سیدمهدی مصطفوی، پژوهشگر علوم قرآن در بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی در گفتوگو با ایکنا از خراسانرضوی با اشاره به ضرورت کارآمدسازی پژوهشهای
علوم قرآنی اظهار کرد: یکی از پرسشهای مهم در فضای علمی امروز این است که پژوهشهای قرآنی تا چه اندازه مسئلهمحور، نیازمحور و ناظر به مسائل واقعی جامعه طراحی و اجرا میشوند و واقعیت آن است که بخش قابل توجهی از این پژوهشها هنوز در فضای سنتی و کتابخانهای حرکت میکنند و کمتر به سراغ دردهای ملموس و جاری جامعه میروند.
وی ادامه داد: جامعه امروز با مسائل متعددی از جمله شکاف میان نسلها، بحران هویت در میان جوانان، تحولات سریع فرهنگی، مسائل اخلاقی نوپدید، پیچیدگیهای فضای مجازی و تغییرات گسترده در الگوهای زیست فردی و اجتماعی روبهرو است، با این حال، تنها شمار محدودی از پژوهشهای علوم قرآنی به دلیل ماهیت چالشیتر خود، توان ورود به این حوزههای حساس و عینی را پیدا کردهاند و این رویکرد هنوز به یک جریان غالب تبدیل نشده است.
مصطفوی با بیان اینکه خروج پژوهشهای قرآنی از وضعیت موجود، نیازمند تغییر در نگاه و رویکرد است، تصریح کرد: این چرخه زمانی شکسته میشود که قرآن را از محدوده صرفاً کتابخانهای بیرون آورده و آن را به متن زندگی مردم و بستر واقعی مسائل اجتماعی وارد کنیم و در این هنگام یک
پژوهشگر قرآنی فقط به توصیف و گزارش اکتفا نمیکند، بلکه میکوشد از دل معارف قرآنی، راهحلهایی معتبر، روشن و متناسب با مسائل روز استخراج کند.
وی افزود: البته حرکت به سمت مسائل روز اگر بدون دقتهای لازم علمی و روششناختی انجام شود، میتواند با خطراتی همراه باشد، به همین دلیل، در کنار ضرورت روزآمدسازی پژوهشهای قرآنی باید مراقب بود که این مسیر به تفسیر، رأی، سادهسازی افراطی یا فاصله گرفتن از موازین معتبر فهم متن دینی منجر نشود.
این پژوهشگر بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی موانع تبدیل پژوهشهای علوم قرآنی به راهکارهای عملی و اثرگذار را در سه سطح معرفتی، روشی و ساختاری دستهبندی کرد و گفت: در سطح نخست، هنوز نوعی نگاه صرفاً تاریخی، گزارشی و گاه خبرنگارانه بر بخشی از پژوهشها حاکم است؛ نگاهی که بیشتر در پی بازگویی اقوال، توصیف آراء یا بازسازی تاریخی مباحث است و کمتر به این میاندیشد که این مباحث چگونه میتوانند در حل مسائل جاری جامعه نقشآفرین باشند.
وی ادامه داد: در سطح دوم با یک مانع روشی مواجه هستیم. بسیاری از پژوهشگران علوم قرآنی هنوز بهطور کافی با روشهای نوین مسئلهیابی، تحلیل اجتماعی و مطالعات میانرشتهای آشنا نیستند و در نتیجه، حتی اگر دغدغه ورود به مسائل واقعی جامعه را هم داشته باشند، ابزارهای لازم برای صورتبندی درست مسئله و پیونددادن آن با مفاهیم و مقاصد قرآنی را در اختیار ندارند.
مصطفوی افزود: مانع سوم ساختاری است و در حال حاضر بخش زیادی از پایاننامهها و رسالههای دانشگاهی بدون مطالبه جدی برای دستیابی به خروجی کاربردی تولید میشوند. از سوی دیگر، نهادهای فعال در حوزه قرآن نیز در بسیاری از موارد از کانونهای اصلی تصمیمسازی فرهنگی و اجتماعی فاصله دارند و همین گسست باعث میشود پژوهشهای علوم قرآنی، حتی اگر از نظر علمی قابل اعتنا باشند، کمتر به عرصه سیاستگذاری، برنامهریزی و حل مسئله راه پیدا کنند.
لزوم هماهنگی فعال علوم قرآنی با مسائل نوپدید جامعه
وی با اشاره به اینکه علوم قرآنی میتواند نسبت فعالتری با مسائل نوپدید اجتماعی و فرهنگی برقرار کند، اظهار کرد: این حوزه باید از تفسیر صرف متن فراتر رود و براساس اهداف کلان، روح حاکم و جهتگیریهای بنیادین قرآن، به سراغ مسائل روز برود، به بیان دیگر، مسئله فقط این نیست که متن تفسیر شود، بلکه باید روشن شود که آموزههای قرآنی در برابر وضعیتهای جدید اجتماعی و فرهنگی چه افق تحلیلی و چه راهبردهایی پیشرو میگذارند. برای نمونه، در موضوعاتی مانند خانواده، رسانه، سبک زندگی، هویت، اخلاق عمومی و عدالت اجتماعی میتوان با رجوع روشمند به قرآن، مبانی، معیارها و الگوهایی استخراج کرد که هم قابلیت نظری داشته باشند و هم در عرصه عمل برای سیاستگذاری فرهنگی و اجتماعی راهگشا باشند.
