غیبت از جمله موضوعاتی است که در آیات قرآن و روایات، بهشدت نهی و برای نکوهش آن از تعابیر و الفاظ سنگینی استفاده شده است. با این حال، پرسشی که در این زمینه مطرح میشود آن است که چرا اصولاً غیبت حرام است و در شمار گناهان کبیره قرار میگیرد؟
بیتردید در آیات قرآن و روایات ائمه معصومین(ع) نشانههایی وجود دارد که میتوان از خلال آنها دلیل حرمت غیبت را درک کرد. همه این دلایل به ارزش والای آبروی انسان بازمیگردد؛ چراکه در دین اسلام، تأکید فراوانی بر حفظ آبروی مؤمن شده است. بر همین اساس، همگان موظفاند از هرگونه عملی که موجب هتک حرمت و ریختن آبروی دیگران میشود، پرهیز کنند.
با توجه به اهمیت این موضوع، خبرنگار ایکنای خراسانرضوی گفتوگویی با حجتالاسلام والمسلمین سیدرضا عمادی، پژوهشگر دینی، انجام داده است که در ادامه میخوانیم؛
اگر بخواهیم بهصورت بنیادی به مسئله غیبت نگاه کنیم، قرآن کریم آیهای بسیار مهم در این زمینه دارد که به چند نکته اساسی اشاره میکند و یکی از آنها مسئله غیبت است. خداوند متعال میفرماید: «ای کسانی که ایمان آوردهاید، از بسیاری از گمانها پرهیز کنید». تعبیر آیه ناظر به نهی از «کثرت گمان» است؛ یعنی زیاد اندیشیدن و بدگمانی، نه صرف گمان.
ذکر این مقدمه از آن جهت اهمیت دارد که ارتباط مستقیمی با غیبت پیدا میکند. انسان هنگامی که بیش از حد به دیگران میاندیشد، مدام با خود میگوید فلان شخص چرا پاسخ نداد، چرا آن سخن را گفت یا چرا آن رفتار را انجام داد. این اشتغال ذهنی مداوم، ذهن انسان را آشفته میکند و زمینهساز افتادن در گناه غیبت میشود.
نشخوار ذهنی به این معناست که ذهن انسان بهطور پیوسته درگیر افکار مربوط به دیگران، رفتارها و گفتار آنها میشود. این درگیری ذهنی مستمر، موجب آشفتگی فکر میشود؛ همان نکتهای که قرآن کریم در ادامه همان آیه به آن اشاره میکند؛ آنجا که میفرماید: «ولا تجسّسوا»، یعنی تجسس نکنید.
تجسس در حقیقت پیامد همین آشفتگی و نشخوار فکری است؛ بدین معنا که انسان بهجای پرداختن به زندگی خود، ذهنش را صرف پیگیری زندگی دیگران میکند؛ اینکه چه میکنند، کجا میروند و با چه کسانی ارتباط دارند. قرآن کریم پس از نهی از تجسس، بلافاصله میفرماید: «وَلَا يَغْتَبْ بَعْضُكُم بَعْضاً»؛ یعنی برخی از شما غیبت برخی دیگر را نکنند.
براساس این ترتیب قرآنی میتوان چنین نتیجه گرفت که نشخوار ذهنی در نهایت به کنجکاوی در زندگی دیگران میانجامد و این کنجکاوی، زمینهساز غیبت میشود. قرآن برای نشان دادن زشتی این عمل، مثالی بسیار تکاندهنده بهکار میبرد و میفرماید: «آیا کسی از شما دوست دارد گوشت برادر مردهاش را بخورد؟» روشن است که هیچ انسانی چنین کاری را نمیپسندد. این تشبیه، نشاندهنده نهایت زشتی و نفرتانگیزی غیبت از منظر قرآن است.
