کد خبر: 4369557
تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۶
عضو هیئت‌علمی دانشگاه فرهنگیان مشهد:

پذیرش ولایتعهدی مأمون از سوی امام رضا(ع)، مصداقی از تقیه و اجبار استراتژیک بود

حجت‌الاسلام والمسلمین سیدمسعود عمرانی گفت: ولایتعهدی امام رضا(ع) یکی از مهم‌ترین و در عین حال پیچیده‌ترین مقاطع تاریخ تشیع است؛ دوره‌ای که امام(ع) در برابر سیاست‌های مأمون، رویکردی هوشمندانه و مبتنی بر حفظ جایگاه امامت در پیش گرفتند. پذیرش این جایگاه، برخلاف برخی برداشت‌ها، به معنای همراهی با حکومت عباسی نبود، بلکه فرصتی برای تبیین مبانی تشیع و آشکار ساختن اهداف سیاسی مأمون فراهم کرد و به نوعی، این امر مصداقی از تقیه بود.

امام رضا

ولایتعهدی امام رضا(ع) یکی از مهم‌ترین و حساس‌ترین مقاطع تاریخ تشیع است؛ دوره‌ای که مأمون عباسی با طرح مسئله ولایتعهدی، اهداف سیاسی متعددی را دنبال می‌کرد و می‌کوشید از جایگاه و نفوذ امام(ع) در جهت تثبیت حکومت خود بهره بگیرد. با این حال، امام رضا(ع) با شناخت دقیق شرایط سیاسی و اجتماعی زمانه، در مواجهه با این پیشنهاد رویکردی هوشمندانه در پیش گرفتند و از این موقعیت برای تبیین جایگاه امامت، گسترش معارف اسلامی و آشکار کردن ماهیت سیاست‌های حکومت عباسی استفاده کردند.

از سوی دیگر، سیره علمی، اجتماعی و اخلاقی امام(ع) و حضور ایشان در خراسان، زمینه‌ای برای ارتباط گسترده‌تر با مردم و عالمان فراهم کرد. در همین راستا، بررسی ابعاد مختلف پذیرش ولایتعهدی، حدیث سلسلةالذهب، سیره اجتماعی و علمی امام رضا(ع) و همچنین روایت‌های تاریخی درباره شهادت ایشان، می‌تواند تصویری روشن‌تر از شیوه مواجهه امام هشتم(ع) با قدرت سیاسی و شرایط پیچیده آن دوران ارائه دهد.

درهمین خصوص، خبرنگار ایکنای خراسان رضوی، گفت‌وگویی با حجت‌الاسلام والمسلمین سیدمسعود عمرانی، عضو هیئت‌علمی دانشگاه فرهنگیان مشهد، در خصوص ابعاد مختلف ولایتعهدی، حدیث سلسلةالذهب، سیره اجتماعی امام رضا(ع) و روایت‌های تاریخی درباره شهادت ایشان انجام داده است که در ادامه می‌خوانیم:

ایکنا- برخی شبهه می‌کنند که امام رضا(ع) با پذیرش ولایتعهدی مأمون به مشروعیت حکومت عباسی کمک کرد و یا پذیرش این ولایتعهدی توسط امام(ع) با اصل تقیه در تعارض است. پاسخ شما به این شبهات چیست؟

پذیرش ولایتعهدی توسط امام رضا(ع) یکی از پیچیده‌ترین وقایع تاریخ تشیع است که همواره محل بحث و شبهه‌افکنی بوده است.

درباره شبهه کمک به مشروعیت حکومت عباسی باید گفت مأمون عباسی با پیشنهاد ولایتعهدی به امام، در پی حل بحران مشروعیت خود بود. او که پس از قتل برادرش، امین، به خلافت رسیده بود، با این کار می‌خواست با استفاده از جایگاه والای علمی و معنوی امام، بر حکومت خود جامه‌ای از مشروعیت بپوشاند و از جذابیت امام(ع) برای جلب حمایت مردم، به‌ویژه در خراسان، بهره‌برداری کند.

با این حال، امام رضا(ع) با تدبیر هوشمندانه، این نقشه را خنثی کردند. ایشان ولایتعهدی را با شروطی چهارگانه پذیرفتند که از جمله آن‌ها، عدم دخالت در امور حکومتی، عزل و نصب‌ها و مشورت‌ها بود. این شروط عملاً نقش امام را به یک عنوان تشریفاتی تقلیل می‌داد و از هرگونه مشارکت واقعی در دستگاه حکومت جلوگیری می‌کرد.

