
تأکید قرآن، احادیث صحیح و ادعیۀ مأثور بر آن است که قرآن در شب قدر و در ماه مبارک رمضان نازل شد. امّا اینکه
پیامبر اکرم(ص) در کجا بودند که قرآن را کامل و یکپارچه دریافت کردند و اینکه چه رابطهای میان بعثت و
نزول قرآن در
شب قدر وجود دارد از پرسشهای مهمی است که تاکنون بر اساس بیان قرآن به آن پاسخ داده نشده و آنچه تاکنون در منابع علوم قرآنی و تفسیر مطرح شده نتوانسته است تبیین دقیقی از این مسئله را ارائه بدهد. در همین خصوص
محسن رجبی قدسی، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم مشهد یادداشتی در اختیار ایکنای خراسان رضوی قرار داده است که در ادامه میخوانیم؛
تصوّر عمومی مسلمانان از بعثت و آغاز نبوّت خاتم پیامبران تحت تأثیر روایتی آشفته و دگرگون شده قرار دارد که همان خبر تغییریافته زمینۀ انواع آسیبهای معرفتی را از نزول قرآن و نبوّت پیامبر اکرم(ص) بهوجود آورده است. در حالیکه با بررسی همۀ آیات ناظر به نزول قرآن و احادیث صحیح از جمله حدیث حضرت زهرا(س): «بِسمِ اللّهِ الَّذِی أَنزَلَ النّورَ عَلَى الطُّورِ...عَلَىٰ نَبِيٍّ مَحبورٍ» میتوان زمان و مکان بعثت خاتم پیامبران و کیفیت نزول قرآن در شب قدر را به دست آورد (نک؛ سورۀ قدر، 1؛ سورۀ تین، 3 _ 2 ؛ سورۀ تغابن، 8؛ سورۀ طور، 4_1؛ سورۀ دخان، 4_1؛ سورۀ زخرف، 4_1؛ سورۀ شورا، 5، 52؛ سورۀ اسراء، 2_1؛ سورۀ انفال، 41؛ سورۀ اعراف،157؛ سورۀ مائده، 15؛ سورۀ نسا، 174؛ سورۀ بقره، 183؛ کتاب مطالعات قرآنی در سیرۀ نبوی، فصل ششم: کیفیت اسراء (بعثت) و رسالت خاتم پیامبران، ص198-252).
در روایات و منابع تاریخی از دوازده زمان: 17، 25 و 27 رجب، 14، 17، 18، 20 و 24 رمضان و 3، 8، 10 و 12 ربیعالاول بهعنوان زمان بعثت یاد شده است.
شیخ صدوق با اسناد خود به نقل از امام رضا(ع) آورده است: «أَنَّ شَهْرَ رَمَضَانَ هُوَ الشَّهْرُ الَّذِي أَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى فِيهِ الْقُرْآنَ وَ فِيهِ فَرَّقَ بَيْنَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِلِ كَمَا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: "شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقانِ" وَ فِيهِ نُبِّئَ مُحَمَّدٌ وَ فِيهِ لَيْلَةُ الْقَدْرِ الَّتِي هِيَ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ وَ فِيها يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيم»؛ در ماه رمضان، خداوند متعال قرآن را نازل كرد... و در اين ماه حضرت محمد به رسالت مبعوث شد و شب قدر در همين ماه قرار دارد. اسحاق بن عبدالله بن اَبي فَروَه از ابوجعفر، امام باقر(ع) روایت کرده است: «نَزَلَ الْمَلَكُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ... يَوْمَ الاثْنَيْنِ لِسَبْعَ عَشْرَةَ خَلَتْ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَرَسُولُ اللَّهِ يَوْمَئِذٍ ابْنُ أَرْبَعِينَ سَنَةً»؛ رسول خدا چهل ساله بودند که فرشتۀ وحی روز دوشنبه 17 رمضان بر ایشان نازل شد.
از همین رو، علّامه شعرانی به درستی معتقد بود مبعث در رجب رخ نداده، بلكه همزمان با نزول وحی و در ماه رمضان بوده است. آيتاللّه سيّدمحمّدحسين فضلاللّه نیز بر همین باور درست بود كه نمىتوان به رواياتى كه بعثت را در ماه رجب مىپندارند، اطمينان يافت، همچنین آيتاللّه صالحى نجفآبادى گرچه از نظر تاريخى وقوع بعثت را در 27 رجب حتمى نمیداند، ولی بزرگداشت هر سالۀ آن را در كشور عزيزمان جمهورى اسلامى ايران سنت نيكويى مىداند كه هدف آن زنده نگهداشتن نام و ياد بعثت جهانى پيشواى اسلام است.
