حجتالاسلام والمسلمین اصغر تقینسب، مدرس تفسیر مؤسسه آموزش عالی ائمه اطهار(ع) طی یادداشتی که در اختیار ایکنای قم قرار داده است، نوشت: انقلاب پرشکوه و مقدس جمهوری اسلامی ایران، پس از نمود و بروز در لایههای مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در برابر دو نوع جریان معارض قرار داشت.
جریان و مقاومتی در درون سیستم و جریان کلان سیستم بینالملل که در برابر این انقلاب ایران احساس خطر کرده بود. انقلاب اسلامی ایران همه زوایای بشر را هدف قرار داده و تمامقد با اندیشه حاکم بر نظام بینالملل که بر محور امپریالیسم غرب و با رویکرد لیبرالیسم و اباحهگری یا همان آزادی و بیبندوباری استوار بوده است، به تقابل پرداخت. جریان بیرونی با ایجاد تهدیدات و جریان درونی با ایجاد آسیب بهدنبال شکاف و اختلافافکنی بین اجزای درون سیستمی انقلاب اسلامی بودهاند.
ایجاد بحرانهای متعدد منافقین خلق، قومی، نژادی، کودتای نظامی، راهاندازی جنگ تحمیلی راهبردهای تخریب، تضعیف، فرسایش، حذف و... همه و همه نتوانست جریان انقلاب اسلامی را متوقف نماید، هر چند سرعت آن را در مسیر رسیدن به نقطه و کمال مطلوب اندکی کُند کرده است.
بیشتر بخوانید:
الزامات ثبات قدم و ماندگاری در مسیر انقلاب، حرکت در مسیر انقلاب، به تعبیر قرآنی همان «استقامت» در صراط مستقیم است.
انقلاب اسلامی نه یک واقعه ایستا، بلکه یک جریان دائمی است که برای ماندگاری در آن، باید به منظومه فکری قرآن تمسک جست. مهمترین شاخصهای این ماندگاری عبارتند از:
اولین شرط، گره زدن باور قلبی به ایستادگی میدانی است. قرآن کریم میفرماید: «إِنَّ الَّذینَ قالوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ استَقاموا فَلَا خَوفٌ عَلَیهِم وَلا هُم یَحزَنونَ» (سوره احقاف، آیه ۱۳)؛ «ثُمَّ» در اینجا افاده تراخی میکند؛ یعنی پس از اقرار به توحید، آنچه دشوار و حیاتی است، تداوم این مسیر در مواجهه با تلاطمهاست. ماندگاری در انقلاب، نیازمند «استقامت» در برابر فشارهای اقتصادی و سیاسی است.
ماندگاری در این مسیر بدون شناخت «نقشههای دشمن» ممکن نیست. خداوند در قرآن هشدار میدهد: «وَلَن تَرضیٰ عَنکَ الیَهودُ وَلَا النَّصاریٰ حَتّیٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُم» (سوره بقره، آیه ۱۲۰)؛ مردم و نخبگان باید بدانند که هدف دشمن، استحاله هویت انقلابی است. ماندگاری یعنی ماندن بر سر اصول و معامله نکردن بر سر آرمانها، چراکه رضایت دشمن تنها با دست کشیدن از هویت دینی حاصل میشود.
در منطق وحی، حرکتِ پراکنده محکوم به شکست است. اعتصام به حبلالله، عامل بقای جامعه است: «وَاعتَصِموا بِحَبلِ اللَّهِ جَمیعًا وَلا تَفَرَّقوا» (سوره آلعمران، آیه ۱۰۳)؛ در زمان غیبت، تبلور این حبلالله در ولایت فقیه است. ماندگاری در مسیر انقلاب، در گرو پیوند وثیق مردم و طلاب با نظام امامت و ولایت است تا از تفرق و سرگردانی در فتنهها پیشگیری شود.
ناامیدی، سم مسیر انقلاب است. خداوند مؤمنان را به پیروزی نهایی بشارت داده است: «وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ» (سوره آلعمران، آیه ۱۳۹)؛ برای ماندگاری، باید باور داشت که اگر نصرت دین خدا صورت گیرد، سستی و حزن راهی ندارد و برتری با جبهه حق است.
