ماه مبارک رمضان، ماه نزول قرآن و ماهی که شب قدر در آن چون قلبی تپنده میدرخشد، فرصتی است تا از دریچهای تازه به عمق قرآن کریم بنگریم. سوره مبارکه یس که پیامبر(ص) آن را قلب قرآن نامیدهاند، نهتنها راهنمای ما در مسیر ایمان و هدایت است، بلکه هر آیهاش پنجرهای بهسوی رازهای توحید، معاد و رحمت الهی میگشاید. خبرنگار ایکنا از اصفهان در سلسلهگفتوگوهایی بهمناسبت این ماه با علیاکبر توحیدیان، پژوهشگر قرآنی و دکترای علوم قرآن و حدیث، در شماره پانزدهم به بررسی قیامت، صحنه تحقق وعده الهی و تجلی عدالت خداوند، حقیقت معاد جسمانی و سرنوشت انسان در جهان آخرت و تصویر قرآن از زندگی بهشتی و کمال نهایی انسان براساس تفسیر حجتالاسلام والمسلمین محسن قرائتی میپردازد. این مجموعه ۳۰ قسمتی، ما را با پیوند عمیق مفاهیم هدایت، انذار، تقدیر و سبل السلام در قرآن و همچنین رازهای نهفته در آیات سورههای یس و قدر آشنا میکند.
آیه ۵۱ سوره یاسین میفرماید: «وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَإِذَا هُمْ مِنَ الْأَجْدَاثِ إِلَىٰ رَبِّهِمْ يَنْسِلُونَ؛ و در صور دمیده میشود، پس ناگهان آنان از قبرها برخاسته و شتابان به سوی پروردگارشان حرکت میکنند.» «يَنْسِلُونَ» به معنای حرکت سریع و با شتاب است.
بیشتر بخوانید:
در آیه ۵۲ آمده است: «قَالُوا يَا وَيْلَنَا مَنْ بَعَثَنَا مِنْ مَرْقَدِنَا هَٰذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمَٰنُ وَصَدَقَ الْمُرْسَلُونَ؛ میگویند: وای بر ما! چه کسی ما را از خوابگاهمان برانگیخت؟ این واقعیتی است که خدای رحمان وعده داده بود و پیامبران راست گفته بودند.» این سؤال مربوط به کسانی است که در دنیا قیامت را انکار میکردند. «مَرْقَدِ» به معنای محل استراحت است و به قبر نیز گفته میشود.
در این آیه بر واژه «مَرْقَدِنَا» یک سکت وجود دارد، چون عبارت «هَٰذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمَٰنُ وَصَدَقَ الْمُرْسَلُونَ» از زبان فرشتگان است، نه کفار و برای اینکه قول فرشتگان با کفار تمییز داده شود، لازم است بر واژه «مَرْقَدِنَا» وقف یا سکت داشته باشیم.
آیه ۵۳ میفرماید: «إِنْ كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ جَمِيعٌ لَدَيْنَا مُحْضَرُونَ؛ آن صحنه عظیم جز یک فریاد نیست، پس به ناگاه همه آنان نزد ما احضار میشوند.» ما دو نوع دمیدن در صور داریم: یکی برای انقراض دنیا و دیگری، برپایی قیامت. نه میراندن و نه زندهکردن، هیچکدام برای خداوند سخت نیست.
پیامهای آیات عبارت است از:
اول: آغاز قیامت با صدای مهیبی است که با دمیدن در صور شنیده میشود.
دوم: معاد، جسمانی است و بدنها از همین قبرها خارج میشوند.
سوم: زندهشدن انسانها در قیامت بسیار سریع و به آسانی خواهد بود.
چهارم: حرکت شتابان که از واژه «يَنْسِلُونَ» استفاده شده، نشانه اضطراب و هیجان مردم در روز قیامت است. آنان با سرعت بهسوی پروردگار خود حرکت میکنند. این شتاب در حرکتهای دنیایی نیز نشاندهنده اضطراب است؛ وقتی انسان با سرعت حرکت میکند، معمولاً نشان میدهد که شرایطی اضطراری وجود دارد یا زمان در حال از دست رفتن است. بنابراین، این شتاب نشانه اضطراب و هیجان مردم در قیامت است.
پنجم: قیامت روز حسرت کفار است؛ زیرا به محض خروج از قبر میگویند: «يَا وَيْلَنَا»، این عبارت بیانگر حسرت و حتی یکی از نامهای قیامت، «یوم الحسرة» است.
ششم: قیامت صحنه بیداری، اقرار و اعتراف است. وقتی انسانها از قبرها برانگیخته میشوند، حقیقت برای آنان آشکار میشود و درمییابند که پیامبران راست گفتهاند و وعده الهی تحقق یافته است. گرچه این جمله را فرشتگان بیان میکنند، اما وقوع این صحنه آنقدر روشن است که مردگان دیگر امکان انکار ندارند. خروج از قبر خود نوعی اقرار و اعتراف به حقیقت است.