بر همین اساس، فقها غیبت را حرام دانسته و آن را از گناهان کبیره شمردهاند. در تقسیمبندی گناهان، میان گناهان صغیره و کبیره تفاوت وجود دارد؛ گناه صغیره مادامی که بر آن اصرار نشود، موجب سقوط عدالت فرد نمیشود، اما ارتکاب گناه کبیره عدالت شخص را از بین میبرد و در نتیجه، اقتدا به او در نماز جایز نخواهد بود. غیبت از جمله همین گناهان کبیره است؛ به این معنا که اگر احراز شود فردی مرتکب غیبت شده، اقتدا به او در نماز جایز نیست.
فقها برای چنین شرایطی مواردی را ذکر کردهاند که در آنها غیبت جایز شمرده شده است. یکی از این موارد «فسق علنی» است؛ یعنی شخصی که بهصورت آشکار و علنی مرتکب گناه میشود. در این صورت، بیان آن گناه اشکالی ندارد. اما اگر فردی گناهی را بهطور مخفیانه انجام دهد و شخص دیگری از آن مطلع شود، حق ندارد آن را علناً بازگو کند.
برای نمونه، گاهی فردی برای تحقیق درباره ازدواج، شراکت یا معامله با شخصی دیگر مراجعه میکند. این پرسش مطرح میشود که آیا بیان عیبها یا رفتارهای نادرست آن فرد غیبت محسوب میشود؟ فقها در این مسئله احتیاط کردهاند و فرمودهاند که نباید بهطور صریح به آن عمل یا گناه اشاره شود؛ چراکه این کار مصداق غیبت است. بلکه باید بهصورت کلی و اجمالی گفته شود که «من صلاح نمیدانم این ازدواج یا معامله انجام شود» و از بیان جزئیات پرهیز شود. این احتیاط، بهمنظور حفظ آبروی فردی است که گناه او علنی نبوده است.
در روایات، تأکید فراوانی بر سنگینی گناه غیبت شده است. از جمله روایت معروف «الغیبة أشد من الزنا» که بیان میکند غیبت از زنا بدتر است. قرآن کریم درباره زنا میفرماید: «به آن نزدیک نشوید»، اما یکی از دلایل سنگینتر بودن غیبت این است که در زنا، اگرچه بنده مرتکب معصیت شده، اما با توبه، خداوند او را میبخشد؛ در حالی که در غیبت، توبه بهتنهایی کافی نیست و تا زمانی که شخصی که مورد غیبت قرار گرفته، فرد غیبتکننده را نبخشد، آمرزش الهی حاصل نمیشود.
همچنین در روایات آمده است که غیبت از ربا نیز بدتر است؛ زیرا غیبت بهصورت مستقیم به آبروی انسان آسیب میزند. هنگامی که آبروی فردی ریخته شود، بهویژه اگر خود او متوجه شود که دیگران از آن مطلع شدهاند، قبح گناه در جامعه از بین میرود و آثار اجتماعی بسیار مخربی بهدنبال دارد.
از استادان اخلاق نیز نقل شده است که اگر کسی بگوید «من فقط کاری را که انجام داده بیان میکنم»، باز هم مرتکب غیبت شده است و اگر آن کار را انجام نداده باشد، تهمت است که گناهی سنگینتر به شمار میآید. در هر دو حالت، گناه بزرگی رخ داده است.
در برخی روایات، آثار بسیار شدیدی برای غیبت ذکر شده است؛ تا آنجا که مرحوم شیخ طوسی، از فقهای بزرگ شیعه، روایتی را از پیامبر اکرم(ص) نقل میکند که بر اساس آن، غیبت روزه را باطل میکند و شخص باید آن روز را قضا نماید.
اینکه گفته شود «دیگران خودشان این موضوع را مطرح میکنند و گفتن من تأثیری ندارد»، استدلال درستی نیست؛ زیرا در بسیاری از موارد نهتنها اثر مثبتی ندارد، بلکه ممکن است نتیجه معکوس نیز به همراه داشته باشد. یکی از دلایل تأکید شدید بر نهی از غیبت، همین پیامدهای منفی فردی و اجتماعی آن است.
