به گزارش ایکنا از خراسان رضوی، حجتالاسلام محمد الهی خراسانی، مدرس سطوح عالی حوزه علمیه خراسان، شامگاه گذشته، 27 اردیبهشتماه در دومین نشست از سلسله نشستهای «لیله القدر انقلاب» با موضوع «گفتوگوی چند جانبه پیرامون انتخابات 1400» که بهصورت مجازی برگزار شد، با اشاره به مسئله جمهوریت و اهمیت آرای مردم، اظهار کرد: در حقیقت مسئله جمهوریت و جایگاه مردم در نظام سیاسی اسلام کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. گاهی تصور میشود که امام(ره) اساساً مسئله جمهوری اسلامی را در فضای خاص حاکم بر جامعه در آستانه انقلاب و بهویژه در پاسخ به افکار عمومی، رسانههای داخلی و خارجی که در خصوص روحانیت وجود داشت مسئله جمهوریت را مطرح کردند، اما این در حالی است که ایشان در این فضا در مقابل اتفاق انجام شدهای قرار گرفتند و این بحث را مطرح کردند وگرنه خودشان هم اعتقاد چندانی به این موضوع نداشتند.
وی ادامه داد: شاید امام(ره) تصورشان این بود بهترین راهی که میشود اهداف و ارزشها را محقق کرد، استفاده از واژه جمهوریت و آرای عمومی مردم است و لذا به عقیده من ممکن است نگاه به مردم گاهی یک نگاه صرفا تبلیغاتی و گاهی نیز یک نگاه ابزاری باشد، اما همواره ما نگاه سومی به این موضوع داریم و معتقدیم که مردم صرفا این دو جنبه را ندارند، بلکه افراد از موضوعیت و محوریت برخوردار هستند و در اینجا میتوان تعبیر مردمسالاری دینی را مطرح کرد.
این مدرس حوزه علمیه خراسان اضافه کرد: منظور از این مردمسالاری و چگونگی تجمیع این مردمسالاری با مبانی حکومت دینی نیز بحث مفصلی است، اما به طور مختصر میتوان گفت که ما باید به مباحث فلسفه دین و فلسفه بعثت انبیا بازگردیم که اساسا انبیا برای چه آمدهاند و دین برای چه امری به بشریت عرضه شده است.
الهی خراسانی ابراز عقیده کرد و گفت: همواره ما معتقدیم که انبیا برای هدایت انسانها آمدهاند که این هدایت بنا است رشد همه جانبه انسان را به دنبال داشته باشد. وقتی ما از رشد همه جانبه سخن میگوییم، منظور رشد انسان در عرصههای مختلف فردی، اجتماعی، مادی، معنوی، دنیوی و اخروی است و لذا از دین میشود به عنوان برنامه جامع رشد یاد کرد و قرآن نیز همین است و از دین به عنوان رشد یاد میکند.
وی تصریح کرد: اگر این رشد همه جانبه عصاره حقیقت دین و برنامه جامع ما باشد، ما معتقدیم که این رشد حتما باید از دو ویژگی آزادی و آگاهی برخوردار باشد. در حقیقت این رشد انسان باید در بستر آزادی شکل گیرد و توأم با آگاهی نیز باشد. این انتخاب هم صرفا باید توأم با آگاهی باشد نه اینکه توأم با فریبکاری و سوءاستفاده باشد. لذا انبیا آمدهاند تا اولا قوه تعقل بشر را فعال کنند و تفکر او را به جریان بیندازند، چرا که همواره در جریان تعقل و تفکر انسانهاست که مسئله مبدأ شناسی، معادشناسی و هستیشناسی مطرح میشود.
مدرس سطوح عالی حوزه علمیه خراسان با اشاره به انتخاب از روی آزادی و آگاهی کامل انسانها تأکید کرد: در واقع اگر این انتخاب با آزادی و آگاهی همراه باشد، پس بنا است که ارزشها نیز همراه با آزادی و آگاهی همراه مردم حاکم شود نه با فشار و زور. در حقیقت باید بستری فراهم شود تا اراده عمومی به سمت حاکمیت افراد سوق داده شود. اساسا فلسفه حکومت اسلامی در اینجا چیزی جز بسترسازی اجتماعی برای رشد همه جانبه انسانها نیست و این بسترسازی باید بر پایه آگاهی و آزادی کامل نیز شکل گیرد. در اینجا مردم نیز باید نقش اصلی را ایفا نمایند و این اراده را از خود نشان دهند و به تعبیر قرآن این مردم هستند که باید برای برپایی حکومت قیام کنند.
الهی خراسانی بیان کرد: لذا یکی از اساسیترین و کلیدیترین متون دینی در بیان نقش مردم از نگاه دین و جایگاه آنها در شکلگیری در حکومت دینی آیه شریفه 25 سوره حدید است که خداوند فرموده است: «لَقَد أَرسَلنا رُسُلَنا بِالبَيِّناتِ وَأَنزَلنا مَعَهُمُ الكِتابَ وَالميزانَ لِيَقومَ النّاسُ بِالقِسطِ» همواره منظور از این آیه آن است که انبیا آمدند تا زمینه را برای قیام مردم فراهم کنند.