هفتم: برپایی قیامت و حسابرسی انسانها لازمه رحمانبودن خداوند است؛ زیرا در آیه آمده: «هَٰذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمَٰنُ.» استفاده از نام «رحمن» نشان میدهد که برپایی قیامت نیز جلوهای از رحمت الهی است.
هشتم: کفار در قیامت همان چیزی را میبینند که در دنیا انکار میکردند. به آیه ۶٠ سوره فرقان اشاره دارد که کفار در دنیا حتی رحمانبودن خدا را انکار میکردند و میگفتند: «وَ مَا الرَّحْمٰن»، اما در قیامت میبینند که وعده همان خدای رحمان تحقق یافته است.
نهم: در قیامت همه مردم در یک مکان حاضر میشوند: «جمِيعٌ لَدَيْنَا مُحْضَرُونَ»، یعنی همه نزد خداوند احضار میشوند. مباحث معاد بهصورت مفصل در مجموعه ۱٠ جلدی «معادشناسی» علامه تهرانی مطرح و بسیاری از پرسشهای مربوط به قیامت در آن کتاب پاسخ داده شده است. اگر انسان آن مجموعه را مطالعه کند، بسیاری از ابهاماتش برطرف میشود.
دهم: حضور در قیامت با اختیار انسان نیست؛ زیرا واژه «مُحْضَرُونَ» به معنای «احضارشدگان» است؛ یعنی انسانها به اجبار در صحنه قیامت حاضر میشوند و ارادهای در برابر اراده خداوند وجود ندارد. همانگونه که در آفرینش نیز فاصلهای میان اراده الهی و تحقق آن وجود ندارد.
آیه ۵۴ میفرماید: «فَالْيَوْمَ لَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئًا وَلَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ؛ در آن روز هیچکس مورد ظلم قرار نمیگیرد و جزای شما فقط براساس اعمالی است که انجام دادهاید.»
پیامهای این آیه:
اول: خداوند عادل و قیامت، جلوه عدالت الهی است. حتی سختترین عذابها نیز عادلانه است.
دوم: اساس پاداش و کیفر در قیامت، عملکرد انسان در دنیاست.
آیه ۵۵ میفرماید: «إِنَّ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ الْيَوْمَ فِي شُغُلٍ فَاكِهُونَ؛ اهل بهشت در آن روز به کارهایی مشغول هستند که آنان را شادمان میکند.» واژه «فَاكِهُونَ» به این معناست که بهشتیان در شادی و سرور به سر میبرند. «فاکه» مفرد فاکهون است، یعنی شاد و مسرور.
آیه ۵۶ میفرماید: «هُمْ وَأَزْوَاجُهُمْ فِي ظِلَالٍ عَلَى الْأَرَائِكِ مُتَّكِئُونَ؛ آنان و همسرانشان در سایهها بر تختهای زینتی تکیه زدهاند.» «أَرَائِكِ» جمع «أریکه» به معنای تختهای زینتی و آراسته است.
آیه ۵۷ میفرماید: «لَهُمْ فِيهَا فَاكِهَةٌ وَلَهُمْ مَا يَدَّعُونَ؛ در بهشت برای آنان انواع میوهها و هرچه بخواهند، فراهم است.»
آیه ۵۸ میفرماید: «سَلَامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحِيمٍ؛ سلامی از سوی پروردگار مهربان به آنان گفته میشود.»
نکتهها درباره نعمتهای بهشت:
«شُغُلٍ» به معنای امری است که انسان را مشغول میکند. در این آیه، بهدلیل نکرهبودن واژه «شغل»، به مشغولیتی اشاره دارد که عمق آن ناشناخته و وصفناپذیر است و انسان حقیقت آن را فقط در بهشت درک میکند. «فَاكِهُونَ» به معنای سخنان و اموری هم هست که خود انسان و دیگران را به شادی، سرور و نشاط میرساند. «أَرَائِكِ» جمع «أریکه» و به معنای تختهای آراسته در حجله عروس است.
بهشت سرشار از سلام است؛ خداوند به بهشتیان سلام میکند، فرشتگان به آنان سلام میکنند (سوره رعد، آیه ۲۴) و بهشتیان نیز به یکدیگر سلام میکنند. (سوره یونس، آیه ۱٠) سلام واژهای ملکوتی و بهشتی است و فقط واژهای ظاهری نیست، بلکه حامل معانی عمیق معنوی است.
پیامها درباره زندگی در بهشت عبارت است از:
اول: در بهشت بیکاری وجود ندارد و بهشتیان مشغول فعالیتهای شادیبخش هستند.
دوم: در بهشت هیچ غم و اندوهی وجود ندارد؛ زیرا واژه «فَاكِهُونَ» بیانگر سرور دائمی است.
