مشهد از نخستین ساعات امروز حال و هوایی متفاوت به خود گرفته است. خیابانهای منتهی به حرم مطهر امام رضا(ع) آرامآرام مملو از مردمی شده که برای حضور در مراسم تشییع پیکر رهبر شهید گرد هم آمدهاند. از میدان بیتالمقدس تا خیابان امام رضا(ع)، پرچمهای سیاه، نوای قرآن و مرثیهخوانی، فضای شهر را تحت تأثیر قرار داده و انتظار برای آغاز مراسم، در چهره حاضران بهخوبی دیده میشود.
اطراف حرم رضوی از ساعات اولیه صبح شاهد افزایش تدریجی جمعیت بوده است. زائران، مجاوران و افرادی که از شهرهای مختلف خود را به مشهد رساندهاند، در مسیرهای تعیینشده مستقر شدهاند. برخی در سکوت به قرائت قرآن مشغولاند، برخی دیگر دعا میخوانند و گروهی نیز با در دست داشتن پرچمها و پلاکاردها، منتظر آغاز آیین تشییع رهبر شهید هستند.
نیروهای خدماتی، امدادی و انتظامی در نقاط مختلف مستقر شدهاند تا ضمن هدایت جمعیت، شرایط لازم برای برگزاری منظم مراسم را فراهم کنند. خودروهای امدادی، ایستگاههای توزیع آب و خدمات رفاهی و همچنین موکبهای مردمی در مسیرهای منتهی به حرم فعال هستند و به حاضران خدمات ارائه میدهند.
در صحنهای حرم مطهر رضوی، فضای معنوی بیش از همیشه به چشم میآید. زائران پس از زیارت و اقامه نماز، بار دیگر به خیابانهای اطراف بازمیگردند تا در مراسم حضور داشته باشند. صدای تلاوت قرآن از بلندگوها در فضای حرم و خیابانهای اطراف طنینانداز است و هر از گاهی صلوات و مرثیهخوانی، سکوت جمعیت را میشکند.
کسبه اطراف حرم نیز متناسب با فضای این روز، پارچههای مشکی و پیامهای تسلیت بر سردر مغازههای خود نصب کردهاند. رفتوآمد در بازارهای اطراف ادامه دارد، اما حال و هوای عمومی منطقه بیش از هر چیز تحت تأثیر مراسم پیش رو قرار گرفته است. بسیاری از مغازهداران میگویند از ساعات ابتدایی روز شاهد حضور گسترده مردم بودهاند و پیشبینی میکنند با نزدیک شدن به زمان آغاز مراسم، بر شمار حاضران افزوده شود.
در میان جمعیت، چهرههایی از نسلهای مختلف دیده میشود؛ سالمندانی که با دشواری خود را به محل رساندهاند، خانوادههایی که همراه فرزندانشان حضور یافتهاند و جوانانی که از ساعات ابتدایی صبح در مسیرهای تعیینشده مستقر شدهاند. گفتوگوها بیشتر حول خاطرات، دعا و انتظار برای آغاز مراسم شکل گرفته و فضای عمومی، آمیختهای از اندوه، سکوت و همدلی است.
با نزدیک شدن به زمان آغاز مراسم، ریتم شهر نیز تغییر میکند. موج جمعیت آرامآرام در مسیرهای منتهی به حرم جریان مییابد و هر لحظه بر شمار حاضران افزوده میشود. پرچمهای سیاه در باد به حرکت درآمدهاند، خادمان آخرین هماهنگیها را انجام میدهند و نگاهها به مسیری دوخته شده که قرار است دقایقی دیگر میزبان پیکر باشد. مشهد در این ساعت، بیش از آنکه شبیه یک شهر باشد، به صحنهای واحد از همراهی و انتظار بدل شده است؛ شهری که در سایه گنبد طلایی امام رضا(ع)، خود را برای لحظهای تاریخی آماده میکند.
با آغاز رسمی مراسم، حرکت جمعیت از پایانه مسافربری مشهد به سمت حرم مطهر امام رضا(ع) آغاز شد. سیل عزاداران، در میان پرچمهای برافراشته و نوای مرثیه، آرام و منظم در مسیر تعیینشده به حرکت درآمدند. هرچه کاروان پیش میرفت، مردم بیشتری از خیابانهای اطراف به جمعیت میپیوستند و مسیر تشییع را به رودخانهای از انسانهای سوگوار تبدیل میکردند.
در طول مسیر، خادمان و نیروهای امدادی و خدماتی در کنار موکبهای مردمی، بیوقفه به حاضران خدمترسانی میکردند. بطریهای آب دستبهدست میان جمعیت میچرخید و صدای نوحه و مرثیه از بلندگوهای نصبشده در مسیر، حال و هوای مراسم را همراهی میکرد. بسیاری از مردم با شاخههای گل و پرچمهای عزا در دست، در سکوت یا با زمزمه نوحه، کاروان تشییع را همراهی میکردند.