جبرئیل امین در مرحلۀ نزول تدریجی، مأمور ابلاغ فرمان خدا به پیامبر(ص) است که به آن حضرت اعلام کند زمان تلاوت و ابلاغ کدام سوره یا آیات فرا رسیده است. یعنی اینکه پیامبر اکرم(ص) چه مقدار از قرآن را و در چه زمانی آن را به مردم ابلاغ کند همه به اذن خدا بود. مفضّل از امام صادق(ع) پرسید كه آيات «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِى أُنْزِلَ فِـيهِ القُرآنُ »، « إِنّا أَنْزَلْناهُ فِى لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنّا كُنّا مُنْذِرِينَ. فِيها يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ. أَمْراً مِنْ عِنْدِنا إِنّا كُنّا مُرْسِلِينَ»؛ « لَوْلا نُزِّلَ عَلَيْهِ القُرْآنُ جُمْلَةً واحِدَةً كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ » بيانگر تنزيل قرآن است، حال چگونه وحى طى 23 سال ظاهر شد؟ امام(ع) فرمود: «نَعم يا مفضّل! أعطاه اللّهُ القرآنَ في شهرِ رمضانَ، و كان لا يُبَلِّغه إلاّ في وقتِ اِستحقاق الخطابِ، و لايُؤدّيه إلاّ في وقتِ امرٍ ونهيٍ فهَبَطَ جِبريلُ(ع) بِالوَحي فَبَلَّغَ ما يُؤمَرُ بِهِ، و قوله «لا تُحَرِّك بِهِ لِسانَك َ لِتَعجَلَ بِهِ»؛ خداوند، قرآن را در ماه رمضان [در شب قدر] به پيامبر اكرم(ص) عطا كرد، اما آن حضرت بدون اذن الهى، قرآن را ابلاغ نمىكرد. با هبوط جبرئيل و ابلاغ وحى الهى، ايشان آن مقدار از آياتى را كه مأمور به تبليغ آن مىشدند، به مردم ابلاغ مىكردند كه همگام و همزمان با رويدادها و مناسبتهايى بوده كه شايستگى خطاب و ابلاغ را داشته است؛ سخن خدا: « لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَك َ لِتَعْجَلَ بِهِ » ناظر بر همين مسئله است.
نخستین آیاتی که پیامبر اکرم(ص) در ابتدای رسالتشان مطابق اذن الهی بر مردم قرائت و تلاوت کردند، واحد موضوعی(رکوع) اوّل سورۀ نجم، آیات 1تا 25 بود (امام سجاد(ع) و ابن مسعود: «أوَّلُ سورَةٍ أعلَنَها رسولُ اللّهِ بِمَكَّةَ: و النَّجم»). این آیات مبیّن نزول قرآن در شب قدر و شب بعثت باشکوه خاتم پیامبران محمد مصطفی(ص) است. کمیت و کیفیت «لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا» که در آیۀ نخست سورۀ اسراء: «سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَىٰ بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَا الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا» بیان می شود در آیات 1تا 18 سورۀ نجم گزارش شده است، آیۀ 18 نجم: «لَقَدْ رَأَىٰ مِنْ آيَاتِ رَبِّهِ الْكُبْرَىٰ» این دو سوره را از این منظر به هم پیوند میدهد و مفسّر یکدیگرند.
بنا به خبری با تحریرهای مختلف که از قیس بن عاصم منقری(د.حدود50ق)، عائشه(د58ق)، ابن عبّاس(د68ق)، عبید بن عمیر(د68ق)، عبدالله بن زبیر(د73ق) و جابر بن عبدالله انصاری(د78ق) نقل شده و عبدالملك بن عبدالله بن أبي سفيان بن العلاء بن جارية ثقفي آن را از «بعض أهل العلم» و محمّد بن عبّاد بن جعفر(د101ق) از «بعض علمائنا» شنیدهاند، محمّدامین در چهل سالگی در غار حراء در خواب یا بیداری با دریافت پنج آیۀ نخست سورۀ علق به پیامبری برگزیده شد. حِراء نام غاری بسیار کوچک در نزدیکی مکّه و مشرف به مسجدالحرام است که پیامبر اکرم(ص) قبل از بعثت بنا بر آیین حنیف و به شیوۀ جدشان عبدالمطّلب، ماه رمضان را در آنجا به عبادت و راز و نیاز با خدا طی میکردند و از آن به تحنّث (= تحنّف) نیز یاد شده است.
از آن خبر فقط حضور پیامبر اکرم(ص) در غار حراء در ماه رمضان درست است، اما بقیه خبر در همۀ تحریرها نادرست است، زیرا در متن آن نسبتهای ناروایی به پیامبر اکرم(ص) داده شده است که خوشبختانه تاکنون سند و متن آن خبر در کتابها و مقالات متعدّدی از جمله در المیزان فی تفسیر القرآن (ذیل سورۀ علق)، «آغاز وحی و بعثت پیامبر(ص) در تاریخ و تفسیر طبری (بررسی و نقد)»، «ارزیابی سندی و متنی روایات آغاز نزول قرآن» و «تاریخگذاری روایات آغاز نزول وحی …» نقد و بررسی شده و جعلی بودن بیشتر قسمتهای آن و انگیزۀ جاعلان تبیین شده است.
