به گزارش ایکنا از خراسان رضوی، علیرضا بلیغ، عضو هیئت علمی پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی، در سلسله نشستهای واکاوی ایستادگی مردم در برابر طوفان که امروز 19اسفندماه، به صورت مجازی برگزار شد، با تأکید بر اینکه «ما در موقعیتی خطیر و حساس قرار داریم»، اظهار کرد: در چند روز اخیر چند مسئله مهم مطرح بوده است که میتواند ابعاد منطقهای و جهانی نیز داشته باشد. دو مورد از این مسائل بسیار مهم عبارتاند از مسئله آتشبس و انتخاب رهبری آینده. در این چند روز اتفاقات مهمی درباره این موضوعات رخ داده است.
وی به یکی از پرسشهای اصلی جامعه اشاره کرد و افزود: بسیاری اکنون این پرسش را دارند که پایان این جنگ چگونه خواهد بود و چه نقطهای میتواند نقطه پایان آن باشد. این سؤال اساساً از دل همین بحران بیرون میآید و بهویژه در لایه مسئولان جمهوری اسلامی مطرح است. مردم نیز ممکن است این موضوع را بهعنوان یک ابهام در ذهن داشته باشند که جنگ چگونه پایان مییابد.
عضو هیئت علمی پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی گفت: اما پرسش مهمتر از «پایان جنگ»، سؤال درباره «چگونگی جنگ» است. نقطه پایانی جنگ چندان تعیینکننده نیست؛ زیرا اگر از اکنون نقاط پایان را تعریف کنید، معلوم نیست در آن نقطه بتوانید بهراحتی جنگ را ادامه دهید یا مسیر آینده را ببینید. شعار امام (ره) این بود که «جنگ، جنگ تا رفع فتنه» و این شعار بعدها به «جنگ، جنگ تا پیروزی» تبدیل شد و جمهوری اسلامی را به نقطهای رساند که در نهایت به آتشبس تن داد.
بلیغ به تجربه تاریخی عملیات مرصاد و درک امام خمینی(ره) از حضور مردم اشاره کرد و گفت: امام وقتی فهمیدند که مردم در عملیات مرصاد با جمعیت بسیار زیاد وارد صحنه شدند و حضور گسترده آنان معرکه را رقم زد، فرمودند اگر در گذشته میدانستم مردم تا این اندازه اهل میدان هستند، به آتشبس رضایت نمیدادیم و آتشبس اتفاق نمیافتاد.
وی با بیان این نکته که «کسانی که اهل مدیریت فضا هستند، مدیریت را بر اساس فعلیتهای صحنه دنبال میکنند»، افزود: این افراد آنچنان که باید به استعدادهایی که میتواند بالفعل شود توجه نمیکنند. شاید کسی تصور نمیکرد که مردم اینچنین وارد صحنه شوند و خیابانها را حفظ کنند؛ حضوری که به ما دلگرمی میدهد و نشان میدهد میتوانیم ادامه دهیم.
عضو هیئت علمی پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی با اشاره به پیام راهبردی «جنگ با ما و خیابان با شما»، بیان کرد: تداوم نبرد و عبور از گردنههای سخت سیاسی نیازمند حضور بیواسطه مردم در صحنه است. انتخاب حضرت آیتالله مجتبی خامنهای به عنوان رهبر جدید، بیش از هر چیز مدیون تجمعات و حضور مقتدرانه مردم در خیابانها بود؛ واقعیتی که اگر رخ نمیداد، تحقق این مسئولیت خطیر با چالشهای جدی مواجه میشد.
بلیغ به تبیین فعالیت جریانی در داخل کشور پرداخت که به دنبال توقف مسیر اصیل انقلاب است و بیان کرد: این جریان که از دوران جنگ تحمیلی تا امروز فعال بوده است، اکنون بهترین فرصت را برای ضربه نهایی و تغییر مسیر جمهوری اسلامی میدید. آنان تلاش کردند در شرایط جنگی، موضوع انتخاب رهبری را به تعویق بیندازند و در جمعبندی نظر مجلس خبرگان اخلال ایجاد کنند تا کشور در وضعیت تعلیق باقی بماند.
وی با نقد نگاه مدیریت تکنوکراتیک افزود: ریشه این اخلال صرفاً نگاه به «فعلیتهای موجود» برای اداره کشور است. همین نگاه بود که پس از جنگ ۱۲ روزه، سازماندهی مردمی را متوقف کرد و کشور را به مدل اقتصادی پیش از انقلاب و هضم شدن در نظم جهانی بازگرداند. آنان خود را در برابر نظم بینالمللی کوچک میبینند و به جای تکیه بر استعدادها و اراده ملی، به دنبال ادغام در ساختاری هستند که اساساً استقلال ما را برنمیتابد.
