از دیدگاه اهلبیت(ع)، نقش معلمان در شکلگیری شخصیت اخلاقی، بسیار حیاتی، عمیق و دارای ابعاد مختلف است. معلم در این نگاه، صرفاً انتقالدهنده اطلاعات نیست، بلکه مربی، راهنما و الگوی عملی برای متربیان خود محسوب میشود. آموزش و تربیت از دیدگاه اهلبیت(ع) رویکردی جامع و چندوجهی دارد که فراتر از انتقال صرف دانش است و بر پرورش ابعاد مختلف وجودی انسان تمرکز دارد که به منظور بررسی این موضوع، خبرنگار ایکنای خراسان رضوی گفتوگویی با احسان پوراسماعیل، پژوهشگر و مدرس علوم قرآن و حدیث انجام داده است که در ادامه می خوانیم؛
اولین و مهمترین ویژگی، هدفگذاری برای رسیدن به قرب الهی است. تعلیم و تربیت صرفاً برای کسب دانش یا مهارت دنیوی نیست، بلکه وسیلهای برای شناخت خدا و حجت او و در نتیجه سعادت جاودان است. از منظر اهل بیت(ع) دانش بدون اخلاق، نه تنها مفید نیست، بلکه میتواند مضر باشد، بنابراین ایشان همواره به پرورش فضایل اخلاقی، تهذیب نفس، دوری از رذایل و ایجاد گرایش به نیکیها، تأکید داشتهاند.
در آموزههای خاندان وحی بر لزوم آموزش تدریجی و گام به گام تأکید شده است. مفاهیم باید متناسب با سن، درک و آمادگی روحی و فکری مخاطب ارائه شوند و توجه به یکی از حکمتهای نزول تدریجی قرآن و روش پیامبر(ص) در آموزش تدریجی اسلام حاکی از این حقیقت است. آموزش باید بهگونهای باشد که مفاهیم در دل و جان مخاطب بنشیند، نه اینکه صرفاً بر زبان او جاری شود. این امر نیازمند صبر و حوصله مربی است. نکته مهم دیگر دارابودن الگوهای عملی است، بهترین شیوه، الگو بودن مربی است و اهلبیت(ع) تجسم عملی آموزههایشان بودند. سیره، رفتار، گفتار و منش ایشان، بهترین درس عملی برای پیروانشان بوده است که نتیجه آن تربیت سلمانها و مقدادهاست.
استفاده معلم از تمثیل و داستان نیز بسیار مؤثر است که این روش قرآن و اهل بیت(ع) برای فهم بهتر مفاهیم بلند است. در سبک تربیتی اهل بیت(ع) تربیت، عملی است و نه صرفاً نظری، علم نباید صرفاً در حد دانستن باقی بماند، بلکه باید بهتوانستن و عمل کردن منجر شود و تربیت عملی، یعنی تمرین مداوم فضایل و ترک رذایل. همچنین تربیت از نظر معصومان(ع)، فرآیندی دوسویه است، بهعنوان نمونه تشویق مخاطب به مشارکت فعال، عقلگرایی، پرسشگری و ایفای نقش در فرآیند یادگیری و تربیت، بارها در کلام امام علی(ع) از مخاطب خواسته میشد: «سَلُونِي قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِي» ( صدوق، الأمالی، ص343).در روش اهل بیت(ع) شاهد تربیت بر پایه رحمت و محبت هستیم، چون برخورد خشن، تحقیر، یا سرزنش بیش از حد، مانع رشد و تربیت صحیح است.
آیه 159 سوره مبارکه آل عمران، حاکی از این حقیقت است: «فَبِمٰا رَحْمَةٍ مِنَ اللّٰهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ...»؛- اى پيامبر!- پس به مهر و رحمتى از سوى خدا با آنان نرم خوى شدى و اگر درشت خوى و سخت دل بودى از پيرامونت پراكنده مىشدند. خطاهای انسانی، امری طبیعی است، بنابراین مربی باید با صبر و مدارا، ضمن تذکر و راهنمایی، فرصت جبران و اصلاح را به متربی بدهد.
به فرموده امام صادق(علیه السلام): «كُونُوا دُعَاةً لِلنَّاسِ بِالْخَيْرِ بِغَيْرِ أَلْسِنَتِكُمْ» (کلینی، الکافی، ج2، ص105)؛ «مردم را با غیرزبان خود(یعنی با عملتان) به سوی خیر دعوت کنید» که نقش معلم را بهعنوان الگو نشان میدهد. رفتار، منش، صداقت، امانتداری، عدالت، صبر، تواضع و سایر فضایل اخلاقی معلم، تأثیرگذارترین درس برای شاگردان است. وقتی معلم، خود به آنچه آموزش میدهد، عمل میکند، آموزههای اخلاقی از حالت تئوری به یک واقعیت ملموس و قابل تقلید تبدیل میشوند. شاگردان، معلم را نه تنها بهعنوان یک دانشمند، بلکه بهعنوان انسانی در مسیر کمال میبینند.
