امام خمینی(ره) در یکی از بحثهای جالب خود فرو رفتن افراطی در قرائت و نحو و ظواهر قرآن را سبب دور ماندن از معنویت قرآن معرفی مینماید و بر برخی از اهل تفسیر تأکید کردند که باید راه استفاده از این کتاب شریف را که تنها کتاب سلوک الیالله و یکتا کتاب تهذیب نفوس و آداب و سنن الهیه و بزرگتر وسیله رابطه بین خالق و خلق و عروةالوثقی و حبلالمتین تمسک به عز ربوبیت است باید به روی مردم مفتوح کرد.
قرآن، کتابی است که هر اندازه از زمان نزولش بگذرد بیشتر به اسرار و شگفتیهای آن پی میبرند. این معجزه رسول اکرم(ص) و کلام حق تنها اثری است که میتواند آدمیان را به سوی راههای استواری که خوشبختی واقعی آنان در آن نهفته است، هدایت نماید، این سرچشمه پرخیر و برکت معنوی، اهل تقوا و ایمان را در مقصد و هدفی که دارند پایدار مینماید و قلوب مؤمنین را تألیف میدهد و ریسمان محکم و متینی است که تمسک به آن با روشنایی و سعادت ابدی قرین خواهد بود قرآن، بهار آفرین دلهای خزان است و امراض قلبی و ناگواریهای فکری را شفا میدهد، تیرگی ها را میزداید.
حضرت امام خمینی(ره)، مدام و به طور مؤکد بر استفاده از این سفره عظیم و گسترده الهی توصیه میکردند و برخلاف این نظر که میگوید این کلام را مردم عادی نمیفهمند و تنها برای خواص قابل استفاده است، معتقد بودند که تمامی آحاد مردم باید قرآن بخوانند و در معانی آن دقت و تدبر کنند.
امام خمینی(ره) مفسری بود که مفاهیم قرآنی را در متن زندگی فردی، اجتماعی و مبارزات سیاسی پیاده کرد و با بنا نهادن جامعه قرآنی این کتاب شریف را از غربت درآورد، امام برترین منادی بازگشت به قرآن در عصر حاضر است و در سالیان متمادی تلاشهای علمی، فرهنگی که توام با مبارزات سیاسی بود نقش این کتاب شریف را در پی افکندن طرحی انسانساز در جامعه دریافته بود که ما قرآن را نخواندهایم، منطق قرآن را نمیدانیم قبل از همه چیزها قرآن را بخوانید که چه میگوید. قرآن کتاب انسانسازی است کتاب انسان متحرک است که هم معنویات انسان را و هم حکومت را درست میکند.
در فراز یکی از بیانات خویش فریاد میزند: «آیا برای علمای اسلام ننگآور نیست که با داشتن قرآن کریم و احکام نورانی اسلام و سنت پیامبر(ص) و ائمه معصومین(ع) احکام و مقررات کفر در ممالک اسلامی تحت نفوذ آنان پیاده شود و تصمیمات دیکته شده صاحبان زر و زور و تزویر و مخالفان واقعی اسلام اجرا گردد. امام، وظیفه خود میداند که از قرآن و عترت حمایت کند و هیهات که خمینی در برابر تجاوز دیو سیرتان و مشرکان و کافران به حریم قرآن کریم و عترت رسول خدا(ص) و امت محمد(ص) و پیروان ابراهیم حنیف ساکت و آرام بماند و یا نظاره گر صحنههای ذلت و حقارت مسلمانان باشد».
همچنین نقش جاهلان و افراد تنگنظر را در واژگون جلوه دادن ابعاد معنوی و زندگی ساز قرآن فریاد میزد: «هان ای حوزههای علمیه و دانشگاههای اهل تحقیق بپاخیزید و قرآن کریم را از شر جاهلان متنسک و عالمان متهتک که از روی علم و عمد به قرآن و اسلام تاخته و میتازند نجات دهید و شما ای فرزندان برومند اسلام، حوزهها و دانشگاهها را از توجه به شئونات قرآن و ابعاد بسیار مختلف آن بیدار کنید تدریس قرآن در هر رشتهای از آن را محط نظر و مقصد اعلای خود قرار دهید».
حضرت امام خمینی(ره) ضمن آن که میفرماید: «تنزلاتی حاصل شده است تا (قرآن) رسیده است به مرتبه شهادت که به صورت الفاظ درآمده است و این الفاظ را ما و شما و همه می توانیم بفهمیم و معانی آن را تا اندازه ای که می توانیم ما استفاده از آن میکنیم».
بدین گونه ایشان قرآن را تفسیرپذیر میداند اما در این مورد باید یک اصل ثابت و نقطه مشترک در تمام تعاریفی که از تفسیر شده محفوظ و مضبوط داشت و آن این که هیچ کدام از تفاسیر ارائه شده نمیتواند مبین و کاشف مراد واقعی متکلم آن حق تعالی باشد. بالاترین و جامعترین تفسیر قرآن اگر فرض شود در نهایت چیزی است که برای فهم و به قدر طاقت درک بشری باشد نه این که غایت قصوای مراد الهی را شامل گردد، محیالدین عربی که متجاوز از صد جلد کتاب تفسیر برای قرآن نوشته، میگوید: در روز قیامت قرآن بکر محشور میگردد، یعنی با وجود این همه تفاسیر گوناگون شیعه و سنی در طول تاریخ هنوز حقیقت قرآن و مراد واقعی آن بر هیچ کس منکشف نشده و نخواهد شد.
