محمدمهدی آجیلیان مافوق گفت: زیارت امام رضا(ع) در طول تاریخ از یک واقعه و تجربه فردی فراتر رفته و بهتدریج به عنصری معرفتی، معنوی و هویتساز تبدیل شده است؛ بهگونهای که مشهد به یکی از مهمترین کانونهای معنوی و هویتی شیعیان تبدیل شده است.
محمدمهدی آجیلیان مافوق، پژوهشگر دینی، در گفتوگو با ایکنا از خراسان رضوی، با بیان اینکه شهادت امام رضا(ع) در طول تاریخ بهتدریج از یک واقعه تاریخی به یک نماد و عنصر دینی، معرفتی و هویتساز تبدیل شده است، اظهار کرد: در زمان مأمون، هنگامی که امام رضا(ع) به شهادت رسانده میشوند، در واقع یکی از بزرگان دین و از خاندان رسول گرامی اسلام(ص) به شهادت میرسد؛ شخصیتی که در سالهای پس از شهادت امام حسین(ع)، جایگاه معنوی ویژهای پیدا کرده بود. این اتفاق را میتوان در امتداد همان تصویری دید که هندسه معرفتی امامت در سالهای بعد عمق بیشتری پیدا میکند. نگاه اهل ولایت، یعنی مردمانی که امام را مقصد و رهبر خود قرار دادهاند، از نظر کلامی، ایدئولوژیک و معرفتی نسبت به امامت تغییر میکند. اگر به دوره امام باقر(ع) و امام صادق(ع) نگاه کنیم، میبینیم که شیعیان در این دوره یک پله نگاهشان به امامت رشد کرده است؛ نگاهی که شاید حتی در زمان امیرالمؤمنین(ع) با این عمق معرفتی نسبت به حوزه امامت وجود نداشت.
وی افزود: در دوره امام صادق(ع)، میتوان از شکلگیری و پیریزی مکتب امامت سخن گفت. امام صادق(ع) بهعنوان رئیس مکتب شیعه شناخته میشود و در این دوره، پیریزی مکتبی، ایدئولوژیک، الهیاتی و به تعبیر دیگر معرفتی شکل گرفته است. در این نگاه، امام علاوه بر جایگاه رهبری، جایگاه معنوی نیز دارد و شیعیان، امام را بهعنوان امام در مکتب شیعی که پایههای آن تا زمان امام صادق(ع) شکل گرفته، میشناسند. بنابراین، شهادت امام رضا(ع) در این مرحله، شهادت ولی خداست و طبیعی است که چنین واقعهای شور و هیجان اجتماعی ایجاد کند.
این پژوهشگر مباحث دینی بیان کرد: اما هرچه زمان میگذرد، این شهادت از یک واقعه تاریخی، بهتدریج به یک عنصر معرفتی تبدیل میشود. برای مثال، در روایات، مطالبی درباره ثواب زیارت امام رضا(ع) و مقایسه آن با زیارت امام حسین(ع) نقل شده است. روایات متعددی نیز درباره فضیلت و خواص زیارت امام رضا(ع) وجود دارد که تعداد آنها کم نیست. از سوی دیگر، میتوان مسئله قطبسازی را نیز در همین چارچوب بررسی کرد.
آجیلیان مافوق با اشاره به جغرافیای تاریخی تشیع گفت: اگر به جغرافیای تاریخی تشیع نگاه کنیم، خاستگاه اسلام و سپس امامت، یعنی مدینه، در آنجا قرار دارد. پس از آن، با حکومت امیرالمؤمنین(ع) در عراق، کوفه به مرکز حکومت تبدیل میشود و ائمهای که در همان منطقه حضور دارند، در همین جغرافیا قرار میگیرند. اما وقتی به خراسان و مشهد میرسیم، با فاصلهای قابل توجه در نقشه جغرافیایی آن زمان مواجهیم. در این منطقه پراکندگی شیعی وجود دارد، اما هنوز قطبی وجود ندارد که بتوان گفت این منطقه چنین جایگاهی دارد. امام رضا(ع) میآیند و پس از شهادت ایشان، این منطقه بهتدریج و در طول سالیان به یک قطب تبدیل میشود. این بخشی از همان قطبسازی است؛ در زمانی که ائمه پس از امام رضا(ع) هنوز حضور دارند، بخشی از این قطبسازی شکل میگیرد و سپس این پایهها بهگونهای گذاشته میشود که در سالهای بعد، بر همان بنیان، این منطقه بتواند به یک قطب تبدیل شود.
