کد خبر: 1220682
تاریخ انتشار : ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۱۲:۲۸
حجت‌الاسلام بسطامی تصريح كرد؛

سياست دينی؛ فرصتی برای خدمت و ايجاد امنيت و رفاه اجتماعی

مدرس حوزه و دانشگاه ايلام با بيان اينكه حكومت الهی و سياسی از نگاه دين تفاوت‌های عمده‌ای با سياست‌های متعارف دارد، گفت وجه برتری سياست دينی بر ديگر سياست‌ها در تمايزهای بين آنهاست و در مبانی دينی، سياست فرصتی برای خدمت، برقراری عدالت، امنيت و رفاه جامعه است.


گروه انديشه: مدرس حوزه و دانشگاه ايلام با بيان اينكه حكومت الهی و سياسی از نگاه دين تفاوت‌های عمده‌ای با سياست‌های متعارف دارد، گفت: وجه برتری سياست دينی بر ديگر سياست‌ها در تمايزهای بين آنهاست و در مبانی دينی، سياست فرصتی برای خدمت، برقراری عدالت، امنيت و رفاه جامعه است.


حجت‌الاسلام والمسلمين علی‌اصغر بسطامی، مدرس حوزه و دانشگاه ايلام در گفت‌وگو با خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا) شعبه ايلام، با بيان اينكه نسبت دين و سياست موضوعی است كه در طول تاريخ پيرامون آن بسيار سخن گفته شده است، تصريح كرد: پيرامون مسئله رابطه دين و سياست سئوالات مختلفی مطرح است از قبيل اينكه نسبت بين دين و سياست چيست؟ آيا دين فقط مربوط به امور فردی و شخصی است يا اينكه دارای آموزه‌های سياسی و اجتماعی نيز هست.


وی افزود: در اين زمينه به طور كلی با دو نگرش مواجه هستيم؛ يك نگرش منكر هرگونه وجه سياسی ـ اجتماعی برای دين است و حكم به انفكاك كامل دين و سياست دارد و نگرش دوم بالعكس، قائل به وجوه سياسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی برای دين است؛ نگرش اول كه امروز آنرا به عنوان ديدگاه سكولاريستی می‌شناسيم، دين را رابطه فردی و شخصی با خدا می‌داند و در اين نگاه دين صلاحيت و توانايی ورود به مباحث سياسی ـ اجتماعی را ندارد و اين ديدگاه از جانب متدينين نيز با انگيزه‌ای متفاوت پی گرفته شده است و برخی ارتباط دين و سياست را باعث آلوده شدن دين و خدشه‌دار شدن تعالی آن می‌دانند؛ لذا به انگيزه حفظ قداست دين، قائل به جدايی دين و سياست هستند كه اين طرز تفكر با آموزه‌های دينی ناسازگار است.


حجت‌الاسلام بسطامی با اشاره به آيه: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ؛ ما رسولان خود را با دلايل روشن فرستاديم، و با آنها كتاب(آسمانی) و ميزان فرستاديم تا ميان مردم عدالت برپا كنند»، بيان كرد: با نگاه به مبنای قرآنی و همچنين قرائن تاريخی، آشكار می‌شود كه ما هم در آموزه‌های دينيمان مضامين سياسی و اجتماعی داريم، مانند آيات متعددی كه در مورد جهاد، مبارزه با نفاق، مبارزه با كفر، مسئله امر به معروف و نهی از منكر و هم نمونه‌هايی از حاكميت دينی را در طول تاريخ شاهد هستيم، مانند حكومت پيامبر(ص) و دوران كوتاه خلافت امام علی(ع).


مدرس حوزه علميه صاحب الزمان(عج) ايلام با اشاره به آيه: «...وَلَن یَجْعَلَ اللّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا؛ ...و خداوند هرگز بر [زيان] مؤمنان براى كافران راه [تسلطى] قرار نداده است»، گفت: اين يك مبنای دينی و يك استراتژی سياسی است كه بر اساس آن انسان‌های مؤمن نبايد تحت سيطره كفار قرار بگيرند و اين در صورت وجود حاكميت دينی و الهی تحقق پيدا می‌كند.


