقولههای عنصر حوزه سیاست است اشاره کرد که نوع تدوین برنامهها، قوانین، تشویق و تنبیه برخی از فعالیتها و نگرشها که در چارچوب فرهنگ رسمی و مدون از منظر قانون، مجلس و سه قوه مجریه قرار دارد میتواند به صورت مستقیم تاثیر مثبت و منفی به جامعه داشته باشد.
این استاد دانشگاه عنوان کرد: در حوزه اجتماعی و در فضای فعلی رفتارهای احزاب در حوزه فرهنگ عمومی نیز متاسفانه به جای اینکه تغییرات مثبتی را ایجاد کند، تغییرات منفی را ایجاد کرده است.
اطمینان با بیان اینکه اقتصاد نیز یکی دیگر از اجزای حوزه اجتماعی است که بر فرهنگ عمومی تاثیرگذار است و از این مقوله نیز تاثیر میپذیرد، گفت: در واقع اینکه ما چگونه تولید و مصرف کنیم، یکی از مباحثی است که در فرهنگ عمومی با آن مواجه هستیم. در کنار بحثهای سوءمدیریتی که وجود دارد، این امر نشان میدهد که حوزه اقتصاد نه تنها نتوانسته به فرهنگ عمومی کمک کند، بلکه فرهنگ عمومی را در جهت تخریب منافع حوزه اجتماعی پیش برده است، به گونهای که منافع فردی مقدم بر منافع جمع شود.
وی اظهار کرد: با توجه به اینکه فرهنگ عمومی به عنوان یکی از زیر مجموعههای بحث حوزه اجتماعی است ما نتوانستهایم به یک نتیجه مطلوب در حوزه فرهنگ عمومی دست پیدا کنیم و این در حالیست که ما در حوزه اشتغال و ازدواج با مشکلاتی مواجه هستیم.
این جامعهشناس خاطرنشان کرد: هنگامیکه به این امور مراجعه میکنیم، متوجه میشویم که فرهنگ عمومی ما نسبت به گذشته دچار آسیب شده است. در این میان میتوان به مقوله ازدواج اشاره کرد که همواره این بحث یکی از مؤلفههایی است که در گذشته به عنوان پاداش و به منظور کامل شدن انسان و استقلال یافتن فرد یاد میشد، اما امروزه در فرهنگ عمومی هنگامی که از این موضوع صحبت به میان میآید، افراد، ازدواج را مانعی بر سر راه پیشرفت خود میدانند.
اطمینان عنوان کرد: همواره در حوزه جمعیتی و جغرافیایی نیز فرهنگ عمومی متفاوت است به گونهای که ترکیب جمعیتی نیز خود میتواند فرهنگ عمومی را در جهت مثبت و یا منفی تغییر دهد. تغییر مثبت ترکیب جمعیتی زمانی رخ میدهد که تنوع نسبتا پایداری وجود داشته باشد که در این صورت موجب رشد افراد میشود.
وی اظهار کرد: در بحثهای مذهبی ما میبینیم که فرهنگ عمومی میتواند بر روی آن موثر واقع شود و این تاثیر میتواند عملکرد بالعکسی داشته باشد. صله ارحام، احترام به بزرگتر، توجه به نیازهای دیگران و ... مواردی هستند که از آنها به عنوان فرهنگ عمومی یاد میشود که برخی از این نکات، موارد مثبت بودهاند که تحت تاثیر عناصر مختلفی تغییر منفی پیدا کرده است.
این مددکار اجتماعی ادامه داد: به عنوان مثال میتوان به کرامت سالمندان و والدین اشاره کرد که در گذشته این مقوله از جایگاه بسیار ارزشمندی برخوردار بود، اما در جامعه امروزی با پدیدهای مواجه هستیم که والدین به هر نحوی تخریب میشوند.
اطمینان تاکید کرد: بنابراین میتوان اینگونه نتیجه گرفت که تغییر وجود دارد، اما این تغییر همیشه و همه جا مثبت نبوده است. این در حالی است که در بسیاری از مواقع، عناصر فرهنگ عمومی ما تاثیرات مثبتی داشته اما به دلیل عوامل مختلفی دچار تاثیرات منفی شده و بخشی تحت تاثیر حوزههای آموزش، مانند مدارس، دانشگاهها و بخشی نیز تحت تاثیر رسانههای اجتماعی، تلویزیون، جراید و روزنامهها است.
وی تصریح کرد: این یکسانانگاری و نادیده انگاشتن تفاوتهای عمومی در حوزههای اجتماعی؛ تنوعزیستی، جغرافیایی و فعالیتها و مشاغل را تخریب کرده است، شاید هیچ قصدی در این میان وجود نداشته باشد، اما یکی از دلایل دخیل در این امر، نبود شناخت نیازهای سطح پایین جامعه از سوی متولیان امر است.
این کارشناس مسائل اجتماعی ادامه داد: در واقع مردم بر اساس میزان برخوردی که با شبکههایی که بیشتر تفکرات ناپخته و ناسنجیده دارند، تحت تاثیر این شبکهها قرار میگیرند که یکی از دلایل، عدم مدیریت این امور است و دوم اینکه مردم و جامعه در حوزه فرهنگ عمومی سواد رسانهای چندانی ندارند.
اطمینان افزود: از این رو میتوان گفت که ما در حوزه فرهنگ عمومی در حوزه تغییرات در بخش رسانههای جمعی مانند تلویزیون دچار مشکل هستیم که این امر نشان میدهد باید به دنبال بازنگری و ارزیابی اشکالات خود باشیم.
این جامعهشناس با اشاره به فرهنگپذیری مردم نیز خاطرنشان کرد: مردم همیشه فرهنگپذیر هستند و فردی را نداریم که از این مقوله برخوردار نباشد، اما این فرهنگ باز هم در سطح جامعه متغیر و متفاوت است و میتواند موثر و ارتقابخش و یا اینکه آسیبزا باشد.
اطمینان در پااین خاطر نشان کرد: ما همواره در حوزه فرهنگ عمومی شاهد تغییرات مثبتی نیستیم که البته بخشی از این تاثیرات به باورهای فرهنگی و بخشی نیز به حوزه اجتماعی مربوط است.
انتهای پیام