با نزدیک شدن جمعیت به محدوده حرم رضوی، ازدحام بیشتر و حرکت آهستهتر شد. پشتبامها، پیادهروها و حاشیه خیابانها مملو از مردمی بود که برای بدرقه آمده بودند. گنبد طلایی حرم در امتداد مسیر، مقصد نگاههای هزاران عزاداری بود که قدمبهقدم خود را به صحنهای بارگاه ملکوتی امام رضا(ع) نزدیک میکردند؛ صحنهای که شکوه حضور مردم و عظمت این آیین را بیش از پیش به نمایش میگذاشت.
با ورود کاروان تشییع به میدان ۱۵ خرداد، موج جمعیت فشردهتر شد و عزادارانی که از ساعتها پیش در دو سوی مسیر مستقر بودند، با نزدیک شدن پیکر، به بدرقه آن پرداختند. نظم مراسم با هدایت نیروهای اجرایی و انتظامی حفظ شد و حرکت کاروان با سرعتی آرام به سمت حرم مطهر رضوی ادامه یافت.
در طول مسیر، مردم با در دست داشتن پرچمها و پلاکاردها، کاروان تشییع را همراهی میکردند و بسیاری نیز با اهدای گل، احساسات خود را ابراز میکردند. موکبهای مردمی و ایستگاههای خدماترسانی نیز در نقاط مختلف مسیر به عزاداران خدمات ارائه میدادند و خادمان حرم در کنار نیروهای امدادی، شرایط را برای عبور روان جمعیت فراهم کرده بودند.
با نزدیک شدن کاروان به خیابانهای منتهی به حرم مطهر امام رضا(ع)، بر شمار حاضران افزوده شد و جمعیت از مسیرهای فرعی نیز به مراسم پیوست. گنبد طلایی حرم در امتداد مسیر، چشماندازی متفاوت به آیین تشییع بخشیده بود و حرکت آرام کاروان در میان انبوه عزاداران، یکی از پرشمارترین اجتماعات این مراسم را رقم زد.
با رسیدن پیکر رهبر شهید به خیابان امام رضا(ع)، حال و هوای مسیر رنگ دیگری به خود گرفت. هرچه کاروان به حرم مطهر نزدیکتر میشد، موج جمعیت فشردهتر و نگاهها مشتاقتر میشد. بسیاری بیاختیار اشک میریختند، عدهای شاخههای گل را به سوی مسیر تشییع گرفته بودند و برخی تنها با چشمانی خیره، عبور آرام پیکر را بدرقه میکردند. در امتداد خیابان، گنبد طلایی امام رضا(ع) در برابر دیدگان عزاداران میدرخشید؛ گویی آخرین بدرقه، در سایه بارگاه امام مهربانیها، معنایی دیگر یافته بود.
در آن لحظه، دیگر نه لهجهها به چشم میآمد و نه فاصله شهرها و کشورها. از بندرعباس و بوشهر تا آمل و لبنان، همه در یک مسیر و با یک نگاه قدم برمیداشتند. خیابان امام رضا(ع) تنها مسیر عبور یک کاروان نبود؛ روایت به هم رسیدن دلهایی بود که هر کدام از گوشهای از جهان آمده بودند تا آخرین سلام و آخرین نگاه خود را نثار رهبرشان کنند.
اندکی بعد، زمزمهای در میان جمعیت میپیچد؛ «پیکر به حرم نزدیک شد...» نگاهها یکباره به امتداد خیابان امام رضا(ع) دوخته میشود. با وجود گذشت چند ساعت از آغاز مراسم، تراکم چشمگیر جمعیت در طول مسیر، حرکت کاروان تشییع را بهشدت کند کرده است؛ خودروهای حامل پیکرهای مطهر بهآرامی در میان موج عزاداران پیش میروند و مردم، گامبهگام، آنها را همراهی میکنند. در همین حال، حوالی ساعت ۱۸، خودروی حامل پیکر رهبر شهید، مطابق برنامهریزی انجامشده، از مسیر اصلی تشییع خارج و برای برگزاری آیین اقامه نماز به حرم مطهر رضوی منتقل میشود.