حضرت امام خمینی(ره) نیز بر این باورند که این تفسیرهایی که نوشته شده پردهای از پردههای قرآن را تفسیر کرده آن هم بهطور کامل معلوم نیست. لیکن قرآن عبارت از آن نیست که آنها نوشتهاند. آنها بعضی از اوراق و پردههای قرآن است، قرآن کتابی نیست که بتوانیم ما یا یک کس دیگر یک تفسیر جامعی از علوم آن طور که هست بنویسند. از نظر ایشان تفسیر حقیقی کلام الهی در طاقت بشری نیست و فقط معصوم است که میتواند مراد واقعی آن را فهم نماید که «انما یعرف القرآن من خوطب به» بلکه بسیاری از تفاسیر موجود را واجد معنای تفسیر به معنای پردهبرداری و شرح مقاصد به اندازه اقت بشری هم نمیدانند، زیرا به نظر امام تاکنون تفسیری برای کتاب خدا نوشته نشده، چرا که تفسیر به معنای ممکن آن عبارت است از تلاش در بیان مقاصد کلام الهی و مفسر بایستی در مقام تفسیر در هر آیهای از آیات جهت اهتدا و چگونگی کسب فیض از آن را، جهت راهیابی به عالم غیب و طی طریق سعادت به مخاطب خود بفهماند. پس تفسیر باید مقصد نزول و اسرار و رموز آن را بیان نماید نه آن که صرفا سبب نزول را تبیین کند.
البته این که امام نوشتهاند تاکنون در تفسیر کلام خدا چیزی به نگارش درنیامده بدون شک منظورشان دست یابی به آن حقیقت والا و شرح مقاصدی کلی و عنایت منظور صاحب کتاب است و هرگز در کار مفسران به خردی ننگریسته و آنها را به هیچ ننگاشته و فرودستی مفسران را نه در بحثهای تفسیری آنان بلکه عظمت قرآن و والایی کلام حق دانسته و نوشته اند که این مفسرین در عین حالی که زحمتهای زیادی کشیدهاند لکن دستشان از لطایف قرآن کوتاه است نه از باب آن که آنها تفسیری نکردهاند، از باب این که عظمت قرآن بیشتر از این مسائل است.
امام(ره) در یکی از بحثهای جالب خود فرو رفتن افراطی در قرائت و نحو و... را سبب دور ماندن از معنویت قرآن معرفی مینماید و بر برخی از اهل تفسیر خرده میگیرد که با مشغول ساختن به این گونه مباحث از حضور عینی قرآن کاستهاند اما در ادامه مینویسد: مقصود ما از این بیان نه انتقاد در اطراف تفاسیر است چه که هر یک از مفسرین زحمتهای فراوان کشیده و رنجهای بی پایان برده تا کتابی شریف فراهم آوردهاند بلکه مقصود ما آن است که راه استفاده از این کتاب شریف را که تنها کتاب سلوک الی الله و یکتا کتاب تهذیب نفوس و آداب و سنن الهیه است و بزرگ تر وسیله رابطه بین خالق و خلق و عروة الوثقی و حبل المتین تمسک به عز ربوبیت است باید به روی مردم مفتوح نمود.
امام ضمن آن که کوششهای مفسرین قرآن را اجر مینهد تفسیر قرآن را برتر از اندیشه بشر میدانند و میشناسند و مرحوم شهید سیدمصطفی خمینی(ره) فرزند ارشد و بزرگوار ایشان در تفسیر گران سنگ خود مینویسد: پدر محقق و آشنای به رموز قرآن و برخی اسرار آن میفرمایند: همانا تفسیر قرآن برای کسی جز خداوند تعالی میسور نیست، زیرا قرآن علم حق است که پایین آمده و احاطه بر آن در امکان کسی نیست.
حضرت امام(ره) به گونهای مستقل آن چنان اثر مکتوبی که صرفا به تفسیر آیات مربوط باشد برجای ننهادهاند و دلیل آن هم میتواند نگرش بلند و افق والایی باشد که از تفسیر در نظر داشتهاند با این همه آثار پراکندهای از مضامین تفسیری در لابه لای نوشتههای ایشان دیده میشود که مهم ترین آنها تفاسیر سوره حمد، توحید، قدر و علق را میتوان نام برد، حضرت امام با توجه به آگاهیهای گسترده در معارف اسلامی از زوایای گوناگون در تفسیر و تبیین آیات الهی سخن گفتهاند، اما روش تفسیری آن بزرگوار به نحو غالب عرفانی و تربیتی است، زیرا از میان روشهای موجود میتوان تنها این طریق را اقرب طرق به مقصود دانست آن هم مشرب عرفانی امام که برگرفته از روایات و سخنان معصومین(ع) بوده است. با این همه این روش نیز منحصر و تام نمیباشد و تفسیر به منزله نگرش به یک حقیقت از زوایای مختلف است، اما در این بررسی گاه برخی از زوایا به جهت برخورداری از ویژگیهای خاصی نقاط افزونتری را نمایش میدهند و نگاه عارفانه امام به آیات در مکتوبات دوران جوانی بسی گسترده و فراگیر است، گرچه شیوه ایشان در تفسیر نگاهی جامع و نگرشی وسیع به تمام ابعاد قرآنی است.
منابع:
صحیفه نور، قرآن و عرفان از منظره امام سیدعباس حسینی قائم مقامی
تفسیر سوره حمد
آداب الصلوة
تفسیر قرآن کریم سیدمصطفی خمینی،
کیهان اندیشه و ماهنامه آینه پژوهش
انتهای پیام