کد خبر: 4353742
تاریخ انتشار : ۰۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۴۶
یک پژوهشگر دینی تبیین کرد

درمان روان‌شناختی از منظر قرآن؛ راهی به سوی آرامش و تاب‌آوری

حجت‌الاسلام‌ والمسلمین سجادی‌زاده با تبیین ابعاد روان‌شناختی آموزه‌های قرآنی گفت: قرآن کریم با تأکید بر خودشناسی، تقویت ارتباط با خداوند و اصلاح ویژگی‌های آسیب‌زای رفتاری، راهکارهایی عمیق برای کاهش اضطراب، افزایش تاب‌آوری و دستیابی به آرامش پایدار ارائه می‌دهد.

قرآن کریمدر روزگاری که اضطراب، ناامیدی و فشارهای روحی به بخشی از زندگی انسان معاصر تبدیل شده است، بازخوانی آموزه‌های قرآنی درباره آرامش روان می‌تواند راهگشای بسیاری از دغدغه‌های فردی و اجتماعی باشد. قرآن کریم با نگاهی عمیق به حقیقت وجود انسان، علاوه بر شناسایی ریشه‌های ناآرامی، مسیر دستیابی به آرامش، تاب‌آوری و امید را در پرتو ایمان و ارتباط با خداوند تبیین می‌کند.

خبرنگار ایکنای خراسان‌رضوی به‌منظور بررسی «ابعاد روان‌شناختی در آموزه‌های وحیانی و تبیین دیدگاه قرآن کریم، درخصوص سازوکارهای کاهش اضطراب و ارتقای تاب‌آوری روانی در مواجهه با بحران‌های زندگی»، گفت‌وگویی با حجت‌الاسلام‌ والمسلمین سیدعلی سجادی‌زاده، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم اسلامی رضوی، انجام داده است که در ادامه می‌خوانیم؛

ایکناـ قرآن ایمان را عامل آرامش قلب معرفی می‌کند؛ این آرامش چه تفاوتی با مفاهیم مشابه در روان‌شناسی مدرن دارد و سازوکار تأثیرگذاری آن بر کاهش اضطراب چیست؟

قرآن کریم، به‌عنوان کتابی که از سوی خداوند برای هدایت بشر نازل شده است، ابعاد گوناگون وجودی انسان را به شکلی جامع و اساسی معرفی می‌کند. قرآن در واقع به نوعی به «انسان‌شناسی» می‌پردازد تا انسان خود را بشناسد؛ مفهومی که در آموزه‌های دینی تحت عنوان «معرفت‌النفس» شناخته می‌شود. قرآن حقیقت وجودی انسان را تبیین می‌کند و در کنار آن، راهکارهای اصلاحی را نیز ارائه می‌دهد.

بسیاری از نابسامانی‌های روانی انسان از عدم شناخت ظرفیت‌های خود نشئت می‌گیرد. قرآن به صفاتی اشاره می‌کند که نشان‌دهنده محدودیت‌های انسانی است؛ برای نمونه، انسان در مواجهه با امور ناپسند، دچار بی‌تابی و بی‌صبری می‌شود. اصطلاحاتی نظیر «عجول» (شتاب‌زدگی) یا صفات مبالغه‌ای که در قرآن برای توصیف برخی رفتارهای انسانی به‌کار رفته، همگی نشان‌دهنده نوعی عدم تعادل در عملکرد انسان است. زمانی که انسان از جایگاه و ظرفیت واقعی خود آگاه نباشد، در واقع به خود ستم می‌کند.

بسیاری از بحران‌های اجتماعی و حتی ورشکستگی‌های اقتصادی که به‌صورت ناگهانی رخ می‌دهند، ریشه در همین نابسامانی‌های رفتاری و عدم شناخت ظرفیت‌ها دارند. انسان اگر بتواند ویژگی‌هایی نظیر شتاب‌زدگی، کم‌ظرفیتی و خودخواهی را شناسایی و مدیریت کند، می‌تواند از عوارض مخرب آن‌ها پیشگیری کند. قرآن در واقع با معرفی این ویژگی‌ها، مسیر درمان را نشان می‌دهد.

