گروه انديشه: رفق به معنای نرمی و متانت در گفتار است و مدارا به معنای تحمل ناگواری و بدی كه از ديگران به انسان میرسد؛ در واقع مدارا كردن با مردم يك صفت الهی است و دلالت بر تسلط بر خويشتن است، راهی به سوی بهشت و كليد حل مشكلات می باشد.
حجتالاسلام محمدجواد قنبربيگی، امام جمعه درهشهر در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) شعبه ايلام، به رفق و مدارا با مردم توصيه و اظهار كرد: رفق به معنای نرمی و متانت در گفتار است و مدارا به معنای تحمل ناگواری و بدی كه از ديگران به انسان می رسد و تغافل كردن نسبت به آنها، يعنی اعمال سوء آنها را ناديده بگيريم.
وی با اشاره به اينكه مردم از يك نظر به چهار دسته تقسيم میشوند، گفت: اولين دسته طالب حق هستند، يعنی اين افراد هر كجا حق را بيابند از آن پيروی میكنند، اين افراد هم طالب حقّند و هم واصل به حق شدهاند؛ دومين دسته جاهل قاصر هستند، افرادی كه هيچ امكاناتی برای تحصيل علم دين ندارند و به علما و دانشمندان دسترسی ندارند و يا كسی كه در مركز علم و دانش بوده ولی تاكنون به ذهنش خطور نكرده كه فلان عملش اشتباه است تا آن را اصلاح كند، اين افراد مستضعف فكری هستند، چنين كسی اميد به سعادت دارد و پس از مرگ مجازات و عقاب ندارد، چنين كسانی را خداوند عذاب نمیكند، چون عقاب آنها هم از لحاظ عقلی مشكل دارد و هم از لحاظ نقلی؛ عذاب آنها از لحاظ عقلی اشكال دارد چون اين گروه هيچ امكاناتی برای تحصيل علم نداشتند و پيامبری يا رهبری يا حتّی دسترسی به منبع مطمئنی نداشتند، پس در مورد اين گروه حجت تمام نشده و عقل عذاب كسی را كه حجت بر او تمام نشده را قبيح میداند، امّا از لحاظ نقلی، خداوند در قرآن كريم میفرمايد: «... وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولا؛ و ما تا پيامبرى برنمیانگيزيم به عذاب نمىپردازيم» كه يكی از تفاسير آيه اين است كه خداوند تا حجت را تمام نكند، عذاب نخواهد كرد.
حجتالاسلام قنبربيگی، افزود: سومين گروه جاهل مقصر است، كسانی كه توانايی تحقيق و جستجو و پرسش دارند و میدانند كه اگر به دنبال حق بروند، به آن میرسند ولی انسانهايی تنبل، بیتفاوت، بیاعتنا به مسائل دينی، دنيا پرست و بی قيد و بند هستند كه البته جايگاه آنها جهنم است و چهارمين دسته مُغرضين هستند كه آگاهانه با حق مخالفت میكنند و با توجّه و علم و آگاهی با حقيقت سرِ ستيز دارند.
اين مدرس حوزه و دانشگاه در ادامه، گفت: به شهادت تاريخ، قرآن و روايات، برخورد انبيا و اوليا با گروههای فوق يكسان نبوده است؛ گروه اول كه زير سايه تعاليم انبيا و اوليا و امامان بوده و نحوه برخورد با آنان روشن است؛ برای گروه دوم بايد با يك برنامهريزی صحيح و مدوّن و دراز مدت، امكانات را مهيا كرد و آنان را از جهل و نادانی به سوی نور هدايت كرد و اين كار جز با مدارا امكانپذير نيست؛ همچنين لازم است برای گروه سوم انگيزه حركت، تلاش و تحقيق ايجاد كرد و لازمة اين كار هم مدارا است؛ و حتی لازم است با گروه چهارم نيز تا سر حد امكان به نرمی و ملاطفت برخورد نمود تا شايد هدايت شوند و به سوی حق بازگردند.
امام جمعه درهشهر، افزود: بنابراين، اصل اوّلی در برخوردها، محبت، مدارا و تحمل است و نبايد در اولين برخورد با انسان جاهل و نادان، خشمگين شد و از كوره در رفت و با شدت و تندی و همانند آن جاهل يا شديدتر از او جوابش را داد، چرا كه روش انبيا اين نبوده، بلكه در مقابل رفتار بیادبانه آنها اظهار محبّت میكردند.
وی با اشاره به اينكه خداوند متعال در سوره مباركه اعراف خطاب به پيامبر(ص) میفرمايد: «خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ؛ [به هر حال] با آنها مدارا كن و عذرشان را بپذير، و به نيكىها دعوت نما، و از جاهلان روى بگردان ( و با آنان ستيزه مكن )»، اظهار كرد: در اين آيه چند مطلب قابل توجّه است، مخاطب اين آيه شريفه، شخص پيامبر اسلام(ص) است، يعنی مدارا و گذشت و پذيرش خطای ديگران در درجة اوّل توسط پيشوايان جامعه بايد مراعات شود.
