عضو هیئت علمی دانشگاه ملایر با تبیین شیوه مواجهه امام رضا(ع) با شبهات و مناظرات اعتقادی گفت: تخصص در منابع دینی و منابع فکری رقیب، تسلط بر روش استدلال و مناظره، بهرهگیری از عقلانیت مشترک، گوش دادن فعال و تبدیل تهدید به فرصت از مهمترین مؤلفههای الگوی رضوی برای مواجهه با شبهات است و امروز نیز میتوان از این اصول برای پاسخگویی عالمانه به پرسشهای اعتقادی بهره گرفت.
مواجهه با شبهات اعتقادی، نیازمند شناخت دقیق مبانی فکری و برخورداری از توانایی گفتوگو و استدلال است، چراکه پاسخهای سطحی و واکنشهای احساسی نمیتواند مخاطب امروز را در برابر پرسشهای پیچیده فکری اقناع کند.
در این میان، مناظرات امام رضا(ع) با پیروان ادیان و مکاتب مختلف، نمونهای روشن از گفتوگویی مبتنی بر دانش، عقلانیت، اخلاق و شناخت مبانی طرف مقابل است؛ الگویی که میتواند برای مواجهه با شبهات و پرسشهای اعتقادی در فضای فکری امروز نیز راهگشا باشد.
در همین راستا، خبرنگار ایکنا از قم در بخش دوم گفتوگو با حجتالاسلام والمسلمین محمود امیریان عضو هیئت علمی دانشگاه ملایر به بررسی ابعاد تخصصی و روششناختی مناظرات امام رضا(ع)، جایگاه عقلانیت مشترک در گفتوگو، اخلاق مناظره و چگونگی بهرهگیری از ظرفیت فضای مجازی برای پاسخگویی به شبهات پرداخته است که مشروح آنرا در ادامه میخوانیم:
در پاسخ به رأسالجالوت، بزرگ یهودیان نیز میبینیم که امام رضا(ع) به تورات، زبور و دیگر منابع استناد میکنند. بنابراین، امروز در مواجهه با شبهاتی که از دل فلسفه غرب و دیدگاههایی مانند دیدگاههای نیچه، کانت و دیگر فیلسوفان مطرح میشوند یا ممکن است از مکاتب هندی و سایر مکاتب فکری نشئت گرفته باشند، لازم است با دیدگاههای آنان آشنایی داشته باشیم.
گاهی کسانی که این موضوع را نقد میکنند، میپرسند چه نیازی است که شما فلسفه بخوانید یا فلسفه غرب و کتابهای آنان را مطالعه کنید. این اشکال، اشکال واردی نیست. انسان باید به منابع و مبانی فکری طرف مقابل تسلط داشته باشد تا بتواند از اسلام و معارف اسلامی دفاع کند. درواقع، یک الگوی آزاداندیشی به ما میگوید که گاهی باید یک کتاب را بهتر از نویسنده آن بفهمیم تا بتوانیم با دقت و استدلال درباره آن سخن بگوییم.
نکته دوم در این محور، بهکارگیری منطق صوری و فلسفی و برخورداری از تخصص روششناسانه است. امام رضا(ع) را میبینیم که بهخوبی از این روش استفاده میکنند. در مناظرهای که با عمران صابی، یکی از منکران خدا، دارند، اوج مهندسی فکری امام رضا(ع) را مشاهده میکنیم. حضرت با استفاده از منطق صوری و فلسفی وارد بحث میشوند.
