حجتالاسلام والمسلمین مجتبی داودی، نویسنده، محقق و پژوهشگر تاریخ، در گفتوگو با ایکنا از خراسان رضوی، درخصوص راهکارهای اجتماعی برای تقویت پیوندهای مشترک، اظهار کرد: انسانها در سراسر جهان و در طول تاریخ به اصولی چون احترام متقابل، عدالت، کرامت انسانی، صداقت، مهربانی و تمایل به صلح باور داشتهاند. این ارزشها ممکن است در قالبهای فرهنگی گوناگون بیان شوند، اما در جوهره خود معنایی واحد دارند و آن، زندگی در کنار دیگران همراه با درک، پذیرش و همکاری است.
وی ادامه داد: تجربه تاریخی بشر نشان داده است که هیچ تمدنی بدون نوعی توافق اخلاقی و اجتماعی که بر پایه مدارا و همکاری شکل گرفته باشد، دوام نیاورده است. در جوامع بسیار متفاوت، از شرق تا غرب و از آیینهای کهن تا نظامهای مدرن، همواره نوعی ارزش مشترک نسبت به حفظ جان، رعایت حقوق دیگران و جستوجوی صلح دیده میشود. بنابراین همزیستی مسالمتآمیز صرفاً یک آرمان اخلاقی نیست، بلکه ضرورتی برای بقای بشر بهشمار میآید.
داودی با بیان اینکه در عصر حاضر مرزهای جغرافیایی و فرهنگی در حال کمرنگتر شدن هستند و ارزشهای مشترک انسانی بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافتهاند، افزود: شناخت و تأکید بر این اشتراکات میتواند به درک متقابل و همپوشانی انسانی کمک کند؛ جایی که تفاوتها نه تهدید، بلکه فرصتی برای رشد مشترک تلقی میشوند. برای دستیابی به همزیستی مسالمتآمیز در جوامع بشری، صرف وجود ارزشهای مشترک کافی نیست؛ بلکه این ارزشها باید در بستر جامعه نهادینه شده و به صورت رفتار اجتماعی و فرهنگی تجلی یابند. تحقق چنین زیستی نیازمند مجموعهای از معیارها و پیشنیازهاست که در سه سطح فردی، اجتماعی و نهادی ـ حاکمیتی قابل بررسی است.
این محقق تاریخ با بیان اینکه مهمترین پیشنیاز در سطح فردی، خودشناسی و توان گفتوگوست، گفت: انسانهایی که قدرت شنیدن، درک تفاوتها و پذیرش دیدگاههای گوناگون را دارند، بهطور طبیعی زمینهساز صلح در جامعه خواهند بود. پرورش روحیه مدارا و احترام به دیگران از خانواده و نظام آموزشی آغاز میشود و پایه اصلی فرهنگ صلح را شکل میدهد. پیشنیازهای سطح اجتماعی، ایجاد نظامهای عادلانه و قابل اعتماد از ضرورتهای اساسی است. جامعهای که در آن تبعیض، بیعدالتی یا حاشیهنشینی گسترده وجود داشته باشد، دیر یا زود با تنش مواجه میشود؛ چراکه عدالت و اعتماد متقابل میان گروههای مختلف، بنیاد همزیستی اجتماعی را شکل میدهد. در سطح حکمرانی، دولتها و نهادهای اجتماعی باید سیاستهایی را در پیش بگیرند که تفاهم فرهنگی، گفتوگوی میان اقوام و آموزش ارزشهای انسانی را تقویت کند. در این میان، رسانهها، دانشگاهها و نهادهای مدنی میتوانند نقشی تعیینکننده ایفا کنند.
وی با تأکید بر اینکه زندگی مسالمتآمیز حاصل ترکیب خرد انسانی، عدالت اجتماعی و تربیت فرهنگی است، گفت: این فرایند در طول زمان شکل میگیرد و اگر بهدرستی پایهریزی شود، میتواند بنیانی پایدار برای صلح و توسعه پایدار جهانی فراهم کند. تحقق این امر از بزرگترین دستاوردهای فرهنگی و اجتماعی بشر بهشمار میرود؛ چراکه زمینهساز امنیت پایدار، توسعه انسانی و شکوفایی تمدنهاست.