حجتالاسلام قنبربيگی با اشاره به اين آيه از قرآن كريم «یَسْئَلُونَكَ ما ذا یُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ؛ از تو مىپرسند چه چيز انفاق كنند؟ بگو: از مازاد نيازمندى خود»، اضافه كرد: در تفسير كلمة «عفو» چهار معنی ذكر شده است، اوّل به معنای چيز اضافی و زيادی مال است، دوّم، به معنای حدّ وسط است، يعنی از افراط و تفريط پرهيز شود، معنی ديگر عفو «پذيرش عذر» ديگران است و
«سختگيری نكردن» چهارمين معنايی است كه برای عفو ذكر شده است؛ در اين آيه شريفه هيچ مانعی ندارد كه هر چهار معنا مد نظر باشد، يعنی «خُذِ العَفو» به اين معنا است كه «ای پيامبر ما، اموال اضافه بر نيازت را در راه خدا انفاق كن، از افراط و تفريط خودداری ورز، عذر خطاكاران را بپذير و نسبت به ديگران سخت گير نباش». وی با اشاره به آيه «وَ الَّذِينَ لا یَشْهَدُونَ الزُّورَ وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً؛ و كسانى كه شهادت به باطل نمىدهند [و در مجالس باطل شركت نمىكنند]؛ و هنگامى كه با لغو و بيهودگى برخورد كنند، بزرگوارانه از آن مىگذرند»، گفت: عبادالرحمان هنگامی كه با سخنان لغو، انسانهای لغو، مجالس لغو، فيلمهای لغو، نشريات لغو و خلاصه هر آنچه لغو است مواجه می شوند، بزرگوارانه از كنار آن عبور می كنند و درگير آن نمیشوند.
اين مبلغ دينی با بيان آية «فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ؛ به [بركت] رحمت الهى، در برابر آنان [= مردم] نرم [و مهربان] شدى و اگر خشن و سنگدل بودى ( و سخت گير بوده و اهل مراعات و مدارا نبودی ) ، از اطراف تو، پراكنده مىشدند، پس آنها را ببخش و براى آنها آمرزش بطلب و در كارها، با آنان مشورت كن، اما هنگامى كه تصميم گرفتى، [قاطع باش و] بر خدا توكل كن، زيرا خداوند متوكلان را دوست دارد»، تصريح كرد: در اين آيه میبينيم كه يكی از شرطهای رهبری و قبول مسئوليت همين مدارا است.
وی در ادامه به آيات ديگری ازقرآن كريم اشاره كرد و افزود: در آية «يا أَیُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلاً سَدِيداً؛ اى كسانى كه ايمان آوردهايد، تقواى الهى پيشه كنيد و سخن حق بگوييد»، مقصود سنجيده سخنگفتن و مدارا كردن است، نه اهانت به ديگران؛ و در آية «فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَیِّناً لَعَلَّهُ یَتَذَكَّرُ أَوْ یَخْشى؛ اما به نرمى با او سخن بگوئيد شايد متذكر شود يا از (خدا) بترسد»، يعنی حتّی اگر كسی مثل فرعون باشد و اهانت كند و تهمت بزند و تهديد كند، تو نرم با او صحبت كن ( با او مدارا كن شايد تذكر بپذيرد ).
حجتالاسلام قنبربيگی به بحث رفق و مدارا در روايات معصومين(ع) اشاره كرد و افزود: اهل مدارا عاقلترين مردم هستند، در روايتی از پيامبر اسلام(ص) نقل شده است: «اَعقَلُ النّاسِ اَشَدُّهُم مُداراةً لِلنّاسِ: عاقلترين مردم كسی است كه بيش از همه با مردم مدارا كند» در جای ديگر رسول اكرم(ص) می فرمايند: «مُداراةُ النّاسِ نِصفُ الايمانِ : نيمی از ايمان را مدارای با مردم تشكيل میدهد».
امام جمعه درهشهر با اشاره به اين روايت كه، امام رضا(ع) در پاسخ به اين سؤال كه عقل چيست؟ فرمودند: جام اندوه را جرعه جرعه نوشيدن، با دشمنان مسامحه كردن و با دوستان مدارا نمودن است، افزود: از محتوای احاديث معصومين(ع) فوايد زيادی در مدارای با مردم به دست میآيد، از جمله موجب زيبايی و زيبندگی شخصيت انسان می شود، يكی از صفتهای زيبای انسانی و موجب استحكام عقل و اخلاق است.
وی مدارا با مردم را مايه بركت و ميمنت زندگی دانست و گفت: اين خصلت پسنديده انسان را به مقام ارجمندی میرساند؛ امام علی(ع) میفرمايند: مدارا كردن با مردم سرآمد حكمت است؛ همچنين داشتن اين صفت موجب تسهيل در روابط خانوادگی و اجتماعی میگردد و برعكسِ تكبر، موجب دوستی ديگران با انسان می شود.
حجتالاسلام قنبربيگی در پايان با اشاره به اين حديث از حضرت علی(ع) مبنی بر اينكه: سلامت دين و دنيا در مدارا كردن با مردم است، تصريح كرد: در واقع مدارا كردن با مردم يك صفت الهی است و دلالت بر تسلط بر خويشتن است، راهی به سوی بهشت و كليد حل مشكلات است.