حجتالاسلام والمسلمین سیدعلیاکبر حسینی، عضو هیئت علمی پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن کریم طی ارسال هفتمین یادداشت خود به خبرگزاری ایکنا از قم در خصوص جایگاه قرآن در تحول اخلاقی انسان سخن گفت که در ادامه تشریح این یادداشت را میخوانید:
سرچشمه دانشهای قرآنی، دانش گسترده و بی کرانه الهی است که هیچ محدودیتی در آن وجود ندارد به همین دلیل نمیتوان آموزههای این منبع وحیانی را با کتابهای بشری مقایسه کرد. به این نکته در آیه 6 سوره فرقان تصریح شده است «قُلْ أَنْزَلَهُ الَّذي يَعْلَمُ السِّرَّ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ؛ [قرآن] را كسى فرو فرستاده است كه اسرار پنهان آسمان و زمين را مىداند». در روایتی از امامان معصوم آمده است «فَضْلُ الْقُرآنِ عَلی سائِر الکَلام کَفَضْل اللهِ عَلی خَلْقِهِ؛ برتری قرآن بر دیگر سخنان، همچون برتری خدا بر خلق خود است».[1] بنابراین با توجه به تفاوتی که میان خداوند با نویسندگان بشری وجود دارد میتوان به جایگاه قرآن و برتری آن نسبت به نگاشتههای بشری پیبرد.
در روایاتی از امیرمومنان علی (ع)، قرآن جلوهگاه ویژه الهی معرفی شده است «فَتَجَلّی لَهُم سُبحانَهُ فی کِتابِهِ»[2] یعنی خداوند متعال در کتابش برای مردم «تجلی» کرده است». براساس مضمون این روایت می توان گفت: جهان آفرینش تجلی عام الهی و قرآن تجلی خاص او است. برخی نیز با استناد به برخی، قرآن را کتاب تشریع (قانون گذاری) و جهان هستی را کتاب تکوین خدا نامیدهاند؛ زیرا در قرآن از همه پدیدههای جهان آفرینش به کلمه تعبیر شده است (کهف: 109؛ لقمان: 27). بنا براین پدیدههای جهان کلمات کتاب تکوین الهی هستند و واژههای قرآنی کلمات کتاب تشریع خداوند میباشند.
در آیه 48 سوره مائده آمده است که قرآن مهیمن و مصدق کتابهای آسمانی پیشین بوده و هدف از نزول آن هدایتبخشی انسانهاست. خداوند در این آیه و آیات مانند آن به آخرین فرستاده خود فرمان میدهد تا براساس تعالیم قرآنی داوری کند و در آیه 32 سوره یونس، براین نکته تأکید شده است که هر انتخابی جز قرآن موجب گمراهی انسان میشود.
بیان شد که منشا آموزههای قرآنی علم الهی است و با توجه به نامحدود بودن علم خداوند دانشهای قرآنی نیز می توانند نامحدود باشند. «وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلاَّ في كِتابٍ مُبينٍ؛ و هيچ تر و خشكى نيست مگر اينكه در كتابى روشن [ثبت] است » (انعام: 59) قرآن از منظرهای زیادی از جمله، از منظر حقوقی، اخلاقی، تربیتی، هدایتی، تاریخی، ادبی، فرهنگی، تمدنی، اسلوب، اعجاز و ... مدار بررسی و تحلیل قرار گرفته است.
در مقالهای با نام ویژگیهای قرآن حدود 40 ویژگی برای قرآن بیان شده است. برای شناختن این معجزه بزرگ فرهنگی و نقش آن در تحول اخلاقی، راههای متعددی وجود دارد. به همین منظور کتابهای بسیاری با عنوان قرآن شناسی از سوی قرآنشناسان و قرآنپژوهان تدوین شده است. اما شایستهترین منبع برای شناخت کامل قرآن، مطالعه آیات این منبع وحیانی است. در قرآن بیش از 50 نام برای قرآن گزارش شده که شماری از آنها توصف قرآن می باشند. پس از قرآن روایات معصومان که مترجمان حقیقی قرآن هستند، بیشترین شایستگی را برای معرفی قرآن دارند. در منابع روایی با تجمیع سخنان معصومان درباره ویژگیهای قرآن، کتابهای مستقلی با عنوان «فضل القرآن» تدوین شده و انبوهی از روایات به این موضوع اختصاص یافته است. چنانکه یکی از مجلدات کتاب ارزشمند اصول کافی به بیان فضیلتهای قرآن اختصاص دارد.