به‌علاوه، امام از این موقعیت به‌عنوان یک تریبون بزرگ برای علنی کردن و ترویج آموزه‌های اصیل تشیع استفاده کردند و آنچه را که پیش از آن تنها به‌صورت تقیه بیان می‌شد، آشکارا فریاد زدند. بنابراین، به‌جای کمک به مشروعیت مأمون، این اقدام امام تبدیل به ابزاری برای تثبیت جایگاه امامت شیعی و افشای چهره واقعی حکومت عباسی شد.

درباره شبهه تعارض با اصل تقیه نیز باید گفت پذیرش ولایتعهدی نه‌تنها با تقیه در تعارض نبود، بلکه خود مصداقی از یک «تقیه» یا «اجبار» استراتژیک به شمار می‌رود. بررسی تاریخی نشان می‌دهد امام(ع) به‌شدت از پذیرش این سمت کراهت داشتند و به مدت دو ماه از پذیرش آن خودداری کردند؛ اما شرایط به گونه‌ای پیش رفت که میان پذیرش ولایتعهدی و کشته شدن، یکی را باید انتخاب می‌کردند.

خود امام در پاسخ به اعتراض‌ها فرمودند: «... وقتی امر دایر شد میان قبول این امر و کشته شدن، آن را بر قتل نفس برگزیدم». ایشان این اقدام را به اقدام حضرت یوسف(ع) که برای حفظ جان خود و انجام مصلحتی بزرگ، مدیریت خزائن مصر را پذیرفت، تشبیه کردند. این تصمیم، یک انتخاب آگاهانه و الهی بود که برای حفظ اصل امامت و انجام رسالت بزرگ‌تر صورت گرفت، نه نشانه‌ای از ضعف یا سازش.

ایکنا- برخی مورخان معتقدند مأمون در ابتدا قصد شهادت امام را نداشت و به سبب فشارهای سیاسی و اجتماعی بدین کار روی آورد. شما این تحلیل را چه‌قدر می‌پذیرید؟

تحلیل تاریخی نشان می‌دهد که مأمون از ابتدا قصد شهادت امام را داشت و این اقدام تنها واکنشی به فشارهای لحظه‌ای نبود و دلایل متعددی این ادعا را تقویت می‌کند.

اول، برنامه از پیش تعیین‌شده که بیانگر آن است مأمون یک سیاستمدار حیله‌گر بود و نقشه‌های خود را از پیش طراحی می‌کرد. او که برای رسیدن به خلافت، برادر خود را به قتل رسانده بود، برای از میان برداشتن تهدیدی بزرگ‌تر مانند امام رضا(ع) هیچ تردیدی نداشت.

دوم، خنثی‌سازی نقشه که هدف اصلی مأمون از ولایتعهدی، کنترل و تحت نظر گرفتن امام بود تا از هرگونه جنبش احتمالی به نفع ایشان جلوگیری کند و هنگامی که دید نقشه‌اش نه‌تنها موفق نبوده، بلکه جایگاه امام را بیش از پیش تثبیت کرده و محبوبیتش را افزایش داده است، چاره را در حذف فیزیکی ایشان دید.

علاوه بر این، خود امام رضا(ع) بارها و به‌صراحت از شهادت خود در خراسان خبر داده بودند. این آگاهی‌افزایی نشان می‌دهد که ایشان از نیات شوم مأمون آگاه بودند و این واقعه را اجتناب‌ناپذیر می‌دانستند.

به‌عبارت دیگر، فشارهای سیاسی و اجتماعی صرفاً بهانه‌ای برای اجرای نقشه‌ای بود که از قبل طراحی شده بود؛ چراکه حضور پربرکت امام در خراسان، تهدیدی آشکار برای بقای حکومت مأمون به شمار می‌رفت.

ایکنا- حدیث «سلسلةالذهب» چه جایگاهی در علم حدیث دارد و چرا مورد تأکید فراوان قرار گرفته است؟

حدیث «سلسلةالذهب» (زنجیره طلایی) از منظر علم حدیث و کلام اسلامی دارای جایگاهی والا و بی‌نظیر است. دلیل نام‌گذاری این حدیث به «سلسلةالذهب»، اتصال سلسله راویان آن است. تمام راویان این حدیث، از امام رضا(ع) تا پیامبر اکرم(ص)، همگی از ائمه معصوم(ع) هستند که در نهایت به خداوند می‌رسد.

این ویژگی، آن را به یکی از معتبرترین و ارزشمندترین احادیث در سنت امامیه تبدیل کرده است و این حدیث در منابع معتبر شیعه و اهل سنت با سندهای گوناگون نقل شده است.

