نمیتوان همیشه گفت که کتابخوانی بر شخصیت افراد و دانا شدن تأثیر زیادی دارد، چراکه گاهی میبینیم از سوی افراد کتابخوان رفتارهایی انجام میشود که با تصورات ذهنی ما در خصوص افراد اهل مطالعه تفاوت دارد، همانها که فکر میکنند گاهی همه چیز میدانند. خبرنگار ایکنا از قم در این باره با مردم به گفتوگو نشست تا از تأثیرات کتابخوانی بر زندگی اجتماعی و شخصی افراد و حتی عدم کتابخوانی سخن بگویند که در ادامه، این سخنان تقدیم مخاطبان ایکنا میشود.
خانم زارعی 25 ساله و دانشجوی مقطع کارشناسی در گفتوگو با ایکنا از قم، گفت: چند روز پیش در حین مطالعه متوجه شدم که طبق مطالعات انجام شده بهترین سن برای علاقهمند کردن بچهها به کتاب و کتابخوانی سن بین چهار تا شش سالگی است و بعد از آن سن کتابخوان کردن بچهها تا 10 برابر سختتر خواهد بود ولی به نظر میرسد که ما با این الگو و یافته علمی در جهت فرهنگسازی خیلی فاصله داریم؛ ما بچهها را در هفت سالگی به مدرسه میفرستیم که یک خلأ است این یعنی حتی خدمتگزاران مردم در جایگاه خودشان از علمی که داشتند استفاده نکردهاند یا کتاب به اندازه کافی نخواندهاند که اینطور تصمیمگیری کردهاند.
وی افزود: افراد اگر واقعا دغدغه فرهنگسازی کتابخوانی دارند باید تدبیری بر امر مهم فرهنگ مطالعه داشته باشند نه صرفا در حد شعار سالی یک بار بگویند کتاب و کتابخوانی خوب است. بهنظر من با توجه به آنکه امروزه به دلایل مختلف از جمله مسائل اقتصادی حتی زنان ملزم به انجام کار و فعالیتهای اجتماعی هستند، مسئولان میتوانند مهدکودکهای دولتی را ایجاد کنند تا هم اشتغال ایجاد کند، هم فرهنگ مطالعه از سنین پایه شروع شود و هم به زنان جامعه و فرزندان آینده و حتی پدران خدمتی شود، اگرچه گاهی کتاب خواندن هم تأثیری در شکلگیری شخصیت و رفتار ما آدمها ندارد.
زارعی با بیان اینکه من دوستی دارم که به قول خودش از همان سن کودکی مادرش برایش کتاب میخوانده و الان در سن 23 سالگی هنوز هم بیشترین خرید ماهانهاش کتاب است و خواندن آن، گفت: دوست من به شدت آدم هیجانی است و در برخورد با مسائل مختلف سریعا رفتار هیجانی منفی مانند عصبانیت را نشان داده و حتی حرمت بزرگتری را هم نگه نمیدارد.
آقای احمد، 33 ساله در گفتوگو با ایکنا از قم نیز بیان کرد: من خیلی اهل کتابخوانی نیستم، اما میدانم با آدمها چگونه برخورد کنم؛ دوستی دارم که خیلی هم به قول خودش اهل کتاب است و بسیار دانا؛ به نحوی که بهصورت افراطی و شبانهروز کتاب میخواند و معتقد است کتاب خواندن بهتر از خوابیدن است و دوست ندارد قبل از مرگ کتابهایی را که دوست داشته است نخوانده باقی بماند، اما روزی نیست که دوستان ما را با رفتارش نرنجاند؛ با غرور خاصی که دارد به ما حس حقارت میدهد و مدام تمسخر میکند و بلند بلند میخندد.
وی افزود: ببینید شاید مشکل آن است که ما فکر میکنیم با خواندن چند صفحه کتاب همه چیز میدانیم و به نظر میآید که گاهی هر جامعه اعم از بیسواد و مدعی سواد باید در وهله اول دریابد که بیسواد است و فکر کند که تا آن سن چه چیزهایی نیاموخته است و چرا نیاموخته است. حتی قدرت آن را داشته باشد که یک گوشه با خودش و حتی همسالان و همکلاسیهای خود بنشینند و گفتوگو کنند و خود را نقد کنند، چراکه گفتوگو سبب آنالیز درستی و نادرستی است. البته به شرطی که درک و شناخت خوبی از درستی و نادرستی داشته باشیم.
