به گزارش ایکنا از خراسان رضوی،
حجت الاسلام عباس بابایی، مدیر قرارگاه تربیتی امین، امروز، 21 مرداد ماه در سالروز وفات
پیامبر اکرم(ص) در جمع عزاداران در حسینیه هنر مشهد، به بررسی نقش نفاق و منافقان در اسلام محمدی پرداخت و اظهار کرد: از ابتدای خلقت آدم ابوالبشر تا انتهای دنیا اگر قرار باشد شخصیتی را به مهربانی، مهرورزی، دیگردوستی، خدمترسانی و عدالتخواهی معرفی کنیم، یقیناً نبی مکرم اسلام خواهد بود، همان شخصیتی که قرآن در وصف اخلاقش میفرماید: «وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٍ» و درباره مهربانی پیامبر میفرماید: «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُمْ ۖ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ» یعنی به واسطه رحمت خدا نرم و لطیف شدی و اگر خشن و سختدل بودی، مردم از اطراف تو پراکنده میشدند، اما این سؤال جدی وجود دارد که این انسانی که بیشترین مهر، محبت و عدالتخواهی را دارد، چرا بیشترین دشمنان را در تاریخ داشته است؟
وی گفت: برای پاسخ به این سؤال باید به دوران جاهلیت برگردیم؛ دورهای که مشکل مردم فقط بیسوادی نبود، بلکه از منطق انسانی فاصله گرفته بودند، تا جایی که لطیفترین مخلوق الهی که نامش دختر است را با دستان خودشان زنده به گور میکردند. در چنین جامعهای جنگهای طولانی بر سر مسائل بسیار پوچ شکل میگرفت، جنگ بسوس نمونهای از همین جاهلیت بود که درگیری و کشتار آن سالها ادامه پیدا کرد. در همین فضای جاهلی، پیامبر گرامی اسلام به یک صفت ویژه شناخته میشد: امین، چون نفع پیامبر(ص) به آنها میرسید و از طرفی پیامبر منافع آنها را به خطر نینداخته بود.
بابایی ادامه داد: در مکه غریبههایی که برای زیارت و تجارت به شهر میآمدند، توسط برخی افراد مکه مورد ظلم قرار میگرفتند و کسی هم به دادشان نمیرسید و اینجا منشأ شکلگیری اولین اقدام اجتماعی پیامبر(ص) شد. تعدادی از جوانان آمدند و با هم پیمانی به نام حلف الفضول بستند و بدین ترتیب اولین دشمنان پیامبر(ص) شکل گرفت، چون هرگاه شما جلوی ظالم قیام کنید، او هم با شما دشمن میشود.
مدیر قرارگاه تربیتی امین افزود: با آغاز بعثت، پیامبر(ص) سه سال بهصورت مخفیانه مردم را به قرآن و توحید دعوت کرد. در این مرحله، سران مشرک مکه که میدیدند افرادی مانند بلال حبشی، صهیب رومی و عمار یاسر از آنان جدا شده و به پیامبر(ص) میپیوندند، به دشمنی با او برخاستند و میگفتند پیامبر میان مردم و رسوم و نظام قبیلهای ما فاصله انداخته است و در اینجا دومین دسته از دشمنان پیامبر قد علم کردند.
بابایی بیان کرد: پیامبر فقط نمیگفت نماز بخوانید و عبادت کنید، زیرا اسلام دو بخش دارد؛ بخش اول آن عبادت و نماز و مناجات است که مستکبران با آن مشکلی ندارند، اما بخش دوم آن مبارزه با طاغوت و فریاد بر ظالم است. مستکبران عالم با دینی که فقط در محراب بماند مشکلی ندارند و مشکل از جایی شروع میشود که دین بخواهد در کنار عبادت، جلوی فساد و ظلم هم بایستد. وقتی دعوت علنی شد، گفتند این پیامبر آمده دین اجدادی و بتپرستی ما را کنار بزند و بعد شروع کردند به تهمت، ترور شخصیت و هتک حرمت و گفتند ساحر، مجنون و جنزده است و هذیان میگوید، اما پیامبر کم نیاورد.
وی گفت: سپس نوبت شکنجه مسلمانان مستضعف رسید. مسلمانان را شکنجه کردند و برخی را جلوی چشم پیامبر(ص) به شهادت رساندند و بعد نوبت تحریم رسید؛ پیامبر و اصحابش را تحریم و محاصره کردند و هرگونه فشاری را بر آنان برای تسلیم شدن وارد کردند. سه سال این محاصره ادامه داشت و پس از آن، پیامبر(ص) دریافتند دیگر امکان تبلیغ اسلام در مکه وجود ندارد، پس هجرت کردند و دشمنان پیامبر چند برابر شدند، اما ایشان با خلق نیکو در انجام رسالت خویش کوشیدند و از این روست که میبینیم در هر لحظه از تاریخ زندگی پیامبر(ص) یک درس برای امروز ما وجود دارد.
انتهای پیام