هدف اصلی قرآن هدایت انسان از تاریکی به سوی نور و روشنایی است. (مائده: 15-16؛ ابراهیم: 1). در قرآن بیش از ۴۰ بار قرآن با وصف هدایتگری توصیف شده است. انسانها در طول زندگی خود همواره با راهها و انتخاب های فراوانی روبرو میشوند که قرآن از این راهها به سُبُل تعبیر میکند خداوند در آیه 153 سوره انعام از ما میخواهد که فقط در صراط مستقیم حرکت کنیم و از سبل و راههای متفرقه پرهیز کنیم «وَ أَنَّ هذا صِراطي مُسْتَقيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبيلِهِ ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ». قرآن راه هدایت و نجات را صراط مستقیم نامیده و آن را نجات از تاریکی ورفتن بهسوی نور و روشنایی میداند. براساس آیات قرآن، صراط مسقیم یکی از ویژگیهایی قرآن کریم است (شوری: 52). در نظام اخلاقی قرآن هدف غایی و پایانی قرآن قرب الهی، رشد و شکوفایی استعدادهای انسان و رسیدن به مقام خلیفةالهی است.
از رسالتهای اساسی قرآن آن است که ما را با خودمان آشنا کند. به همین دلیل برخی قرآن را بروشور انسانشناسی میخوانند. یکی دیگر از اهداف مهم نزول آگاه ساختن انسان از روابط چهارگانه انسان با خود با خداوند با طبیعت و جهان پیرامون انسان است. در ساختارهای جدیدی که از نظام اخلاقی قرآن ارائه شده نظام اخلاقی قرآن به چهار حوزه، اخلاق الهی، اخلاق فردی، اخلاق اجتماعی و اخلاق زیست محیطی تقسیم میشود. قرآن چگونگی روابط و مناسبات انسان با حوزههای چهارگانه را به او میآموزد.
آنچه تاکنون در باره ارتباط با قرآن ضرورت این ارتباط بیان شده، نوعی ارتباط علمی و دانشی با قرآن است؛ برخی عالمان و عارفان از ارتباط عاشقانه با قرآن نیز سخن گفتهاند. در این نگرش، قرآن، نامه محبوب است و دیدن آیات آن و لمس کلمات و صفحات آن لذت بخش و شورانگیز خواهد بود. در این مرحله تلاوت کننده قرآن، تلاوت خود را گفتوگو با معشوق میداند و در طول روز همواره در پی فرصتی است تا با محبوب خود گفتوگو کند؛ این گونه ارتباط در خاطرات زندگی اندیشمندان و فقیهانی مانند آیتالله بهجت بازگو شده است.