وی افزود: ممکن است گفته شود در آن زمان، تا پایان غیبت صغرا، نه گنبدی وجود داشته، نه بارگاهی با این شکل و نه رفتوآمدهای گستردهای. این را میپذیرم، اما پیریزی بهگونهای انجام شده که در سالهای بعد بتواند به قطبی برای شیعیان تبدیل شود؛ قطبی که شیعیان در آن خود را به جریان ولایت و امامت نزدیک کنند. زیارت نیز در همین چارچوب قابل توجه است؛ بهویژه زیارت امام، با این اعتقاد که امام در نگاه شیعه، یک شخصیت مرده نیست، بلکه امامی حی است. بنابراین، شاید در نقطه آغاز، با یک واقعه و رخداد تاریخی مواجه باشیم، اما از نگاه پژوهشی باید در بازه زمانی پس از شهادت امام رضا(ع)، بهویژه تا پایان غیبت صغرا، با دقت بیشتری بررسی کرد که چه اتفاقات و چه بنیانهایی شکل گرفت که بعدها زمینهساز این جایگاه شد.
این پژوهشگر مباحث دینی ادامه داد: در واقع سؤال این است که چگونه زیارت امام از حد زیارت یک ولی به سمت یک معرفت حرکت کرد. بهتدریج میبینیم که در این محدوده، صرف زیارت امامی که به شهادت رسیده موضوعیت ندارد، بلکه یک نگاه معرفتی نیز همراه با زیارت شکل میگیرد. به نظر میرسد این روند از همان سالهای پیش از غیبت صغرا آغاز شده است. در ادامه، شرایط جغرافیایی، سیاسی و فرهنگی نیز میتوانسته این روند را تقویت کند و آن را به سمت اوجگیری ببرد. بعدها، بهویژه در دوره شاه عباس و زمانی که حکومت شیعی به شکل برجستهای مطرح میشود، این موضوع جایگاه و موضوعیت ویژهای پیدا میکند.
آجیلیان مافوق با اشاره به چگونگی تبدیل زیارت امام رضا(ع) به یک ماهیت معنوی تصریح کرد: اما اگر با این مقدمه بپرسیم زیارت امام رضا(ع) چگونه به یک ماهیت معنوی تبدیل شد و اگر بخواهیم آن را در هویت دینی عصر حاضر بررسی کنیم، یکی از نکات مهم، جغرافیاست. البته منظور از جغرافیا، جغرافیای قارهای یا کشوری نیست؛ بلکه جغرافیای معنوی است. اگر فعلاً کشور ایران را در نظر بگیریم و سپس شیعیانی را که در اطراف این منطقه زندگی میکنند، مورد توجه قرار دهیم، میبینیم که این جغرافیای معنوی، کشش خاصی ایجاد میکند. مردم از سراسر کشور به مشهد میآیند. در سالهایی که صدام در عراق حاکم بود، سفر به عراق بسیار دشوار بود. تعبیر «حج فقرا» که معروف شده بود، نه به معنای حج فقرا یا حج کمهزینه، بلکه به معنای حج در دسترس بود. در آن زمان سفر به مکه و مدینه دشوار بود و در دوره صدام، حرمین کربلا، نجف، سامرا و کاظمین نیز در دسترس نبودند. در چنین شرایطی، زیارت امام رضا(ع) برای شیعیان به نوعی زیارت در دسترس تبدیل میشود.
