به گزارش ایکنا از خراسان رضوی؛ امام کاظم(ع) 55 سال عمر کرد که مدت امامت آن بزرگوار 35 سال بود، آن حضرت قبل از امامت و پس از امامت همواره با طاغوتهاى زمانش درگیر بود و در صحنههاى سیاست، تلاشى فراوان و خستگىناپذیر داشت. زحمتها و رنجهاى فراوان کشید و به شکنجههاى سخت زندانها و سیاهچالها گرفتار آمد، اما در عین حال زندگىاش با سیاست آمیخته بود و تا آخرین لحظههاى حیات از سیاست اسلامى دفاع کرد و در این راه به شهادت رسید.
در ذیل به ذکر چند نمونه از شیوههاى سیاسى امام کاظم(ع) مىپردازیم و در آینه این نمونهها و خاطرهها به تماشاى سیماى سیاسى آن بزرگمرد علم و دین مىنشینیم.
امام کاظم(ع) در برابر طاغوتها هرگز کنار نکشید، اگر او سیاست را از دین جدا مىدانست، مىتوانست با این بهانه در گوشه خانه و مسجد در مدینه بنشیند و تنها به عبادت، درس و بحث قناعت کند، اما شواهد عینى حاکى از آن است که آن حضرت به عبادت، درس و بحث قناعت نکرد و بیشتر دوران امامتش را در امور سیاسى و درگیرى با سردمداران و حاکمان ظلم و جور به سر آورد و با افشاگریهاى خود مردم را بر ضد آنها مىشورانید.
منصور دوانیقى از خلفاى دیکتاتور و بسیار خشن بود، او براى حفظ سلطنت ننگینش صدها نفر از سادات و آزادگان را با سختترین شکنجهها کشت، او به قدرى کینه آل على(ع) را بر دل داشت که پس از شهادت امام صادق(ع) به محمد بن سلیمان (فرماندارش در مدینه) نوشت: «اگر جعفر بن محمد(امام صادق) به شخصى وصیت کرده است، بىدرنگ او را حاضر کن و گردنش را بزن». (اعلام الورى، ص290)
با اینکه مدت 10 سال امامت امام کاظم(ع) در عصر سلطنت منصور بود، اما آن حضرت هرگز تسلیم او نشد و نه تنها او را تأیید نکرد، بلکه در هر فرصت مناسبى با پیروى از شیوههاى پدر بزرگوارش در برابر منصور قرار گرفت، گاهى با تربیت شاگرد و توسعه دادن به حوزه علمیه شیعه که پدرش آن را تأسیس کرده بود با شیوه انقلاب فرهنگى به رویارویى با منصور مىپرداخت و زمانى با گفتار خود مردم را از حمایت طاغوت برحذر مىداشت.
در یکى از موارد منصور از امام کاظم(ع) خواست به طور رسمى در جشن عید نوروز که در دربار تشکیل مىشد، شرکت کند، اما امام کاظم(ع) این درخواست را رد کرد. منصور با ابراز مطالبى امام کاظم(ع) را در تنگنا قرار داد و سرانجام آن حضرت با اکراه در آن مجلس شرکت کرد. مردم هدایاى بسیارى آوردند که در این میان پیرمردى شیعى نزد امام کاظم(ع) آمد و گفت: من فقیرم، چیزى نداشتم که به عنوان هدیه بیاورم، اما جدم در سوگ جدتان امام حسین(ع) اشعارى سروده است که همان را اهدا مىکنم. او آن اشعار را خواند و امام کاظم(ع) تمام هدایایى را که آورده بودند به آن پیرمرد شیعى بخشید.
امام کاظم(ع) با این شیوه سه موضوع را به منصور و طاغوتیان فهماند: نخست این که به آنها فهماند ما به هدایا و زرق و برق دنیا دل نبستهایم و تطمیع نخواهیم شد، دوم اینکه به یک پیرمرد شیعه آن همه کمک کرد با اینکه کلمه شیعه در آن عصر مخالفت با حکومت منصور را تداعى مىنمود و معلوم بود که کمک به شیعیان براى سازماندهى آنها بود و سوم اینکه خاطره امامحسین(ع) را که به عنوان سمبل مبارزه با طاغوتیان بود زنده و تجدید کرد و با تایید آن پیرمرد به خاطر یاد حسین(ع) طاغوتیان را در درون کاخشان محکوم و شادى آنها را به خاطر جشن عید نوروز با یاد کربلا و توجه به حوادث کربلا به عزا تبدیل کرد.