تحول بزرگی که با انقلاب اسلامی در جهان معاصر رخ داد، ریشه در بازگشت به «اسلام ناب» دارد؛ اسلامی که نه با ظلم سازش و نه در برابر استکبار سر خم میکند. این انقلاب از چند منظر با آموزههای پیامبر مکرم اسلام(ص) پیوند خورده است:
بنیادیترین آموزه اسلام، رهایی انسان از بندگی غیر خداست. خداوند هدف از بعثت پیامبران را چنین برمیشمارد: «...وَيَضَعُ عَنهُم إِصرَهُم وَالأَغلالَ الَّتي کانَت عَلَیهِم...» (سوره اعراف، آیه ۱۵۷)؛ پیامبر(ص) آمد تا زنجیرهای اسارت و استعمار را از دست و پای بشر باز کند. انقلاب اسلامی نیز با شعار «نه شرقی، نه غربی»، ملت ایران را از زنجیر سلطه بیگانگان رها کرد و مصداق بارز این آیه در عصر حاضر شد.
در منطق قرآن، ایمان مردم قدرتساز است. تکیه صادقانه بر مردم باعث میشود که در بنبستهای اقتصادی و اجتماعی، خود جامعه به میدان بیاید: «...إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَومٍ حَتّى يُغَيِّروا ما بِأَنفُسِهِم...» (سوره رعد، آیه ۱۱)؛ انقلاب اسلامی با فعالسازی این آیه، ثابت کرد که اگر اراده مردم بر تحول و ماندگاری باشد، هیچ قدرت خارجی توان تغییر مسیر یک ملت را ندارد. استمرار انقلاب بهدلیل همین «تغییر انفسی» و خودباوری ملی است که در سایه اعتماد نظام به مردم شکل گرفته است.
حضور مردم در صحنههای مختلف مانند انتخابات و راهپیماییها، مصداق تعظیم شعائر الهی و موجب یأس دشمن است: «ذلِکَ وَمَن یُعَظِّم شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِن تَقوَی القُلوبِ» (سوره حج، آیه ۳۲)؛ تکیه بر مردم باعث میشود که انقلاب از یک تشکیلات اداری صِرف به یک حقیقت قلبی در میان تودهها تبدیل شود. تقوای جمعی و حضور هوشمندانه مردم، تضمینکننده تداوم این مسیر تا اتصال به انقلاب جهانی حضرت ولی عصر(عج) است.
در آموزههای محمدی(ص)، هدف از تشکیل حکومت، اقامه عدل است. قرآن کریم میفرماید: «لَقَد أَرسَلنا رُسُلَنا بِالبَیِّناتِ وَأَنزَلنا مَعَهُمُ الکِتابَ وَالمیزانَ لِیَقومَ النّاسُ بِالقِسطِ...» (سوره حدید، آیه ۲۵)؛ انقلاب اسلامی با الگوگیری از این اصل، آرمان خود را حمایت از محرومان و برچیدن نظامهای طبقاتی قرار داد. این تحول نشان داد که دین نه تنها از سیاست جدا نیست، بلکه ضامن اجرای عدالت در سطح جامعه است.
از بزرگترین معجزات پیامبر(ص)، ایجاد پیوند میان دلهای پراکنده بود. انقلاب اسلامی نیز توانست با تکیه بر آیه: «وَاذکُروا نِعمَتَ اللَّهِ عَلَیکُم إِذ کُنتُم أَعداءً فَأَلَّفَ بَینَ قُلوبِکُم فَأَصبَحتُم بِنِعمتِهِ إِخوانًا» (سوره آلعمران، آیه ۱۰۳) اقوام و مذاهب مختلف را در برابر دشمن مشترک متحد کند. این وحدت کلمه، همان نعمتی است که در صدر اسلام مایه عزت مسلمین شد و در زمان ما نیز استکبار را به زانو درآورد.
انقلاب اسلامی با پیروی از سیره نبوی، میان رحمت میان مؤمنان و سرسختی در برابر دشمنان توازن ایجاد کرد: «مُحَمَّدٌ رَسولُ اللَّهِ وَالَّذینَ مَعَهُ أَشِدّاءُ عَلَى الکُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم...» (سوره فتح، آیه ۲۹)؛ این روحیه جهادی و انقلابی، برخلاف قرائتهای خمود و بیتحرک از دین، اسلام را بهعنوان دینی پویا و ظلمستیز به جهانیان معرفی کرد.