داودی نخستین نتیجه تحقق همزیستی مسالمتآمیز در جوامع بشری را امنیت و ثبات اجتماعی دانست و اظهار کرد: جوامعی که بر اعتماد، گفتوگو و احترام متقابل استوارند، کمتر در معرض خشونت، افراطگرایی و نزاعهای داخلی قرار میگیرند. در چنین فضاهایی، سرمایههای انسانی و اجتماعی حفظ شده و انرژی جمعی بهجای درگیری، صرف پیشرفت و تولید میشود. بخش قابل توجهی از دستاوردهای علمی و هنری جهان نه حاصل رقابتها و جنگهای خصمانه، بلکه نتیجه تعامل فرهنگی ملتها است. زمانی که انسانها بهجای حذف یکدیگر، به همکاری و تبادل اندیشه روی میآورند، زمینه خلاقیت، نوآوری و رشد فرهنگی و علمی فراهم میشود.
این محقق تاریخ در بعد اقتصادی نیز صلح و همکاری جهانی را زمینهساز توسعه پایدار، تجارت عادلانه و کاهش فقر دانست و بیان کرد: سرمایهگذاری و رفاه اجتماعی تنها در فضایی امکانپذیر است که اعتماد متقابل در آن وجود داشته باشد. از منظر انسانی نیز، جامعهای که بر پایه همزیستی بنا شده باشد، احساس تعلق، شادی و کرامت بیشتری را میان افراد ایجاد میکند.
وی بزرگترین دستاورد همزیستی مسالمتآمیز را تبدیل تضاد به تفاهم و رقابت به همکاری دانست و افزود: در چنین جامعهای، انسانها بهجای ترس از یکدیگر، به درک متقابل میرسند و این همان نقطهای است که بشر را از چرخه خشونت تاریخی به مسیر رشد مشترک و صلح جهانی منتقل میکند؛ تغییری که نهتنها سرنوشت جوامع امروز، بلکه مدار آینده تمدن انسانی را نیز تعیین خواهد کرد. بخشی از این موانع ریشه در ذهن و نگرش افراد دارد و بخشی دیگر به ساختارهای سیاسی و اجتماعی جوامع بازمیگردد. از مهمترین موانع در سطح فردی و فرهنگی میتوان به جهل، تعصب و ترس از تفاوتها اشاره کرد. بسیاری از نزاعها از جایی آغاز میشود که انسانها شناخت کافی از یکدیگر ندارند و تفاوتها را تهدید تلقی میکنند.
داودی تأکید کرد: نبود آموزش مبتنی بر گفتوگو، ضعف تفکر انتقادی و بسته بودن فضاهای فرهنگی، جای فهم واقعی نسبت به یکدیگر را میگیرد. در سطح اجتماعی و سیاسی نیز وجود تبعیض و نابرابری ساختاری از موانع بنیادین بهشمار میآید؛ چراکه جامعهای که در آن گروهی احساس حذف، تحقیر یا نادیدهگرفتهشدن داشته باشند، زمینهساز کینه و درگیری خواهد بود. در سطح جهانی نیز نظام ناعادلانه توزیع ثروت و قدرت، سلطهگرایی و نگاه ابزاری به کشورها، انسانها و محیط زیست، روند همزیستی را دشوار میکند. تا زمانی که منطق برتریجویی و سود بیشتر بر منطق همکاری و سعادت مشترک غلبه داشته باشد، تحقق صلح واقعی با دشواری همراه خواهد بود.
این محقق تاریخ با اشاره به نقش رسانهها گفت: در کنار همه این عوامل، نباید تأثیر رسانه را نادیده گرفت. برخی رسانهها با دامنزدن به تفرقه، تحریف و دوقطبیسازی، زمینه گفتوگوی مؤثر را از بین میبرند؛ در حالی که رسانههای مسئول میتوانند موانع را به فرصت تبدیل کنند و این همان مسیری است که هر جامعه آگاه باید برای رسیدن به تفاهم در پیش بگیرد.
