کد خبر: 4352750
تاریخ انتشار : ۲۸ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۳۳
عضو هیئت علمی دانشکده علوم قرآنی مشهد تبیین کرد

قصص قرآن؛ تاریخ زنده‌ای برای هدایت انسان

محمدجواد توکلی‌خانیکی با تأکید بر اینکه قصه‌های قرآن در حقیقت روایت تاریخ بشر هستند، گفت: تاریخ همچون آزمایشگاهی است که انسان می‌تواند اندیشه‌ها و فرضیات خود را با واقعیت‌های عینی گذشته تطبیق دهد و از تجربه گذشتگان برای انتخاب مسیر درست زندگی بهره بگیرد.

قصص قرآنمحمدجواد توکلی‌خانیکی، عضو هیئت علمی دانشکده علوم قرآنی مشهد، در گفت‌وگو با ایکنا از خراسان‌رضوی، با اشاره به آیه 3 سوره «یوسف»، اظهار کرد: خداوند در این آیه می‌فرماید: «نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ هَٰذَا الْقُرْآنَ وَ إِنْ كُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَافِلِينَ؛ ما بهترین داستان را با وحی کردن این قرآن بر تو می‌خوانیم و تو یقیناً پیش از آن از بی‌خبران [نسبت به این بهترین داستان] بودی.» باید توجه داشت که منظور از «قصه» در این آیه، معنای متعارف و رایجی که در ذهن عموم وجود دارد، نیست. بسیاری از مفسران بر این باورند که «احسن‌القصص» به کل قرآن اشاره دارد؛ چراکه در ادامه می‌فرماید: «بِما أَوْحَیْنا إِلَیْکَ هذَا الْقُرْآنَ»، و این تعبیر نشان می‌دهد که مقصود، مجموعه قرآن است، نه صرفاً یک داستان خاص.

وی ادامه داد: از نظر ریشه‌شناسی، واژه «قصه» در زبان عربی به معنای جست‌وجو و پیگیری آثار یک چیز است و هر چیزی که به‌صورت پیوسته و منظم بیان شود، قصه نامیده می‌شود. از آنجا که آیات قرآن مجموعه‌ای پیوسته از موضوعات، مفاهیم، کلمات و جملات را در بر می‌گیرد، این پیوستگی و نظم نیز در قالب مفهوم قصه قابل تبیین است. بر این اساس، کل قرآن که دارای بیانی فصیح، بلیغ و شیوا و در عین حال سرشار از معانی عمیق و متعدد است، به‌عنوان «احسن‌القصص» معرفی می‌شود.

عضو هیئت علمی دانشکده علوم قرآنی مشهد با تأکید بر اینکه این برداشت ناظر به معنای لغوی و ریشه‌ای «قصه» است و با آنچه در ذهن عرفی ما از داستان و روایت وجود دارد تفاوت دارد، تصریح کرد: اگر این دو معنا با یکدیگر خلط شوند، ممکن است نوعی قیاس نادرست شکل بگیرد. در کنار این تبیین، روایات متعددی نیز وجود دارد که کل قرآن را با تعبیر «احسن‌القصص» معرفی کرده‌اند؛ از جمله در روایتی از محمد نقل شده است که فرمودند: «أَحْسَنُ الْقَصَصِ هذَا الْقُرْآنُ»؛ یعنی بهترین قصه‌ها همین قرآن است.

وی افزود: همچنین در «روضه کافی» و در خطبه‌ای از علی بن ابی‌طالب(ع) آمده است: «إِنَّ أَحْسَنَ الْقَصَصِ وَ أَبْلَغَ الْمَوْعِظَةِ وَ أَنْفَعَ التَّذْکِرَةِ کِتَابُ اللَّهِ»؛ بر این اساس، بهترین داستان‌ها، رساترین موعظه‌ها و سودمندترین تذکرها در کتاب خداوند نهفته است. این روایات نیز تأییدی بر این دیدگاه است که «احسن‌القصص» صرفاً به یک داستان خاص محدود نمی‌شود، بلکه ناظر به کلیت قرآن کریم است.

توکلی‌خانیکی با بیان اینکه نباید از این نکته غافل شد که در قرآن کریم داستان‌های متعددی نیز به‌صورت خاص مطرح شده‌اند، ادامه داد: از جمله داستان حضرت یوسف(ع) که البته تعداد این داستان‌ها محدود به موارد اندک نیست و در مجموع حدود ۶۰۰ روایت و نقل تاریخی در قرآن وجود دارد.