یکی از کلیدی‌ترین ابعاد این درمان، اصلاح رابطه میان انسان و خداوند است که در قالب «نماز» تجلی می‌یابد. نماز تنها یک عمل عبادی نیست، بلکه فرآیندی است که انسان را از نیازهای جسمانی به سمت آرامش معنوی هدایت می‌کند. از لحظه وضو گرفتن که با یاد نعمت آب و پاکیزگی همراه است تا ایستادن در پیشگاه پروردگار، همگی گام‌هایی برای بازیابی تمرکز و آرامش هستند. حتی مفهوم «اذان» نیز در واقع فراخوانی برای رفتن به سوی آسایش و راحتی حقیقی انسان است.

در هنگام انجام نماز، از طریق رکوع و سجده و تکرار اذکاری نظیر «سبحان ربی الاعلی»، انسان تلاش می‌کند تا بر تمرکز خود بیفزاید و میان رفتارهای روزمره و آرامش درونی مکثی ایجاد کند. هدف نهایی این است که انسان از میان اضطراب‌ها و استرس‌ها عبور کرده و به معنای واقعی کلمه به «رستگاری» دست یابد. در واقع، اسلام بر این باور است که شناخت خالق و شناخت خود، دو روی یک سکه هستند؛ کسی‌که خود را بشناسد، توانایی شناخت تأمین‌کننده نیازهای خویش را نیز دارد.

ایکناـ قرآن ناامیدی از رحمت خدا را از ویژگی‌های کافران می‌داند؛ این مرز روشن چه تأثیری بر پیشگیری از افسردگی و افزایش تاب‌آوری روانی در جامعه دارد؟

از منظر معارف دینی، برخی از ریشه‌های آسیب‌های روانی مانند «ترس از ترس» یا غرق شدن در «حزن و اندوه» می‌تواند آسیب‌زا باشد. انسان گاهی به دلیل فقدان برخی امکانات یا مقایسه خود با دیگران، دچار رنج‌های روانی می‌شود، اما قرآن با بازتعریف مفهوم پناهندگی به خداوند، راه را برای خروج از این بن‌بست باز می‌کند.

واژه «الله» در ریشه خود به معنای پناه بردن است؛ همان‌گونه که کودک به مادر پناه می‌برد، انسان نیز با شناخت خداوند به‌عنوان آفریدگار و پناهگاه نهایی، به آرامشی دست می‌یابد که از هرگونه اضطراب و افسردگی مصون است.

انسان هنگامی‌که در مسیر خدا قرار می‌گیرد و به آیات قرآن توجه می‌کند، درک عمیقی از مفهوم روزی و تدبیر الهی پیدا می‌کند. باید دانست که روزی، امری در اختیار خداوند است و تنگنا در زندگی، تنها بخشی از حکمت اوست. بسیاری از انسان‌ها به دلیل دلبستگی به مظاهر دنیوی یا جایگاه اجتماعی، دچار غصه می‌شوند؛ در حالی‌که اگر توجه داشته باشند، درمی‌یابند آفریدگار ما «حکیم» است و هر آنچه را که به مصلحت می‌داند، تقدیر کرده است.

خداوند همواره مهربان و قادر است و اگر انسان به این حقیقت توجه کند که هر دارایی و هر وضعیتی، حکمتی دارد، دچار افسردگی نخواهد شد. حتی اگر در مسیر زندگی دچار شکست شود، با باور به اینکه پروردگار او مربی و مدیر هستی است، می‌تواند آن آسیب را ترمیم کند. با تکیه بر «حول و قوه الهی»، انسان می‌تواند پس از هر زمین خوردن، دوباره برخیزد و با اتکا به نیروی لایزال الهی، مسیر خود را ادامه دهد.

انسان با تمرکز بر رحمت و مهربانی بی‌کران خداوند، می‌تواند از بحران‌ها عبور کند. خداوند رحمان و رحیم است و مهر او شامل همه چیز می‌شود. اگر گاهی با گرفتاری یا مشکلی مواجه شدیم، باید بدانیم که دنیا به آخر نرسیده و آسمان‌ها بر سر ما خراب نشده است. تقویت این باور، توان تحمل انسان را در برابر سختی‌ها و حتی کلام‌های ناروا یا تحقیرآمیز دیگران افزایش می‌دهد.

اگر کسی با سخنی تند، ویژگی‌های ما را زیر سؤال برد، ما با تمرکز بر داشته‌های درونی خود، مانند عقل و شعور، قدرت تاب‌آوری پیدا می‌کنیم و اجازه نمی‌دهیم این تعرضات، آرامش درونی ما را بر هم بزند.

