کد خبر: 4336665
تاریخ انتشار : ۰۷ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۹:۴۵
۳٠ تپش از قلب قرآن/ ۸

پیوند فطری انسان با آفریدگار در نگاه مؤمن آل یس

یک پژوهشگر قرآن با اشاره به آیه ۲۲ سوره یاسین که می‌فرماید: «وَمَا لِيَ لَا أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ، و مرا چیست که کسی را نپرستم که مرا آفریده و به سوی او بازگردانده می‌شوید؟» گفت: محور این بیان، پیوند میان آفرینش انسان و ضرورت بندگی خداوند است.

عبادت و راز و نیازماه مبارک رمضان، ماه نزول قرآن و ماهی که شب قدر در آن چون قلبی تپنده می‌درخشد، فرصتی است تا از دریچه‌ای تازه به عمق قرآن کریم بنگریم. سوره مبارکه یس که پیامبر(ص) آن را قلب قرآن نامیده‌اند، نه‌تنها راهنمای ما در مسیر ایمان و هدایت است، بلکه هر آیه‌اش پنجره‌ای به‌سوی رازهای توحید، معاد و رحمت الهی می‌گشاید. خبرنگار ایکنا از اصفهان در سلسله‌گفت‌وگوهایی به‌مناسبت این ماه با علی‌اکبر توحیدیان، پژوهشگر قرآنی و دکترای علوم قرآن و حدیث، در شماره هشتم به بررسی دعوت به دین الهی به‌وسیله‌ رفتار درست و اخلاق‌مدار در جامعه، همچنین استدلال‌های عقلی، فطری و فداکاری‌های فراوان تا سرحد کشته‌شدن و شهادت در راه خدا به‌مثابه پلی میان مغفرت الهی و کرامت بهشتی بر محور داستان مؤمن آل یس و براساس تفسیر حجت‌الاسلام والمسلمین محسن قرائتی می‌پردازد. این مجموعه ۳۰ قسمتی، ما را با پیوند عمیق مفاهیم هدایت، انذار، تقدیر و سبل السلام در قرآن و همچنین رازهای نهفته در آیات سوره‌های یس و قدر آشنا می‌کند.

ایکنا ـ در شماره پیش اشاره شد که آیات ۲۲ تا ۲۷ سوره یس به داستان «مؤمن آل یس» می‌پردازد. این آیات چه آموزه‌های اعتقادی و معرفتی درباره توحید و بندگی ارائه می‌دهند؟

پیش‌تر اشاره شد که آیات ۲۲ تا ۲۷ سوره یس از جمله بخش‌های الهام‌بخش قرآن کریم است که از زبان مردی مؤمن، مجموعه‌ای از اصول بنیادین اعتقادی را بیان می‌کند. این آیات با طرح استدلالی ساده اما عمیق آغاز می‌شود؛ آنجا که این مؤمن در آیه ۲۲ می‌گوید: «وَما لِيَ لا أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ؛ و مرا چیست که کسی را نپرستم که مرا آفریده و به‌سوی او بازگردانده می‌شوید.» محور این بیان، پیوند میان آفرینش انسان و ضرورت بندگی خداوند است.


بیشتر بخوانید:


در ادبیات تفسیری، این جمله از نمونه‌های بارز استدلال فطری به‌شمار می‌رود؛ زیرا انسان را متوجه حقیقتی می‌کند که در درون او ریشه دارد. قرآن کریم بارها بر این حقیقت تأکید کرده که خداوند انسان را بر فطرت توحیدی آفریده است؛ چنانکه در آیه «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا، بر سرشت خدا که مردم را بر آن سرشته است، استوار باش» (سوره روم، آیه ۳۰) نیز به همین حقیقت اشاره شده است. بنابراین، دعوت مؤمن آل یس در حقیقت بیدار کردن همان گرایش درونی به‌سوی پروردگار است.

علامه طباطبایی(ره) در تفسیر المیزان تأکید می‌کند که این آیه به یکی از روشن‌ترین استدلال‌های فطری بر توحید اشاره دارد؛ زیرا انسان به‌صورت طبیعی نسبت به آفریدگار خود احساس وابستگی دارد و عبادت، تجلی همین وابستگی وجودی است. از منظر حکمت اسلامی نیز رابطه انسان با خداوند، رابطه‌ای وجودی و عمیق است؛ به این معنا که هستی انسان در تمام شئون خود وابسته به اراده الهی است و بندگی، نه تحمیل، بلکه اظهار حقیقت وجودی انسان محسوب می‌شود. بسیاری از حکمای مسلمان، از جمله ملاصدرا، عبادت را حرکت وجودی انسان به‌سوی کمال دانسته‌اند و این نگاه با مضمون آیات مورد بحث همخوانی دارد.