خانم مهرانه، 31 ساله به خبرنگار ایکنا گفت: ببینید کشورهایی که مردم بافرهنگی دارند عمدتا کتابخوان هستند و فرهنگ کتابخوانی در بین آحاد مردم بهطوری است که حداقل در ماه یک کتاب را میخوانند ولی بعید میدانم خانوادههای ما فرصتی را در کنار روزمرگیهایشان داشته باشند که شاید هم واقعا فرصتش را ندارند و شاید هم انگیزهای برای مطالعه ندارند.
وی افزود: مردم ما بیشتر علاقه دارند عصبانی و بهانهگیر باشند مثل همسر من. او البته زیاد مطالعه میکند ولی معمولا حتی از خواندن کتاب هم عصبانی میشود و کلی از کتاب، نوع جلد، نوع فونت و نوع ویرایش ایراد میگیرد؛ او ظاهرا در کودکی زیاد طعم حقارت کشیده؛ و حالا در سن بزرگسالی مدام تمایل دارد بهانه بگیرد. از زن و بچه نتواند از کتاب، از کتاب نتواند از در و دیوار، از در و دیوار نتواند از زمین، مثلا چرا زمین سفت است. در واقع با خواندن چند کتاب تمرکزش به کتاب و نویسنده و ناشر معطوف میشود. شاید این بهانهگیری به دلیل این است که ذهن او هنوز کامل رشد نکرده و تمایل دارد حقارتهایی را که قبلا چشیده به دیگران بچشاند. با بزرگ شدن سن، قد و هیکل پیدا کردن و قرار گرفتن در یک جایگاه اجتماعی مثل پدر و همسر شدن احساس برتری میکند ولی مثل همان کودک قدیمی هنوز بهانهگیر است. او هر روز با مطالعه هر کتاب شاید دانش کسب کند اما به نظر میآید وقتی هم که کتاب میخواند مفاهیم آن را نمیفهمد فقط حفظ میکند.
آقای ایمانی، 35 ساله نیز بیان میکند: بارها از کودکی شنیدهایم کتابها دروازهای به سمت حافظه جامعه بشریت است و حاوی گنجینههای تاریخی و تمدن بشری هستند که تا از این دروازه عبور نکنیم به شهر دانش و آگاهی نخواهیم رسید. البته این جمله خیلی آرمانی است ولی من به نوبه خودم هر وقت کتاب خوب و کتابی که باب میلم است را میخوانم احساس بلندپروازی دارم و واقعا در رضایتمندی من از زندگی تأثیر دارد. من واقعا با کتاب حرف میزنم و در همه کتابهایم نقاشی میکشم.
وی افزود: من معتقدم کتاب آدم را به سمت خوبی سوق میدهد و تفکر زندگی را سراسر اغنا و فرهنگ، احساس و شور و روشنفکری و باورها و آداب و رسوم زیبا و مختلف میکند که به نظرم این سبک کتابخوانی من از دوران کودکیام شکل گرفته است. وقتی پدرم کتاب میخرید، با هم مینشستیم و تصاویر داخل کتابها را تغییر میدادیم و کلی میخندیدیم؛ الان که او دیگر پیش ما نیست من با همین خاطرات و نوشتن در کتاب خودم را مشغول میکنم تا آرامش بگیرم. من رمز و راز کتابخوانی خودم را در رفتارها و اشتیاقی که پدرم برایم ایجاد کرده میبینم. البته بعضی دوستانم معتقدند خلأ عاطفی نبود پدرم را با خرید کتب جدید و نقاشی در آن جبران میکنم اما شاید هم آنها حسود باشند که باید بررسی شود. چون معمولا انسانهای این زمان بدبین و بدخواه هستند. در کتابهای زیادی توطئه مردمان نوشته شده است.
ایمانی گفت: من دوستی دارم که هفتهای یک کتاب میخواند اما آنقدر رفتارهای او با والدینش مستبدانه است و فکر میکند نهتنها والدینش بلکه کل عالم باید به سخنان او گوش فرا دهند، چراکه او همه چیز را میداند و خیلی باهوش و کتابخوان است.