اين كارشناس دينی با بيان اينكه در قرآن كريم حاكميت از آن خداوند معرفی شده و هر كسی كه غير از او طاغوت محسوب می‌شود، اظهار كرد: در يك دسته‌بندی كلی، يك حاكميت طاغوت داريم و يك حاكميت الهی و طبيعتاً طاغوت وقتی اتفاق می‌افتد كه مؤمنين تحت سيطره كفار قرار بگيرند؛ تعبير كردن امور غير الهی به طاغوت، نشان‌دهنده اين است كه آن حاكميتی مطلوب خداوند است كه ريشه در وحی داشته باشد و به اصطلاح يك حاكميت دينی باشد، چون بدون حاكميت دينی عزت‌مندی مؤمنين تحقق پيدا نمی‌كند.


اين مدرس مراكز آموزش عالی ايلام با اشاره به آيه: «یَا أَیُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْكَافِرِينَ أَوْلِیَاء مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ؛ ای انسان‌های مؤمن، به جای مؤمنان كافران را ولی و سرپرست خود قرار ندهيد»، گفت: اين آيه دارای اين پيام سياسی است كه مؤمنان راضی نشوند تحت سلطه يك حكومت غير دينی زندگی كنند كه اين مستلزم تشكيل حكومت دينی و انتخاب حاكمان از بين انسان‌های مؤمن است؛ اينها همه نشانه‌هايی است دال بر اينكه در ادبيات دينی و آيات قرآن، بحث حكومت و سياست كاملاً جدی پيگيری شده است.


وی با بيان اينكه از نظر قرائن تاريخی نيز می‌توان به حاكميت پيامبر اكرم(ص) اشاره كرد، گفت: پيامبر(ص) فقط ابلاغ‌كننده وحی نبود بلكه جامعه را عملاً مديريت می‌كرد كه از آن به عنوان جامعه پيامبر يا مدينة‌النبی(ص) ياد می‌شود، يعنی پيامبر(ص) در اداره جامعه تحت حاكميتش، روش و سبك مديريتی خاص خودش را داشت و اين فراتر از امر رسالت و آن وظيفه‌ای بود كه او به عنوان پيام‌آور و ابلاغ‌كننده وحی داشت؛ اين موضوع آشكار است كه خداوند، در كنار امر رسالت، به پيامبر(ص) اجازه داده است كه حاكميت دينی را هم به منصه عمل برساند؛ لذا ما شاهد اين هستيم كه پيامبر(ص) واليانی برای هر منطقه منصوب می‌كرد و يا به برخی از كشورهای همجوار نامه می‌فرستاد و به اسلام دعوت می‌كرد يا با كفار وارد جنگ می‌شد و همه اينها در مقوله حكومت معنا پيدا می‌كند و اينها نشان دهنده اين است كه اول بايد حكومتی وجود داشته باشد كه اينگونه امور و مبانی اسلام در آن تحقق پيدا كند؛ بدون وجود يك حكومت نمی‌توان دستور داد، عزل و نصب كرد و تدبير امور نمود.


حجت‌الاسلام بسطامی در ادامه اظهار كرد: قرينه تاريخی ديگر، حاكميت امام علی(ع) است كه در دوران كوتاه خلافت ايشان تمام كارهايی را كه يك حاكم بايد انجام می‌داد را عملی كردند و همه اينها به معنای اين است كه در آموزه‌های دينی، حكومت و حاكميت اسلامی وجود دارد.


مدرس حوزه علميه صاحب الزمان(عج) ايلام با اشاره به آيه «وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَیْنَهُمْ؛ كارها را با مشورت به سرانجام برسانيد»، اظهار كرد: در مورد شيوه امور سياسی و مديريتی، قرآن برای انسان‌ها آموزه‌هايی دارد كه نمونه بارز آن فكر جمعی يا خرد جمعی است و اين نكته‌ای است كه ما در مديريت مدرن از آن استفاده می‌كنيم.


