
بشر امروز در میانه تکرارها و دوندگیهای بیپایان، خود را گم کرده است. ما آنقدر مشغول داشتن شدهایم که بودن را از یاد بردهایم. در این دنیای شلوغ که حتی لحظههای تنهاییمان با صدای اعلانهای گوشی پر میشود،
ماه مبارک رمضان نه یک تکلیف سخت، بلکه یک دعوت گرم است؛ دعوتی برای ایستادن، نفس کشیدن و بازگشت به خانه اصلی. مسئله این نیست که چرا نباید بخوریم، مسئله این است که چگونه میتوانیم با کم خوردن، بیشتر ببینیم. در همین خصوص
رضا ملازاده یامچی، پژوهشگر دینی، یادداشتی در اختیار ایکنای خراسانرضوی قرار داده است که در ادامه میخوانیم؛
واژه رمضان در ریشه خود معنای عجیبی دارد: گداخته شدن سنگ از شدت تابش آفتاب. این یعنی رمضان، فصل ذوب کردن است. ذوب کردن عادتهای غلط، خودخواهیها و زنگارهای روح. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان (جلد دوم، ذیل آیه ۱۸۳ بقره) نکتهای لطیف دارند؛ ایشان میفرمایند غرض از روزه (تقوا)، یک حالت خودداری درونی است. این تقوا که قرآن از آن سخن میگوید، بر خلاف تصور رایج، به معنای ترس نیست، بلکه به معنای مراقبت است، مثل باغبانی که از نهال کوچکی در برابر طوفان مراقبت میکند، روزه به ما یاد میدهد که از انسانیت خود در برابر تندباد غریزهها و عادتها مراقبت کنیم.
پیامبر اکرم(ص) در آن خطبه مشهور شعبانیه (نقل شده در عیون اخبار الرضا)، ماه رمضان را ضیافتالله یا
مهمانی خدا خواندهاند، اما این چه مهمانی عجیبی است که در آن خوردنی و آشامیدنی ممنوع است؟ پاسخ را باید در کلام معصومین جست. در این ضیافت، نفسهای شما تسبیح است. این یعنی وقتی انسان به خاطر هدفی والاتر از میل تن، از خواسته خود میگذرد، تمام وجودش در هماهنگی با عالم هستی قرار میگیرد. حضرت سجاد(ع) در دعای ۴۴ صحیفه سجادیه از خدا میخواهد که به او قدرت دهد تا در این ماه، دستانش را از گناه و زبانش را از لغو پاک کند. این نشان میدهد که روزه، تمرین آزادی است؛ آزادی از زنجیرهایی که خودمان به دست و پایمان بستهایم.
ما در عصر لذتهای فوری زندگی میکنیم. هر چه بخواهیم، با یک اشاره مهیاست و این در دسترس بودن همه چیز، اراده انسان را سست کرده است. رمضان، مدرسه بازپسگیری اراده است. وقتی شما در اوج تشنگی، لیوان آب را میبینید و به فرمان دل خود (که متصل به فرمان خداست) از آن چشم میپوشید، در واقع دارید به مغز و روان خود یاد میدهید که من فرمانده هستم، نه غرایزم. این قدرت نه گفتن، همان گمشدهای است که ما برای موفقیت در زندگی، اخلاق و حتی روابط اجتماعی به آن نیاز داریم. روزه، ذهن را از شلوغیهای اضافه پاک میکند و به قول آیتالله جوادی آملی در تفسیر تسنیم، صفا و نوری به باطن میدهد که در هیچ کتاب و مدرسه دیگری یافت نمیشود.
گاهی میپرسند: آیا در دنیای پرشتاب امروز، روزه گرفتن باعث عقبماندگی از کارها نمیشود؟ حقیقت این است که روزه، کیفیت حضور ما را تغییر میدهد. کسی که روزه میگیرد، یاد میگیرد که با آرامش و تمرکز بیشتری عمل کند. روزه تعطیلی زندگی نیست، بلکه تنظیم دوباره (ریتم) زندگی است. بر اساس آنچه در تفسیر نمونه (جلد اول) آمده، یکی از فلسفههای اصلی روزه، ایجاد حس همدردی است. انسانی که گرسنگی را چشیده، دیگر نمیتواند نسبت به رنج دیگران بیتفاوت باشد، پس روزه نه تنها مانع نیست، بلکه ما را به انسانی فعالتر و دغدغهمندتر تبدیل میکند.
رمضان یک اتفاق سالانه نیست، یک تولد دوباره است. اگر از این ماه بگذریم و همان آدم قبلی باشیم، یعنی فقط پوسته را دیدهایم. پاسخ به سؤال اصلی ما این بود: رمضان میآید تا به ما یادآوری کند که ما فراتر از یک جسم نیازمند به نان و آب هستیم، ما روحی داریم که با معنا و محبت سیر میشود. بیاییم در این روزها و شبها، به جای شمردن ساعتهای مانده به افطار، لحظههای حضورمان را بشماریم. رمضان، فرصتی است تا دوباره با خودمان و خدایمان آشتی و انسان بودن را تمرین کنیم.
منابع:
• المیزان فی تفسیر القرآن، علامه طباطبایی، جلد ۲ (تحلیل واژهشناختی صوم و تقوا).
• تفسیر تسنیم، آیتالله جوادی آملی، جلد ۹ (اسرار عبادات و صوم).
• صحیفه سجادیه، امام سجاد (ع)، دعای ۴۴ (نیایش استقبال از ماه رمضان).
• نهجالبلاغه، خطبه ۱۱۰ (در بیان فلسفه احکام الهی).
• تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی، جلد ۱ (آثار اجتماعی و بهداشتی روزه).
انتهای پیام