ایکناـ قرآن همواره به زندگی و رنج‌های انسان معنا می‌بخشد؛ چرا یافتن معنا در مواجهه با رنج‌ها و حتی مرگ، می‌تواند اضطراب وجودی انسان را کاهش دهد؟

راه‌های بسیاری برای دستیابی به آرامش وجود دارد، اما راه اصلی، دعا و نماز است. رنج‌های جسمی اغلب از ناآرامی‌های روحی و استرس ناشی می‌شوند. وقتی انسان به حضور همیشگی خدا باور داشته باشد و در هنگام مشکلات به او پناه ببرد، آرامش می‌یابد.

برای نمونه، زیارت اماکن مقدسی چون حرم امام رضا(ع)، حتی اگر خواسته‌های مادی انسان مستجاب نشوند، نوعی آرامش درونی و تسکین روحی به زائران می‌بخشد که در کمتر جایی یافت می‌شود.

در نهایت، باید به این اصل بازگشت که هر چیز در جهان جایگاه دقیق خود را دارد؛ همان‌گونه که در فلسفه عدل مطرح شده است، هر پدیده در جای خود قرار دارد و اگر از جایگاه خود خارج شود، آشفتگی ایجاد می‌کند.

اگر انسان باور کند که هر درد، درمانی و هر سختی، وصالی در دل خود دارد، می‌تواند با تکیه بر دستور الهی مبنی بر «استعانت به صبر و نماز»، از این ابزارها برای دستیابی به آرامش و اقتدار روحی استفاده کند. این مسیر، راهی است که انسان را از آشفتگی‌های ذهنی به ثبات و سکون می‌رساند.

ایکناـ چرا تکرار مداوم یک پیام مثبت و یکنواخت، مانند آیات رحمت و توحید در قرآن، مشابه القای کلامی در روان‌شناسی، منجر به کاهش تنش و ایجاد ثبات روانی در انسان می‌شود؟

تکرار در فرآیند تربیت، نقشی بنیادین ایفا می‌کند. انسان برخلاف سایر موجودات، فرآیند رشد و تکامل پیچیده‌ای دارد؛ برای نمونه، پرندگان پس از خروج از تخم، بسیار سریع به بلوغ و استقلال می‌رسند، اما تربیت انسان مسیری دشوار و نیازمند تکرار است.

این مفهوم را می‌توان در دنیای ورزش نیز مشاهده کرد؛ یک ورزشکار برای دستیابی به موفقیت در میدان رقابت، ناگزیر است مهارت‌های خود را از طریق تمرین و تکرار مداوم صیقل دهد تا آن مهارت به بخشی از توانمندی ناخودآگاه او تبدیل شود.

در حوزه معنویت نیز، تکرار کلام الهی مشابه همین فرآیند تمرینی عمل می‌کند. اگر به ساختار قرآن توجه کنیم، می‌بینیم که در بسیاری از سوره‌ها، خداوند با انسان سخن می‌گوید، اما در سوره‌ای نظیر «حمد»، محوریت بر تقرب انسان به ذات الهی است.

انسان در طول شبانه‌روز، از طریق نمازهای واجب، بارها با عناوینی چون «رب‌العالمین»، «رحمان و رحیم» و «مالک یوم‌الدین» با خداوند ارتباط برقرار می‌کند. این تکرار، در واقع تمرینی مداوم برای درک این حقیقت است که خداوند تنها یک مالک نیست، بلکه «رب» است؛ یعنی مدبر و اداره‌کننده هستی که فیض و لطف خود را به‌طور مستمر به بندگان می‌رساند.

این تکرار کلامی در نماز، نوعی تمرین روانی برای برقراری ارتباط مستمر با ذات مقدسی است که هم صاحب اختیار است و هم پاداش‌دهنده. انسان با تکرار این صفات الهی، به‌تدریج با این واقعیت همسو می‌شود که با حکیمی رحمان و رحیم سروکار دارد که مدیریت تمام امور جهان در دست اوست.

این رویکرد، همان تأثیری را در روان انسان دارد که تمرینات جسمی در میدان مبارزه دارند؛ همان‌گونه که تمرین جسمی باعث پیروزی در مسابقات می‌شود، تکرار معانی الهی نیز انسان را در میدان مبارزه با نفس و شیطان تقویت کرده و به سامان یافتن روح و روان کمک می‌کند.

انتهای پیام
captcha