در منابع ما آمده است که عمران صابی چه پرسشهایی از امام رضا(ع) مطرح کرده است. برای نمونه، میتوان به چند مورد از این پرسشها اشاره کرد: «نخستین موجود چیست؟ آیا موجود به خودی خود نزد خود معلوم است؟ آفرینش خدا چگونه است؟ آیا با آفرینش، در خدا تغییری ایجاد میشود؟ اصلاً خدا چیست؟ ما به چه وسیلهای به وجود خدا پی میبریم؟ وحدانیت خدا چگونه است؟»
اینها پرسشهایی است که عمران صابی مطرح میکند. نکته مهم این است که امام رضا(ع) چگونه وارد این بحث میشوند. حضرت از یک نقطه مشترک آغاز میکنند؛ نقطهای که هر دو طرف آن را میپذیرند. امام بحث را از مفاهیمی مانند وجود و عدم آغاز میکنند؛ مفاهیمی که هر انسان عاقل و برخوردار از قوه عقل میتواند آنها را بپذیرد.
امام رضا(ع) از آیات قرآن آغاز نمیکنند، زیرا طرف مقابل اساساً آیات قرآن را بهعنوان منبع استدلال نمیپذیرد. بنابراین، حضرت از نقطه مشترک میان دو طرف استفاده میکنند. این شیوه نشان میدهد که در یک مناظره، باید از مبانی مشترک آغاز کرد و با استفاده از همان مبانی، گفتوگو را پیش برد.
بهطور نمونه، وقتی از امام رضا(ع) درباره وحدانیت خدا سؤال میشود، حضرت مفهوم «واحد» را بهصورت دقیق تبیین و طبقهبندی میکنند. ایشان توضیح میدهند که «واحد» میتواند به معنای واحد عددی باشد و در مقابل، واحد حقیقی نیز داریم. واحد حقیقی، بسیط و غیرقابل تقسیم است. حضرت با چنین تفکیکی وارد بحث میشوند و بهصورت مرحلهبهمرحله به پرسشهای عمران صابی پاسخ میدهند.
نتیجه تخصصمحوری امام رضا(ع) در این مناظره را میتوان در سرانجام گفتوگوی حضرت با عمران صابی مشاهده کرد. شما میبینید که در نهایت، عمران صابی، به نقل حسن بن محمد نوفلی که این روایت را شیخ صدوق در کتاب «توحید» و همچنین در «عیون اخبارالرضا» آورده است، پس از اینکه قانع میشود، شهادتین میگوید و مسلمان میشود.
پس از آن، امام رضا(ع) او را به شام دعوت میکنند، به او لباس میدهند و هدایایی نیز به او عطا میکنند. این نتیجه تخصص و گفتوگوی عالمانه است. یعنی امام صرفاً برای غلبه در یک مناظره وارد بحث نشدهاند، بلکه نتیجه گفتوگوی علمی و استدلالی، قانع شدن مخاطب و در نهایت پذیرش حقیقت بوده است.
امام رضا(ع) به مباحث حوزه پزشکی و علوم تجربی نیز آشنایی داشتند. مأمون شاید اینگونه تصور میکرد که تخصص امام تنها در حوزه علوم دینی و معارف اسلامی است و گاهی میخواست با طرح مباحث علوم تجربی و پزشکی، امام را به چالش بکشد.
اما وقتی به سیره امام رضا(ع) مراجعه میکنیم، میبینیم که حضرت در گفتوگو با مأمون و در مباحث مربوط به پزشکی، اصول بهداشت، تغذیه، مباحث آناتومی و موضوعات مرتبط را مطرح میکنند. این مسئله در وهله نخست نشان میدهد که دین با علم ناسازگاری ندارد.
همان شبههای که در گذشته مطرح میشده، امروز نیز وجود دارد؛ اینکه اسلام با علم مخالف است یا دین در برابر علم و تجربه قرار دارد. در حالیکه چنین نیست. اسلام با علم و تجربه مخالفتی ندارد و سیره امام رضا(ع) نیز یکی از نمونههایی است که این مسئله را نشان میدهد.
اگر بخواهیم این محور را جمعبندی کنیم، باید بگوییم حضور امام رضا(ع) برای پاسخگویی به شبهات، بر چند سطح از تخصص استوار است. نخست، تخصص در منابع خودی؛ یعنی عالم باید به منابع دینی خود مسلط باشد، قرآن را بشناسد و با روایات و معارف اهل بیت(ع) آشنایی عمیق داشته باشد.