سوم: شغل خوب، آن است که انسان از آن رضایت و شادی داشته باشد، زیرا بلافاصله بعد از واژه «شُغُل»، «فَاكِهُونَ» آمده است. این آیه درس مهمی برای زندگی دنیایی نیز دارد و نشان میدهد، انسان باید شغلی را انتخاب کند که به آن علاقه دارد. افرادی که بدون علاقه شغلی را انتخاب میکنند، در طول زندگی دچار نارضایتی و اضطراب میشوند و این نارضایتی به دیگران نیز منتقل میشود.
انتخاب رشته و شغل باید براساس علاقه باشد، نه صرفاً قبولی در دانشگاه یا دستیابی به موقعیت اجتماعی؛ زیرا اگر انسان به شغل خود علاقه نداشته باشد، تا پایان عمر با نارضایتی زندگی خواهد کرد. اگر انسان فقط به قبولی در دانشگاه بسنده کند، اما رشتهای را انتخاب کند که به آن علاقه ندارد، در آینده مجبور خواهد شد وارد شغلی شود که برایش رضایتبخش نیست. چنین فردی تا پایان عمر دچار نارضایتی و فشار روحی خواهد بود. برای نمونه، ممکن است فردی به پزشکی علاقه داشته باشد، اما در پزشکی پذیرفته نشود و در رشته مهندسی قبول شود، در حالیکه به آن علاقهای ندارد. با این حال، ناچار است سالها در همان رشته ادامه تحصیل دهد و در نهایت در همان حوزه فعالیت کند. این موضوع میتواند باعث نارضایتی دائمی شود.
در بهشت، زندگی با آرامش کامل همراه است؛ زندگی بدون مرگ، سلامتی بدون بیماری، جوانی بدون پیری، عزت بدون ذلت، نعمت بدون سختی، بقا بدون فنا، رضایت بدون خشم و انس بدون وحشت. همه این مفاهیم از تعبیر «فَاكِهُونَ» برداشت میشود.
در بهشت نظام خانواده از هم گسسته نمیشود و انسان تنها نخواهد بود؛ زیرا در آیه آمده است: «هُمْ وَأَزْوَاجُهُمْ»؛ یعنی اهل بهشت همراه همسران خود وارد بهشت میشوند. البته ممکن است این پرسش مطرح شود که اگر یکی از همسران صالح و دیگری ناصالح باشد، چه اتفاقی میافتد. این موضوع نیازمند بررسیهای تفسیری گستردهتری است، اما ظاهر آیه بیانگر حضور همسران در کنار یکدیگر در بهشت است.
مسکن بهشت دلپسند، آرامشبخش و لذتآور است؛ زیرا در آیه آمده: «فِي ظِلَالٍ عَلَى الْأَرَائِكِ»، یعنی آنان در سایهها و بر تختهای زیبا و آراسته قرار دارند. نشستن بر تخت و صندلی که از سطح زمین بالاتر است، نشانه کرامت و احترام است.
در بهشت، بهترین و متنوعترین تغذیه وجود دارد. تعبیر «لَهُمْ فِيهَا فَاكِهَةٌ» بهصورت نکره آمده که نشاندهنده تنوع و ناشناخته بودن میوههای بهشتی است؛ یعنی میوههایی فراتر از آنچه انسان در دنیا میشناسد.
در بهشت هیچ محدودیتی برای خواستههای انسان وجود ندارد: «وَلَهُمْ مَا يَدَّعُونَ»، یعنی هرچه بخواهند، برای آنان فراهم است. به همین دلیل گفته میشود که در بهشت هیچ آرزوی برآوردهنشدهای باقی نمیماند.
معاد، جسمانی است. وجود میوه، همسر، تخت و سایر نعمتهای مادی نشان میدهد که زندگی قیامت با همین جسم انسان تحقق مییابد. در کنار تشویقهای مادی، تشویقهای معنوی نیز وجود دارد. نعمتهایی مانند میوهها جنبه مادی دارند، اما سلام الهی جنبه معنوی و روحانی دارد. در بهشت، بزرگترین نعمت دریافت سلام از سوی خداوند است: «سَلَامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحِيمٍ.» این سلام نشانه رحمت ویژه خداوند و بیانگر آن است که رحمت الهی نهتنها در دنیا، بلکه در بهشت نیز ادامه دارد.
از کنار هم قرار گرفتن آیات «وَلَهُمْ مَا يَدَّعُونَ» و «سَلَامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحِيمٍ» برداشت میشود که بالاترین آرزوی بهشتیان، دریافت سلام الهی است. در نتیجه، خواستههای آنان صرفاً نعمتهای مادی نیست، بلکه رسیدن به قرب الهی و دریافت لطف مستقیم پروردگار، بزرگترین آرزوی آنان خواهد بود.
انتهای پیام