وی افزود: اساساً وقتی از حج سخن میگوییم، معنویت در آن موضوعیت دارد؛ یعنی انسان وارد حج میشود تا عناصر مادی را کنار بگذارد و بیشتر به عناصر معنوی توجه کند. در مورد زیارت امام رضا(ع) نیز میتوان از «معنویت در دسترس» سخن گفت؛ یعنی فردی که میخواهد به حضور امام برسد و از این حضور رشد معنوی بگیرد، امکان چنین ارتباطی را دارد. در سالهای اخیر نیز با پررنگ شدن سفر عتبات، این جغرافیای معنوی گستردهتر شده است. از کشورهای مختلف، از جمله کویت و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، به این مناطق رفتوآمد صورت گرفته و شیعیان این کشورها نیز حضور پررنگی داشتهاند.
این پژوهشگر مباحث دینی ادامه داد: این مسئله را میتوان از منظر «معنویت در دسترس» تحلیل کرد. در دورههایی که به هر علت، خلأ معنوی ایجاد میشود یا دسترسی به مکانهای زیارتی دشوار است، یک مکان زیارتی میتواند به کانون هویتسازی دینی و شیعی تبدیل شود و مردم برای زیارت به آنجا بیایند. در این میان، حضور در محضر امام اهمیت ویژهای دارد. مفهوم امام در اینجا برای من بسیار مهم است. حضور در محضر امام با حضور در هر یک از حرمهای امامزادگان، به هیچوجه قابل مقایسه نیست. البته ما امامزادگان بسیار بزرگی مانند شاهچراغ(ع) و حضرت معصومه(س) داریم، اما حضور در محضر امام جایگاه دیگری دارد. در واقع، رسیدن به محضر امام و دست یافتن به چنین جایگاهی میتواند به خودی خود موضوعیت داشته باشد. با پیوند میان معنویت و رسیدن به محضر امام، میبینیم که در دورههایی که چنین حضوری در دیگر مکانها دشوار بوده، مشهد بهعنوان قدس معنوی ایران پررنگتر شده است.
آجیلیان مافوق با اشاره به زیارت بهعنوان یک بعد مهم معنویت خاطرنشان کرد: یک بعد مهم، معنویت خود زیارت است. حضور و رسیدن به محضر امام، به خودی خود کارکرد دارد. در روایتی آمده که فردی از اصحاب خدمت رسولالله(ص) میرسد و میگوید زمانی که خدمت شما میرسیم، حال معنوی بسیار خوبی پیدا میکنیم. حضرت نیز ظاهراً میفرمایند اگر بتوانید پس از رفتن از نزد ما این حال معنوی را حفظ کنید، در بهشت همنشین ما خواهید بود. بنابراین، فرد هنگامی که به حضور امام یا معصوم و یا رسولالله(ص) میرسد، احساس میکند که معنویت متفاوتی دریافت کرده است. امروز نیز وقتی فرد وارد حرم میشود، احساس میکند حال و هوای معنوی متفاوتی دارد. اگر بتواند این حالت را پس از خروج از حرم حفظ کند، به تعبیر آن روایت، گویی همنشینی با امام را در بهشت تجربه خواهد کرد.
وی افزود: ممکن است بخشی از آن لذت و حال معنوی که فرد در حرم دارد، پس از خروج از حرم از بین برود، اما بسیاری از افراد بهتدریج از این حضور رشد میگیرند. این مسئله بسیار مهم است. برای مثال، اگر از حرم امام رضا(ع) به نجف برویم، حجرههایی را میبینیم که شخصیتهای بزرگی در آنها زندگی کردهاند؛ مثلاً حجرهای که آیتالله خویی در آن بوده است. فرد با خود میگوید چگونه ممکن است یک حجره، محل زندگی فردی باشد که بعدها به یک عالم، مرجع و شخصیت برجسته جهان اسلام تبدیل شده است. این نزدیکی و ارتباط باعث شده فرد معنویتی را تجربه کند که او را به جایگاه بسیار بالایی برساند. همچنین افراد زیادی، از جمله مرحوم امام و دیگران، چنین فضاهایی را تجربه کردهاند. در این میان، نمونههایی از شخصیتهای بزرگ معاصر نیز وجود دارد که ارتباط معنوی آنها با زیارت و حرمهای مطهر پررنگ بوده است.