دوم، تخصص در منابع رقیب است. کسی که میخواهد به شبهات پاسخ دهد، باید منابع و مبانی فکری طرف مقابل را نیز بشناسد و با آنها آشنایی داشته باشد.
سوم، تخصص در روش و روششناسی است. انسان اگر روشهای گفتوگو و مناظره را نداند، حتی اگر عالم باشد، ممکن است در میدان گفتوگو زمین بخورد. بنابراین، باید روش استدلال، روش مناظره و حتی روانشناسی مخاطب را بشناسد و بتواند از مجموعه این دانشها بهدرستی استفاده کند.
درواقع، سیره امام رضا(ع) به ما نشان میدهد که برای پاسخگویی به شبهات، صرفاً داشتن اطلاعات کافی نیست. باید هم منابع خودی را شناخت، هم منابع رقیب را، و هم روش مواجهه با مخاطب و شیوه درست استدلال و گفتوگو را آموخت. این مجموعه، همان تخصصی است که میتواند پاسخگویی به شبهات را از یک واکنش احساسی و مقطعی به یک مواجهه علمی، عالمانه و اثرگذار تبدیل کند.
سومین محور در الگوی رضوی در مواجهه با شبهات، دیالوگ بر پایه عقلانیت مشترک است. منظور از عقلانیت مشترک، همان منطق فطری است؛ منطقی که هر انسانی صرفنظر از اینکه چه عقیدهای دارد، میتواند آن را بفهمد و براساس آن وارد گفتوگو شود.
امام رضا(ع) در مباحث و مناظراتی که داشتند، از این منطق بهخوبی استفاده میکردند. برای نمونه، حضرت در گفتوگو با عمران صابی از همین منطق بهره میگیرند. عمران صابی یک شکاک تمامعیار بود؛ نه مسلمان بود، نه مسیحی و نه یهودی و هیچیک از کتابهای مقدس را نیز قبول نداشت. قرآن را هم بهعنوان یک منبع دینی نمیپذیرفت. با این حال، امام رضا(ع) با او وارد گفتوگو میشوند.
بنابراین، حضرت در این گفتوگو نمیتوانستند از مبانی آغاز کنند که طرف مقابل آنها را قبول نداشت. امام باید گفتوگو را از نقطه صفر آغاز میکردند و به سرمایههای ابتدایی و مشترکی تکیه میکردند که متوقف بر پذیرش یک دین یا کتاب خاص نبود، بلکه بر عقل انسانی استوار بود.
امروز نیز ما باید این سرمایههای ابتدایی را بشناسیم؛ یعنی منطقی را که هر انسانی از آن برخوردار است و میتواند براساس آن وارد گفتوگو شود. اگر بخواهیم با مخالفان گفتوگو کنیم، باید بتوانیم از همین نقاط مشترک عقلانی استفاده کنیم و گفتوگو را بر مبنای آنها پیش ببریم.
استفاده از منطق صوری بهعنوان یک زبان مشترک یکی دیگر از مؤلفههای این الگوست. شاید یکی از مشکلات امروز ما این باشد که در گفتوگوها و مباحث، درباره واژههایی صحبت میشود که تعریف دقیق و مشترکی از آنها نداریم.
امام رضا(ع) در مباحثات خود، پیش از اینکه وارد اصل مناظره شوند، گاهی درباره واژگان و مفاهیم مورد بحث تعریف دقیقی ارائه میکردند. برای نمونه، در مناظرهای که با عمران صابی داشتند، امام رضا(ع) درباره مفهوم «واحد» توضیح میدهند و آن را مورد واکاوی قرار میدهند. حضرت تبیین میکنند که «واحد» به چه معناست و میان وحدت عددی و وحدت حقیقی تفاوت میگذارند. سپس هر یک از این مفاهیم را موشکافی میکنند و توضیح میدهند که اگر منظور از وحدت، معنای خاصی باشد، چه اشکالی پیش میآید و معنای درست کدام است.