البته در برخی موارد، افراد برای آگاهیبخشی یا جلوگیری از سوءاستفاده، موضوعی را مطرح میکنند. برای مثال، در یک جمع یا محیط کاری، ممکن است فردی رفتار متکبرانهای از خود نشان دهد و برخی متوجه آن نباشند. در این شرایط، اگر هدف واقعاً جلوگیری از منکر باشد، این مسئله ذیل «امر به معروف و نهی از منکر» قرار میگیرد. با این حال، اگر تکبر علنی باشد، بیان آن اشکالی ندارد، اما اگر رفتار ناپسند بهصورت مخفیانه انجام شده باشد، بازگو کردن آن جایز نیست؛ زیرا موجب هتک آبروی فرد میشود.
نکته مهم این است که در اغلب موارد، کسانی که زبان به غیبت میگشایند، انگیزههایی همچون حسادت، رقابت ناسالم یا جلب توجه دارند. موارد استثنایی که با نیت آگاهیبخشی مطرح میشود، در مقایسه با این انگیزهها بسیار نادر است. در بیشتر مواقع، میتوان و باید موضوع را مستقیماً با خود فرد در میان گذاشت و از طریق امر به معروف و نهی از منکر اقدام کرد.
در روایتی کلیدی از حضرت علی(ع) آمده است: «الغیبة جهد العاجز»؛ یعنی غیبت، تلاش انسان ناتوان است. فردی که توان رشد و پیشرفت ندارد، هنگامی که پیشرفت دیگران را میبیند، برای تخریب آنان به غیبت متوسل میشود یا برای جلب توجه و پوشاندن ضعفهای خود، پشت سر دیگران سخن میگوید. ازاینرو، غیبت نشانه ضعف شخصیتی است.
به همین دلیل، اگر فقها باب جواز غیبت را بهصورت گسترده باز بگذارند، این امر به بهانهای برای تخریب دیگران و تخلیه عقدههای فردی تبدیل میشود. تجربه اجتماعی و یافتههای روانشناختی نیز نشان میدهد افرادی که به غیبت عادت دارند، معمولاً دچار کمبودهای اجتماعی هستند و بهجای اصلاح خود، دیگران را تخریب میکنند.
مسئله غیبت در فضای مجازی امروز بهوضوح قابل مشاهده است؛ جایی که برخی افراد با تخریب دیگران، افشاگریهای نادرست یا انتشار امور مخفیانه، بهدنبال جلب توجه، افزایش دنبالکننده و حتی کسب درآمد هستند. فقها تصریح کردهاند که چنین کسبوکاری حرام است، زیرا درآمد حاصل از فعل حرام نیز حرام خواهد بود.
همچنین باید توجه داشت که غیبت صرفاً به گفتار محدود نمیشود. انتشار تصویر، خبر، اشاره، کنایه، ایهام، خندیدن، حرکات صورت یا حتی ژستهایی که بهطور غیرمستقیم بدیِ شخصی را القا کند، همگی میتوانند مصداق غیبت باشند. مرحوم آیتالله مجتهدی تهرانی که رسالهای مستقل درباره غیبت دارند، به این نکته اشاره میکردند که گاهی فردی در جمع میگوید: «اصلاً اسم فلانی را نیاورید»، در حالی که همین جمله بهروشنی القا میکند که آن شخص فردی ناپسند است؛ و این رفتار، از شدیدترین مصادیق غیبت به شمار میآید. بنابراین، هر عملی که به هر شکل خواه با کلام، تصویر، اشاره یا رفتار موجب ریختن آبروی مؤمن شود، در دایره غیبت قرار میگیرد و از منظر شرع، عملی حرام و بهشدت نکوهیده است.
انتهای پیام