محتوای عمیق این حدیث، پیوند توحید و ولایت است و امام رضا(ع) این حدیث را هنگام ورود به نیشابور و در میان استقبال عظیم مردم که گفته شده بیش از ۲۰ هزار نفر آن را نوشتند، بیان فرمودند. متن حدیث که یک حدیث قدسی است، از قول خداوند می‌فرماید: «لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عَذَابِی» (کلمه «لا إله إلا الله» دژ محکم من است؛ هرکس در این دژ وارد شود، از عذاب من در امان است).

سپس امام(ع) بلافاصله این شرط را افزودند: «بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا» (با شرایطش و من از شرایط آن هستم). با این عبارت، امام(ع) به‌وضوح بیان می‌دارند که شرط اساسی برای ورود به دژ امنیت الهی (توحید)، اعتقاد به ولایت و امامت اهل‌بیت(ع) است. این حدیث، فلسفه سیاسی و کلامی تشیع را در یک عبارت کوتاه تبیین می‌کند و به انحرافات فکری مانند واقفیه پاسخ می‌دهد.

ایکنا- سبک زندگی و سیره اجتماعی امام رضا(ع) چه درس‌هایی برای جامعه امروز ما دارد و پیام شهادت ایشان برای نسل جوان امروز چیست؟

سیره اجتماعی امام رضا(ع) سرشار از آموزه‌هایی است که برای جامعه امروز، به‌ویژه نسل جوان، الهام‌بخش و راهگشا است. برای مثال، تواضع برای امام(ع) یک شعار نبود، بلکه یک رفتار عینی و واقعی بود. ایشان با همه مردم، فارغ از جایگاه‌شان، با فروتنی و احترام برخورد می‌کردند. این درس بزرگ می‌آموزد که کرامت انسانی، مبنای ارتباطات اجتماعی است.

علاوه بر این، دوران امامت ایشان، اوج شکوفایی علمی و کلامی بود. ایشان با برگزاری جلسات مناظره با دانشمندان ادیان و مذاهب مختلف، بر اهمیت عقلانیت، علم و گفت‌وگوی منطقی تأکید می‌کردند و این رویکرد، الگویی برای مواجهه با چالش‌های فکری امروز است.

سیره رضوی همچنین بر پایه عدالت، معنویت و عقلانیت بنا شده است. ایشان در اوج قدرت نمادین، از هیچ فرصتی برای افشای ظلم حکام و دفاع از حق مردم فروگذار نکردند. برای نسل جوان، این یعنی نکوهش هرگونه ستم و تلاش برای احقاق حق، حتی در سخت‌ترین شرایط.

پیام اصلی شهادت امام رضا(ع) برای نسل امروز نیز ایستادگی بر سر اصول و ارزش‌ها تا پای جان است. شهادت ایشان نشان می‌دهد که مبارزه با باطل تنها با روش‌های نظامی نیست؛ بلکه می‌توان با مقاومت مدبرانه، آگاهی‌بخشی و استفاده هوشمندانه از فرصت‌ها، مسیر حق را ادامه داد و بر دشمن پیروز شد، حتی اگر به قیمت جان تمام شود.

ایکنا- در منابع اهل سنت آیا به شهادت امام رضا(ع) اشاره شده و اگر شده چه تحلیلی از آن دارند؟

در منابع اهل سنت نیز به شهادت امام رضا(ع) اشاره شده است، هرچند وحدت نظر کاملی در مورد عامل و نحوه آن وجود ندارد، اما اکثر مورخان و علمای اهل سنت بر این موضوع اتفاق نظر دارند که امام رضا(ع) به شهادت رسیده‌اند و تاریخ آن را اواخر ماه صفر سال ۲۰۳ هجری قمری، در دوران خلافت مأمون، ذکر کرده‌اند.

با این حال، درباره عامل اصلی این شهادت، دو دیدگاه عمده وجود دارد: گروهی، از جمله بیشتر عالمان شیعه و تعدادی از اهل سنت، معتقدند که مأمون عباسی مستقیماً با مسموم کردن امام(ع)، مثلاً با انگور زهرآلود، ایشان را به شهادت رساند و گروهی دیگر از علمای اهل سنت این اتهام را از مأمون دور می‌دانند و معتقدند که عباسیان دیگر یا افراد ناشناس، مرتکب این جنایت شده‌اند. آن‌ها برای تبرئه مأمون به مواردی مانند ازدواج دخترش با امام جواد(ع) یا اظهار ناراحتی او پس از مرگ امام استناد می‌کنند و ابن‌جوزی، از علمای معروف اهل سنت، عامل را «عباسیان» دانسته، نه شخص مأمون.

با این حال، با وجود این اختلاف‌نظرها، اصل واقعه شهادت امام رضا(ع) در منابع معتبر اهل سنت به‌عنوان یک واقعیت تاریخی پذیرفته شده است.

انتهای پیام
captcha