همزمان با شب شهادت حضرت امام رضا(ع)، آیین سنتی و باشکوه خطبهخوانی شامگاه ۲۱ مردادماه در حرم مطهر رضوی برگزار شد؛ آیینی که در میان نوای مرثیه، زمزمه دعا و حضور گسترده زائران و مجاوران، حالوهوایی سرشار از حزن و ارادت به امام هشتم(ع) به حرم بخشید.
امشب، بیستویکم مردادماه، مشهد حال و هوای دیگری دارد. شبی که گویی تمام شهر در سکوتی آمیخته با اندوه فرو رفته و در میان این سکوت، تنها یک نام بیشتر از همیشه شنیده میشود. «رضا(ع)». شب شهادت امام رضا(ع) است و حرم مطهر رضوی، از ساعاتی پیش، آرامآرام میزبان موجی از زائران و عزادارانی شده که از دور و نزدیک خود را به آستان حضرت رساندهاند تا در شب شهادت امام مهربانیها، دل به حریم رضوی بسپارند.
گنبد طلایی در تاریکی شب میدرخشد و نور چراغهای حرم مطهر رضوی بر صحنها و رواقها افتاده است. جمعیت هر لحظه بیشتر میشود. صحنهایی که در روزهای عادی نیز پر از رفتوآمد است، امشب رنگ دیگری دارد. لباسهای مشکی، چهرههای اندوهگین، دستهایی که به نشانه ادب بر سینه قرار گرفته و چشمهایی که گاه بیاختیار به سوی گنبد طلایی خیس میشوند، تصویری از یک شب متفاوت را پیش چشم میگذارد.
در میان این جمعیت، زائرانی هستند که ساعتها و حتی روزها در مسیر بودهاند. برخی با پای پیاده خود را به مشهد رساندهاند؛ قدمهایی که خستگی راه را پشت سر گذاشته تا به مقصدی برسد که برای عاشقان امام رضا(ع)، تنها یک حرم نیست؛ پناهگاهی است برای دلهایی که آمدهاند حرفهای نگفتهشان را در گوشهای از این صحنها زمزمه کنند.
در چنین شبی، آیین سنتی خطبهخوانی برگزار میشود؛ آیینی که در شب شهادت امام رضا(ع)، جلوهای ویژه پیدا میکند. با آغاز مراسم، فضای حرم حال و هوایی معنویتر به خود میگیرد. خادمان با شمعهایی روشن در دست، در صحن گرد هم میآیند و شعلههای کوچک شمعها در دل تاریکی شب، تصویری از هزاران دل سوخته و دلتنگ را به نمایش میگذارد.
نور شمعها آرام میلرزد و صدای قرائت خطبه در فضای صحن میپیچد. هر شعله انگار روایتی دارد. روایتی از دلباختگی، غربت و اشکی که در شب شهادت امام هشتم(ع) بر گونههای زائران جاری میشود. لحظهای که شمعها بالا میروند، چشمها به سوی آنان دوخته میشود و سکوتی سنگین، میان جمعیت مینشیند. سکوتی که گاهی با صدای صلوات و زمزمه دعا شکسته میشود.
در این آیین، جمعی از مسئولان نیز حضور دارند. سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، آیتالله سیداحمد علمالهدی، نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی و امام جمعه مشهد و آیتالله احمد مروی، تولیت آستان قدس رضوی، در کنار جمعی دیگر از مسئولان کشوری و استانی و خادمان بارگاه منور رضوی، در این شب سوگوارانه حضور یافتهاند.
اما قاب اصلی این شب را مردم ساختهاند. هزاران زائر و مجاور که هرکدام با روایتی متفاوت به حرم آمدهاند. کودکی دست در دست مادر، پیرمردی تکیه داده بر عصا، خانوادهای که گوشهای از صحن نشستهاند و زائری که در میان ازدحام جمعیت، چشم از گنبد برنمیدارد. همه آمدهاند تا در شب شهادت امامشان، سهمی از این سوگ داشته باشند.
صدای نوحه و مرثیه از گوشهوکنار صحنها شنیده میشود. عطر گلاب در فضا پیچیده و نسیم شبانه، آرام از میان جمعیت عبور میکند. دستهایی به سوی آسمان بلند شده و لبهایی که زیر لب دعا میخوانند. در میان این همه هیاهو، هرکس انگار خلوت خودش را دارد، خلوتی با امامی که قرنهاست نامش با مهربانی و پناه دادن به دلهای بیقرار گره خورده است.
زائران پیاده، خسته اما امیدوار، خود را به حرم رساندهاند. کفشهای خاکآلود و قدمهای خستهشان، روایت راهی است که با عشق پیمودهاند. برای بسیاری از آنان، رسیدن به مشهد پایان یک مسیر نیست؛ آغاز لحظهای است که میتوانند در برابر ضریح بایستند، دست بر سینه بگذارند و تمام آنچه در دل دارند، بیواسطه با امام رئوفشان در میان بگذارند.
امشب حرم، شبیه دریایی از انسانهاست. دریایی که موجهایش با نوای عزا آرام و قرار ندارد. در میان این جمعیت، گاهی صدای گریه کودکی شنیده میشود، گاهی صلواتی بلند میشود و گاهی نگاهها برای چند ثانیه بر گنبد طلایی ثابت میماند.
هر شعله کوچک، در این شب بزرگ، یادآور غربت امامی است که قرنها پس از شهادتش، هنوز میلیونها دل را به سوی خود میکشاند. امشب، حرم مطهر رضوی نه فقط میزبان یک آیین، که میزبان هزاران دل شکسته است. دلهایی که آمدهاند در شب شهادت خورشید هشتم، زیر سایه گنبد طلایی، آرام بگیرند.
مشهد امشب عزادار است. حرم امشب غرق ماتم است و گنبد طلایی، بر فراز این دریای اشک و دلدادگی، همچنان میدرخشد؛ گویی خورشید هشتم، حتی در شب شهادتش نیز چراغ دل زائرانش را روشن نگه داشته است.
انتهای پیام