انقلاب اسلامی با حضور آگاهانه مردم آغاز شد و بقای آن نیز در گرو تداوم این حضور است. خدمت صادقانه مسئولان و دلسوزان جامعه، سرمایه اجتماعی را حفظ کرده و توطئههای دشمن برای ایجاد شکاف میان نظام و مردم را خنثی میکند.
از منظر قرآن، داشتن تریبون و قدرت، یک امانت الهی است که شکرانه آن، گرهگشایی از کار خلق است. خداوند میفرماید: «الَّذينَ إِن مَکَّنّاهُم فِي الأَرضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّکاةَ وَأَمَروا بِالمَعروفِ وَنَهَوا عَنِ المُنکَرِ...» (سوره حج، آیه ۴۱)؛ در نگاه قرآنی، «تمکین در ارض» (به دست گرفتن امور)، بلافاصله با تکالیف اجتماعی همچون رسیدگی به محرومان پیوند خورده است. استمرار انقلاب در گرو این است که جامعه، ثمره حکومت دینی را در عدالت و رفاه لمس کند.
دشمن در پی ناامید کردن آحاد مردم از کارآمدی نظام است. خدمت صادقانه، پیوند قلبی ایجاد میکند و این همان وعده الهی است: «إِنَّ الَّذینَ آمَنوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ سَیَجعَلُ لَهُمُ الرَّحمنُ وُدًّا» (سوره مریم، آیه ۹۶)؛ وقتی مردم صدق و تلاش بیمنت را ببینند، محبتی قلبی ایجاد میشود که محکمترین سد در برابر فتنههاست.
یک قاعده کلی در سنتهای الهی وجود دارد که هر آنچه برای مردم سودمند باشد، ماندگار خواهد بود: «...فَأَمَّا الزَّبَدُ فَیَذهَبُ جُفاءً وَأَمّا ما یَنفَعُ النّاسَ فَیَمکُثُ فِي الأَرضِ...» (سوره رعد، آیه ۱۷)؛ این یک اصل تخلفناپذیر است؛ جریانهایی که نفعشان به مردم میرسد، ریشهدار و ماندنی «یمکُث» میشوند. انقلاب برای ماندگاری، باید مدام بر مدار «خدمت به مردم» حرکت کند.
تجربه دهههای اخیر نشان داده است که هرگاه پیوند میان حاکمیت و مردم مستحکمتر بوده، ماندگاری انقلاب نیز تضمین شده است. این تکیه بر مردم از چند جهت حائز اهمیت است:
خداوند در قرآن کریم، تکیه بر حمایت مردم را در کنار نصرت خود قرار داده و به پیامبر(ص) میفرماید: «هُوَ الَّذی أَیَّدَکَ بِنَصرِهِ وَبِالمُؤمِنینَ» (سوره انفال، آیه ۶۲)؛ طلاب و پژوهشگران معارف دینی بهخوبی میدانند که خداوند نصرت خود را از طریق مؤمنان (بدنه مردم) جاری میکند. ماندگاری انقلاب در جنگ تحمیلی و فتنههای پیچیده، مصداق بارز همین آیه است؛ یعنی نصرت الهی از آستین مردم بیرون آمد و انقلاب را تثبیت کرد.
وقتی حکومتی صادقانه به مردم تکیه کند، دشمن در محاسبات خود برای فروپاشی از درون با بنبست مواجه میشود. قرآن درباره پیوند عمیق میان رهبر و جامعه میفرماید: «لَقَد جاءَکُم رَسولٌ مِن أَنفُسِکُم عَزیزٌ عَلَیهِ ما عَنِتُّم حَریصٌ عَلَیکُم بِالمُؤمِنینَ رَؤوفٌ رَحیمٌ» (سوره توبه، آیه ۱۲۸)؛ عبارت «مِن أَنفُسِکُم» نشاندهنده یگانگی مسئولان با مردم است. وقتی مردم حس کنند نظام از خود آنهاست و در سختیها «عَنِتُّم» در کنار آنهاست، با تمام وجود برای حفظ آن ایستادگی میکنند. این دلبستگی متقابل راز ماندگاری است.
انتهای پیام