در روایتهای رایج از انقلابها معمولاً نقطه کانونی بر «قدرت سیاسی» و تغییر ساختار حکومت قرار میگیرد؛ اما نهضت امام خمینی (ره) از جنسی متفاوت است. این حرکت، پیش از آنکه رقابتی برای تصاحب قدرت باشد، تلاشی برای بازسازی هویت دینی جامعه و مقابله با استحاله فرهنگی بود؛ تلاشی که میخواست نظام ارزشها را تغییر دهد و نسبت مردم با دین، اخلاق و مسئولیت اجتماعی را بازتعریف کند.
از همین زاویه، تغییر حکومت در نگاه امام خمینی (ره) یک هدف مستقل تلقی نمیشد، بلکه وسیلهای برای جاریکردن دین در عرصه عمومی و ساماندادن زندگی اجتماعی بر پایه آموزههای اسلامی بود. این تمایز، یعنی تقدم تحول فرهنگی بر رقابت سیاسی، کلید فهم چرایی نفوذ اجتماعی نهضت و تفاوت آن با بسیاری از جریانهای مخالف پهلوی است؛ جریانهایی که یا نظریه جایگزین روشنی نداشتند یا توان بسیج فراگیر جامعه را پیدا نکردند.
در همین راستا، عباسعلی نصرآبادی، پژوهشگر و مدرس گروه معارف دانشگاه فردوسی مشهد، در گفتوگو با خبرنگار ایکنای خراسان رضوی به بررسی ابعاد گوناگون نهضت امام خمینی (ره) پرداخته و ریشههای پیوند دین و سیاست، ویژگیهای منحصربهفرد رهبری ایشان و چگونگی مدیریت نیروهای متکثر در جریان انقلاب اسلامی را مورد واکاوی قرار داده است تا تفاوتهای بنیادین این حرکت با جنبشهای صرفاً سیاسی روشن شود که در ادامه میخوانیم:
اگر بخواهیم نقطه آغاز مبارزه سیاسی ـ اجتماعی امام خمینی (ره) را بهصورت مشخص معرفی کنیم، باید به خرداد ۱۳۴۲، بهویژه سخنرانی عاشورای ۱۳ خرداد و سپس قیام ۱۵ خرداد اشاره کنیم. این مقطع را باید نقطه عطفی دانست که در آن، اعتراضهای پراکنده به یک حرکت مردمی و فراگیر علیه رژیم پهلوی تبدیل شد.
امام خمینی (ره) در سخنرانی عاشورا با صراحت از سیاستهای شاه، بهویژه «انقلاب سفید»، انتقاد کردند و این سیاستها را تهدیدی برای اسلام، استقلال کشور و هویت دینی جامعه دانستند. بازداشت ایشان پس از این سخنرانی، موجی از اعتراضهای مردمی را در شهرهای مختلف به راه انداخت و سرکوب شدید این اعتراضات، قیام ۱۵ خرداد را به حادثهای ماندگار در تاریخ معاصر ایران تبدیل کرد.
در واقع، این مبارزه از یک سو واکنشی به سیاستهای ضددینی و وابسته رژیم بود و از سوی دیگر، ریشه در یک نگاه فکری عمیق داشت؛ نگاهی که به ضرورت حکومت اسلامی و مقابله با استبداد و سلطه خارجی توجه داشت.
اگر بخواهیم از میان ویژگیهایی مانند شجاعت، صراحت، نظم، توکل و مردمباوری، مهمترین عامل جهتدهنده به مبارزه را انتخاب کنیم، به نظر من باید از شجاعت نام برد؛ البته شجاعتی که با صراحت در بیان، توکل به خدا و اعتماد به مردم همراه بود.
امام خمینی (ره) در فضایی وارد میدان شد که اختناق سیاسی شدیدی بر کشور حاکم بود و بسیاری از چهرهها یا سکوت میکردند یا با احتیاط سخن میگفتند. اما ایشان با صراحت تمام موضع خود را اعلام کردند و بدون هراس، رژیم شاه را به چالش کشیدند. همین صراحت و شجاعت باعث شد مرز میان مبارزه و سازش بهروشنی مشخص شود.