اینگونه شیوههاى امام، کنایهاى رساتر از تصریح بود که آشتىناپذیرى امام با درباریان و حاکم دربار را تبیین مىنمود و اظهار تنفرى از آن حضرت نسبت به آنها بود.
هادى عباسى پس از مرگ پدرش مهدى، بر مسند خلافت نشست و گرچه مدت خلافت او حدود یکسال بیشتر نبود، اما امام کاظم(ع) در برابر او نیز موضعگیرى قاطع داشت و هرگز حکومت او را تأیید نکرد، بلکه با آن مخالفت کرد.
حدود 15 سال از عصر امامت امام کاظم(ع) با سلطنت دیکتاتورى هارونالرشید مقارن بود. در همه حوادث سیاسى این عصر نام امام کاظم(ع) مطرح بود و امام در موارد بسیار در برابر هارون موضعى قاطع گرفت و هرگز سکوت نکرد، از اینرو همواره در تبعید و زندانهاى مختلف قرار داشت، گاهى در زندان بصره و زمانى در زندانهاى گوناگون بغداد در برابر شکنجههاى سخت به سر مىبرد و سرانجام در زندان به شهادت رسید.
مناظرات امام کاظم(ع) با هارون، هر کدام دلیل روشنى بر موضعگیرى قاطع آن حضرت در برابر هارون است.
روزى امام کاظم(ع) وارد یکى از کاخهاى هارون در بغداد شد. هارون به قصر خود اشاره کرده و با نخوت و تکبر پرسید: این قصر از آن کیست؟(هدف او از این کار آن بود که شکوه و قدرت خود رابه رخ امام بکشد.) حضرت بدون آن که کوچکترین اهمیتى به کاخ پرزرق و برق او دهد با کمال صراحت فرمود: این خانه، خانه فاسقان است، همان کسانىکه خداوند در باره آنان مىفرماید: «به زودى کسانى را که در زمین به ناحق کبر مىورزند و هرگاه آیات الهى راببینند، ایمان نمىآورند و اگر راه رشد و کمال را ببینند آن رادر پیش نمىگیرند، اما هرگاه راه گمراهى را ببینند، آن را طى مىکنند».
هارونالرشید از این پاسخ سخت ناراحت شد و در حالىکه خشم خود را به سختى پنهان مىکرد با التهاب پرسید: پس این خانه از آن کیست؟ امام بىدرنگ فرمود: این خانه ملک شیعیان و پیروان مااست، اما دیگران آن را بازور تصاحب کردهاند. این خانه در حال عمران و آبادى از صاحب اصلىاش گرفته شده است و هر وقت بتواند آن را آباد سازد، پس خواهد گرفت.
یکى از ویژگیهاى مهم حکومت اسلامى، اجراى حدود بدون هیچ ملاحظه و مسامحه است، اگر در نظامى حدود براى توده مردم که دستشان به جایى نمىرسد، به شدیدترین وجه جارى شود، اما وقتى نوبت به دانه درشتها مىرسد، هزار و یک حیله براى تخفیف مجازات آنان به کار رود، آن نظام از اسلام دور شده است. امام کاظم (ع) در مورد اجراى حدود مىفرماید: منفعت اقامه حد براى خداوند در روى زمین از بارش چهل روز باران بیشتر است.
موضعگیرىهاى قاطعانه و شجاعانه سیاسى امام کاظم(ع) در برابر طاغوت زمانش اینگونه پرتوان و باصلابت بود، او با عزت نفس و شهامت بىنظیر خود تا سر حد شهادت ایستادگى کرد و حسرت تسلیم را بر دل تبهکاران عباسى نهاد و درس مبارزه و ایستادگى در برابر باطل را به جهانیان آموخت.
منابع:
Ensani.ir
https://www.sid.ir
isca.ac.ir
http://pajoohesh.howzehtehran.com
انتهای پیام