احمدرضا بهرامی، عضو هیئت علمی گروه زیستشناسی دانشگاه فردوسی در گفتوگو با ایکنا از خراسانرضوی با اشاره به فرارسیدن سالروز درگذشت سعید کاظمی آشتیانی، ضمن گرامیداشت یاد این دانشمند بزرگ حوزه سلولهای بنیادی و مؤسس پژوهشگاه رویان، اظهار کرد: مرحوم آشتیانی فردی استثنایی نبود و بسیاری از افراد جامعه اگر اراده کنند، میتوانند مانند او اثربخش باشند. یکی از ویژگیهای مرحوم آشتیانی، اراده بالا بود، او یک جریان بزرگ علمی را در کشور ایجاد کرد و میدانیم که جریانسازی چه کار بزرگی است.
وی با بیان اینکه آشتیانی کار در حوزه دانش برای آینده را انتخاب کرده بود، بیان کرد: در آن زمان کار در حوزه سلولهای بنیادی و تأسیس مؤسسهای مرتبط با آن، ریسک بزرگی بود، زیرا از طرف بسیاری مطرح میشد که اکنون کشور ما نیازی به سرمایهگذاری در این حوزه ندارد، اما وی بینشی داشت که به او برای کار بر روی دانشی که در آینده اهمیت پیدا میکند، انگیزه میداد.
عضو هیئت علمی گروه زیستشناسی دانشگاه فردوسی با بیان اینکه ویژگی سوم آشتیانی شناخت دقیق او نسبت به شرایط بود، ادامه داد: در کشوری که مشکلات مردم از جنس مشکلات روزمره است، پژوهشگری که میخواهد در سطح وسیع بر روی حوزهای مانند سلولهای بنیادی و تأسیس مؤسسهای برای آن کار کند، باید بسنجد که آیا میتواند این جریان را آغاز کند؟ آشتیانی معتقد بود برای کار در حوزه دانش آینده، باید مردمدار بود، شاخصهای که مرحوم آشتیانی داشت، همچنین وی انسانی کاریزماتیک بود.
بهرامی با بیان اینکه آشتیانی فردی امیدوار بود، اضافه کرد: در آن شرایط، شروع آن جریان بزرگ علمی، با سختیهای بسیاری همراه و وی هم امیدوار بود و هم به بقیه امیدواری میداد، ضمن اینکه از شخصیت ریسکپذیر وی نیز نباید غافل شد. بزرگترین ریسک برای پژوهشگران، ریسک حیثیتی است و مسائل مالی در درجه دوم اهمیت دارد، اینکه کسی که آبروی علمی برای خود جمع کرده، جرئت کند و وارد کار در شاخهای جدید از علم شود، ریسکی است که هر کسی انجام نمیدهد.
وی با بیان اینکه ایجاد یک جریان دارای سه فاز تأسیس، تثبیت و بهرهبرداری است، افزود: مجموعه خصایصی که آشتیانی داشت، باعث شد هیچ شکی در تأسیس و تثبیت یک جریان بزرگ علمی به خود راه ندهد، کسی که میخواهد جریانی را پس از تأسیس، تثبیت کند، باید تلاشهای بسیاری انجام دهد، از قدرت مذاکره استفاده کند و در جذب سرمایه موفق باشد که وی توانست در هر دو فاز تأسیس و تثبیت پژوهشگاه رویان و پژوهش بر روی سلولهای بنیادی موفق عمل کند، اما نتوانست زمانیکه این جریان علمی به بهرهبرداری میرسد را ببیند و در هر صورت اکنون وجود چنین پژوهشگاهی در کشور باعث افتخار است.
این پژوهشگر حوزه سلولهای بنیادی با بیان اینکه امیدواری و مقاومت در هر شرایطی، از مهمترین درسهایی است که میتوان از مرحوم آشتیانی آموخت، ادامه داد: پس از درگذشت وی، این نگرانی وجود داشت که این جریان علمی مختل شود، اما به کمک کادری که خود ساخته بود، این جریان به مسیرش ادامه داد و تبدیل به باقیاتالصالحات خوبی برای آن مرحوم شد.
بهرامی با بیان اینکه آشتیانی در جلسات بیشتر از اینکه صحبت کند، شنونده بود، اظهار کرد: در اولین جلسه مشترکی که با هم شرکت کرده بودیم، من اصلاً ایشان را نشناختم و در دومین جلسهای که با هم حضور پیدا کرده بودیم، به من پیشنهاد همکاری داد و اینگونه بود که با هم آشنا شدیم. وی هیچگاه در ظاهر از مشکلات گله نمیکرد و همواره با امیدواری سخن میگفت، اما در جمعهای خصوصی از نبود حمایتهای لازم و درک اهمیت کار از سوی نهادهای مربوطه، گلایهمند بود.