در کنار این مسئله، توکل به خدا به امام نوعی استقامت درونی میبخشید که سبب میشد در برابر زندان، تبعید و فشارهای مختلف عقبنشینی نکنند. از سوی دیگر، مردمباوری ایشان نیز بسیار مهم بود؛ زیرا امام بر این باور بودند که تحول حقیقی تنها با حضور مردم و اعتماد به تودههای جامعه امکانپذیر است.
بنابراین میتوان گفت مهمترین ویژگی امام خمینی (ره)، شجاعت برخاسته از ایمان و توکل بود؛ شجاعتی که در کنار صراحت و مردمباوری، مسیر مبارزه را روشن کرد.
یکی از مهمترین عوامل موفقیت نهضت امام خمینی (ره)، رابطه عمیق، مستقیم و مبتنی بر اعتماد متقابل میان ایشان و مردم بود. مردم نیز با تمام وجود وارد میدان شدند. امام، مردم را صرفاً همراهان یک حرکت سیاسی نمیدانستند، بلکه آنان را صاحبان اصلی نهضت میشناختند.
ویژگی مهم این ارتباط، صداقت و همزبانی بود. امام با زبانی سخن میگفتند که برای تودههای مردم قابل فهم و در عین حال الهامبخش بود. مفاهیمی مانند عدالت، ظلمستیزی، استقلال، اسلام و عاشورا، مفاهیمی بودند که مردم با آنها زندگی میکردند و همین مسئله ارتباط ایشان با بدنه جامعه را عمیقتر میکرد.
از سوی دیگر، این ارتباط محدود به حضور فیزیکی امام در ایران نبود. حتی در دوران تبعید نیز از طریق اعلامیهها، پیامها و نوارهای سخنرانی، پیوند ایشان با مردم حفظ شد و همین امر موجب شد نهضت نهتنها متوقف نشود، بلکه گستردهتر نیز شود.
در حقیقت، این اعتماد دوطرفه میان امام و مردم، نهضت را از یک حرکت نخبگانی به یک جنبش فراگیر مردمی تبدیل کرد؛ جنبشی که توانست در برابر یک رژیم قدرتمند و سرکوبگر ایستادگی کند.
تفاوت رهبری امام خمینی (ره) با سایر جریانهای سیاسی همدوره، مانند جبهه ملی، حزب توده، فداییان و مجاهدین، در چند محور اصلی قابل بررسی است: منبع مشروعیت، هدف نهایی، پایگاه اجتماعی و شیوه مبارزه.
نخست اینکه نهضت امام، حرکتی جامع و تودهای بود. بسیاری از جریانهای دیگر به گروهها یا طبقات خاصی محدود میشدند، اما امام توانستند با تکیه بر گفتمان دینی و عدالتخواهانه، اقشار مختلف جامعه، از روحانی و بازاری گرفته تا دانشجو، کارگر و روستایی را در کنار یکدیگر قرار دهند.
نکته دوم، استقلالطلبی واقعی نهضت امام بود. در حالی که برخی جریانها گرایش به شرق یا غرب داشتند، امام بر شعار «نه شرقی، نه غربی» تأکید داشتند و الگویی مستقل برای اداره جامعه ارائه میکردند.
سوم، مرجعیت دینی امام بود. مردم ایشان را فقط یک رهبر سیاسی نمیدیدند، بلکه بهعنوان یک مرجع دینی به ایشان اعتماد داشتند. این ویژگی، قدرت بسیج اجتماعی نهضت را چند برابر میکرد و به آن عمق اعتقادی میبخشید.
چهارم، امام در مبارزه خود خطی سازشناپذیر داشتند. در حالی که برخی جریانها به مذاکره یا مصالحه تن میدادند و برخی دیگر به خشونت روی میآوردند، امام بر مقاومت مردمی، ایستادگی و استمرار مبارزه تأکید داشتند.