عضو هیئت علمی پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی با اشاره به تقابل غرب با ایران گفت: مسئله اصلی آمریکا و متحدانش نه نژاد است و نه صرفاً مذهب؛ بلکه آنان با هر نوع طرح «استقلال» مقابله میکنند. جمهوری اسلامی پس از ۲۵۰ سال مقاومت در برابر غرب به نقطهای رسیده است که به الگو و محور مقاومت تبدیل شده است. آمریکا که با حذف آلمان و شوروی به ابرقدرت بلامنازع تبدیل شده بود، اکنون با سد مستحکمی به نام ایران مواجه است که یکتنه در برابر پروژههای آنان در منطقه، از جمله در عراق، ایستادگی کرده است.
بلیغ با اشاره به فشارهای اقتصادی و اجتماعی بیان کرد: تحریمهایی که ملت ایران امروز تحمل میکند در تاریخ بیسابقه است و علت آن همین ایستادگی بر سر طرح استقلال است. ما اکنون به لحاظ ژئوپلیتیک در نقطهای قرار داریم که امکان بازگشت وجود ندارد. در شرایط فعلی «آتشبس» به معنای صلح نیست، بلکه به معنای بازگشت به التهابات داخلی است. اگر امروز در جبهه خارجی عقبنشینی کنیم، ممکن است مجبور شویم شهدای خود را از کف خیابانهای خودمان جمع کنیم و شاهد درگیری بخشهای مختلف جامعه با یکدیگر باشیم که نتیجه آن از بین رفتن انسجام ملی خواهد بود.
وی با بازخوانی تجربه دوران دفاع مقدس افزود: سپاه پاسداران و نهادهای انقلابی ما محصول اراده جوانانی در دهه ۶۰ هستند که شاید در ابتدا تجربه مدیریتی نداشتند، اما با سلاح «اراده» آغاز کردند و به قدرتهای بزرگ تبدیل شدند. امروز نیز تنها راه ایستادگی در برابر جریانی که خود را ناتوان میبیند و به دنبال هضم در نظم جهانی است، تکیه بر همین اراده مردمی است.
عضو هیئت علمی پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی با اشاره به احتمال تشدید درگیریها افزود: ما ممکن است وارد نبرد زمینی یا حتی جنگ شهری شویم. در چنین شرایطی نمیتوان صرفاً به نیروهای رسمی نظامی تکیه کرد. مردم باید آموزش نظامی ببینند و فارغ از ظرفیتهای فعلی بسیج و سپاه، باید سازماندهی جدیدی برای دفاع اجتماعی و مدنی شکل بگیرد. ما باید به «چگونه جنگیدن» فکر کنیم، نه اینکه چه زمانی جنگ پایان مییابد؛ چرا که چگونگی نبرد ما کیفیت پایان آن را مشخص میکند.
بلیغ با اشاره به تجربیات تاریخی نظیر آلمان و آمریکا در دوران جنگهای جهانی افزود: جنگ میتواند فرصتی برای جهش تولیدی و سیاسی باشد. ما امروز در کشور به نهادهای متقاطعی نظیر «شورای دفاع ملی» نیاز داریم که اراده حاکمیت را مستقیماً به بدنه مردم متصل کرده و توانمندیهای نادیدهگرفتهشده مردم را در تولید و دفاع به جریان بیندازد. با حضور رهبری جوان، مدیریت کشور نیز باید جوان شود و به این سمت حرکت کند.
وی با تحلیل تقابل جهانی آمریکا با چین و روسیه تصریح کرد: ایران با سیطره بر ترانزیت انرژی و منابع، منطقه را از زیر سلطه غرب خارج کرده و تمرکز آمریکا بر مهار چین را مختل کرده است. قدرتهای شرقی باید بدانند که اگر ایران آسیب ببیند، آنان گامهای بعدی خواهند بود. با این حال، همانطور که در فتوای رهبری مشخص است، قدرت واقعی ما نه در بمب اتم، بلکه در «نیروی مردمی» است. تکیه بر بمب اتم ممکن است ما را منفعل کند، در حالی که نیروی بیپایان مردم تضمینکننده پیروزی نهایی است.
انتهای پیام