وی گفت: وقتی امور بهصورت سیستماتیک روی روال نیست، باید با ابتکارات شخصی مشکلات را حل کرد و قسمتی از انرژی وی در این بخش صرف میشد. اگر حمایتهای لازم انجام میشد، مرحوم آشتیانی میتوانست موفقیتهای بسیار بیشتری را رقم بزند، تمام نخبگان کشور نیز اگر در شرایط مناسب قرار گیرند، میتوانند از بسیاری افراد شاخص در جهان هم موفقتر باشند، لذا پیدا کردن افرادی مانند مرحوم آشتیانی و هموار کردن مسیر برای آنان، باید برای حاکمیت یک دغدغه ملی باشد که من فکر میکنم اکنون نیست.
این پژوهشگر حوزه سلولهای بنیادی با بیان اینکه بیشترین رنج پژوهشگران علمی مانند مرحوم آشتیانی این است که درک نمیشوند، افزود: بیشترین وقت و انرژی این افراد صرف متقاعدسازی افراد متوسط و پایینتر از خود میشود و اگر نتوانند در برابر این رویههای نادرست مقاومت کنند، ناامید میشوند و دست از تلاش برمیدارند. تصمیمسازان کشور باید نخبگان را درک کنند و سیاستها را در راستای شکوفا شدن این افراد وضع کنند، من معتقدم آشتیانی شکوفا نشد و به موفقیتهای بسیار بیشتری میتوانست دست یابد.
بهرامی ادامه داد: در هر کشوری برای رسیدن به موفقیت، باید اولاً حاکمیت از پژوهشهای علمی پشتیبانی کند و موانع سر راه پژوهشگران را بردارد، دوم اینکه دانشمندان هم باید نسبت به ایدهپردازی اهتمام داشته باشند و سوم باید پشتیبانی مالی از مراکز علمی بهخوبی انجام شود که این موضوع بیشتر به بخش خصوصی بازمیگردد.
وی افزود: مورد اول و سوم در کشور ما کافی نیست و تصمیمسازان و تصمیمگیران از اهمیت سرمایهگذاری برای تبدیل علم به ثروت درک درستی ندارند، لذا حتی در قانونگذاری هم برای پشتیبانی حقوقی و معنوی از پژوهشگران مشکل داریم، بخش خصوصی نیز رویههای سنتی را در پیش گرفته و درک درستی از سرمایهگذاری برای آینده ندارد، لذا افرادی مانند کاظمی آشتیانی باید یکتنه با تمام موانع بجنگند.
عضو هیئت علمی گروه زیستشناسی دانشگاه فردوسی تأکید کرد: مشکل تنها از سیستم آموزشی کشور ناشی نمیشود، زیرا مشاهده میکنیم که فارغالتحصیلان دانشگاهها که در همین سیستم آموزشی تحصیل کردهاند، به خارج از کشور مهاجرت میکنند و موفق میشوند، درحالیکه اینجا به دلیل موانعی که وجود دارد، آنچنان که باید نمیتوانند شکوفا شوند، بنابراین مشکل اصلی این است نهادهایی که باید از نخبگان و پژوهشگران حمایتهای لازم را بهعمل آورند و موانع را رفع کنند، به وظیفه خود بهدرستی عمل نمیکنند.
بهرامی با بیان اینکه تاکنون برای بهرهبرداری از ظرفیتهایی که توسط پژوهشگاه رویان ایجاد شده، موانع بسیاری وجود داشته است، افزود: در کشور بین ظرفیتهای موجود و سیاستهای بهرهبرداری از آنها یک سکته بزرگ وجود دارد، لذا جریان علمی عظیمی که مرحوم آشتیانی آغاز کرد، علیرغم تلاشهای بزرگ پژوهشگران رویان، آنطور که باید به بهرهبرداری نرسیده است.
این پژوهشگر حوزه سلولهای بنیادی در پایان گفت: متأسفانه موانعی که 20 سال پیش جلوی روی آشتیانی قرار داشت، امروز هم پیشروی پژوهشگران جوان قرار دارد و هنوز این فرهنگ در کشور ایجاد نشده که برای علم آینده برنامهریزی و ظرفیتهایی که میتوانند در این حوزه کار کنند را پیدا کنیم، زیرا هنوز دیدی روزمره داریم و به دانشگاهها به چشم کلینیک نگاه میکنیم که تنها باید مشکلات حال حاضر کشور را بهسرعت حل کنند.
انتهای پیام