گاهی جایی میهمان میشویم، اولش برایمان شیرین و خوش است، اما آخرش کمی سخت میشود، مخصوصاً اگر خیلی به آن میهمانی دلبسته باشیم. آنقدر شاد و سرگرم بودیم که نفهمیدیم کی تمام شد! حالا چطور دل بِکنیم؟ چگونه با آن همه خوشیها خداحافظی کنیم؟
سفر به آخرت همینطور است، تا چشم بر هم میزنیم، وقت رفتن میشود، نوبت ماست، وقت خداحافظی ست، باید از همه چیز و همه کس دل بکنیم. از تمام آنچه که فراهم کرده بودیم، از خانه، ماشین، پُست، پولهای توی بانک، زن و فرزند و بالاخره از همه چی!
چقدر زمان این سفر کوتاه نزدیک بود، ولی نمیدانستیم! فکر نمیکردیم این عمرمان چنین به سرعت بگذرد و واقعاً که «ناگهان چه زود دیر شد». باورمان نمیشود؛ یعنی باید برویم؟! به همین زودی؟
حضرت أمیرالمؤمنین (ع ) درباره نزدیکی مرگ و سفر به آخرت فرمایش زیبایی دارند که فقط دو کلمه است ولی دنیایی معنا دارد. میفرمایند: (الرَّحِيلُ وَشِيكٌ) كوچ كردن نزديك است. (حکمت187)
در معنای واژه «وشیک» گفته شده است که «وشیک» یعنی سریع و بیدرنگ، گویا امام علی (ع) فرموده است که هجرت از این دنیا خیلی با سرعت انجام میشود؛ به مانند گذشتن یک باد و یا مثل گذشتن جریان برق. یعنی مرگ خیلی به ما نزدیک است، نزدیکتر از آنچه که بتوانیم تصورش کنیم، خیلی آرام میآید و خیلی با سرعت عبور میکند.
حضرت نوح (ع ) با آن عمر طولانی که زبانزد تاریخ بود، میفرماید: «دنیا همانند خانهای بود که از یک درب آمدم و از درب دیگر خارج شدم»! یعنی حتی نوح نبی (ع) نیز به سرعت از این دنیا گذر نمود و به گذرا بودنش اعتراف کرد.
هر کسی زمان رفتن به مسافرت، خودش را از مدتها قبل آماده و مهیا میکند، اگر خودرویی دارد آن را بررسی میکند تا در جاده با مشکلی روبهرو نشود، مواد غذایی به اندازه مورد نیاز برمیدارد، جعبه کمکهای اولیه را چک میکند و در آخر دوباره همه چیز را میسنجد تا کاری از قلم نیفتاده باشد.
حالا چقدر خوب میشود اگر به همین اندازه به فکر سفر آخرتمان باشیم، تلاش کنیم که خودمان را آماده کنیم، قبل از اینکه خیلی دیر شود و آهنگ رفتن نواخته گردد. همین یاد مرگ و کوچ به آن دنیا، در دل آدمی تلنگری میزند که بلند شو و خودت را برای سفر آماده کن! لذا آن حضرت میفرماید: (مَنْ تَذَكَّرَ بُعْدَ السَّفَرِ اسْتَعَدَّ)كسى كه به ياد سفر طولانى آخرت باشد خود را آماده مىسازد. (حکمت 280)
محال است که انسان عاقلی بخواهد به سفر برود، اما بدون برنامهریزی باشد، بالاخره هر سفری نیازهای خود را دارد و بایستی مورد نظر قرار گیرد و هر چه سفر دورتر باشد، دقت در توشه برداشتن بیشتر خواهد شد. از همین جهت است که نمیتوانیم سفرهای خارجی را با سفرهای داخلی، یکی بدانیم. در سفرهای خارجی که دورتر است وسایل و مواد بیشتر نیاز داریم و طبیعتاً سختتر و دشوارتر خواهد بود.
البته در همینجا مسافران دو دسته میشوند: برخی مسافران، بارشان سبکتر است و خیلی زود آماده میشوند، وسایل سنگین و اضافه ای ندارند، به همین خاطر، زودتر از بقیه راه میافتند و به مقصد میرسند. سرعتشان زیاد است چون بارشان سبک است.
اما برخی دیگر، بار و وسایلی که به همراه برداشتهاند بسیار زیاد است و ناچار میشوند دیرتر و آهستهتر حرکت کنند و لذا بین آنها و کاروان، فاصله بیشتر و بیشتر میشود.