از سوی دیگر، اشاره به بازگشت انسان به‌سوی خداوند، یادآور معاد و مسئولیت انسان در برابر اعمال خویش است. قرآن با قرار دادن مبدأ و معاد در کنار یکدیگر، چارچوبی جامع برای تربیت معنوی ارائه می‌دهد. باور به معاد، به تعبیر مفسران، عامل مهمی در اصلاح رفتار فردی و اجتماعی انسان است؛ زیرا هنگامی که انسان بداند همه اعمال او مورد حسابرسی قرار می‌گیرد، در انتخاب مسیر زندگی دقت بیشتری خواهد داشت. آیات متعددی در قرآن کریم این پیوند را مورد تأکید قرار داده‌اند؛ از جمله آیه «كَمَا بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ؛ همان گونه که شما را آفرید، بازمی‌گردید.» (سوره اعراف/ آیه ۲۹) که به بازگشت انسان به سوی مبدأ آفرینش اشاره دارد.

نکته مهم دیگر، نقد شرک و پرستش غیرخداست. مؤمن آل یس با طرح پرسشی منطقی، ناتوانی معبودهای دروغین را مطرح می‌کند و نشان می‌دهد که آن‌ها در هیچ شرایطی، قادر به یاری انسان نیستند. او می‌گوید اگر خداوند اراده کند آسیبی به انسان برسد، شفاعت بت‌ها سودی نخواهد داشت. این شیوه استدلال که بر مقایسه میان قدرت مطلق خداوند و ضعف بت‌ها استوار است، یکی از روش‌های مهم تعلیم در قرآن محسوب می‌شود. مفسران بیان کرده‌اند که قرآن کریم در نقد شرک، غالباً از روش عقلانی و گفت‌وگومحور استفاده می‌کند تا انسان با تأمل و اندیشه به حقیقت برسد. این رویکرد در آیات متعددی از قرآن مشاهده می‌شود که در آن‌ها از مخاطبان خواسته شده در نظام آفرینش و یادکرد نعمت‌های الهی تأمل کنند.

همچنین در بعضی از روایات اسلامی، از این شخصیت با عنوان «حبیب نجار» یاد شده است. در منابعی مانند تفسیر قمی و بعضی آثار تاریخی، او فردی معرفی شده که با وجود شرایط دشوار اجتماعی و مخالفت شدید قوم خود، از پیام‌آوران الهی حمایت کرد. هرچند جزئیات تاریخی زندگی او در منابع گوناگون، متفاوت نقل شده، اما همه این روایت‌ها بر یک نکته تأکید دارند و آن، جایگاه ایمان و شجاعت در دفاع از حقیقت است. این روایت‌ها در کنار آیات قرآن، تصویری روشن از انسانی ارائه می‌دهند که ایمان را نه صرفاً باور ذهنی، بلکه تعهدی عملی می‌دانند.

ایکنا ـ شیوه دعوت این شخصیت قرآنی چه الگوی ارتباطی و تربیتی برای مبلغان دینی ارائه می‌دهد؟

یکی از برجسته‌ترین نکات این داستان قرآنی، روش دعوت مؤثر و اخلاقی است. این مؤمن به جای آنکه مخاطبان خود را سرزنش کند، ابتدا از خود سخن می‌گوید و با طرح پرسش «چرا من خدایی را که مرا آفریده است، عبادت نکنم؟» فضایی گفت‌وگومحور ایجاد می‌کند. این شیوه بیان در علوم ارتباطات، یکی از روش‌های مؤثر در انتقال پیام شناخته می‌شود؛ زیرا مخاطب احساس نمی‌کند که مورد حمله یا تحمیل قرار گرفته است. چنین رویکردی زمینه تأمل و پذیرش تدریجی حقیقت را فراهم می‌کند.

روان‌شناسان ارتباطات معتقدند استفاده از تجربه شخصی در بیان باورها، تأثیر عاطفی و شناختی بیشتری بر مخاطب دارد. این روش در سیره پیامبران الهی نیز مشاهده می‌شود. قرآن کریم در موارد متعددی، پیامبران را افرادی معرفی می‌کند که با قوم خود با زبان همدلانه سخن می‌گفتند و تلاش می‌کردند ابتدا اعتماد مخاطبان را جلب کنند. مؤمن آل یس نیز همین روش را به‌کار می‌گیرد و بدون آنکه خود را برتر از دیگران بداند، آنان را به تفکر دعوت می‌کند.

در تفسیر نمونه نیز تأکید شده است که این مرد مؤمن با ارائه استدلال‌های منطقی و بیان تجربه شخصی، الگویی عملی برای تبلیغ دینی ارائه می‌دهد. او نه‌تنها با سخن، بلکه با عمل، ایمان خود را نشان می‌دهد و در نهایت با جمله «إِنِّي آمَنْتُ بِرَبِّكُمْ» موضع خود را آشکار می‌کند. این صراحت در بیان باور، نشانه استقامت و صداقت در ایمان است. مفسران این بخش را نمونه‌ای از شجاعت اخلاقی دانسته‌اند؛ زیرا او در شرایطی ایمان خود را آشکار می‌کند که با مخالفت شدید جامعه روبه‌روست.

