کد خبر: 3996816
تاریخ انتشار : ۲۱ شهريور ۱۴۰۰ - ۱۰:۳۹

جلوه‌های تبلیغی و تربیتی حضرت رقیه (س) در مکتب حسینی

یکی از سؤالات پژوهشی که همواره از گذشته تا امروز مطرح می‌شود این است که چرا امام حسین(ع) خانواده خود را با کودکانی مانند حضرت رقیه(س) و حضرت علی اصغر(ع) به کربلا برد؟

جلوه‌های تبلیغی و تربیتی حضرت رقیه(س) در مکتب حسینیبه گزارش ایکنا از خراسان رضوی، با مطالعه تاریخ نهضت حسینی و واقعه عاشورا، روشن می‌شود که همراهی خانواده امام حسین(ع) به ویژه کودکان و حضرت امام سجاد(ع) و زینب کبری(س) تأثیری مثبت و جهانی در نهضت حسینی داشت و یکی از عوامل پیروزی قیام حسینی بود، زیرا خانواده امام حسین(ع) توانستند کار ناتمام امام(ع) را با سختی و تحمل اسارت به پایان رسانده و پیام، اهداف و ماهیت قیام و حادثه کربلا را به گوش مردم و دشمنان برسانند.

 در این میان حضرت رقیه(س) به مقدار توان و حضور خویش در کربلا و شام، نقش تبلیغی در پیام‌رسانی و دفاع از حق و حقیقت داشته است. ماجرای خرابه شام و جان دادن دختر سه یا چهار ساله امام حسین(ع) در آنجا با آن وضع دلخراش و رقت‌بار و سپس برپا شدن آن بارگاه بسیار باشکوه بر قبرش، در حالی که از آن همه شوکت ظاهری بنی‌امیه چیزی در آنجا باقی نمانده، درس عبرت بسیار مهمی شده است که چگونه آن کاخ‌های باعظمت امویان ویران گشت و اثری از آن باقی نماند، اما آن خرابه به برکت طفل چهارساله‌ای از خاندان پیغمبر اکرم(ص) این گونه آباد شد.

این نحوه شهادت در تاریخ ماندگار شد و هرکس به این موضوع بیندیشد، به یاد امام حسین(ع) و اهداف و ماهیت قیام حسینی خواهد افتاد.

نباید از نقش تبلیغی و جهادی کودکان در کربلا و نهضت حسینی غافل شد. کودکانی مانند حضرت رقیه(س)، حضرت علی اصغر(ع)، حضرت عبدالله بن حسن(ع) و غیره توانستند چهره واقعی و بزک کرده دشمن را برای افکار عمومی و فریب‌خوردگان روشن کنند. آنان جزئی از عوامل موفقیت امام حسین(ع) در پیام‌رسانی و دفاع از حقیقت اسلام بودند.

همچنین خانواده در موفقیت افراد و به‌ویژه مبلغان دینی نقش ممتازی را ایفا می‌کند، چنان‌که خداوند در آیه کریمه (وَ أَنْذِرْ عَشِیرَتَک الْأَقرَبِین) (شعرا/ 214) دستور می‌دهد خویشاوندان نزدیکت را انذار کن و از شرک و مخالفت فرمان پروردگار بترسان، زیرا بدون شک برای دست زدن به یک برنامه انقلابی گسترده باید از حلقه‌های کوچک‌تر و فشرده‌تر شروع کرد و چه بهتر این که پیامبر(ص) نخستین دعوت خود را از بستگانش شروع کند که هم سوابق پاکی او را بهتر از همه می‌شناسند و هم پیوند محبت خویشاوندی نزدیک ایجاب می‌کند که به سخنانش بیش از دیگران گوش فرا دهند و از حسادت‌ها و کینه توزی‌ها و انتخاب موضع خصمانه، دورترند.

 احیای امر اهل بیت(ع)

در آموزه‌های دینی، بر اهمیت احیای امر اهل بیت(ع) و تعظیم شعائر دینی بسیار توصیه شده است. براین اساس، زیارت اماکن متبرکه به‌ویژه ائمه معصومین(ع) و امامزاده‌ها از جمله مرقد حضرت رقیه(س) و نیز نقل احادیث و بیان معارف و رساندن کلمات و علوم ائمه(ع) به مردم باعث احیای امر اهل بیت(ع) می‌شود. احیای امر اهل بیت(ع) و تعظیم شعائر دینی و حسینی باعث هدایت و نجات افراد می‌شود.

