در این راستا حجتالاسلام والمسلمین محمد مسجدجامعی، پژوهشگر دینی و عضو هیئت علمی دانشکده روابط بینالملل وزارت خارجه در سلسله گفتوگویی با عنوان «غدیر؛ واکاوی دو نظام معرفتی»، به بازخوانی این حقیقت پرداخته است. در بخش پنجم این گفتوگو که به همت مؤسسه مطالعات راهبردی اسلام معاصر(مرام) انجام شده است به بررسی لایههای پنهان و عوامل اثرگذار بر واکنش امت اسلامی به عهد غدیر میپردازد. وی در این بخش، تبیین میکند که چگونه تلاقی حسادتهای شخصی، رقابتهای قبیلهای و فقدان پیشینه سیاسی در شبهجزیره، مسیر پذیرش ولایت امیرالمؤمنین (ع) را با چالشهای جدی روبرو کرد. مشروح بخش پنجم این گفتوگو را با هم میخوانیم:
اشاره: استاد اشاره داشتند که عدم مقبولیت پیام غدیر دو علت اصلی داشت؛ اول ارتقاء جایگاه قبائل از نظر سیاسی و مالی و طمع گرفتن برای کسب قدرت بعد از پیامبر(ص) و دیگر حساسیت و حسادت نسبت به شخص و شخصیت علی بن ابیطالب(ع). این حساسیت هم دو جنبه داشت؛ یکی نسبت به خود وجود مقدس حضرت و دیگری قبیله او یعنی بنی هاشم. علی(ع) فردی سلحشور بود که در دفاع از پیامبر(ص) و دین الهی سنگ تمام گذاشته بود و به تعبیری مصداق تام و اتم قتل صنادید العرب بودند از این رو جانشینی علی(ع) در غدیر با چالشهایی از سوی امت اسلامی روبرو شد.
مطالبی که فرمودید نیازمند بیان دقیقتری است؛ اینکه گفته شود امت اسلامی همگی مخالفت کردند درست نیست. قبل از موضوع جانشینی، هم حساسیتهای قبیلگی و هم منطقهای وجود دارد؛ در بحث منطقهای، جریان متنبیان در اواخر عمر پیامبر(ص) تشدید شد و توسعه پیدا کرد. این جریان عمدتا به دلیل اینکه ما یمنی هستیم و قریش که حجازی است نباید بر ما حکومت کنند ایجاد شد. البته به صورت طبیعی هم اختلافاتی بین یمن و نجد آن روز و حجاز و قریش وجود داشت.
پرسش: آیا حسادت و رقابت بین آنان وجود داشت؟
بله. اما ریشههای تاریخی دارد از جمله اینکه مردم یمن و نجد برای رفتن به زیارت مکه هزینه پرداخت میکردند و قریش به خاطر موقعیت مکه درآمد خوبی داشت و حتی ماجرای ابرهه هم ریشه در این نوع مباحث داشت لذا حساسیت نجد و یمن نسبت به قریش کم نبود و اینها نمیخواستند که منطقه آنان تحت حکومت فردی از بنی هاشم باشد.
یکی از عوامل مهم در بحث متنبیان هم همین بود که تحت سلطه حجاز نباشند. یکسری حسایستهایی هم نسبت به قبیله بنی هاشم وجود داشت؛ خلیفه دوم بارها تکرار کرده بود که عرب نمیپذیرد که نبوت و وصایت هر دو در یک قبیله باشد. چنان چه این کلام هم از او هست که در سقیفه گفت عرب به غیر از قریش رضایت نمیدهد که قدرت را به دست بگیرند. در مورد جانشینی یک موضوع قبائل و عشائر است و مسئله دیگر هم اینکه حوادث تحولی در بین مسلمین طوری است که جانشینی پیامبر(ص) را پر جاذبه میکند.این اهمیت یافتن به صورت طبیعی بحث جانشینی را خیلی مهم کرد و اینکه چه کسی باید خلافت را بر عهده بگیرد.
رقابت با حضرت علی(ع)
مسئله دیگر شخص علی بن ابیطالب(ع) است. شخصیتهای مهم بنی امیه و قریش توسط حضرت علی(ع) کشته شده بودند و این هم دلیلی بر مخالفت با ایشان بود. مضافا اینکه در باب قبیله و قتی فردی از یک قبیله کشته میشد انتقام خون او را از کل قبیله مقابل و هر فردی که باشد میگیرند لذا وقتی علی(ع) افراد زیادی را در جنگ از قبائل مختلف کشته بودند که البته همه اینها در جریان جنگهای دفاعی رخ داده بود آنها از ایشان کینه داشتند.
از طرفی کسانی چون زبیر هم در رقابت با امیرمؤمنان(ع) قرار داشتند؛ زبیر، پسرعمه پیامبر(ص) و علی بن ابیطالب(ع) بود. یک روز پیامبر(ص) و زبیر کنار هم ایستاده بودند که حضرت علی(ع) از مقابل آنان عبور کرد و لبخندی زد؛ زبیر به پیامبر(ص) گفت این علی دست از خودنمایی برنمیدارد. حضرت فرمودند که علی، اهل خودنمایی نیست و فرمودند که تو روزی در برابر علی قرار خواهی گرفت و بدان آن روز تو بر حق نیستی. بنابراین حتی نزدیکان پیامبر(ص) هم نسبت به ایشان حساسیت داشتند.
نکته دیگر هم اینکه در بین ساسانیان و رومیها چون نظام پادشاهی وجود داشت یکسری مفاهیم هم مانند ولیعهدی جا افتاده بود و وقتی پادشاه به هر دلیلی مدتی در پایتخت نبود ولیعهد امور را برعهده داشت.
شبه جزیره فاقد چنین ساختار و نظام حقوقی بود و موقعیت جغرافیایی و کمبود باران، روانی شن، خشکی سرزمین و ... باعث شده بود که مرکزیتی شکل نگیرد و ساختار سیاسی هم برای تکفل امور وجود نداشت لذا مفهوم رهبری در شبه جزیره قبل از اسلام در چارچوب رئیس قبیله است.
مسئله جانشینی در این شرایط رهبری خاص خود را دارد. جانشینی مقوله مفهوم و جا افتاده و نهادینه شده تبود و پیامبر(ص) اولین فردی بود که قدرت متمرکز در شبه جزیره ایجاد کرد ولی تحکیم یافته نبود و بحث جانشینی چندان فهم نشده بود.
ادامه دارد...
انتهای پیام