قرآن کریم از این طریق نشان می‌دهد که دعوت به حق، زمانی اثرگذار خواهد بود که با صداقت و رفتار عملی همراه باشد. این اصل در تاریخ ادیان نیز مشاهده می‌شود؛ بسیاری از تحولات دینی و اجتماعی، نتیجه رفتار صادقانه پیشگامان ایمان بوده است. تاریخ اسلام نیز نمونه‌های متعددی از این حقیقت را نشان می‌دهد؛ به‌گونه‌ای که اخلاق و رفتار پیامبر اسلام(ص) نقش مهمی در گسترش آموزه‌های اسلامی داشته است.

همچنین، این آیات بر اهمیت توجه به شرایط اجتماعی در دعوت دینی تأکید دارند. مؤمن آل یس هنگامی وارد میدان می‌شود که پیامبران الهی با مخالفت شدید مردم روبه‌رو شده بودند و او با شجاعت از حق دفاع می‌کند. برخی مفسران این اقدام را نشانه مسئولیت اجتماعی مؤمنان دانسته‌اند؛ به این معنا که ایمان فقط به حوزه فردی محدود نمی‌شود، بلکه انسان مؤمن در برابر سرنوشت جامعه خود نیز احساس مسئولیت می‌کند. این نگاه می‌تواند الگویی برای نقش‌آفرینی اجتماعی و فرهنگی مؤمنان در عصر حاضر باشد.

ایکنا ـ آیات پایانی این بخش چه تصویری از مقام شهادت، برزخ و پاداش الهی ترسیم می‌کنند؟

پایان این داستان قرآنی با اشاره به شهادت این مرد مؤمن همراه است. قرآن با عبارت «قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ» از ورود فوری او به بهشت سخن می‌گوید. بسیاری از مفسران، از جمله فخر رازی و طبرسی، این آیه را دلیلی بر وجود نعمت‌های برزخی دانسته‌اند؛ یعنی مرحله‌ای میان دنیا و قیامت که در آن مؤمنان از پاداش الهی بهره‌مند می‌شوند. در منابع روایی نیز به این حقیقت اشاره شده است که شهیدان و اولیای الهی، پیش از قیامت، از نعمت‌های خاصی برخوردار می‌شوند و این موضوع نشان‌دهنده جایگاه والای فداکاری در راه حق است.

نکته مهم دیگر، ترتیب بیان مغفرت و کرامت الهی است. این مؤمن می‌گوید: «بِمَا غَفَرَ لِي رَبِّي وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ.» مفسران این ترتیب را نشانه آن می‌دانند که پاک‌شدن از گناه، مقدمه رسیدن به مقام قرب الهی است. در معارف اسلامی، مغفرت الهی نه‌تنها به معنای بخشش گناه، بلکه به معنای پوشاندن ضعف‌های انسان و فراهم‌شدن زمینه رشد معنوی اوست. پس از این مرحله، کرامت الهی تحقق می‌یابد که نشانه قرب به خداوند و بهره‌مندی از نعمت‌های معنوی است.

همچنین، این آیات نشان می‌دهد که شهادت در راه حق، ادامه سنتی تاریخی است و به دوران خاصی محدود نیست. در طول تاریخ ادیان الهی، همواره افرادی وجود داشته‌اند که برای دفاع از حقیقت، جان خود را فدا کرده‌اند. قرآن کریم با بیان داستان‌هایی از این دست، فرهنگ ایثار و فداکاری را تقویت و به مؤمنان یادآوری می‌کند که مسیر حق، گاه با دشواری و فداکاری همراه است.

از منظر تربیتی، یکی از زیباترین پیام‌های این بخش، روحیه خیرخواهی اولیای الهی است. این مؤمن پس از ورود به بهشت آرزو می‌کند که قوم او حقیقت را می‌دانستند. این نگاه نشان می‌دهد که انسان‌های الهی حتی پس از مرگ نیز دغدغه هدایت دیگران را دارند. مفسران این جمله را نشانه اوج اخلاص و محبت به انسان‌ها دانسته‌اند؛ زیرا او با وجود آزارهایی که از قوم خود دیده است، همچنان آرزوی هدایت آنان را دارد. چنین الگویی می‌تواند در تقویت مسئولیت اجتماعی و اخلاقی مؤمنان نقش مهمی ایفا کند و نشان دهد که ایمان حقیقی همواره با خیرخواهی و محبت به دیگران همراه است.

انتهای پیام
خبرنگار:
زهرا سادات محمدی
دبیر:
محبوبه فرهنگ
captcha