با انتشار خبر انتقال پیکر به حرم، صدای صلوات و نوای مرثیه در میان جمعیت اوج میگیرد و اشکها بیاختیار بر گونهها جاری میشود. بسیاری دستها را به سوی حرم بلند کردهاند، عدهای شاخههای گل در دست دارند و نگاهها میان گنبد طلایی امام رضا(ع) و مسیر عبور پیکر در رفتوآمد است. گویی همه راهها به همین نقطه ختم میشود؛ جایی که آخرین بدرقه رهبر شهید، در جوار بارگاه ملکوتی امام رضا(ع)، برای حاضران به وداعی سرشار از ارادت، دلدادگی و خاطرهای ماندگار تبدیل میشود.
دقایقی بعد، نگاهها از مسیر تشییع به آسمان دوخته شد. بالگرد حامل پیکر رهبر شهید، در میان صلوات و اشک مردم، راهی حرم مطهر رضوی شد تا آیین اقامه نماز بر پیکر در جوار بارگاه امام رضا(ع) برگزار شود. بسیاری، بیاختیار، حرکت بالگرد را با نگاه دنبال میکردند، گویی نمیخواستند حتی برای لحظهای، آخرین همراهیشان با رهبر شهید را از دست بدهند.
با انتقال پیکر به حرم، جمعیت همچنان در اطراف بارگاه رضوی و مسیرهای منتهی به آن باقی ماند. گرمای هوا، ساعتها ایستادن و خستگی راه، هیچکدام نتوانسته بود از شوق حضور مردم برای اقامه نماز و بدرقه نهایی بکاهد. برخی دست به دعا برداشته بودند، عدهای زیر لب صلوات میفرستادند و گروهی دیگر، بیآنکه سخنی بگویند، چشم به گنبد طلایی حرم دوخته بودند.
در آن لحظات، زمان برای هزاران عزادار به کندی میگذشت. همه در انتظار آغاز نماز بر پیکر رهبر شهید بودند، نمازی که برای بسیاری، پایان یک مراسم نبود، بلکه آخرین عهدی بود که میخواستند در جوار امام مهربانیها با رهبرشان تازه کنند.
در این میان با پایان مراسم، آرامآرام موج جمعیت از مسیرهای منتهی به حرم رضوی فاصله میگیرد، اما روایت این روز هنوز به پایان نرسیده است. در میان خیابانهایی که ساعاتی پیش میزبان سیل عزاداران بود، صحنهای دیگر شکل میگیرد؛ صحنهای که شاید به اندازه خود تشییع، ماندگار باشد.
برخی از مردم، بیآنکه کسی از آنها بخواهد، جارو به دست میگیرند و کنار پاکبانهای شهرداری مشغول پاکسازی خیابانها میشوند. جوان و سالمند، زن و مرد، دوشادوش نیروهای خدمات شهری، بطریهای آب، لیوانهای یکبارمصرف و زبالههای باقیمانده از ساعتها حضور جمعیت را جمعآوری میکنند. انگار نمیخواهند سهمشان از این روز، تنها اشک و بدرقه باشد؛ میخواهند آخرین قاب این مراسم نیز با مسئولیتپذیری و احترام به شهری که میزبانشان بوده، ثبت شود.
پاکبانها با لبخند از همراهی مردم تشکر میکنند و رهگذران نیز بیتفاوت از کنار جاروها عبور نمیکنند، هرکس به اندازه توان خود دستی میرساند. خیابانهایی که ساعاتی پیش زیر قدمهای هزاران عزادار نفس میکشید، حالا با همت همان مردم، آرامآرام چهرهای تازه به خود میگیرد.
شاید این آخرین تصویر از امروز مشهد باشد، شهری که پس از بدرقهای باشکوه، نهتنها با اشک، که با فرهنگ همدلی و مسئولیت نیز بدرقهکنندگانش را به یاد خواهد سپرد. گویی برای بسیاری، احترام به رهبر شهید تنها در حضور در مراسم تشییع خلاصه نشد؛ در خم شدن برای برداشتن تکهای زباله و همراهی با پاکبانها نیز معنا پیدا کرد.
دقایقی پیش از ورود پیکر، صحنهای حرم مطهر رضوی میزبان صفوف بههمپیوسته نماز جماعت عزادارانی بود که از ساعتها قبل خود را به این مکان رسانده بودند. سکوتی آمیخته با زمزمه دعا و تلاوت قرآن بر فضای حرم حاکم بود و نگاهها، هر از گاه، به مسیر ورود پیکر دوخته میشد. پس از پایان نماز، بسیاری همچنان در جای خود ماندند؛ برخی ذکر میگفتند، عدهای قرآن در دست داشتند و گروهی نیز در سکوت، چشمانتظار آغاز بخش بعدی مراسم بودند.