وی ادامه داد: در حقیقت فلسفه آمدن انبیا نیز همین آیه شریفه است که در نهایت آمدن این بزرگواران منجر به قیام مردم و ظهور اراده مردم برای برپایی قسط است و این برپایی قسط مبتنی بر تمامی ارزشهاست، زیرا تمام ارزشهای الهی مبتنی بر قسط هستند. از اینرو این امر پایه و اساس جمهوریت و نقش مردم از نگاه دین است.
این مدرس حوزه علمیه خراسان بیان کرد: روشن است که ولایت به معنای مطلق از آن خداست که این ولایت را هیچکس به خدا نداده و خداوند نیز این ولایت را به انبیا و اولیای خود داده است و آنها نیز این ولایت را به جانشینان خود میدهند. اما نکته مهم این است که اگر ولایت بخواهد اعمال شود و منجر به تحقق ارزشها در بستر اجتماعی شود این امر باید با اراده عمومی مردم گره بخورد.
الهی خراسانی اظهار کرد: در حقیقت انبیا ولایت دارند، اما بنا نیست که به هر شکلی این ولایت را اعمال کنند. اعمال این ولایت به این معنا که بخواهد یک حاکمیت و قدرت اجتماعی شکل گیرد حتما باید با عنصر آزادی و آگاهی کامل انسانی همراه باشد تا این ولایت تحقق یابد.
وی افزود: اینکه انسانها آیا در استفاده از آزادی و آگاهی خود مسئول هستند یا خیر، بحث دیگری است و به این معنا نیست که انسانها اگر خواستند میتوانند از این آگاهی و آزادی استفاده کنند یا خیر و یا اینکه اگر خواستند این آگاهی و آزادی را کنار بگذارند. لذا ما معتقدیم انسانها به دلیل حجتهایی که چه به لحاظ درونی و چه به لحاظ بیرونی دارند و خداوند این حجتها را برای آنها کامل کرده است نیز نسبت به نوع استفاده از آزادی خود و در میزان بهرهمندی خود از آگاهی باید پاسخگو باشند.
مدرس سطوح عالی حوزه علمیه خراسان گفت: بالاخره آیا میشود نقش مردم در حکومت اسلامی را صرفا با توجه به نقش مردم در انتخاب امام سنجید و گفت که چون مردم در تعیین امام نقشی ندارند پس در حکومت دینی هم نمیتوانند نقشی داشته باشند؟ در حقیقت مسئله امامت مسئلهای است که مردم به خودی خود نمیتوانند در آن به انتخاب درستی برسند و خداوند هم چنین حقی را به انسان نداده چون انسانها چنین آگاهی را ندارند.
الهی خراسانی با بیان اینکه همواره انبیا آمدند تا زمینههایی را برای ما انسانها فراهم کنند تا ما بتوانیم بهترین انتخاب را داشته باشیم، تأکید کرد: پس اینکه امام علی(ع) در یک مقطعی نمیتواند این ولایت را به فعلیت برساند و حکومت و امر اجتماعی را به دست بگیرد، قطعا دلیل این امر آن است که اراده عمومی به حمایت از این ولایت الهی نیامده است و بابت این حمایت و همراهی نکردن این اراده عمومی مردم مسئول هستند.
وی افزود: اگر طراحان قانون اساسی بر این باور هستند که اگر ما بخواهیم راه دیگری را دنبال کنیم لزوما همراهی مردم وجود نخواهد داشت، در حقیقت بناست که حکومت اسلامی به فعلیت برسد و این فعلیت تداوم پیدا کند، اما شرط این امر، همراهی مردم است. اما اگر ساز و کارها در جمهوری اسلامی به گونهای طراحی شده باشد که این همراهی همچنان تداوم پیدا کند، همواره یکی از این راههای تداوم و همراهی؛ نقش مردم را بیشتر کردن، مردم را فعالتر کردن و اختیار قوه مجریه را در اختیار مردم قراردادن است وگرنه همراهی مردم نیز وجود نخواهد داشت.
مدرس سطوح عالی حوزه علمیه خراسان اظهار کرد: در واقع تدوینکنندگان قانون اساسی به این نتیجه رسیدهاند که اگر انتخاب قوه مجریه را به دست مردم ندهند، مردم دیگر این همراهی و مشارکت خود را ادامه نمیدهند. این در حالی است که امام علی(ع) نیز تا آنجایی که احساس میکردند که مردم همراهی میکنند مداخله میکردند، اما آنجایی که همراهی مردم نبود ایشان دیگر نظر خود را به آنها تحمیل نمیکردند.
انتهای پیام