بنابراین ذکر و یاد حضرت رقیه(س)، زنده نگه داشتن واقعه کربلاست که در میان اسرای اهل بیت(ع) دختر کوچکی از سیدالشهدا(ع) بوده که در شام به لقاء الله نائل شد و این قبر نشانه و سندی بر مرور اسراری اهل بیت(ع) در شام است و با وجود این قبر شریف، مخالفان نتوانستند این واقعه را انکار کنند. بنابراین برگزاری مجالس عزاداری برای ائمه(ع) و اولاد گرامی ایشان از جمله حضرت رقیه(س) باعث می ‌شود دل عزاداران مؤمن در روزی که دل‌ها می‌میرند، زنده بماند.

بنابراین زیارت و عزاداری حضرت رقیه موجب تعظیم شعائر دینی و احیای امر اهل بیت(ع) است و چنین افرادی مشمول دعای ائمه معصومین(ع) هستند، چنان که امام صادق(ع) به فضیل فرمود: پس یاد ما را زنده کنید که هرکس از ما یاد کند یا در حضور او از ما یاد شود و به اندازه پر مگسی اشک از دیدگانش بیرون آید خداوند گناهان او را بیامرزد، حتی اگر بیشتر از کف دریا باشد.

رسوا ساختن هیئت حاکمه

بنی امیه به حکومت و سلطنت خود رنگ دینی می‌دادند و به نام اسلام و جانشینی پیامبر(ص) در جامعه اسلامی حکومت می‌کردند و با شیوه‌های گوناگون مانند جعل حدیث، جذب شعرا و محدثان و غیره برای تثبیت موقعیت دینی خود در جامعه می‌کوشیدند، اما حضرت رقیه(س) به خاطر سختی‌ها و عذاب‌هایی که در کربلا کشیده و نیز در ماجرای خرابه شام، نقاب از چهره واقعی دشمنان اسلام همچون یزید و عبیدالله بن زیاد برداشت و مردم را از خواب غفلت بیدار کرد و به همراه برادرش، امام سجاد(ع) و عمه بزرگوارش، حضرت زینب کبری(س) توانستند مسلمانان را از فجایع زشت و عملکرد نامناسب یزید آگاه و آشنا کنند.

بهترین سند و دلیل بر عملکرد حضرت رقیه(س) در افشاگری ماهیت ظالمانه یزید، نحوه برخورد و رفتار یزید با حضرت رقیه(س) بود. چنان‌که وقتی اسرا را در خرابه شام جای دادند، شبی حضرت رقیه(س) خواب پدرش امام حسین(ع) را می‌بیند و همین که از خواب بیدار می‌شود شروع به گریه و زاری می‌کند، اهل حرم و اسرا نیز به یاد مظلومیت امام حسین(ع) افتاده و اندوهگین شدند و گریه می‌کردند. یزید صدای گریه و شیون آنان را شنید، گفت: چه خبر است؟ گفتند: دختر امام حسین(ع) پدرش را در خواب دیده و اکنون بیدار شده و بهانه پدر را گرفته و گریه می‌کند. یزید در اوج ظلم و قساوت دستور داد سر بریده پدر را برای دختر سه ساله ببرند.

یکی از جلوه‌های زیبای مکتب حسینی که توسط حضرت رقیه(س) رقم خورد، حمایت از مظلوم است. حضرت با توجه به این که خردسال بودند، اما در واقعه عاشورا و نهضت حسینی به مقدار توان خود توانستند نقش‌آفرینی کنند و حمایت خویش را از مظلومیت و حقانیت امام حسین(ع) اعلام داشتند. این نقش و جلوه‌گری به تبعیت از آموزه‌های دینی است، چنان‌که یکی از سؤالات پژوهش این است که چرا باید از مظلوم و کشورهای مظلوم حمایت کرد؟ آیا این در آموزه‌های دینی وارد شده است؟

در پاسخ می‌توان گفت یکی از دستورات قرآنی، حمایت از مظلوم است. در این‌جا به دو آیه شریفه استناد می‌کنیم:

1. خداوند در آیه 72 سوره انفال؛ (إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا بأَمْوالِهِمْ وَ أَنفُسِهِمْ فی سَبیلِ اللَّهِ وَ الَّذینَ آوَوْا وَ نَصَرُوا أُولئِک بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ وَ الَّذینَ آمَنُوا وَ لَمْ یُهاجِرُوا ما لَکمْ مِنْ وَلایَتِهِمْ منْ شیْ ءٍ حَتَّی یُهاجِرُوا وَ إِنِ اسْتَنْصَرُوکمْ فِی الدِّینِ فَعَلَیْکمُ النَّصْرُ إِلاَّ عَلی قَوْمٍ بَیْنَکمْ وَ بَیْنَهُمْ میثاقٌ وَ اللَّه بما تَعْمَلُونَ بَصیرٌ) به صراحت در فراز (وَ إِنِ اسْتَنْصَرُوکمْ فِی الدِّینِ فَعَلَیْکمُ النَّصْرُ) فرموده است: «هر گاه این گروه (مؤمنان غیر مهاجر) از شما به خاطر حفظ دین و آیینشان یاری بطلبند (یعنی تحت فشار شدید دشمنان قرار گیرند) بر شما لازم است که به یاری آنها بشتابید.

