
یکی از اقدامات مهم ا
مام موسی کاظم(ع) به اوج رساندن شبکه سازمانیافته وکالت بود، این سازمان در اصل در دوران امام صادق(ع) شکل گرفته بود، اما در دوران امام موسی کاظم(ع) به اوج خود رسید و ایشان از طریق وکلا با شیعیان ارتباط برقرار میکردند. علاوه بر این، چنین سازمانی در زمانه خود نقش سیاسی مهمی را نیز ایفا میکرد. بهمناسبت سالروز ولادت امام موسی کاظم(ع) خبرنگار ایکنای خراسانرضوی گفتوگویی با
حجتالاسلام والمسلمین حسین ابراهیمی، پژوهشگر دینی انجام داده است که در ادامه میخوانیم؛
ایکنا _ روش مبارزاتی امام کاظم(ع) بر محور تقیه استوار بوده است و ایشان بدین منظور یک سازمان وکالتی در شرایط سخت دوران حاکمیت عباسی تشکیل داده بودند. این سازمان طی چه سالهایی تشکیل شده است، چگونه از این طریق با شیعیان ارتباط برقرار میکردند و به مبارزه میپرداختند؟
روش مبارزه امام موسی کاظم(ع) در دوره عباسیان بیشتر مبارزه پنهانی و مبتنی بر تقیه بود، زیرا
حکومت عباسی به شدت با اهلبیت(ع) و شیعیان برخورد میکرد. امام(ع) نیز برای حفظ شیعیان و هدایت آنها شبکهای بهنام سازمان وکالت تشکیل داد، آغاز شکلگیری این شبکه از زمان امام صادق(ع)، بود اما در دوره امام کاظم(ع) به اوج رسید و در شهرهایی مانند کوفه، قم، بغداد، بصره، خراسان و مصر فعال بود.
امام کاظم(ع) از طریق نمایندگان یا وکلا با شیعیان ارتباط برقرار میکرد و این وکلا وظایفی مانند جمعآوری وجوهات شرعی (خمس و زکات)، پاسخ به مسائل فقهی، انتقال نامهها و رساندن پیامهای امام را بر عهده داشتند، از جمله وکلای معروف امام میتوان به علی بن یقطین، عبدالله بن جندب، عثمان بن عیسی و صفوان بن یحیی اشاره کرد.
این شبکه علاوه بر ارتباط دینی، نقش سیاسی مهمی نیز داشت، زیرا شیعیان را سازماندهی میکرد و مانع نفوذ حکومت عباسی در جامعه شیعی میشد. امام(ع) با استفاده از تقیه، نیروهای شیعه را حفظ میکرد و گاهی برخی یاران را حتی در دستگاه حکومت عباسی باقی میگذاشت تا از شیعیان حمایت کنند که نمونه آن علی بن یقطین وزیر هارونالرشید بود که به دستور امام در حکومت باقی ماند.
ایکنا _ روایتهای مختلفی درباره تعداد سالهای زندان امام موسی کاظم(ع) وجود دارد و برخی این سالها را تا ۱۴ نیز دانستهاند. کدام یک از این روایات صحیحتر است؟ شرایط اجتماعی و سیاسی دوران ایشان و روابطشان با هارون به چه شکل بوده است و امام(ع) طی سالهای حصر چگونه وظایف امامت خویش را انجام میدادند؟
درباره مدت زندان امام موسی کاظم(ع) گزارشهای مختلفی وجود دارد، برخی منابع حدود چهار سال و برخی دیگر تا ۱۴ سال ذکر کردهاند. بسیاری از پژوهشگران با جمعبندی منابع تاریخی نتیجه گرفتهاند که دوره زندانهای پیدرپی امام در مجموع حدود ۷ تا ۱۰ سال بوده و تا زمان شهادت ایشان در بغداد ادامه داشته است.