این شیوه به ما میآموزد که پیش از ورود به یک مناظره، باید درباره مفاهیم و واژگان مورد استفاده به یک تعریف روشن برسیم. بسیاری از اختلافات و شبهات ممکن است ناشی از آن باشد که دو طرف از یک واژه، معانی متفاوتی را اراده میکنند.
نمونه دیگر، بحث درباره زنده کردن مردگان است. اگر زنده کردن مردگان را نشانه خدایی بدانیم، باید عیسی نبی(ع) و برخی دیگر از پیامبران را نیز خدا بدانیم؛ در حالی که چنین نتیجهای پذیرفتنی نیست. امام رضا(ع) با چنین استدلالهایی، مبنای استدلال طرف مقابل را بررسی میکنند و از درون همان مبنا، اشکال آن را نشان میدهند.
در این شیوه، حضرت گاهی مخاطب را به وجدان و فطرت او نیز متوجه میکنند. بنابراین، گفتوگوی رضوی صرفاً مجموعهای از پاسخهای حفظشده نیست، بلکه گفتوگویی مبتنی بر عقل، منطق، وجدان و فطرت انسانی است.
گوش دادن فعال، یک بحث اخلاقی و یکی از الزامات اخلاقمداری در جدل و گفتوگوست. انسانی که اخلاقمحور است، باید گوش فعال داشته باشد. یعنی باید سخنان طرف مقابل را بشنود و اجازه دهد او تمام حرف خود را بیان کند.
ما در سیره امام رضا(ع) میبینیم که حضرت بهخوبی از این شیوه استفاده میکردند. اینگونه نبود که مانند برخی افراد، صرفاً بخواهند طرف مقابل را منکوب کنند، سخن او را قطع کنند یا دائماً خودشان صحبت کنند. امام با کمال آرامش اجازه میدادند طرف مقابل سخنان خود را مطرح کند.
حتی در جایی که طرف مقابل در بحث به بنبست رسیده و عملاً شکست خورده بود، امام رضا(ع) او را رها نمیکردند، بلکه میفرمودند سؤال خود را دوباره مطرح کن، سؤال جدیدت را بگو. حضرت درواقع طرف مقابل را بلند میکردند و اجازه نمیدادند در مناظره احساس کند زمین خورده و تحقیر شده است.
این رفتار امام رضا(ع) با عمران صابی بسیار قابل توجه است. امام با استدلالهای خود او را قانع میکنند، اما در عین حال اجازه نمیدهند او احساس شکست و تحقیر داشته باشد. همین اخلاقمحوری باعث میشود که عمران صابی پس از مناظره سرخورده و کینهتوز از جلسه خارج نشود، بلکه مسلمان شود.
او در نهایت به این نتیجه میرسد که امام رضا(ع) قصد دارند او را هدایت کنند، نه اینکه صرفاً او را شکست دهند یا در برابر دیگران زمین بزنند. این همان نتیجه مهم گوش دادن فعال و اخلاقمداری در مناظره است.
در مناظرات امام رضا(ع) مصادیق فراوانی برای این شیوه وجود دارد که میتوان به آنها اشاره کرد، اما از بیان جزئیات آنها صرفنظر میکنم.
مأمون عباسی بهعنوان یک تهدید، امام رضا(ع) را به مناظره میکشاند، اما امام رضا(ع) از این تهدید به بهترین شکل استفاده میکنند و آن را به یک فرصت تبلیغی تبدیل میکنند.
این مسئله برای امروز ما نیز بسیار مهم و قابل توجه است. فضای مجازی درواقع میتواند یک تهدید باشد. واقعیت این است که برای بسیاری از انسانها فضای مجازی یک تهدید است، زیرا دست آنها از علوم و معارف خالی است. بسیاری از جوانان نیز بهدلیل نداشتن دانش کافی، وقتی با مطالب و شبهات مختلف مواجه میشوند، نمیتوانند آنها را بهدرستی تحلیل و حلاجی کنند.