2. آیه  75 سوره نسا؛ (ما لَکمْ لا تُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقرْیَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْک وَلِیًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْک نَصِیراً)؛ مسلمانان را به جهاد و حمایت از مظلوم و مستضعف تشویق می کند، زیرا مسلمانان باید نسبت به هم، غیرت و تعصّب مکتبی داشته باشند و در برابر ناله‌ها و استغاثه‌ها بی‌تفاوت نباشند و از اهداف جهاد اسلامی، تلاش برای رهایی مستضعفان از سلطه ستمگران است. چنان‌که اسلام مرز نمی‌شناسد، هر جا که مستضعفی باشد، جهاد و حمایت از مظلوم نیز هست.

در روایات نیز بر حمایت از مظلوم در برابر ظالم توصیه شده است. در این‌جا به دو روایت اشاره می‌کنیم:

1. امام صادق(ع) فرمودند: هیچ مؤمنی بر مؤمن ستمدیده‌ای یاری نرساند جز آن که این کار او برتر از دو ماه روزه و اعتکاف در مسجد الحرام باشد و هیچ مؤمنی نباشد که توان مدد و یاری رساندن به برادر مؤمنش را داشته باشد و بر او یاری رساند جز آن‌که خداوند او را در دنیا و آخرت یاری کند و هیچ مؤمنی نباشد که توان یاری رساندن به برادر مؤمنش را داشته باشد و او را بدون یاری رها کند جز آن‌که خداوند او را در دنیا و آخرت به حال خود رها می‌کند.

2. امام باقر(ع) در ذیل آیه شریفه (وَ الْمُسْتَضْعَفِینَ منَ الرِّجالِ وَ النساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْیَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنک وَلِیا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْک نَصِیراً) (نساء/ 75) می‌فرماید: «مقصود از مستضعفانی که در تحت حکومت ظالمانند، ما هستیم.»

بنابراین حضرت رقیه(س) و سایر کودکان و اهل بیت(ع) نیز براساس آموزه‌های دینی، به نوعی با حضور در واقعه کربلا و تحمل اسارت و بیان حقائق کربلا و افشاگری به حمایت و دفاع از مظلوم پرداختند.

حضرت رقیه(س) وقتی در خرابه شام سر بریده پدر را دید، شروع به صحبت کرد و با سخنان حمایت‌گونه خود یزید را به خاطر شهادت امام حسین(ع) سرزنش نمود. حضرت رقیه(س) در فرازهایی فرمود: «بابا! این زنان مصیبت‌زده را چه کسی حمایت خواهد کرد؟ بابا! این زن‌های غریب و اسیر به که پناه ببرند؟ بابا! چه کسی به این چشم‌های گریان ترحم می‌کند؟... بابا! کاش قبل از این نابینا شده بودم و تو را به این حال نمی‌دیدم. بابا! کاش مرده بودم و نمی‌دیدم که محاسن شریفت از خون سرت رنگین شده!».

حضرت رقیه(س) با این سخنان آتشین و جانگداز خویش، بر همگان ثابت نمود که پدر بزرگوارش غریبانه و مظلومانه به شهادت رسیده است. او که کودکی خردسال، اما تربیت شده مکتب حسینی بود، با زبانی رسا به افشاگری واقعه کربلا و حمایت از امام حسین(ع) پرداخت که نتیجه آن رسوایی یزید شد و همگان با مرور خاطرات کربلا و عاشورا، به عزاداری و گریه و زاری در خرابه شام پرداختند. او با شهادت خود در شام، تا ابد این سؤالات را در اذهان عموم باقی گذاشت که با دیدن بارگاه آن حضرت از خود بپرسند: گناه این کودک چه بود که غریبانه در اینجا جان داد؟ آیا کودک تحمل دیدن سر برید پدرش را داشت؟ چرا یزید و عبیدالله بن زیاد با فرزندان رسول خدا این گونه برخورد کردند؟

منابع: بررسی نظام تربیتی صحیفه سجادیه، تحف‌العقول و ensani.ir

انتهای پیام
captcha