با نزدیک شدن زمان استقبال، حال و هوای حرم رنگ دیگری گرفت. خادمان در جایگاههای خود مستقر شدند و جمعیت، با وجود ازدحام، نظم صفوف را حفظ کرد. صدای صلوات و مرثیه، آرامآرام در صحنها طنینانداز شد و لحظهبهلحظه بر اشتیاق حاضران افزوده میشد. در آن دقایق، گویی همه نگاهها به یک نقطه ختم میشد؛ مسیری که قرار بود پیکر رهبر شهید از آن وارد حرم شود و آخرین بدرقه در جوار بارگاه امام رضا(ع) رقم بخورد.
با نزدیک شدن غروب، نگاهها به سوی دارالذکر حرم مطهر رضوی دوخته شده بود؛ جایی که قرار بود آخرین فصل این بدرقه باشکوه رقم بخورد. صحنها از ساعتها قبل مملو از جمعیتی بود که بیصدا چشمانتظار بودند. زمزمه دعا، تلاوت قرآن و صلوات، در فضای حرم طنین انداخته بود و هرکس به شیوه خود، لحظههای پیش از وداع نهایی را سپری میکرد.
پس از انتقال پیکر مطهر به حرم، همه نگاهها به دارالذکر معطوف شد؛ مکانی که قرار بود پیکر رهبر شهید در آن آرام گیرد. خادمان حرم، نیروهای اجرایی و خانواده رهبر شهید در تدارک برگزاری آخرین بخش مراسم بودند و جمعیت، با وجود ساعتها حضور در مراسم، همچنان صبورانه در انتظار ایستاده بود.
با پایان رسمی مراسم تشییع، خیابانها آرامآرام از هیاهوی حرکت کاروان فاصله گرفت، اما حرم مطهر رضوی همچنان سرشار از جمعیتی بود که دل کندن از این وداع برایشان آسان نبود. هزاران عزادار در صحنها و رواقها ایستاده بودند و چشم به لحظه اقامه نماز بر پیکر رهبر شهید و خانواده ایشان دوخته بودند. کسی عجلهای برای رفتن نداشت؛ گویی همه میخواستند آخرین لحظات همراهی را تا پایان این بدرقه تاریخی حفظ کنند.
در میان صفوف فشرده جمعیت، زمزمه صلوات، تلاوت قرآن و نوای مرثیه در هم آمیخته بود. نگاهها هر از گاه به رواق دارالذکر میافتاد؛ جایی که قرار بود پس از اقامه نماز، آخرین بخش این روایت، یعنی آیین تدفین، برگزار شود. برای بسیاری از حاضران، این لحظات نه فقط پایان یک مراسم، بلکه پایان فصلی از خاطرات و آغاز فصلی از یاد و دلتنگی بود.
با فرارسیدن زمان نماز، سکوتی متفاوت بر فضای حرم سایه انداخت؛ سکوتی که از جنس احترام، اشک و دعا بود. همه چشمانتظار بودند تا در جوار بارگاه امام رضا(ع)، آخرین نماز را بر پیکر رهبر شهید اقامه کنند و پس از آن، شاهد آرام گرفتن او در رواق دارالذکر باشند؛ وداعی که اگرچه پایان یک حضور بود، اما در حافظه هزاران عزادار، به خاطرهای ماندگار تبدیل شد.
شب، آرامآرام بر گنبد طلایی حرم سایه میانداخت و جمعیت، هرچند اندکاندک از صحنها فاصله میگرفت، اما رد این روز در چهرهها و نگاهها باقی مانده بود. خیابانهایی که از نخستین ساعات صبح زیر گامهای هزاران عزادار جان گرفته بودند، حالا دوباره به سکوت نزدیک میشدند؛ سکوتی که هنوز بوی صلوات، مرثیه و اشک را با خود داشت.
این روز برای مشهد، تنها یک مراسم تشییع نبود؛ روزی بود که شهر، روایت هزاران انسان از شهرها و سرزمینهای گوناگون را در خود جای داد؛ روایتهایی که در یک نقطه به هم رسیدند؛ در وداعی که هر کس آن را به زبان خود معنا میکرد. از نگاههای خیس و دستهای رو به دعا تا گامهایی که ساعتها در کنار کاروان همراه شد، هر تصویر، بخشی از حافظه این روز را ساخت.
با بسته شدن آخرین صفحه این آیین، آنچه در خاطر حاضران ماند، تنها مسیر تشییع یا ازدحام جمعیت نبود؛ خاطره همدلی مردمی بود که از دور و نزدیک گرد هم آمدند و روزی متفاوت را در تاریخ این شهر رقم زدند. مشهد، پس از ساعتها میزبانی از این بدرقه، آرامآرام به زندگی روزمره بازمیگردد، اما روایت این روز، در ذهن و خاطره کسانی که شاهد آن بودند، همچنان زنده خواهد ماند.
انتهای پیام