این پژوهشگر مباحث دینی بیان کرد: این ارتباط معنوی میتواند در طول زمان باقی بماند و حتی شخصی را پرورش دهد که خودش نقش هویتساز پیدا کند؛ یعنی فقط یک رهبر ملی نباشد، بلکه امتساز باشد. البته ممکن است فردی به دلیل کوتاهی، این معنویت را از دست بدهد و حتی در برخی افراد این حالت کاملاً از بین برود، اما این عمومیت ندارد. ممکن است برخی افراد از زیارت چیزی دریافت نکنند، اما در مجموع، زیارت انسانها را بهتدریج پیش میبرد. به نظر من، عنصر معنویت از همینجا شکل میگیرد. انسانهایی که به زیارت میآیند و به آن دل میدهند، قدمبهقدم پیش میروند. البته این ویژگی در سایر حرمها نیز وجود دارد.
آجیلیان مافوق تأکید کرد: حتی اگر فرد وارد زندگی عادی شود و آن چیزی را که انتظار داشته بهطور کامل تجربه نکند، همه چیز از بین نمیرود. ممکن است این احساس شکسته یا ضعیف شود، اما وقتی فرد به حرم رفتن، حسینیه رفتن، هیئت رفتن و مسجد رفتن عادت میکند، آن حس بهتدریج با او باقی میماند. در نتیجه، زیارت از یک بازدید صرف از یک مکان تاریخی یا زیارت یک شخصیت تاریخی، به یک امر معنوی تبدیل میشود. سپس انسانهایی که از این زیارت ساخته میشوند، خودشان به بالهای معنوی آن تبدیل میشوند.
وی ادامه داد: ممکن است گفته شود برخی افراد هستند که اساساً اهل زیارت نیستند، اما در مقابل، شخصیتهایی وجود دارند که از این معنویت رشد کردهاند. نمونه آن، شخصیتهایی هستند که از معنویت زیارت بهره گرفته و سپس آن را در جامعه گسترش دادهاند. در واقع، این افراد علاوه بر اینکه خود را مدیون مکتب اهلبیت(ع) میدانند، به امام رضا(ع) نیز استناد میکنند. بنابراین، این بال معنوی، مجموعهای از انسانهای بزرگ را شکل میدهد که از این فضاها معنویت میگیرند و سپس همان معنویت را ادامه میدهند.
این پژوهشگر مباحث دینی با بیان اینکه ادامه زیارت به معنای ادامه و گسترش معنویت به شکل مستقیم و غیرمستقیم در جامعه است، تصریح کرد: این معنویت به هویتسازی کمک میکند. یک عنصر ایستا که به خودی خود هویتساز نیست، بهتدریج به یک عنصر پویا تبدیل میشود و حاصل زیارت به عاملی برای هویتسازی تبدیل میشود. اگر به سالهای اخیر و بهویژه دورههای اوج سفرهای زیارتی نگاه کنیم، میبینیم که رفتوآمد هیئتها از شهرها و مناطق مختلف، خود نوعی تبادل فرهنگی ایجاد کرده است. افراد و هیئتها در کنار یکدیگر زیارت و عزاداری میکنند و عناصر فرهنگی خود را با یکدیگر به اشتراک میگذارند. قرار گرفتن این عناصر فرهنگی در کنار یکدیگر، بهتدریج یک خلق معنوی ایجاد میکند. هویتسازی یک امر ایستا نیست که در یک لحظه رخ دهد، بلکه امری پویاست و در طول زمان شکل میگیرد. این رفتوآمدها و ارتباطات فرهنگی در هویتبخشی بسیار مؤثر است.
