کد خبر: 4349991
تاریخ انتشار : ۱۳ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۷:۵۴

نگاه قرآن به مرز مناظره و حقیقت؛ از جدل تا هدایت

قرآن کریم در کنار هشدار نسبت به جدال‌های بی‌ثمر و گمراه‌کننده، شیوه‌ای حکیمانه برای گفت‌وگو و هدایت ارائه می‌دهد؛ روشی که بر پایه منطق، اخلاق و شناخت حقیقت بنا شده است.

قرآن کریمبه گزارش ایکنا از خراسان‌رضوی، قرآن به هر نحو، با استفاده از منطق، مثال‌ها و اشارات تاریخی به ما آموخته است تا به راه درست هدایت شویم؛ با این حال، بشر همواره تمایل دارد این مسائل را به بحث و مناقشه بکشاند.

«جدل» به معنای بحث و مناظره درباره یک موضوع و گاهی حتی درباره موضوعی بی‌اهمیت یا بی‌اساس است. انسان‌ها به‌راحتی درگیر چنین بحث‌هایی می‌شوند و این مجادلات گاه بسیار تند و احساسی می‌شود.

در منطق، جدل شیوه‌ای از استدلال است که هدف آن کشف حقیقت نیست، بلکه یافتن نقاط ضعف استدلال طرف مقابل و شکست دادن او در بحث است. در این نوع مناظره، لزوماً حقیقت اهمیت اصلی را ندارد.

سیاستمداران، نمونه بارز این نوع جدل هستند؛ جایی‌که هدف اصلی، شکست دادن رقیب است، نه رسیدن به حق. این ویژگی انسان، از نگاه قرآن یک مشکل جدی است. قرآن نیز به این نوع جدل باطل اشاره کرده است. برای نمونه در سوره غافر آمده است: «وَجَادَلُوا بِالْبَاطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ»؛ و با باطل مجادله کردند تا حق را با آن از میان ببرند. همچنین در سوره حج آیه ۸ و سوره لقمان آیه ۲۰ می‌خوانیم: «وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَلَا هُدًى وَلَا كِتَابٍ مُنِيرٍ»؛ و برخی از مردم‌اند که همواره بدون هیچ دانشی [بلکه از روی جهل و نادانی] و بدون هیچ هدایتی و هیچ کتاب روشنی درباره خدا مجادله و ستیز می‌کنند.

جدال نیکو از نگاه قرآن

در عین حال، قرآن از «جدال نیکو» نیز سخن می‌گوید، زیرا گاهی شرایطی پیش می‌آید که ناچار باید با کسی‌که آشکارا گمراه است و با مهارت سخنوری خود دیگران را نیز گمراه می‌کند، وارد بحث شد. در مناظره‌ها، معمولاً کسی که قدرت بیان بیشتری دارد، از نگاه عموم پیروز به نظر می‌رسد، حتی اگر سخنش نادرست باشد. از این‌رو، برای مقابله با افکار باطل، باید با مهارت و دقت سخن گفت.

برای نمونه، در آیه ۴۶ سوره عنکبوت آمده است: «وَلَا تُجَادِلُوا أَهْلَ الْكِتَابِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ»؛ و با اهل کتاب جز به بهترین شیوه مجادله نکنید. پس گاهی جدال اجتناب‌ناپذیر است، اما باید حقیقت را با روشی حکیمانه و سنجیده بیان کرد تا مروج باطل خاموش شود.

در موضوع دعوت و تبلیغ دین نیز، خداوند در آیه ۱۲۵ سوره نحل می‌فرماید: «ادْعُ إِلي‌ سَبيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ»؛ با حکمت و اندرز نیکو، به راه پروردگارت دعوت نما و با آنها به روشی که نیکوتر است، استدلال و مناظره کن. برای یک مبلغ موفق، نخست حکمت لازم است؛ یعنی برهان و استدلال محکم که حقیقت ناب را اثبات کند، و سپس موعظه نیکو و در نهایت، توانایی مناظره درست.

برخی انسان‌ها اصلاح‌پذیر نیستند

در همین خصوص در آیه ۵۵ سوره کهف آمده است: «وَمَا مَنَعَ النَّاسَ أَنْ يُؤْمِنُوا إِذْ جَاءَهُمُ الْهُدَىٰ وَيَسْتَغْفِرُوا رَبَّهُمْ إِلَّا أَنْ تَأْتِيَهُمْ سُنَّةُ الْأَوَّلِينَ أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذَابُ قُبُلًا»؛ و هنگامی‌که هدایت به سوی مردم آمد، چیزی مانع ایمان آوردن آنان و درخواست آمرزش از پروردگارشان نشد، مگر [کبر و دشمنی آنان با حق که در چنان فضایی آکنده از کبر و دشمنی گویی انتظار می‌بردند] که روش‌های [جاری ما در عذاب] پیشینیان [متکبّر کفرپیشه] به سراغشان آید، یا عذاب رویاروی به آنان رسد [تا آن زمان ایمان بیاورند و درخواست آمرزش کنند.]

برخی افراد را نمی‌توان به حق قانع کرد؛ آنان ترجیح می‌دهند منتظر آمدن عذاب بمانند. وقت و انرژی صرف چنین افرادی کردن، بی‌فایده است. نکته ظریفی که آیه بیان می‌کند این است که ایمان به‌تنهایی کافی نیست؛ بلکه در کنار ایمان، استغفار و طلب آمرزش نیز ضروری است.