معلم باید توانایی شناسایی استعدادهای مختلف شاگردان، هم در جنبههای علمی و هم در جنبههای اخلاقی و شخصیتی را داشته باشد و آنها را در مسیر شکوفایی هدایت کند.در جریان مناظره شاگردان امام صادق(ع) حضرت ضمن توجه به تفاوتهای فردی و بیان اشکالات هر یک به تواناییهای آنان اشاره میکند(همان، ج1،ص417). وقتی شاگردی در مسیر اخلاقی دچار لغزش میشود، وظیفه معلم است که با حکمت، مهربانی و دلسوزی او را راهنمایی و انحراف را تبیین کند و مسیر صحیح را نشان دهد که این راهنمایی نباید با سرزنش یا تحقیر همراه باشد.
معلم تراز اهل بیت(ع)، نقش مهمی در معرفی و انتقال و تبیین ارزشهای دینی و اخلاقی مورد تأکید دین (مانند راستی، امانتداری، شجاعت، گذشت، احترام به دیگران) و دور کردن مخاطب از رذایل اخلاقی (مانند دروغ، حسد، تکبر، خشم) دارد او این ارزشها را به زبان روز و متناسب با فهم فراگیر بازگو میکند. محیط کلاس درس، فضایی است که شاگردان میتوانند در آن اصول اخلاقی آموخته شده را تمرین کنند. معلم باید با ایجاد موقعیتهای مناسب، زمینه این تمرین و خودسازی را فراهم آورد؛ مثلاً در کارهای گروهی، تمرین احترام به نظر دیگران، در مواجهه با اشتباه، تمرین صداقت و مسئولیتپذیری و ... رفتار معلم باید سرشار از محبت و دلسوزی نسبت به شاگردان باشد. این حس همدلی، باعث میشود شاگردان به معلم خود اعتماد کرده و توصیههای اخلاقی او را بهتر بپذیرند.
از دیدگاه اهلبیت(ع)، اثر تربیت صحیح نه تنها در زندگی فردی، بلکه در کل ساختار جامعه، بنیادین و تعیینکننده است که این اثرگذاری را میتوان در دو سطح کلان فردی و اجتماعی بررسی کرد:
اول: اثر تربیت صحیح در زندگی فردی: تربیت صحیح، فرد را به شناخت حقیقی پروردگار، خود و جایگاهش در هستی رهنمون میسازد. این شناخت، اساس کمال انسانی است و فرد تربیتشده، آراسته به فضایل اخلاقی مانند راستگویی، امانتداری، عدالت، گذشت، صبر، شجاعت، تواضع و... میشود و این فضایل، زندگی او را پربار، آرام و معنادار میکنند. تربیت صحیح، فرد را در برابر وسوسهها و تمایلات نفسانی ناپسند، مقاوم میسازد و او را از افتادن در دام گناه و انحراف باز میدارد. فردی که تربیت درست یافته، دارای سلامت روانی بالایی است. او با مشکلات زندگی به شکل متعادلتری برخورد میکند، اضطراب و افسردگی کمتری دارد و از آرامش درونی بهرهمند است. تربیت صحیح به فرد خودباوری سالم میبخشد و او میتواند روی پای خود بایستد، مسئولیت اعمالش را بپذیرد و در مسیر اهداف متعالی گام بردارد.
اگرچه هدف اصلی تربیت، سعادت اخروی است، اما نتایج آن در زندگی دنیوی نیز مشهود است. فرد تربیتشده، معمولاً در کار و تلاش، روابط اجتماعی و زندگی خانوادگی موفقتر است، چرا که پایههای اخلاقی محکمی دارد.
دوم: اثر تربیت صحیح در زندگی اجتماعی. جامعهای که افراد آن تربیت صحیح یافتهاند، از سرمایه اجتماعی بالایی برخوردار است. اعتماد متقابل، همکاری و همبستگی، در چنین جامعهای موج میزند و برعکس، جامعهای که از تربیت غافل است، دچار بیاعتمادی، نزاع و فروپاشی اجتماعی میشود. تربیت اخلاقی، مهمترین عامل بازدارنده در برابر جرم و جنایت است. وقتی افراد ارزشهای اخلاقی را درونی کرده باشند، کمتر به حقوق دیگران تجاوز میکنند. تربیت صحیح، روحیه عدالتخواهی و پایبندی به عدالت را در افراد تقویت میکند و این امر، زمینه را برای برپایی عدالت در سطوح مختلف جامعه فراهم میآورد. امام علی(ع) در عهدنامه مالک اشتر، بر اهمیت تربیت والیان و کارگزاران عادل تأکید دارند؛ این مهم پذیرش عمومی حکومت عدل گستر امام عصر(عجل لله فرجه) را در افراد نهادینه میکند و جامعه را به سمت تعالی فرهنگی و معنوی سوق میدهد.