آجیلیان مافوق افزود: برای مثال، در مشهد طی سالیان طولانی، هیئتها و گروههای مختلف میآیند و میروند و بخشی از آنچه در اینجا تجربه کردهاند را با خود به شهرهایشان میبرند. آنها بهصورت ناخواسته بخشی از این فرهنگ و معنویت را منتقل میکنند. حتی میتوان به موضوع سوغات معنوی اشاره کرد؛ از مهر و تسبیح گرفته تا دیگر نمادهای معنوی. ممکن است از نگاه یک فرد مشهدی که با این نمادها زندگی کرده، این مسائل عادی به نظر برسد، اما وقتی این نمادها به مناطق دورتر میروند، معنای معنوی بیشتری پیدا میکنند. فردی که آن نماد را میبیند، ممکن است به یاد امام رضا(ع) بیفتد و حتی سلامی به امام بدهد. این نیز بخشی از همان امتداد معنوی زیارت است.
وی با تأکید بر ضرورت استفاده خلاقانه نهادهای دینی و فرهنگی از ظرفیت گفتوگو برای مواجهه با پرسشها و شبهات نسل جوان، گفت: امام رضا(ع) در مواجهه با پرسشها و شبهات اعتقادی وارد گفتوگو میشدند و این فرهنگ گفتوگو را به کار میگرفتند. حال اینکه یک مسئله، خود گفتوگوست و مسئله دیگر، فراتر از گفتوگو و توجه به ظرفیت آن است. از زمان امام رضا(ع) میتوان نوعی شیوه رسانهای را نیز مشاهده کرد. ابتدا باید خود گفتوگو را بهعنوان یک موضوع مستقل مورد توجه قرار داد.
این پژوهشگر مباحث دینی ادامه داد: در زمان امام رضا(ع)، به نظر میرسد گفتوگوی دینی، به معنایی که امروز از آن صحبت میکنیم، یک عنصر کمرنگ یا گمشده بوده است. اگر قرار باشد گفتوگو برای تبیین حقانیت شیعه باشد، شاید چنین ظرفیتی به این شکل پررنگ نبوده است. معمولاً گفتوگوها علنی نبودند و مجالس بیشتر یکطرفه بودند؛ مثلاً در مجلس حدیث، یک نفر حدیث را بیان میکرد و دیگران میشنیدند. اما اینکه این ظرفیت به یک ظرفیت تولیدی و رسانهای در راستای حقانیت تبدیل شود، شاید در آن دوره یک خلأ بوده است. به نظر میرسد امام رضا(ع) این هنر را داشتند که از ظرفیت گفتوگو استفاده کنند؛ این ظرفیت یا در زمان ایشان خلق شده یا ایشان آن را خلق کردهاند، یا دستکم آن را به سمت تبیین حقانیت ولایت و تشیع هدایت کردهاند.
آجیلیان مافوق با اشاره به ظرفیتسازی گفتوگو بهعنوان مسئله اصلی بیان کرد: بنابراین، گفتوگو به معنای صحبت کردن و تعامل کلامی، اگرچه موضوعیت دارد، اما مسئله اصلی، استفاده از ظرفیت گفتوگو و ظرفیتسازی است. اگر با این نگاه به موضوع نگاه کنیم، ما نیز امروز باید ظرفیتسازی خلاق را مبنای توجه خود قرار دهیم؛ یعنی هرجا ظرفیتی وجود دارد، از آن استفاده کنیم، هرجا امکان خلق ظرفیت وجود دارد، آن را ایجاد کنیم و هرجا لازم است، این ظرفیت را به سمت تبیین حقانیت و معارف دینی هدایت کنیم. البته خود گفتوگو، تعامل و شیوه امام رضا(ع) در تبیین و مناظرات نیز اهمیت دارد. درباره این موضوع در مقالات و پژوهشها کارهایی انجام شده و برخی ابعاد نیز نیازمند پژوهشهای دوباره است.