خانم رازقی، 28 ساله در گفتوگو با ایکنا از قم گفت: به نظر من کتاب اگر خوب باشد به خواندنش و وقت گذاشتن میارزد. در واقع آدمها با خواندن کتاب یاد میگیرند از دیکتاتورها و دیکتاتورصفتان پیروی نکنند و عاقبت پیروی کورکورانه را بهتر درک میکنند و آدمهایی که شعار جامعه بهتر را میدهند و هر روز به یک اتفاق یک انتقاد دارند خوب است حداقل سلطه خواندن کتاب را بر فکر و جان خودشان بپذیرند.
وی افزود: من خودم قبلا خیلی اهل شعار بودم. الان در محل کار همیشه یک کتاب دارم و سعی میکنم در وقت بیکاری حداقل روزی یکی دو صفحه مطالعه کنم؛ البته قیمت کتاب واقعا گران است ولی بالاخره مطالعه نوعی غذای فکر و روح و جان و مثل نان شب لازم و واجب است؛ توصیه من به همه مردم این است که قرآن بهترین کتاب است هر چند بسیار مهجور مانده است.
خانم پارسا، 29 ساله میگوید: من قبل از هر تصمیمی که میخواهم بگیرم یک کتاب میخوانم و به نوعی خودم را برای آن کار آماده و مجهز میکنم. من عاشق هیجان و تخیل و ریسک هستم و به شدت به خواندن کتابهای تخیلی و رمان علاقه دارم. البته از نظر من تماشای فیلم و شنیدن برنامههای رادیویی هم میتواند نوعی مطالعه باشد. البته برخی دوستانم به من میگویند بیش از آنکه اهل کتاب خواندن باشم اهل هیجانخواهی هستم ولی مهم این است من یک قدم از آنها جلوتر هستم و حداقل کتاب میخوانم.
وی افزود: به نظر من کتاب، قوه تخیل و ریسکم را افزایش میدهد. خدا را شکر الان با آمدن کتابخانههای مجازی و نرمافزارهایی که دارای کتابخانه مجازی هستند مشکل رفتوآمد به کتابخانه را ندارم چون من واقعا همیشه با این کار مشکل داشتم. از اینکه هنگام مطالعه شخصی حالت چهره و نشستن من را زیر نظر بگیرد واقعا ناراحت میشدم.
این خانم 29 ساله با اشاره به اینکه البته این حالت جلو بودن از افرادی که کتاب میخوانند هم خیلی صحیح نیست، ادامه میدهد: من دوستی دارم که سالهاست کتاب میخواند اما هر روز رفتارش با اطرافیانش تغییر کرده و دیگر با کسی سخن نمیگوید چراکه میگوید دیگران کتاب نخوانده و حرفهای مرا نمیفهمند؛ دغدغههای مرا در جامعه نمیدانند و به نظرم اگر حرف نزنم خیلی راحتتر هستم، همین کتاب مونس من است خیلی بهتر است.
خانم عاطفی، 23 ساله به خبرنگار ایکنا گفت: من معمولا به کتاب خواندن بهعنوان یک وسیله تفریح نگاه میکنم. به نوعی احساس میکنم انواع زندگی مردم را میتوانم بشناسم و دیگران را کشف کنم. حتی به انواع و اقسام مناطق جغرافیایی بروم و حتی احساس ناامنی و یا امنیت آنها را درک کنم و به شناخت و درک بیشتر خودم برای همدلی با مردم کمک میکنم.
وی افزود: البته همسرم گاهی مخالف این طرز تفکر من است و میگوید هر چقدر هم کتاب بخوانیم تا در زندگی مردم دیگر از گذشته تاکنون و حتی آینده سرک کشیده باشیم باز هم هر شخص و هر آدم یک طرز فکر و یک ایدئولوژی برای زندگی خود دارد و همدلی باید واقعی باشد نه اینکه بهطور مثال با کتاب خواندن و شبیهسازی افراد گذشته با انسانهای این زمان صورت بگیرد؛ ولی من به هر حال عاشق گمانهزنی هستم، خواه درست یا غلط. اگر درست باشد که درست بوده است اگر غلط باشد هم نوعی داستان تولید میکند.
اما باید بدانیم که گفتوگوها و پیشفرضهای بیان شده همیشگی و دقیق نیست چراکه ما افرادی را داریم که الگوی کتابخوانی و فکر و اندیشه هستند یا به بیانی دیگر میتوان گفت حداقل کتاب خواندن از نخواندن آن قطعا مطلوبتر است حتی اگر تأثیراتی در فرد مشاهده نشود.
گزارش از هدیسادات چاوشی
انتهای پیام