اما همین تهدیدها را میتوان به فرصت تبدیل کرد. ورود متخصصان و افراد صاحب علم به فضای مجازی میتواند زمینهای فراهم کند تا مخاطبان گستردهای با مباحث علمی و دینی مواجه شوند.
بهطور نمونه، ممکن است فردی در یک مسجد سخنرانی کند و در نهایت ۵۰ یا ۱۰۰ نفر مخاطب داشته باشد، اما وقتی همان فرد وارد فضای مجازی میشود و یک استدلال علمی را مطرح میکند یا درباره یک مسئله مهم سخن میگوید، این محتوا ممکن است بهصورت ناخواسته در میان میلیونها نفر منتشر شود.
این انتشار نیز محدود به داخل کشور نیست. گاهی یک استدلال یا یک مطلب علمی میتواند در اقصینقاط جهان منتشر شود و مخاطبانی را با خود همراه کند که شاید در حالت عادی هیچگاه به یک جلسه سخنرانی یا مسجد دسترسی نداشته باشند.
بنابراین، ما میتوانیم با استفاده درست از فضای مجازی، تهدید را به فرصت تبدیل کنیم و از همین بستری که امروز محل انتشار شبهات است، برای پاسخگویی به شبهات، تبیین معارف و هدایت مردم استفاده کنیم. این نیز یکی از درسهای مهم سیره امام رضا(ع) برای شرایط امروز است؛ اینکه حتی اگر دشمن یا شرایط موجود، ما را وارد میدانی کرد که در نگاه نخست تهدید به نظر میرسد، میتوان با شناخت درست میدان و استفاده هوشمندانه از ظرفیتهای آن، همان تهدید را به فرصتی برای تبلیغ و تبیین تبدیل کرد.
ما باید از این فضا و ظرفیتهای فضای مجازی استفاده کنیم. البته قصد ندارم در اینجا وارد بحث روزِ فیلترینگ شوم یا درباره موافق یا مخالف بودن با آن اظهارنظر کنم. فیلترینگ از این جهت که بخش قابل توجهی از مردم جامعه ما نسبت به مبانی و مهارتهای دینی، آگاهی و توانمندی کافی ندارند، میتواند قابل بحث و بررسی باشد.
با این حال، واقعیت این است که با وجود فیلترینگ، آنچه امروز در جامعه مشاهده میکنیم این است که نمیتوان مردم را از فضای مجازی، سایتها و برخی پلتفرمها جدا کرد. مردم به هر حال به این فضاها دسترسی پیدا میکنند و در معرض شبهات مختلف قرار میگیرند و ممکن است پذیرای این شبهات شوند.
در چنین شرایطی، ما چه باید بکنیم؟ آیا باید کنار بکشیم و هیچ اقدامی نکنیم؟ یا افرادی که در این زمینه تخصص و توانایی دارند و دستی بر آتش دارند، باید وارد این میدان شوند؟
به نظر میرسد براساس همان الگویی که از سیره امام رضا(ع) بهدست میآوریم، باید وارد این میدان شد. همانگونه که امام رضا(ع) وارد میدان مناظره با مخالفان شدند و از فرصتهای موجود برای پاسخگویی و تبیین حقیقت استفاده کردند، امروز نیز کسانی که توانایی و تخصص لازم را دارند، باید وارد فضای مجازی شوند و به شبهات پاسخ دهند.
الگوی رضوی به ما میآموزد که در برابر شبهات نباید میدان را خالی کرد، بلکه باید با شناخت درست میدان، برخورداری از دانش و تخصص و استفاده از ظرفیتهای موجود، وارد شد و به شبهات پاسخ داد.
انتهای پیام