وی در پاسخ به این پرسش که آیا دین میتواند نیرویی وحدتبخش باشد یا عامل تفرقه، بیان کرد: دین مانند آتشی است که اگر در مسیر روشنایی بهکار گرفته شود، میتواند انسان را از تاریکی خشونت نجات دهد، اما اگر در خدمت نادانی و تعصب قرار گیرد، به ویرانی میانجامد. دین در تاریخ بشر هم سرچشمه بزرگترین همبستگیها بوده و هم زمینهساز برخی جداییها؛ اما در عین حال، میتواند یکی از قدرتمندترین نیروهای متحدکننده انسانها باشد، چراکه جوهره اصلی همه ادیان آسمانی بر ارزشهای مشترکی چون عدالت، محبت، صداقت، احترام و دعوت به صلح استوار است.
این نویسنده و پژوهشگر تاریخ ادامه داد: زمانی که پیامهای دینی بهصورت اصیل و اخلاقی فهم شوند، دین به زبانی جهانی برای معنویت و انساندوستی تبدیل میشود که میتواند اقوام و فرهنگهای مختلف را در چارچوب کرامت انسانی گرد هم آورد؛ اما اگر از مسیر معنویت فاصله بگیرد و در اختیار قدرتطلبی و برتریجویی قومی و سیاسی قرار گیرد، بهجای پیوند، موجب جدایی خواهد شد.
داودی با بیان اینکه در چنین شرایطی مرز میان ایمان و تعصب مخدوش میشود و پیام رحمانی دین تحتالشعاع قرائتهای انحصارگرایانه قرار میگیرد، افزود: دینی که بر گفتوگو، احترام به انسانها و تعامل صلحآمیز میان پیروان خود و دیگر ادیان تأکید دارد، بزرگترین پشتوانه همزیستی مسالمتآمیز خواهد بود. آموزههایی چون محبت به همنوع، بخشش و پرهیز از ظلم که در اغلب ادیان مشترکاند، ظرفیت عظیمی برای ایجاد وحدت و همدلی دارند.
وی با تأکید بر اینکه تحقق همزیستی مسالمتآمیز مسئولیتی یکجانبه نیست، بلکه پروژهای چندبعدی و مستمر است، تصریح کرد: این مسیر نیازمند مشارکت فعال در سه سطح فردی، اجتماعی و نهادی است. مسئولیت فردی از درون انسان آغاز میشود و حیاتیترین بخش این فرایند بهشمار میآید. این مسئولیت شامل توسعه ظرفیت گفتوگو، یادگیری مهارت گوشدادن فعال، مدیریت تعصبات درونی، آگاهی از پیشداوریهای ذهنی و ترویج ادب در زندگی روزمره است. جامعه نیازمند بسترهایی برای تقویت پیوندهای مشترک است. آموزش صلح و مدارا، گنجاندن مفاهیم کرامت انسانی در نظام آموزشی، ایجاد فضاهایی برای همکاری در فعالیتهای مشترک، ارتقای سواد رسانهای و حمایت از رسانههایی که بیطرفانه و اخلاقی عمل میکنند، از جمله راهکارهای این حوزه بهشمار میروند.
این محقق تاریخ در بعد نهادی و حاکمیتی، دولتها و نهادهای مدنی را موظف به فراهمکردن پیشنیازهای اجرای صلح دانست و گفت: تأکید بر عدالت و قانون، اجرای بیطرفانه قوانین برای همه گروهها، رفع هرگونه تبعیض یا رفتاری که منجر به احساس طردشدگی شود و فراهمکردن امکان فعالیت آزادانه سازمانهای مردمنهاد فعال در حوزه گفتوگوی بینفرهنگی و همبستگی اجتماعی، از الزامات این مسیر است. همزیستی مسالمتآمیز در جامعه، محصول نهایی یک اخلاق مدنی است؛ اخلاقی که در آن هر شهروند خود را مسئول درک و احترام به دیگران میداند و نهادهای حاکمیتی نیز موظفاند این احترام و عدالت را بهصورت ساختاری تضمین و پشتیبانی کنند.
انتهای پیام