این پژوهشگر بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی ادامه داد: در فضای امروز، مسئله سواد رسانهای، زیست در جهان مجازی، نسبت فرد با شبکههای اجتماعی، بازتعریف هویت، عدالت در روابط اجتماعی و حتی موضوعاتی مانند عدالت جنسیتی، از جمله عرصههایی هستند که نیازمند خوانش تحلیلی و معاصر از مفاهیم قرآنیاند و اگر این خوانش با دقت علمی انجام شود، میتواند به فهمی روزآمد، معتبر و کاربردی از ظرفیتهای قرآن در مواجهه با مسائل جدید منجر شود.
وی با اشاره به رویکردی که از آن با عنوان اجرای معاصر مفاهیم قرآن یاد میشود، گفت: مقصود از این رویکرد آن است که مفاهیم، ارزشها و جهتگیریهای کلان قرآن در نسبت با واقعیتهای امروز بازخوانی و تبیین شوند، نه به این معنا که گزارههای تازه و بیضابطه به متن تحمیل شود، بلکه با این هدف که ظرفیت هدایتی قرآن در شرایط جدید بهتر شناخته و فعال شود.
مصطفوی درباره نقش پایاننامهها و رسالههای دانشگاهی در تولید نظریه، حل مسئله و پشتیبانی از تصمیمسازی فرهنگی و اجتماعی بیان کرد: سهم این آثار تاکنون چندان قابل توجه نبوده است، در بسیاری از موارد، پایاننامهها صرفاً به مقایسه چند دیدگاه، گزارش نظرات مفسران یا شرح یک مسئله کلاسیک بسنده میکنند و کمتر به سمت تولید نظریه نو یا ارائه راهحل برای یک مسئله واقعی جامعه حرکت میکنند.
این پژوهشگر افزود: این مسئله به آن معنا نیست که این پژوهشها فاقد ارزش علمیاند، بلکه نشان میدهد میان ظرفیت علمی دانشگاه و نیازهای عملی جامعه پیوند مؤثری برقرار نشده است و اگر این پیوند شکل بگیرد، پایاننامهها و رسالهها میتوانند از سطح متون آرشیوی فراتر بروند و به منابعی برای تصمیمسازی فرهنگی، آموزشی و اجتماعی تبدیل شوند و در شرایط کنونی یکی از ضرورتها آن است که نظام آموزش عالی و مراکز پژوهشی، در تعریف موضوعات تحقیق، بیش از گذشته به نیازهای واقعی جامعه، تحولات فرهنگی و مسائل نوظهور توجه کنند و تنها در این صورت است که میتوان انتظار داشت پژوهشهای علوم قرآنی به تولید نظریههای کارآمد و قابل استفاده در عرصه عمومی نزدیک شوند.
مصطفوی درباره اولویتهای آینده این حوزه گفت: اگر قرار باشد پژوهشهای علوم قرآنی از نظر علمی نوآورانه باشند و از نظر اجتماعی نیز کارآمد، باید به سراغ حوزههایی رفت که مسئلهساز و اثرگذار هستند که از جمله این حوزهها میتوان به اخلاق در فضای مجازی، اخلاق پزشکی، الگوهای قرآنی برای سیاستگذاری خانواده، نسبت قرآن و عدالت اجتماعی و همچنین مسائل مرتبط با سبک زندگی و هویت اشاره کرد.
وی افزود: بحران هویت نسل جوان، چگونگی زیست اخلاقی در شبکههای اجتماعی، اقتصاد مقاومتی، تحولات خانواده و چالشهای مربوط به عدالت از جمله موضوعاتی هستند که میتوانند افقهای تازهای برای تحقیقات علوم قرآنی بگشایند. این موضوعات نهتنها به نیازهای روز جامعه نزدیکاند، بلکه ظرفیت بالایی برای نوآوری نظری و تولید چارچوبهای تحلیلی جدید دارند.
این پژوهشگر بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی در پایان درباره روشهای مورد نیاز برای آینده این پژوهشها اظهار کرد: در کنار موضوعات جدید باید در روش نیز تحول ایجاد شود، روشهایی مانند فراتحلیل، بررسی منظم و انتقادی مجموعه پژوهشهای پیشین، مطالعات میانرشتهای و نظریهپردازی مبتنی بر دادههای روز میتوانند به ارتقای کیفیت و کارآمدی تحقیقات علوم قرآنی کمک کنند. پژوهش قرآنی زمانی میتواند در سپهر علمی و اجتماعی اثرگذار باشد که از یکسو، به استحکام علمی، روشمندی و دقت تفسیری پایبند بماند و از سوی دیگر، با مسائل زنده و واقعی جامعه وارد گفتوگو شود که اگر این دو وجه در کنار هم دیده شوند، علوم قرآنی میتواند نقشی فعالتر در فهم، تحلیل و حتی حل بخشی از مسائل فرهنگی و اجتماعی ایفا کند. آینده پژوهشهای علوم قرآنی در گرو آن است که این حوزه از تکرار موضوعات کماثر فاصله بگیرد، مسئلههای واقعی جامعه را جدی بگیرد و در عین حفظ مبانی علمی، به سمت تولید دانش کارآمد، راهگشا و قابل استفاده در عرصه عمومی حرکت کند.
انتهای پیام