اين كارشناس دينی بيان كرد: در آموزه‌های سياسی قرآن، حتی شكل حكومت نيز ترسيم شده است؛ حكومت بايد الهی باشد و نه طاغوتی و در حكومت دينی بايد فردی در رأس حكومت قرار بگيرد كه آگاهی كامل به مبانی دين داشته باشد و معنای حاكميت الهی نيز همين است يعنی حاكميت الهی امری هميشگی است؛ در زمان پيامبر(ص) ايشان خود شخصاً حاكم دينی بودند و در زمان امامان معصوم(ع)، امامان حاكم دينی بودند و در زمان غيبت امام عصر(عج) نيز مسئله ولايت فقيه مطرح می‌شود؛ در واقع ولايت فقيه مصداق حاكميت الهی است چنانكه تا زمانی كه پيامبر(ص) در جامعه حضور دارد مصداق حاكم الهی خود پيامبر(ص) بودند و زمانی كه امام معصوم(ع) حضور داشت مصداق حاكميت الهی امام معصوم(ع) بود و در حال حاضر كه در دوران غيبت هستيم حكومت الهی بر عهده نائبان عام امام معصوم(ع) قرار داده شده است كه فقيه جامع‌الشرايط و آگاه به مبانی حكومتی است و ما به عنوان ولی فقيه از ايشان ياد می‌كنيم.


اين مدرس حوزه و دانشگاه با بيان اينكه حكومت الهی و سياسی از نگاه دين تفاوت‌های عمده‌ای با سياست‌های متعارف دارد، اظهار كرد: طبيعتاً افرادی كه می‌خواهند وارد اين مسئله شوند حتماً بايد به اين تمايزها توجه كنند و وجه برتری سياست دينی بر ديگر سياست‌های عرفی در همين تمايزهاست است؛ در مبانی دينی، سياست نه محملی برای قدرت‌طلبی، بلكه بستر و فرصتی برای خدمت به خلق خدا و برقراری عدالت، امنيت و رفاه جامعه است.


حجت‌الاسلام بسطامی اظهار كرد: در سياست متعارف، نهايتاً سياست‌مداران و حاكمان در انديشه تأمين دنيای مردم هستند اما در انديشه سياسی اسلام، فراتر از اين قضيه به سعادت اخروی انسان‌ها توجه دارد، يعنی دنيای انسان را به گونه‌ای تدبير می‌كند كه هم دنيا و هم آخرت او تأمين شود چون در ديدگاه اسلام، كمال انسان صرفاً در دنيای مادی خلاصه نمی‌شود بلكه سعادت و كمال انسان به كمال معنوی اوست و طبيعتاً مسائل معنوی، اخلاقی و كيفيت رابطه انسان با خدا در انديشه سياسی اسلام پيش‌بينی شده است.


اين مدرس حوزه و دانشگاه در بيان ديگر تمايزات انديشه سياسی اسلام، افزود: در انديشه سياسی اسلام هدف، وسيله را توجيه نمی‌كند، چيزی كه خلاف آن را در سياست به معنای عرفی آن شاهد هستيم كه برای رسيدن به هدف از هر وسيله‌ای استفاده می‌شود خواه مشروع باشد يا نامشروع؛ اما در انديشه سياسی اسلام همچنان كه هدف مقدس و متعالی است، راه‌های رسيدن به اين هدف نيز بايد مشروع باشد يعنی نمی‌توان در سياست‌ورزی‌ها از روش‌هايی استفاده كرد كه دين آنها را مردود دانسته است.


وی در پايان خاطرنشان كرد: انقلاب اسلامی مدلی از حاكميت الهی و تجربه‌ای است كه دوست و دشمن را به خود متوجه كرده است و بدون ترديد دشمنان ما در تلاش هستند كه اين تجربه تاريخی تلفيق دين و سياست را ناكارآمد جلوه دهند كه اگر به هر دليل به اين آرزويشان برسند ضربه اصلی را انديشه دينی خواهد خورد؛ لذا وحدت درونی، استفاده از خرد جمعی و پرهيز از افراط و تفريط‌ها از ضروريات حفظ نظام مقدس اسلامی است.

captcha