در روایتی از امام صادق (ع) آن حضرت قرآن را عهدنامه خداوند با انسان معرفی میکند و توصیه میکنند که هر انسانی موظف است روزانه، حداقل پنجاه آیه از این عهدنامه را مرور کند.[3] در روایاتی از رسول گرامی اسلامی نیز آمده است که اگر میخواهید با خداوند سخن بگویید قرآن بخوانید.[4]
در رابطه عاشقانه، هدف اصلی قرائت کننده قرآن گفت و گو و نجوا با خدا است لذت بردن از آن است. در سوره طه آمده است که حضرت موسی (ع) در بیابان در حال راه رفتن بودند در حالی که عصایی در دست داشت، ناگهان صدای خداوند را میشنود که از او میپرسد در دست تو چیست؟ در حالی که آن حضرت موسی (ع) میتوانست در پاسخ به پروردگار خود به جوابی کوتاه بسند کند: لب به سخن گشود و در چند جمله گفت: «قالَ هِيَ عَصايَ أَتَوَكَّؤُا عَلَيْها وَ أَهُشُّ بِها عَلى غَنَمي وَ لِيَ فيها مَآرِبُ أُخْرى؛ گفت: اين عصاى من است، بر آن تكيه مىكنم و با آن براى گوسفندانم [از درختان] برگ فرو میريزم، و مرا در آن، نيازها و سودهاى ديگر است. (18)» (طه: 18). موسی در این لحظه فرصتی را برای گفتوگو با محبوب خود یافته است و نمیخواهد این فرصت را از دست بدهد. در علم بلاغت، ایجاز و اختصار را یکی از ویژگی سخن بلیغ دانستهاند؛ اما در مواردی مانند گفتوگو با محبوب، اطاله و سخن طولانی را نیز عین بلاغت دانستهاند. و برای نمونه قرآنی آن به آیات 18 و 17 سوره طه و گفتوگوی موسی (ع) استناد میکنند.
در این یادداشت، ضمن اشاره به چهار حوزه اخلاق، در روابط و مناسبات انسان، با خود، با خدا، با افراد جامعه و با طبیعت، به اختصار جایگاه قرآن در قرآن و نقش آن در تبیین روابط اخلاقی انسان مدار توجه قرار گرفت و نیز بیان شد که قرآن متکفل بیان شناختهایی اساسی که از آن به مبانی اخلاقی تعبیر شده است که این شناختها نقشی اجتناب ناپذیر در فرآیند تحول اخلاقی ایفا میکنند.
بایسته است به این حقیقت تلخ نیز اشاره شود که با وجود اذعان همه مسلمانان به عظمت قرآن و آگاهی از جایگاه رفیع این معجزه الهی؛ اما بسیاری از آنان بیاعتنا به این حقیقت و چشم پوشی از تعالیم حیاتبخش آن، در ظلمت، گمراهی، حیرت به سر میبرند و امروز شاهد انحطاط و استعمار بسیاری از جوامع اسلامی هستیم؛ به این موضوع در آیه 30 سوره فرقان اشاره شده است «وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً» در این آیه رسول گرامی اسلام نزد پروردگار خویش از مسلمان شکایت میکند و میفرماید: پروردگارم، قوم من اين قرآن را مهجور گذاردهاند. مهجور به معنای وانهادن، ترک کردن و بیاعتنایی است. گناه و فاجعهای نابخشودنی که از زبان آخرین فرستاده الهی پیش بینی شده است. امیدوارم در ضیافت طرب انگیز رمضان از خواب غفلت بیدار شویم و با قرآن آشتی کنیم و با آیات قرآن زنگار را از قلبهایمان بزداییم. در حدیثی از آن رسول گرامی اسلام آمده است: «قلبها نیز مانند آهن زنگار میگیرد و با خواندن قرآن میتوان زنگها را زدود.»[5]
[1] . محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۹۲، ص۱۹.
[2] . نهجالبلاغه، خطبه 147.
[3] . کافی، ج2، ص609. عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: الْقُرْآنُ عَهْدُ اللَّهِ إِلَى خَلْقِهِ فَقَدْ يَنْبَغِي لِلْمَرْءِ الْمُسْلِمِ أَنْ يَنْظُرَ فِي عَهْدِهِ وَ أَنْ يَقْرَأَ مِنْهُ فِي كُلِّ يَوْمٍ خَمْسِينَ آيَةً.
[4] . متقی هندی، علی بن حسام، کنزالعمال، حدیث ۲۲۵۷.
[5] . متقی هندی، علی بن حسام، کنزالعمال، حدیثهای ۲۲۴۱، ۳۲، ۴۰، ۲۴۴۱، ۲۳۴۷.
انتهای پیام