از جملۀ آن اخبار ساختگی میتوان به خبر ابوعمران جونی بصری (د123ق) به نقل از مردی از عائشه همسر پیامبر اشاره کرد که در ماه رمضان جبرئیل گلوی محمّد را با فشار گرفت تا اینکه او گریهکنان آیات 1 تا 5 علق را خواند!!!
شولر – خاورشناس آلمانی- با بررسی اخبار موجود آورده است که «ادّعای روایت نخستین وحی و تعیین آیات اوّلیّۀ سورۀ علق بهعنوان مصداق این رویداد، چیزی بیش از یک فرضیّۀ اثبات نشده نیست. داستانهای مربوط به تجربۀ نخستین وحی از آغاز نیمۀ دوم قرن اوّل هجری شناخته و منتقل شده است. یکی از این داستانها بر مبنای روایت یک قاصّ [قصّهگو] شکل گرفته است... نمایندگان اوّلین نسل از راویان، بالاخص عروة بن زبیر آن را بازسازی ظاهری کرده و «قصّه» را به «حدیث» تبدیل کردهاند»
سیاق آیات سورۀ علق از جمله تکرار سهبارۀ «کلّا» بر نزول یكپارچه و كامل آن در غیر مكان و زمان شهرت یافتۀ میان مسلمانان دارد (نک: حیدری، مدنی و حمّادی، «واكاوی كيفيت نزول سورۀ علق ... پيوسته يا گسسته»). در ترتیب نزولهای ثبت شده برای سورۀ علق، ردیفهای 12، 16، 18 و 19 نیز مطرح شده که دلالت بر نزول متأخّر سوره از آغاز بعثت دارد. سبب نزول زیر نیز مؤیّد این مطلب است. ابن وهب به نقل از یحیى بن أیّوب از محمد بن عجلان آورده است: «أنّ أباجهل كان یقول: لئن رأیته، یرید رسول الله یصلّی لأطیر على رقبته، فأنزل الله عزّ وجلّ: «اِقرأ باسم ربك الذی خلق»، وفی آخرها: «واسجد واقترب»، ... فقیل لأبیجهل: هذا الذی كنت تقول: هذا هو یسجد، اقترب منه فقال: ... أنّ بینی وبینه كالفحل، لو اقتربت منه لأهلكنی».
رسالت پیامبر اکرم(ص) و ابلاغ قرآن کریم به مردم، 23 سال به طول انجامید: 13 سال در مکّه و 10 سال در مدینه. در برخی خبرها این مدّت 20 سال بیان شده که چیزی جز گردشدۀ عدد 23 نیست. با این حال، توجیهات ذیل برای عدد 20 مطرح شده است.
سعید بن مسیّب از تابعان بعثت پیامبر(ص) را در سن 43 سالگی ایشان پنداشته که پس از آن 10 سال در مکّه و 10 سال در مدینه اقامت داشتند. از جابر بن عبدالله انصاری و ابن شهاب زُهری نقل شده که پس از نزول نخستين آيات قرآن، وحى براى مدّتی قطع شد. عامر شعبی گفته است پس از رسیدن پیامبر(ص) به مقام نبوّت، تا سه سال بر پیامبر قرآن نازل نشد و در این مدّت اسرافیل ملازم و معلّم پیامبر بود. از این رو، علّامه معرفت چون وقوع بعثت را در 27 رجب دانسته، قائل به آن شده است که در بعثت، قرآن نازل نشد و پس از سه سال دعوت مخفیانه، نزول قرآن از شب قدر سال سوم بعثت آغاز شد، اما بنا به باور درست آیتالله جعفر سبحانی: «در سراسر قرآن سخنى از انقطاع وحى به ميان نيامده و حتى اشارهاى به آن نشده است» (فروغ ابديّت، ص241) و «روايات نيز وضعيت پريشانى دارند» (شاكر، علوم قرآنى، ص151).
علّامۀ طباطبائی ذیل «و رَتَّلناهُ تَرتيلا» (فرقان،32) آورده است: «ما اين تعليمات را با اينكه قسمت قسمت، نازل كرديم در عين حال بين دو قسمت آن فاصله زيادى نگذاشتيم، بلكه قسمتهاى گوناگون آن را پشت سر هم نازل كرديم تا روابط بين آنها باطل نگشته، آثار اجزاى آن از هم گسسته نشود و در نتيجه غرض از تعليم آن تباه نشود».
بنابراين آنچه در تاريخ اسلام با عنوان «سه سال دعوت مخفيانه پيامبر اكرم» شهرت يافته، نیز نادرست است. دعوت آن حضرت از همان روز نخست بعثت آشكار و علنى بود، گرچه فشار و سختگيرى مشركان قريش سبب شد که مدّتی مسلمانان نتوانند آزادانه در فضای عمومی مکّه قرآن را بلند بخوانند یا آموزش دهند (نک: حاصلی ایرانشاهی، بهجتپور و نقیب، «بررسی نقش آیۀ «فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ...» در کیفیت دعوت رسول اکرم»، پژوهشهای قرآنی، شمارۀ98).
انتهای پیام