وظیفه پیامبران

آیه ۵۶ سوره کهف خداوند می‌فرماید: «وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَيُجَادِلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالْبَاطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ وَاتَّخَذُوا آيَاتِي وَمَا أُنذِرُوا هُزُوًا»؛ و ما پیامبران را جز بشارت‌دهنده و بیم‌دهنده نفرستادیم، ولی کافران با باطل جدل می‌کنند تا حق را از میان ببرند و آیات من و آنچه به آن هشدار داده شده‌اند را به مسخره می‌گیرند.

این آیه تأکید می‌کند که برخی هرگز حق را نمی‌پذیرند و پیامبر(ص) نباید خود را بیش از حد به‌خاطر آنان در فشار قرار دهد. وظیفه پیامبران، رساندن پیام، بشارت و انذار است، نه مجبور کردن مردم به ایمان.

دو ابزار اصلی مخالفان حق در این آیه بیان شده است: نخست جدل و بحث‌های پایان‌ناپذیر برای منحرف کردن بحث و نیز تمسخر آیات و هشدارهای الهی.

پیامبران یادآور فطرت‌ هستند

در آیه ۵۷ سوره کهف می‌خوانیم: «وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُكِّرَ بِآيَاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهَا وَنَسِيَ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ ۚ إِنَّا جَعَلْنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا ۖ وَإِنْ تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدَىٰ فَلَنْ يَهْتَدُوا إِذًا أَبَدًا»؛ و کیست ستمکارتر از کسی‌که به وسیله آیات پروردگارش پند داده شود، ولی از آنها روی برگرداند و دست‌آورد پیشین خود را [که کفر، جدال و ستیز با حق است] فراموش کند؟ به راستی ما بر دل‌های آنان پوشش‌هایی قرار داده‌ایم تا قرآن را نفهمند، و در گوش‌هایشان سنگینی نهادیم [تا آن را نشنوند]؛ و اگر آنان را به راه هدایت فراخوانی، هرگز و هیچ‌گاه هدایت نیابند.

پیامبران در اصل پیام تازه‌ای نیاوردند، بلکه انسان‌ها را به حقیقتی که در فطرتشان نهفته است، یادآوری کردند. از همین رو امام علی(ع) در خطبه اول نهج‌البلاغه می‌فرماید: پیامبران آمدند تا پیمان فطری انسان با خدا را زنده کنند.

قرار گرفتن پرده بر دل‌ها، نتیجه اعمال خود انسان‌هاست و نه اجبار الهی. بسیاری از افراد این مورد را اشتباه تفسیر کرده‌اند و فکر می‌کنند که خداوند متعال ما را به سوی گمراهی هدایت می‌کند و ما در این مسئله هیچ نقشی نداریم، اما این‌طور نیست. انسان‌ها با استفاده از اختیار آزاد خود، مسیری را انتخاب می‌کنند که ممکن است با انتخاب اشتباه به گمراهی منجر شود.

امام صادق(ع) می‌فرماید: هر گناه، نقطه سیاهی بر دل می‌نشاند و با تکرار گناه، دل کاملاً تیره می‌شود؛ تا جایی‌که پند و اندرز دیگر در آن اثر نمی‌کند.

در آیه ۵۸ سوره کهف خداوند می‌فرماید: «وَرَبُّكَ الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَةِ ۖ لَوْ يُؤَاخِذُهُمْ بِمَا كَسَبُوا لَعَجَّلَ لَهُمُ الْعَذَابَ ۚ بَلْ لَهُمْ مَوْعِدٌ لَنْ يَجِدُوا مِنْ دُونِهِ مَوْئِلًا»؛ و پروردگارت بسیار آمرزنده [و] صاحب رحمت است. اگر می‌خواست آنان را به کیفر گناهانی که مرتکب شده‌اند، مؤاخذه کند، قطعاً در عذابشان شتاب می‌نمود [اما چنین نمی‌کند]، بلکه آنان را وعده‌گاهی است که هرگز در برابر آن کمترین پناهگاهی نخواهند یافت.

با وجود همه مخالفت‌ها، خداوند همچنان آمرزنده و مهربان است. تأخیر در عذاب برای آن است که انسان فرصت بازگشت و توبه داشته باشد، نه اینکه گمان کند در امان است.

در آیه ۵۹ سوره کهف می‌خوانیم: «وَتِلْكَ الْقُرَىٰ أَهْلَكْنَاهُمْ لَمَّا ظَلَمُوا وَجَعَلْنَا لِمَهْلِكِهِمْ مَوْعِدًا»؛ و آن شهرها [یی که داستانشان را بر تو خواندیم] هنگامی‌که اهل آنها [با کفر و تکذیب آیات خدا] به خود ستم ورزیدند، هلاکشان کردیم و برای هلاکتشان وقتی معلوم مقرر نمودیم.

این آیه دعوتی است برای نگاه به تاریخ و سرنوشت ملت‌هایی که بر ظلم پافشاری کردند.

منبع: بنیاد اهل بیت(ع) آفریقای جنوبی (آفوسا)

انتهای پیام
captcha