در زمان امام کاظم(ع)، خلافت عباسی بهویژه در دوره هارون الرشید در اوج قدرت بود، اما از نفوذ اجتماعی امام در میان مردم و شیعیان نگران بود. نقل شده است که هارون هنگام زیارت قبر پیامبر(ص) با افتخار گفت: «السلام علیک یا ابن عم»، اما امام(ع) فرمود: «السلام علیک یا أبه» و بدین وسیله نسب واقعی خود به پیامبر(ص) را یادآوری کرد و همین مسئله باعث حساسیت بیشتر هارون نسبت به امام(ع) شد.
با وجود زندان، امام وظایف امامت را رها نکرد و در زندان نیز از طریق نامهها، دیدارهای محدود با یاران و ارتباط با شبکه وکالت با شیعیان ارتباط داشتند و آنها را هدایت میکردند، همچنین زندان برای امام به محل عبادت و تربیت معنوی زندانبانان تبدیل شده بود، چنانکه نقل شده است برخی زندانبانان تحت تأثیر عبادت و اخلاق ایشان قرار گرفتند.
ایکنا _ یکی از صفات امام موسی کاظم(ع) کظم غیظ و فروخوردن خشم است. نمونههایی از این مسئله را بیان و ذکر کنید علاوه بر این چه موضوع دیگری در سیره و زندگانی امام(ع) پررنگ بوده است؟
در جامعه کنونی همه ما و بهویژه قشر مذهبی به کظم غیظ و پاسخ بدی را با خوبی دادن که اخلاق و منش امام کاظم(ع) بوده است، نیاز داریم. ریشهیابی این گونه برخورد انسان را به توحید میرساند و این بدان معناست که اگر فردی توحید را در حیات خویش جاری و ساری کرده باشد و در معنای واقعی کلمه بنده خدا باشد در تمام موقعیتها بهدنبال کسب رضای الهی است و نتیجه چنین برخوردی پاسخ دادن خوبی به جای بدی است که در اصل چنین منشی دلیل اصلی گرایش مردم به اهلبیت(ع) و دین است.
درباره کظم غیظ امام کاظم(ع) نقل شده است مردی از نوادگان خلیفه دوم همواره امام کاظم(ع) را اذیت میکرد و هر گاه با آن حضرت روبهرو میشد، لب به ناسزاگویی ایشان و حضرت علی(ع) میگشود. زمانی یاران امام(ع) عرض کردند: اجازه دهید او را ادب کرده به سبب جسارتی که به شما روا داشته و وی را به قتل برسانیم. حضرت ایشان را از این کار باز داشتند، سپس نشانی منزل و محل کار او را که بیرون از مدینه به کشاورزی مشغول بود جویا شده و خود به آنجا رفتند و با مرکب وارد مزرعه وی شدند. آن مرد فریاد زد: زراعت مرا پایمال نکن!
امام(ع) به سر و صدای او توجه نکرده، همچنان پیش آمدند تا به وی نزدیک شدند، سپس از مرکب فرود آمده، کنار او نشستند و با تبسم فرمودند: برای این مزرعه چقدر خرج کردهای؟ گفت: صد دینار. فرمود: چه مقدار امید سود داری؟ پاسخ داد: نمیدانم. فرمود: گفتم چقدر امید داری؟ عرض کرد: دویست دینار. امام کیسهای که محتوی ۳۰۰ دینار بود به وی داد و فرمود: این را بگیر، زراعت هم از آن خودت. مرد برخاست و سر امام(ع) را بوسید و از حضرتش خواست از لغزشهای وی در گذرد. امام کاظم(ع) تبسمی کرد و به مدینه بازگشت.
چند روز بعد که امام به مسجد رفت، دید آن مرد در مسجد نشسته است، چون چشمش به حضرت افتاد، این آیه را خواند «اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ؛ خدا داناتر است که مقام رسالت را در کجا قرار دهد.» یاران آن مرد با شگفتی پرسیدند: داستان تو چیست؟ تو که پیش از این به او بد می گفتی. او با دوستانش به ستیزه برخاست و امام(ع) را دعا کرد. امام نیز به یارانش که پیش از این قصد کشتن او را داشتند، فرمود: کدام روش بهتر است؛ قصد و نیت شما یا رفتار من که با مبلغی پول او را اصلاح کردم.
انتهای پیام