خانواده، اولین کانون تربیت است. تربیت صحیح فرزندان، منجر به شکلگیری خانوادههای سالم، باثبات و پایدار میشود که خود، ستون فقرات جامعه هستند و مقدمات دستیابی به این مهم در فضای آموزشی توسط یک معلم دلسوز در سفارش احترام به والدین رقم می خورد. جامعهای که از تربیت صحیح غافل نیست، در تمام ابعاد(علمی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی) پیشرفت میکند، زیرا افراد آن مسئولیتپذیر، خلاق، و متعهد به صلاح جمع هستند. تربیت صحیح، جامعه را در برابر تهاجم فرهنگی، ایدئولوژیهای انحرافی و فشارهای بیرونی مقاوم میسازد و افراد آگاه و با بصیرت، کمتر فریب شعارهای پوچ و نادرست را میخورند.
در تعالیم اهلبیت(ع)، آموزش همراه با اخلاق صرفاً یک اولویت نیست، بلکه ستون فقرات تربیت و هدایت انسان تلقی میشود. در بسیاری از آیات قرآن و روایات، تزکیه (پاکسازی روح و اخلاق) مقدم بر «تعلیم» است: «هُوَ ٱلَّذِی بَعَثَ فِی ٱلأُمِّيِّـنَ رَسُول
اً مِّنهُم يَتلُواْ عَلَيهِم ءَايَٰتِهِ وَ يُزَكِّيهِم وَ يُعَلِّمُهُمُ ٱلكِتَٰبَ وَ ٱلحِكمَةَ وَ إِن كَانُواْ مِن قَبلُ لَفِی ضَلَٰلٍ مُّبِينٍ» (جمعه، 2). این اولویت نشان میدهد که ساختار اخلاقی، زیربنای درک و بهرهگیری صحیح از دانش است.
اهلبیت(ع) همواره بر این نکته تأکید داشتهاند که دانش فراوان، اگر با اخلاق حسنه همراه نباشد، نه تنها مفید نیست، بلکه میتواند ابزاری برای ظلم، فساد، خودخواهی و انحراف باشد. تاریخ گواه است که بسیاری از جنایات بزرگ، اختراعات مخرب و ظلمهای تاریخی، نه از سوی افراد جاهل، بلکه از سوی انسانهای عالم و دانشمند اما فاقد اخلاق و وجدان رخ داده است. علم، چاقویی است که در دست جراح میتواند زندگیبخش باشد و در دست قاتل، ویرانگر.
اخلاق، درک انسان را از حقایق عمیقتر میکند. کسی که قلبی پاک و نیتی خالص دارد، بهتر میتواند حقایق هستی و معارف الهی را درک کند. علم بدون اخلاق، ممکن است سطحی و ابزاری باقی بماند. از دیگر سو، آموختههای علمی، تنها زمانی ارزش واقعی پیدا میکنند که در مسیر عمل صالح به کار گرفته شوند و اخلاق، جهتدهنده این عمل است. دانش بدون جهتگیری اخلاقی، مانند دانشی است که در گنجینهها انباشته شود و هیچگاه به کار نیاید. علمی که در تعالیم دینی ارزشمند شمرده شده، علم نافع است، علمی که هم به رشد فرد در دنیا و آخرت کمک کند و هم به صلاح جامعه بینجامد که این نفع، تنها با پیوند علم و اخلاق حاصل میشود. «اَللّهُمَ... زِدْنا عِلْماً نافِعاً» (فیض کاشانی، ذریعه الضراعه، ص378). علمی نافع است که به حال فرد و جامعه سود برساند و او را به خدا نزدیکتر کند. این نفع، تنها با تهذیب نفس و پیوند علم با عمل صالح حاصل میشود.
اخلاق مداری، وجدان انسان را بیدار نگه میدارد و او را نسبت به حقوق دیگران، مسئولیتهای اجتماعی و وظایف الهی آگاه میسازد. فرد تربیتشده اخلاقی، دانش خود را در جهت خدمت به جامعه، حل مشکلات، و کسب رضایت الهی به کار میگیرد، نه در جهت منافع شخصی، ظلم یا فساد.
به طور خلاصه، اهلبیت(ع) آموزش را وسیلهای برای شناخت و هدایت میدانستند و اخلاق را جهتدهنده این وسیله؛ بدون اخلاق، علم میتواند مسیر را اشتباه نشان دهد، ویرانگر باشد و انسان را از هدف اصلی خلقت دور کند، بنابراین، پیوند آموزش و اخلاق، تضمینکننده رشد واقعی انسان و سعادت او در دنیا و آخرت است.