حجتالاسلام والمسلمین علیرضا محمدی فرد، عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در گفتوگو با ایکنا از قم، اظهار کرد: قرآن بهعنوان یک منبع معرفتی باید مورد توجه قرار بگیرد، چراکه از مراجعه به قرآن به مباحث نظریهپردازی علمی و تولیدات علمی میرسیم.
وی با بیان اینکه منبع معرفتی در نظر گرفته شده اگر بخواهد به تولید علم و نظریهپردازی علمی منتهی شود، باید روشمند باشد، گفت: برای این منظور نیاز است که گامهایی برداشته شود تا به روش معتبر و استاندارد برسیم؛ گام اول این است که در ابتدا یک چشماندازی از مطالعات قرآنی که میتواند ادعا کند رجوع روشمند به قرآن دارد و منتهی به تولید علم میشود، داشته باشیم.
نویسنده کتاب «درآمدی به مطالعات قرآن و نظریهپردازی در علوم انسانی» با اشاره به اینکه این کتاب قسمتی از یک پروژه کلان است که به سیر مطالعاتی که چندین سال است به بحثهای علوم انسانی قرآنی و علمی دینی وارد شده است، منتهی میشود، افزود: فصل اول کتاب به بیان تعریف و تاریخچه تحول تفسیر موضوعی، بهعنوان نمونه به مطالعات نظریهپردازانه قرآن و علوم انسانی میپردازد، یعنی تفسیری که در آن قرآن منبع معرفتی قلمداد میشود و هدف از رجوع به آن منتهی شدن به نظریهپردازی است که این ایده برگرفته از نظریات شهید سیدمحمدباقر صدر است.
وی ادامه داد: با انجام مطالعات تاریخی که در فصل اول آمده، متوجه میشویم شهید سیدمحمدباقر صدر اولین فردی است که بهصورت تئوریک مطرح کرده که باید از قرآن نظریهپردازی داشته باشیم؛ همچنین در این فصل از کتاب، تفسیر موضوعی استاندارد، بهعنوان نمونه شاخص مطالعات قرآنی در حوزه علوم انسانی معرفی میشود.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه گفت: در این سیر برای توصیف وضعیت موجود ابتدا باید یک سری از مطالعات قرآنی که در عرصه قرآن و علوم انسانی اتفاق افتاده است را بررسی کنیم، برای این منظور، نیاز به در اختیار داشتن یک الگوی معیار داریم که این الگوی معیار، مختص به رویکرد خاصی از علوم انسانی نیست، بلکه در هر رویکردی از علوم انسانی چه دینی، چه غیر دینی و نیز در رویکردهای غربی اعم از پوزیتیویستی و تفسیری بهعنوان الگوی فراپارادایمی در نظر گرفته میشود؛ این الگوی معیار در فصل دوم کتاب معرفی شده است و نشان میدهد آیا این شاخصهای الگوی معیار در مطالعات قرآنی علوم انسانی حاضر، وجود دارد یا خیر.
وی بیان کرد: فصل سوم کتاب، الگوی معیار مطلق علوم انسانی را در مطالعات قرآنی علوم انسانی بومیسازی کرده است؛ یعنی با وجود اینکه الگوی معیار در تمام رویکردهای علوم انسانی وجود دارد، وقتی وارد مطالعات قرآنی میشویم این الگو یک سری ویژگیهای خاص خود را دارد.

محمدی فرد اضافه کرد: براساس الگوی معیار و تفسیر موضوعی استاندارد که بهعنوان هدفگذاری در فصل دوم و سوم مطرح شده است، در فصل چهارم شش اثر از آثار مطالعات قرآنی که وارد فضای علوم انسانی شدهاند، بهعنوان نمونههایی که در یک طیف از مطالعات قرآنی انجام شده قرار دارند، بررسی شدهاند.
استاد حوزه و دانشگاه بیان کرد: با توجه به مقایسه توصیفی و تبیینی نمونههای بررسی شده با هم و ذکر نقاط قوت و ضعف آنها در فصل چهارم، از دل این مقایسه و با کمک الگوی معیار ارائه شده، در فصل پنجم یک سری عناصر روششناختی عام مطالعات قرآنی که میتواند به نظریهپردازی در علوم انسانی منجر شود، معرفی شده است.
وی افزود: در این فصل به عناصر عام روش شناختی دست پیدا کردیم که اگر بخواهیم این سیر مطالعاتی به روش منتهی شود، چند پروژه تحقیقی دیگر باید بعد از این کار انجام شود که بعضی از این پروژهها نیز آغاز شده است و اثر بعدی در ادامه این اثر، کتاب «فلسفه تفسیر موضوعی» خواهد بود.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه بیان کرد: در یک دید واقعبینانه و ناظر به آنچه که در بیش از 100 سال قبل تاکنون در پژوهشهای علوم انسانی دینی اتفاق افتاده است؛ اندیشمندان مسلمان و نیز اندیشمندان رشتههای مختلف علوم انسانی و علوم اسلامی به این سمت رفتند که به قرآن به عنوان یک منبع معرفتی رجوع کنند و این مراجعه به تولید علوم انسانی دینی و قرآنی بینجامد.
استاد حوزه و دانشگاه گفت: فعالیتهای علمی که در میان اندیشمندان وجود دارد یک خلأ را در گذشته و حال نشان میدهد که البته تلاشهایی برای برطرف کردن آن انجام شده و آن این است که اگر بخواهیم به سراغ قرآن برویم و این مطالعه منتهی به علم شود باید این مراجعه یک رجوع روشمند باشد؛ این رجوع روشمند دغدغهای است که مدنظر بسیاری از مطالعات قرآنی بوده و است.
وی در رابطه با هدف از تألیف کتاب، تصریح کرد: برای دست پیدا کردن به هدف غایی در مورد مطالعه روشمند قرآن کریم و رسیدن به روش معتبر برای رجوع به منبع معرفتی قرآن در توالی علوم انسانی اسلامی و نظریهپردازی قرآنی و نیز رسیدن به چیستی و چگونگی این روش معتبر، این پروژه کلان رقم خورد که کتاب «درآمدی به مطالعات قرآن و نظریهپردازی در علوم انسانی» نیز جزئی از آن است.
در پایان یادآور میشود، پژوهشها و تحقیقات مقدماتی این پروژه از هفت سال قبل آغاز شده و در نهایت کتاب به نویسندگی علیرضا محمدی فرد و هادی موسوی در پنج فصل و 268 صفحه در آذرماه 1400در انتشارات پژوهشگاه حوزه و دانشگاه به چاپ رسید.
انتهای پیام