وی ادامه داد: موضوع مهم این است که اگر قرآن، حدیث و دین را میشناسیم و اگر مسئول دینی هستیم، حتی اگر در جمهوری اسلامی مسئولیت دینی داریم، باید ببینیم آیا میتوانیم در رفتار خود از همین شیوه در تبیین، مناظره و تعامل استفاده کنیم؟ آیا میتوانیم با گفتوگو پیش برویم و مخاطب خود را با زبان نرم به سمت دین هدایت کنیم؟ این موارد در برخی پژوهشها نیز مورد توجه قرار گرفته و باید بیشتر مورد بررسی قرار گیرد. ظرفیتی که امام رضا(ع) در مناظره و گفتوگو به کار میگیرند، تا چه اندازه میتواند امروز در جامعه پیادهسازی شود؟
این پژوهشگر مباحث دینی تصریح کرد: در عین حال، نمیتوان این بُعد را نادیده گرفت، اما جنس گفتوگویی که در زمان امام رضا(ع) مطرح میشود، صرفاً به این معنا نیست که امام مسئله گفتوگو را بهتنهایی مطرح کردهاند. به نظر من، گفتوگو در آنجا بخشی از یک ظرفیتسازی خلاق و ظرفیتشناسی خلاق معرفتی، زمانی و تاریخی است و امام بهترین استفاده را از ظرفیت موجود میکنند. این ظرفیتسازی خلاق را در دوره امامان پیش و پس از امام رضا(ع) نیز میتوان مشاهده کرد. برای مثال، در زمان امام باقر(ع)، شرایط سیاسی میان بنیامیه و بنیعباس و مسئله انتقال قدرت وجود دارد و امام از این شرایط به شکلی خلاقانه استفاده میکنند. در دوره امام صادق(ع) نیز شرایط دیگری ایجاد میشود و امام از ظرفیت موجود با مفهوم و شیوهای دیگر بهره میگیرند.
آجیلیان مافوق ادامه داد: در دورههای بعد، با شدیدتر شدن اختناق، شرایط متفاوت میشود تا به امام موسی کاظم(ع) میرسیم. امام رضا(ع) به دلیل مسئله ولایتعهدی تا حدی شرایط بازتری دارند. پس از آن، در دوره امام جواد(ع)، امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع)، شرایط بسیار متفاوت و دشوار میشود. امام حسن عسکری(ع) تقریباً در شرایطی قرار دارند که گویی در یک پادگان نظامی زندگی میکنند. در برخی روایات نیز نمونههایی داریم که نوشتههایی با واسطه برای امام فرستاده میشود و امام آنها را میبینند و تأیید یا رد میکنند. این نیز ادامه همان ظرفیتسازی خلاق است. اگر فرض کنیم امام حسن عسکری(ع) شرایط امام رضا(ع) را داشتند، شاید در مسیر فعالیت خود میتوانستند با نوآوری بیشتری پیش بروند. بحث این نیست که امام رضا(ع) نوآوری نداشتند؛ بحث این است که میزان ظرفیت موجود در هر دوره متفاوت بوده است.
وی با بیان اینکه اصل ظرفیتسازی خلاق در سیره ائمه(ع) است، خاطرنشان کرد: در دورهای که ظرفیت بیشتری وجود دارد، استفاده از آن ظرفیت بیشتر است و در دورهای که امکان ارتباط مستقیم و گسترده کمتر میشود، ظرفیتهای جایگزین به شکل خلاقانه ایجاد میشوند. بنابراین، این ظرفیتها در دورههای مختلف کم و زیاد میشوند، اما اصل ظرفیتسازی خلاق در سیره ائمه(ع) قابل مشاهده است. با این نگاه، میتوان دو موضوع را در کنار یکدیگر دید: نخست، تبدیل شهادت امام رضا(ع) از یک واقعه تاریخی به یک عنصر معرفتی و سپس معنوی و هویتساز؛ و دوم، شیوهای که امام رضا(ع) و دیگر ائمه(ع) با شناخت ظرفیتهای موجود در هر دوره، از آنها برای تبیین و گسترش معارف استفاده کردهاند.
انتهای پیام