جهان معاصر، با شتاب فناوری، تغییرات فرهنگی و پیچیدگیهای هویتی، انسان را در وضعیتی بیسابقه قرار داده است. در چنین فضایی، نظام تربیتی اسلامی نمیتواند صرفاً به الگوهای سنتی بسنده کند، بلکه نیازمند بازاندیشی و نوآوری است تا اصول ثبات ارزشهای دینی را با نیازهای تازه زمانه پیوند دهد. این نوآوری، نه تغییر در محتوا و حقیقت دین، بلکه خلق روشها و ابزارهای جدید آموزشی است که بتواند انسان معاصر را در مسیر رشد فکری، اخلاقی و معنوی هدایت کند. در همین خصوص رضا ملازاده یامچی، پژوهشگر دینی، یادداشتی در اختیار ایکنای خراسان رضوی قرار داده است که در ادامه میخوانیم؛
بشر امروز در تلاقیگاه تمدنهای پرشتاب و دگردیسیهای بنیادین هویتی ایستاده است. در این میان، نظام تربیتی اسلامی نه به عنوان یک میراث موزهای، بلکه به مثابه یک موجود زنده، با این پرسش سهمگین روبروست: چگونه میتوان میان ثبات ارزشهای وحیانی و تغییر بیامان ابزارهای زیستی، پلی از جنس نوآوری بنا کرد؟ انجماد بر روشهای پیشین، نه صیانت از دین، بلکه مهجور ساختن آن است. سوال اصلی این یادداشت آن است که نوآوری در تربیت اسلامی بر کدام مبانی قرآنی استوار است و چگونه میتواند هویت انسان معاصر را بازسازی کند؟
نوآوری در منطق قرآن، نه به معنای تغییر در حقیقت، بلکه به معنای خلق مدام در ساحت فهم و اجراست. خداوند در سوره مبارکه ق، آیه ۱۵ میفرماید: «أَفَعَیینَا بالْخَلْق الْأَوَّل بَلْ هُمْ فی لَبْسٍ منْ خَلْقٍ جَدیدٍ». علامه طباطبایی در تفسیر المیزان با تکیه بر این آیه، بر نو به نو شدن فیض الهی تأکید دارد. اگر نظام تربیتی بخواهد صبغه الهی یابد، باید از وصف بدیع بودن خداوند الگو بگیرد. تربیت، جریانی از سنخ صیرورت است، نه بودن. آیتالله العظمی جوادی آملی در تفسیر «تسنیم» با تبیین مفهوم رشد، نوآوری را لازمه خروج از انسدادهای معرفتی میداند.
در سنت نبوی و علوی بر تطبیق روشها با نیازهای عصر تأکید خیرهکنندهای شده است. امیرمؤمنان علی(ع) میفرمایند: «لَا تُؤَدبُوا أَوْلَادَکُمْ بأَدَبکُمْ فَإنَّهُمْ خُلقُوا لزَمَانٍ غَیْر زَمَانکُمْ». این روایت منشور قطعی نوآوری روششناختی در نظام تربیتی است. سنت به ما میآموزد که اصول ثابتاند، اما قالبها باید در کوره زمان ذوب و دوباره ریختهگری شوند.
نوآوری در نظام تربیتی اسلامی باید بر پایه عقلانیت استنباطی شکل بگیرد. گذار از تربیت حافظهمحور به تربیت تفکرمحور ضروری است. در حالی که نظامهای مدرن بر مهارتهای ابزاری تأکید دارند، نوآوری اسلامی باید بر پرورش قوه قدسی عقل متمرکز شود. چالش معاصر، بحران معناست؛ نوآوری یعنی بازگرداندن مفهوم شهود به کلاسهای درس و پیوند دادن فناوریهای نوین با اخلاق متعالی. این تنها راه بقای هویت دینی در جهان پسا-حقیقت است.
برخی گمان میبرند هرگونه نوآوری، قدم گذاشتن در مسیر عرفیسازی است. اما دین برای هدایت است و هدایت پیوندی ناگسستنی با فهم مخاطب دارد. نوآوری در اینجا نه تغییر در پیام، بلکه ترجمه فرهنگی و روشی پیام برای انسانی است که در فضای مجازی تنفس میکند.
نظام تربیتی اسلامی اگر بخواهد در تراز تمدن نوین اسلامی ظاهر شود، باید از پیله روشهای تقلیدی خارج شود. پاسخ به پرسش ابتدایی در یک جمله نهفته است: نوآوری، تنفس هوای قرآن در ریههای زمانه است. ما به معلمانی نیاز داریم که پیش از تعلیم، خود متفکر باشند و ساختارهایی را شکل دهند که پرسشگری را مقدستر از پاسخگویی بدانند.
منابع و مآخذ:
طباطبایی، محمدحسین؛ المیزان فی تفسیر القرآن، جلد ۲۰ (تحلیل آیه خلقی جدید)
جوادی آملی، عبدالله؛ تسنیم (تفسیر قرآن کریم)، مجلدات مرتبط با سوره بقره و ریشهیابی رشد
مطهری، مرتضی؛ تعلیم و تربیت در اسلام، انتشارات صدرا (تحلیل تفاوت میان دانش و بینش)
ابنابیالحدید؛ شرح نهجالبلاغه، ذیل کلمات قصار (بررسی روایت فرزند زمان خویش بودن)