وی درباره این ۶۰۰ روایت و نقل تاریخی در قرآن، گفت: هر آنچه در قرآن کریم مطرح شده، به‌نوعی نقل تاریخ و سرگذشت گذشتگان است؛ یعنی روایت ماجراهایی که در گذشته به وقوع پیوسته‌اند. بر این اساس می‌توان گفت «قصص قرآن» که ما آن را به‌صورت تفکیک‌شده از کل قرآن در نظر می‌گیریم، حدود ۶۰۰ مورد را شامل می‌شود که همگی بیانگر واقعیت‌هایی هستند که در گذشته رخ داده‌اند. انسان هنگامی که این روایت‌ها را می‌شنود، گویی با آن‌ها زندگی کرده است؛ چنان‌که از حضرت علی(ع) نقل شده که فرمودند: آن‌قدر تاریخ مطالعه کردم که گویی با گذشتگان زیسته‌ام.

این پژوهشگر دینی افزود: این روایت‌ها در اصل، تاریخ هستند و تاریخ را می‌توان به‌مثابه آزمایشگاهی دانست که در آن، مسائل گوناگون زندگی بشر رخ داده و قابل بررسی است. در این آزمایشگاه، انسان می‌تواند اندیشه‌ها و فرضیات ذهنی خود را با واقعیت‌های عینی گذشته تطبیق دهد و ردپا و نشانه‌های آن‌ها را در تاریخ بیابد و از این طریق، به درستی یا نادرستی آن‌ها پی ببرد و مسیر صحیح عمل را انتخاب کند.

وی با بیان اینکه ساختار زندگی انسان از آغاز تاکنون، در بنیادهای اصلی خود تغییر چندانی نکرده است، تصریح کرد: نیازهای مادی انسان و نیز گرایش‌های اعتقادی او همواره وجود داشته و ادیان نیز در همین چارچوب، انسان را به سوی مسیری مشخص هدایت کرده‌اند. تفاوت‌ها بیشتر به شرایط زمانی، مکانی و نوع باورهایی بازمی‌گردد که گاه دچار انحراف شده‌اند. از این‌رو، هنگامی که انسان به مطالعه قصص قرآنی ـ که در حقیقت همان تاریخ‌اند ـ می‌پردازد، به‌نوعی خود را در آن فضا و زمان احساس می‌کند و گویی با آن انسان‌ها هم‌زیستی دارد.

عضو هیئت علمی دانشکده علوم قرآنی مشهد بیان کرد: تاریخ با زبانی بی‌زبان، نتایج قطعی و انکارناپذیر رفتارها، مکتب‌ها و برنامه‌های اقوام گذشته را به تصویر می‌کشد. داستان‌های پیشینیان دربردارنده تجربیات ارزشمندی هستند که می‌توانند انسان را از تکرار آزمون‌ و خطاهای پرهزینه بی‌نیاز سازند. بدیهی است عمر انسان محدود است و امکان تجربه همه مسیرها برای او وجود ندارد، اما بهره‌گیری از تجربیات گذشتگان، مسیر را روشن‌تر و پیمودن آن را آسان‌تر می‌کند.

تاریخ گذشتگان؛ به منزله افزایش عمر انسان

وی افزود: از این منظر، تاریخ را می‌توان آینه‌ای دانست که جوامع انسانی را با تمام ویژگی‌هایشان، اعم از خوبی‌ها، بدی‌ها، پیروزی‌ها و شکست‌ها، منعکس می‌کند. مطالعه تاریخ گذشتگان، در حقیقت به‌منزله افزایش عمر انسان است؛ چراکه او مجموعه‌ای از تجربیات نسل‌های پیشین را در اختیار می‌گیرد. در همین راستا، علی بن ابی‌طالب در نامه ۳۱ نهج‌البلاغه خطاب به حسن بن علی می‌فرمایند: هرچند عمر گذشتگان را یکجا در اختیار نداشتم، اما در اعمال، اخبار و آثار آنان اندیشه کردم و چنان با آن‌ها مأنوس شدم که گویی یکی از ایشان بوده‌ام؛ به‌گونه‌ای که گویا با نخستین و آخرین آنان زندگی کرده‌ام.

این پژوهشگر دینی با تأکید بر اینکه این بیان نشان‌دهنده اهمیت عمیق مطالعه تاریخ و بهره‌گیری از تجربیات گذشتگان است، تصریح کرد: این تجربیات می‌تواند منشأ آثار مثبت و سازنده در زندگی انسان باشد. البته در این مسیر باید توجه داشت که برخی نقل‌های تاریخی ممکن است دچار تحریف، جعل یا انحراف شده باشند؛ از این‌ رو نباید بدون دقت و بررسی به همه آن‌ها اعتماد کرد. با این حال، اصل نقل تاریخ در قرآن دارای کارکردهای مهم و ارزشمندی است.