آری این گونه سفرها برای کسانی چون امام علی (ع )بسیار راحت و ساده است و بالعکس برای آنان که به این دنیا و زر و زیورش دلباختهاند، بسیار جانفرسا و دردناک خواهد بود، چنانکه حضرت می فرماید: «به خدا سوگند همراه مرگ چيزى به من روى نياورده كه از آن خشنود نباشم، و نشانههاى آن را زشت بدانم، بلكه من چونان جوينده آب در شب كه ناگهان آن را بيابد، يا كسى كه گمشده خود را پيدا كند، از مرگ خرسندم». (نامه 23)
أمیر المؤمنین (ع) میفرماید: (رُبَّ مُسْتَقْبِلٍ يَوْماً لَيْسَ بِمُسْتَدْبِرِهِ وَ مَغْبُوطٍ فِي أَوَّلِ لَيْلِهِ قَامَتْ بَوَاكِيهِ فِي آخِرِهِ)؛ بسيار بودند كسانى كه در آغاز روز زنده بودند، اما روز را به پايان نبردند و چه بسيار كسانى كه در آغاز شب زندگيشان مورد غبطه مردم بود، اما پايان همان شب عزاداران به سوگشان نشسته بودند. (حکمت 380).
در نهج البلاغه، به یاد مرگ بودن، همواره مورد سفارش قرار گرفته و این برای آن است که به فکر جمعآوری توشه و آمادگی کوچ به دنیای دیگر باشیم.
شاید یکی از علتهایی که گفته شده مستحب است مؤمن در تشییع جنازه برادر مؤمنش شرکت کند همین باشد که حداقل برای چند لحظه هم که شده به خودش بیاید.
همچنین گفته شده خریداری و نگهداری «خلعت آخرت» در منزل مستحب است، علتش ممکن است این باشد که با هر بار دیدن «کفن آخرت» کمی به خود بیاییم، و تلاش کنیم که کاستی های اخلاقی و رفتاری خود را جبران کنیم.اما متأسفانه در همین مورد برخی از افراد وقتی به عتبات عالیات و حج مشرف میشوند، برای خودشان کفن میخرند، ولی در جایی میگذارند که حتی پس از مرگشان هم کسی نمیتواند آن را پیدا کند!
این مسئله در نهج البلاغه نیز آمده است که انسان باید دائماً به فکر مرگ و هجرت از این دنیا باشد. امام علی (ع) در آن نامه تاریخی خود به امام حسن (ع) میفرماید: (يَا بُنَيَّ أَكْثِرْ مِنْ ذِكْرِ الْمَوْت)؛ پسرم فراوان بياد مرگ باش. (نامه 31)
این موضوع نشان میدهد که به یاد مرگ بودن بسیار مهم است که حتی معصومان( ع) نیز به آن توجه ویژه داشتهاند، زیرا همین یاد مرگ، نتایج و آثار خوبی در زندگی دارد که به دو مورد اشاره میکنیم:
الف) یاد مرگ و یاد سفر به آخرت باعث میشود که انسان به آنچه از دنیا دارد، إکتفاء و بسنده کند و بیشترِ همّ و غمش را توشه آخرت قرار دهد. وقتی بداند که از این دنیا، فقط همین چند متر پارچه سفید را به او خواهند داد تلاش میکند برای آن طرف دنیا بیشتر زحمت بکشد و توشه خوبی را گردآوری کند.
در نهج البلاغه دراین باره میخوانیم: (مَنْ أَكْثَرَ مِنْ ذِكْرِ الْمَوْتِ رَضِيَ مِنَ الدُّنْيَا بِالْيَسِيرِ)كسى كه فراوان ياد مرگ كند به اندكى از دنيا راضى مىشود. (حكمت 349)
البته این فرمایش امام (ع) منافات با این ندارد که انسان برای دنیای خودش تلاش کند، بلکه منظور این است که خیلی سرگرم دنیا نشود که از آخرت باز بماند.
ب) یکی دیگر از نتیجههای به یاد مرگ بودن، این است که موجب میشود انسان بیشتر به کارهای خیر و نیک بپردازد و آنها را به تأخیر نیندازد. وقتی ما احساس بکنیم که مرگ در چند قدمی ماست، مسلماً با تمام سرعت سعی میکنیم، گذشته خود را جبران کنیم. اگر دِینی از کسی بر گردن ماست، خیلی زود به صاحبش برمیگردانیم و اگر عبادتی را درست انجام ندادیم، درصدد برمیآییم که آن را مجدداً بجای آوریم.
لذا امام علی (ع) میفرماید: (مَنِ ارْتَقَبَ الْمَوْتَ سَارَعَ إِلَى الْخَيْرَاتِ)؛ هر کس به فکر مرگ باشد، در انجام کارها شتاب می کند.. (حكمت 31)
منابع:
کتب نهج البلاغه و مستدرک الوسائل
انتهای پیام