
در شرایطی که کشور عزیزمان ایران مورد آماج
حملات صهیونیستی ـ آمریکایی قرار دارد، حفظ آرامش، کنترل هیجانات و اضطراب،
حفظ انسجام، وحدت و همبستگی ملی، ایستادگی و مقاومت امری حیاتی و رسیدن به درک عمیق این مفاهیم برای جامه عمل پوشاندن به آن نیز ضروری است.
از اینرو، مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم سلسله یادداشتهایی با عنوان «حماسه» ویژه ایام شرایط جنگ صهیونیستی ـ آمریکایی علیه کشورمان، تهیه و در اختیار ایکنای قم قرار داده است که بخش دوازدهم آن از نظر میگذرد:
پرسشی که امروز در محافل سیاسی و دانشگاهی بسیار شنیده میشود این است: اگر «افول آمریکا» واقعیت دارد، مهمترین وجه آن چیست؟ آیا کاهش تولید ناخالص داخلی؟ شکست در یک جنگ خاص؟ یا چیز عمیقتری. پاسخ گروهی از کتابها و تحلیلهای منتشر شده که با نگاهی جامع و تازه در فاصله سالهای ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵ کاملاً منطبق بر تحلیلهای
رهبر شهید انقلاب اسلامی از ابعاد مختلف این افول را ارائه دادهاند نشان میدهد که افول آمریکا یک پدیده تکبعدی نیست، اما عمیقترین و بنیادیترین وجه آن، «زوال حقانیت و الگو بودن» است. افولی که خود را در اقتصاد، در ناتوانی از دخالت در دولتها و در از دست دادن قدرت تغییر رژیم نیز نشان میدهد، اما ریشه در فروپاشی هنجارها و اعتباری دارد که زمانی آمریکا را به «مدل» و «الگو» تبدیل کرده بود.
رهبر انقلاب اسلامی در سخنرانی خود ابعاد چندگانه این افول را به روشنی تبیین کردهاند: «آمریکا در حال ضعیف شدن است، یا قدرتهای غربی، قدرتهای استکباری در حال ضعیف شدن هستند. این یک شعار نیست، این یک واقعیت است و حرفی است که خود آنها میزنند؛ خود آنها میگویند شاخصهای اقتدار آمریکا در دنیا رو به تنزل است.» با این حال، در کنار این ابعاد عینی و قابل اندازهگیری، رهبر انقلاب بارها با اشاره به کتاب «ترس» باب وودوارد، از آن بهعنوان «سند انحطاط در آمریکا» یاد کردهاند.
انحطاطی که فراتر از شاخصهای اقتصادی یا نظامی است و به «زوال حقانیت و الگو بودن» بازمیگردد. آمریکایی که زمانی مدعی بود «پایان تاریخ» رسیده و مدل لیبرال دموکراسی آخرین ایستگاه بشر است، امروز خود درگیر فروپاشی هنجارهایی است که زمانی دیگران را به پیروی از آنها دعوت میکرد. این همان نکتهای است که بسیاری از نویسندگان آمریکایی نیز به آن دقیقاً اعتراف کردهاند.
تام هارتمن، تحلیلگر سیاسی و نویسنده پرفروش نیویورک تایمز، در کتاب «آخرین رئیسجمهور آمریکا: مردی شکسته، حزبی فاسد و جهانی در آستانه فروپاشی» (۲۰۲۵) نشان میدهد که افول اقتصادی آمریکا از نظر بدهیهای فزاینده و از دست دادن برتری تجاری آنقدر آشکار است که حتی رسانههای آمریکایی نیز دیگر نمیتوانند آن را انکار کنند. اما او فراتر از اقتصاد، به «ناتوانی آمریکا در مدیریت بحرانهای داخلی و خارجی» و مهمتر از آن، به «بحران مشروعیت نهادها» اشاره میکند.
هارتمن مینویسد آمریکاییها دیگر نه به کنگره اعتماد دارند، نه به دادگستری، نه به رسانهها و نه حتی به نتیجه انتخابات. «الگو بودن آمریکا» پیشفرضی بود که در خود آگاهی جمعی آمریکاییها و بسیاری از مردم جهان جای داشت. آنچه امروز فرو میریزد، همین پیشفرض است.
آمیتاو آچاریا، استاد برجسته روابط بینالملل در دانشگاه آمریکایی واشنگتن نیز در تحلیلهای خود به همین نکته اشاره میکند. او میگوید آنچه تمام شده، «نظم لیبرال بینالمللی» است؛ نظمی که در آن آمریکا هم قدرت اقتصادی داشت، هم توانایی دخالت در دولتهای دیگر و هم «جذابیت اخلاقی و الگویی.»
آچاریا تأکید میکند که امروز آمریکا مجبور است برای ضربه زدن به دولتهای هدف، «جنگ ترکیبی» به راه بیندازد، جنگی که برای آن بسیار هزینهزاست و آخرش هم به نتیجه نمیرسد. او دقیقاً مانند رهبر انقلاب، 10 سال تلاش آمریکا در سوریه و 20 سال حضور در افغانستان را مصداق بارز این ناتوانی میداند. خروج ذلتبار از کابل در سال ۲۰۲۱ نماد این افول بود: قدرتی که زمانی میتوانست رژیمها را عوض کند، اکنون قادر به حفظ یک دولت دستنشانده هم نیست. کتاب «پرون» (Peril) از باب وودوارد و رابرت کوستا (۲۰۲۱) نیز این تصویر را تکمیل میکند. آنها نشان میدهند که «انتقال قدرت از ترامپ به بایدن» «یکی از خطرناکترین دورههای تاریخ آمریکا» بود. اما مهمتر از آن، این کتاب روایتگر «از دست رفتن توانایی آمریکا در مدیریت حتی بحرانهای داخلی خود» است.