وی افزود: افزون بر این، باید توجه داشت که تاریخ و داستان از جاذبه‌ای ویژه برخوردارند. انسان هنگامی‌که یک روایت تاریخی یا داستانی را از ابتدا تا انتها دنبال می‌کند، آن را به‌خوبی در ذهن خود نگه می‌دارد و تحت تأثیر آن قرار می‌گیرد؛ به‌گونه‌ای که این تأثیر می‌تواند مسیر زندگی او را نیز جهت‌دهی کند. این ویژگی، یکی از مهم‌ترین دلایل استفاده گسترده از روایت و داستان در متون دینی و ادبی است.

توکلی‌خانیکی با اشاره به ادبیات جهان تأکید کرد: بخش قابل‌ توجهی از آثار ماندگار، مبتنی بر روایت‌های داستانی و تاریخی است. در ادبیات فارسی، آثاری چون گلستان، شاهنامه و خمسه و در ادبیات جهان، آثاری از ویلیام شکسپیر، ویکتور هوگو و یوهان ولفگانگ فون گوته، همگی نشان‌دهنده قدرت و ماندگاری روایت‌های داستانی هستند. این آثار، چه در قالب نظم، چه نثر و چه نمایشنامه، توانسته‌اند تأثیر عمیقی بر مخاطبان خود بگذارند و همچنان جایگاه خود را حفظ کنند.

وی با تأکید بر اینکه استدلال‌های عقلی، به اندازه قصه و داستان از قدرت تأثیرگذاری برخوردار نیستند، تصریح کرد: علت این مسئله را می‌توان در این امر جست‌وجو کرد که انسان، پیش از آنکه بخواهد موضوعی را صرفاً به‌صورت عقلانی یا حتی حسی تحلیل کند و درباره آن بیندیشد، به‌طور طبیعی درگیر ادراکات حسی می‌شود. از این‌رو، هنگامی‌که مطلبی در قالب داستان یا روایت ارائه شود، فهم آن برای انسان سریع‌تر و آسان‌تر است و نیازی به طی‌کردن پیچیدگی‌های ذهنی و استدلالی نخواهد بود.

برای تفهیم مفاهیم عقلی باید از مثال‌های حسی استفاده شود

عضو هیئت علمی دانشکده علوم قرآنی مشهد با بیان اینکه هرچه مسائل از حوزه محسوسات فاصله گرفته و به سوی تجرد عقلانی حرکت کنند، درک و هضم آن‌ها دشوارتر و زمان‌برتر خواهد شد، ادامه داد: به همین دلیل، برای تفهیم مفاهیم عقلی همواره از مثال‌های حسی استفاده می‌شود تا مطلب برای مخاطب قابل‌درک‌تر باشد. گاه حتی یک مثال مناسب و دقیق می‌تواند تأثیر یک استدلال را چندین برابر کند. از همین‌رو، یکی از نشانه‌های موفقیت اندیشمندان، توانایی آن‌ها در انتخاب مثال‌های مناسب و گویاست؛ هرچه این توانایی بیشتر باشد، میزان تسلط آن‌ها نیز افزایش می‌یابد.

وی اظهار کرد: در عین حال، داستان و تاریخ برای عموم مردم قابل‌فهم است، در حالی‌‌که استدلال‌های عقلی در همه سطوح به‌صورت یکسان قابل درک نیستند. به همین جهت، اگر اثری جنبه عمومی و همگانی داشته باشد، ناگزیر باید بر تاریخ، داستان و مثال تکیه کند تا بتواند پیام خود را به‌خوبی منتقل کند؛ به‌گونه‌ای که هم فردی با سطح سواد پایین و هم یک فیلسوف بتوانند از آن بهره‌مند شوند. این مسئله نشان می‌دهد که قرآن کریم در بیان مفاهیم خود، با بهره‌گیری از داستان‌ها و روایت‌های تاریخی، بهترین روش را از منظر تعلیم و تربیت انتخاب کرده است.

توکلی‌خانیکی در پایان گفت: قرآن هرگز به بیان وقایع تاریخی به‌صورت صرف، خام و بدون هدف نپرداخته است، بلکه در هر مرحله از نقل این وقایع، نوعی نتیجه‌گیری و بهره‌برداری تربیتی ارائه کرده است. به‌عبارت دیگر، داستان‌های قرآنی همواره حامل پیام و جهت‌گیری مشخصی هستند و نمونه بارز آن را می‌توان در داستان حضرت یوسف(ع) مشاهده کرد که علاوه بر روایت یک ماجرای تاریخی، سرشار از آموزه‌های اخلاقی، تربیتی و اجتماعی است.

انتهای پیام
captcha