همچنین نباید از نقش فرهنگ عاشورا و سرمایه نمادین تشیع غافل شد. امام با بهرهگیری از این ظرفیت عظیم فرهنگی و دینی، به نهضت روحی تازه بخشیدند و آن را به جریانی زنده و اثرگذار تبدیل کردند؛ ظرفیتی که بسیاری از حرکتهای دیگر از آن بیبهره بودند.
فراگیر شدن نهضت امام خمینی (ره) نتیجه مجموعهای از عوامل بود که بسیاری از حرکتهای دیگر از آن برخوردار نبودند.
نخست، رهبری جامع و مورد اعتماد امام بود. ایشان هم مشروعیت دینی داشتند، هم شجاعت و صراحت، و هم پیام روشن و قابل فهمی برای جامعه ارائه میکردند. این ویژگیها باعث شد گروههای مختلف اجتماعی بهراحتی با نهضت همراه شوند.
دوم، نهضت امام با فرهنگ و هویت دینی مردم پیوند عمیقی داشت. بسیاری از مفاهیمی که امام بر آنها تأکید میکردند، مانند عاشورا، عدالتخواهی، ظلمستیزی و استقلال، برای مردم آشنا و الهامبخش بود. در مقابل، برخی جریانهای دیگر با بافت فرهنگی و مذهبی جامعه ایران ارتباط چندانی برقرار نمیکردند.
سوم، وجود شبکه منسجم روحانیت، مساجد و منابر بود. این شبکه امکان اطلاعرسانی، آگاهیبخشی و سازماندهی گسترده را فراهم میکرد و نهضت را به اعماق جامعه میرساند.
چهارم، نهضت امام از راهبردی ترکیبی و هوشمندانه بهره میبرد؛ از سخنرانی و اعلامیه گرفته تا تظاهرات مردمی، اعتصابات و حفظ وحدت میان گروههای مختلف مخالف رژیم. این جامعیت در روش، یکی از دلایل اصلی گسترش نهضت بود.
در کنار همه این عوامل، شرایط داخلی حکومت پهلوی نیز نقش مهمی داشت. سرکوب، فساد، وابستگی، شکاف طبقاتی و بیتوجهی به ارزشهای دینی موجب شده بود نارضایتی عمومی به اوج برسد. نهضت امام خمینی (ره) توانست این نارضایتیهای پراکنده را در قالب یک حرکت منسجم، هدفمند و مردمی سامان دهد.
به همین دلیل، نهضت امام خمینی (ره) برخلاف بسیاری از حرکتهای دیگر، توانست از سطح یک جریان محدود عبور کند و به یک جنبش ملی و فراگیر تبدیل شود.
مبارزه امام خمینی (ره) فقط یک کنش سیاسی برای تغییر حکومت نبود، بلکه همزمان تحولی فرهنگی و دینی برای نجات جامعه از وابستگی، تحقیر، سکولاریزهشدن و فاصلهگرفتن از اسلام به شمار میرفت. از این رو، تغییر حکومت وسیلهای برای رسیدن به هدفی بزرگتر بود؛ هدفی که محور آن دین، هویت اسلامی، ظلمستیزی، عدالتخواهی و احیای نقش دین در زندگی اجتماعی قرار داشت.
این نهضت صرفاً به خیابان و ساختار قدرت محدود نمیماند، بلکه با فرهنگ و ذهن مردم کار میکرد و بر افکار عمومی، آگاهی، خودباوری، مقاومت در برابر غربزدگی و بازتعریف ارزشها اثر میگذاشت. زبان و ابزار مبارزه نیز دینی و تربیتی بود و از مسجد، حوزه، مناسبتهایی مانند عاشورا و سخنرانیهای دینی تغذیه میکرد.
نتیجه این مبارزه نیز فقط سیاسی نبود؛ پس از سقوط رژیم، آثار آن در آموزش، رسانه، اخلاق عمومی، هنر، ادبیات و سبک زندگی باقی ماند. به همین دلیل، مبارزه امام یک نهضت همهجانبه برای ساختن جامعهای بر اساس اسلام تلقی میشود، نه صرفاً برای به دست آوردن یک دولت جدید.
انتهای پیام