بیتردید قرآن متنی فرابشری است و دلایل فراوانی برای اثبات این ادعا وجود دارد. از آغازین روزهای نزول وحی، محتوای ژرف و عمیق و اسلوبِ شگفت و بدیع این کلام آسمانی، ادیبان و سخنوران نامآور را به خضوع و تسلیم فراخوانده است.
فریاد همآوردجویی قرآن در جزیرةالعرب و سپس در سراسر عالم طنینانداز بوده و تاکنون بیپاسخ مانده است و هیچیک از مخالفان و معاندان، به رغم وجود انگیزههای فراوان، هرگز، توانایی همآوردی با آن را نداشتهاند.
مروری اجمالی به آیات قرآن، حکمتآمیزی، بلاغت، اعجاز و الهی بودن آن را آشکار میسازد. لازمه هیچیک از ویژگیهای یاد شده، پذیرش وحدت موضوعی سورههای قرآن نخواهد بود.
نظریه «وحدت موضوعى» از مباحث نوظهور در حوزه علوم قرآنى است. چنانچه آغازگران این نظریه مانند شحاته و عبدالله دراز اذعان میدارند، ابداع نظریه «وحدت موضوعی» بیشتر به مثابه واکنشی در برابر شبهات خاورشناسان درباره اسلوب قرآن است. «ریچارد بل»، «آرتور جان آربرى»، «گلدذیهر»، «گوستاولبون» و... آن دسته از خاورشناسانى هستند که بر گسیختگى و ناپیوستگى آیات قرآن تأکید دارند.
این مطلب در پی انکار وجود وحدت موضوعی و غرض واحد در تمامی سورههای قرآن نیست. در برخی سورهها، وحدت موضوعی امری بدیهی و انکارناپذیر مینماید. آنچه موجب تردید است، فراگیری این ادعا در تمامی سورههاست. طرفداران نظریه یاد شده، از ضرورت وجود غرض و موضوعی واحد در تمامی سورههای قرآن سخن میگویند و با ارائه دلایل و شواهد بر اثباتِ چنین ادعایی اصرار میورزند. در حالیکه به نظر میرسد هیچیک از دلایل مطرح شده، این نظریه را اثبات نمیکند. از سوی دیگر دلایل و شواهدی وجود دارد که به انکار این نظریه میانجامد.
دلایل و شواهدی وجود دارد که اثبات میکند در برخی سورههای قرآن، دستیابی به غرضی فراگیر امری ناممکن است، غرضی که تمامی موضوعات سوره را به یکدیگر پیوند دهد. این دلایل و شواهد به شرح زیر است.
نگاهى به سورههاى قرآن، نشان از وجود موضوعات متنوع و اغراضِ متعدد مىدهد. تا آنجا که ادعاى موضوعى واحد براى هر سوره، سخت و ناممکن مىنماید. فقدان «وحدت موضوعى» و ناپیوستگى در سورههاى قرآن، امری مشهود و اجتنابناپذیر است. موضوع محورى ویژه کتابهاى علمی است. قرآن کتاب هدایت است، چه بسا ایفاى وظیفه هدایتگرى در یک سوره مقتضى وجود موضوعات متعددى باشد.
هیچیک از طرفداران «وحدت موضوعى» نیز چنین واقعیتى را انکار نمىکنند و رازِ تأثیراتِ شگفتانگیزِ آیات را در اسلوب خاص قرآن جستجو مىکنند. طرفداران این نظریه، بهرغم پذیرش این واقعیت، با ارائه برخی دلایل و شواهد، به وحدت و انسجامی پنهان در آن سوى تنوع آشکار موضوعات در برخی سورهها رأى مىدهند.
محمد مدنى از پیشگامان این نظریه از یک سو اسلوب و شیوه انحصارى قرآن را امرى بدیهى دانسته و غفلت از این حقیقت را به معناى نادیده انگارى یکى از مهمترین جلوههاى اعجاز قرآن مىشمارد و از سوى دیگر بر «وحدت موضوعى» پاى مىفشارد. وى مىگوید: «با اینکه هر یک از سورههاى قرآن کریم داراى نشانه، رنگ خاص و مشخصه ویژهاى است و از جان و روحى برخوردار است که در تمامی زوایاى آیات آن جارى است، اما نمیتوان سورهها را بسان فصول و ابوابى دانست که مکتوبات معمولى در تألیف و ترتیب متداول به آنها تقسیم شده و بر حسب آنها تنظیم مىشود. اگر کسى بخواهد سورههاى قرآن را به صورت ابواب و فصول این کتاب آسمانى تلقى کند و یا از چنین منظرى به تفسیر آن دست یابد، با دیدى تکلفآمیز به قرآن نگریسته و سخت به بیراهه رفته است».
طه حسین، از روشنفکران و نویسندگان معاصر درباره ناپیوستگى و گسستگى موضوعات برخی سورههای قرآن مىگوید: «مثلاً موضوعات سوره بقره بسیار فراوان است و از هم بیگانه و این خود دلیل آن است که این سوره به یک باره نازل نشده است. ابتداى این سوره از مؤمنان سخن رانده است، سپس از کسانى سخن مىگوید که کفر ورزیدهاند و در ادامه به معرفى منافقان مىپردازد، بعد داستان آفرینش انسان و خلقت حضرت آدم (ع) دنبال مىشود. از داستان ابلیس و از کفر او سخن مىگوید و غرور و کبر او را به تصویر مىکشد. آنگاه به قسمتى از داستان ابراهیم(ع) و تجدید بناى کعبه به دست او مىپردازد. موضوعات فراوان، پىدرپى مطرح شده است».
سیوطى در بحث اسباب نزول و در تبیین سبب نزول آیه 88 از سوره اسراء روایتى را نقل مىکند که پیامبر علت ناپیوستگى موضوعى قرآن را باز مىگوید.
وى از طریق ابن عباس از پیامبر اسلام(ص) نقل میکند که سلام بن مشکم با جماعتى از یهود به خدمت پیامبر(ص) رسید و گفت: چگونه قرآن را حق و از جانب خدا بدانیم در حالى که کتابى آوردهاى که داراى تناسق و پیوستگى نیست، اما تورات داراى تناسق است؟! کتابى بیاور که متعارف و مأنوس باشد و پیامبر(ص) بىآنکه سخن آنان را درباره فقدان تناسق و پیوستگى آیات انکار کند، از بهانهجویى یهود پرده مى گشاید.
اگر به اقرار طرفداران نظریه «وحدت موضوعی» در ساختار ظاهرى قرآن، تفاوت و مغایرت اسلوب قرآن با مکتوبات بشری، امری بدیهى و انکارناپذیر است، میتوان بی هیچ تکلفی، تعدد موضوعات و تنوع اغراض را نیز در هر یک از سورهها پذیرفت و آن را هماهنگ با ظاهر برخی سورهها، امری ضرورى و اجتنابناپذیر دانست و همین ویژگی، مىتواند نقشی فزاینده در تأثیرِ عمیقِ قرآن در مخاطبان داشته و جلوهاى از حکمت الهى در تدوین و تنظیم قرآن باشد. افزون بر آن، تعدد و تنوع موضوعات، با نزول تدریجى قرآن که بر اساس حوادث مختلف بوده و در طی 23 سال نازل شده، سازگار خواهد بود.
منابع: دار احیاء التراث العربى، البرهان فى تفسیر القرآن و ensani.ir
انتهای پیام