کد خبر: 4366747
تاریخ انتشار : ۰۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۳۰
سیدعرب:

چرا انسانِ عصر دیجیتال به اشراق نیازمند است + صوت

آیا انباشت اطلاعات می‌تواند جایگزین حکمت شود؟ حسن سیدعرب، پژوهشگر فلسفه اسلامی، در آیین بزرگداشت شیخ اشراق تبیین می‌کند که چگونه انسان امروز در میان سیل اطلاعات، دچار «غربت» و «بی‌خانمانی» شده است. وی با تحلیل پیوند دانش، فضیلت و معنویت، اشراق را تنها راه رهایی انسان از پوچی و اضطراب و تنها مسیری برای بازگشت از تعلق مطلق به زمین به سوی «افق‌های متعالی آسمان» می‌داند.

سیدعرب
به گزارش ایکنا، آیین گرامیداشت شیخ شهاب‌الدین سهروردی به همت انجمن آثار و مفاخر فرهنگی امروز 7 مردادماه به صورت مجازی برگزار شد. مشروح سخنان حسن سیدعرب پژوهشگر فلسفه اسلامی تقدیم می‌شود.
 
بسم الله الرحمن الرحیم
 
سخنانم در روز سهروردی، ناظر به نیاز انسان امروز به اندیشه سهروردی است؛ انسانی که امروزه در «بحران اطلاعات» به سر می‌برد و نیاز او به نور حکمت اشراقی، بیش از هر لحظه دیگری در ساحت زندگی‌اش خود را نشان می‌دهد. اشراق، دعوت به روشن شدن جان انسان است، پس از آنکه جهان روشن شده باشد.

واقعاً چرا ما امروزه به اشراق نیازمندیم؟ اگر نور اشراق در زندگی امروز ما نباشد، این دانش و قدرتی که امروزه ابزار سلطه بشر بر تمام جهان شده است، موجب تخریب همه چیز، از جمله خود انسان می‌شود؛ انسانی که در نبودِ این نور، به مثابه یک «واکنش زیستی» فروکاسته شده است. در مقابل، مفهومی از انسان در فلسفه اشراق وجود دارد که «نور» نامیده شده و موجودی است که استعداد قرب به حقیقت یا «نورالانوار» را دارد.

امروز جهان بیش از هر زمان دیگری به این نور حکمت احتیاج دارد. در انبوهِ انباشت اطلاعات، این نور است که به حیات ما معنا می‌بخشد. انسان برای شناخت حقیقت، هم به استدلال و هم به نور باطن نیاز دارد. قدرتی که بشر امروز بر اساس فناوری به دست آورده است، قدرتی منهای حکمت و دانشی بدون اخلاق است که خاصیت ویرانگری دارد. در مقابل، اشراق بر پیوند دانش، فضیلت و معنویت تأکید می‌کند.

اینکه حقیقت انسان در فلسفه سهروردی «نور» دانسته شده، تأکیدی بر این بُعد از وجود انسان است که خودش را بشناسد و این شناخت، موجب برکشیده شدن آدمی از «غربت» می‌شود؛ غربتی که امروزه تمام زندگی او را ناآرام کرده است. ما امروزه به اشراق نیازمندیم، زیرا جهان ما از حقیقت تهی شده و انسان، تمام حقیقت را در زمین، در ثروت، قدرت و لذت‌های مادی جست‌وجو می‌کند. این بحران برای انسان معاصر، ناظر به کمبود اطلاعات نیست (که البته اطلاعات فراوانی دارد)، بلکه این بحران، مسبوق به کمبود نور در ساحت معنویت اوست. حقیقت جهان و هستی زمانی برای او آشکار می‌شود که علاوه بر عقل، بتواند جان خودش را نیز نورانی کند.
 
درمان این بحران در عصر حاضر، «اشراق» است؛ یعنی این اشراق است که انسان را از پوچی، اضطراب و تنهایی — که موجب کاستن جان او شده است — رهایی می‌بخشد و این احساس غربت و بی‌خانمانی را که او را از مقامش در هستی به دور کرده، برطرف می‌کند. در زمین و زمانی که ما حضور داریم، اگر اشراق نباشد، این زمین جای زیستن نیست. انسان، «اهل عالم نور» است، نه زندانی عالم ماده که بتوان او را در حبس‌گاه عالم به صورت منجمد نگه داشت.
البته از نظر دینی و فلسفی، زمین به خودیِ خود جای بدی نیست؛ اما اگر همین زمین مقصد نهایی انسان باشد، برای روح کافی نخواهد بود و او را به چالش خواهد کشید. انسان در همین دنیا و در این زمین برای زندگی آفریده شده، ولی اقامت ابدی او در جهان‌های پس از این عالم است. بحرانی که انسان امروز با آن دست و پنجه نرم می‌کند، فقط مربوط به آلودگی هوا، جنگ یا مشکلات اقتصادی نیست، بلکه مربوط به فراموش کردن «افق متعالی اشراق» است. تصور بر این بود که انسان معاصر به سبب برخورداری از ابزارهای گوناگون، آرامش بیشتری خواهد داشت، در حالی که این برخورداری موجب گسست او از حقیقت نور شده است.

براساس همان دیدگاه دینی که عرض کردم، این زمین هیچ‌گاه ارزش خود را از دست نمی‌دهد، بلکه انسان امروز بدون معنا، بدون حکمت و نور، قادر نیست در این زمین با احساس آرامش زندگی کند و در واقع «سکونت حقیقی» داشته باشد. این زمین را انسان ویران کرده و در بحرانِ این ویرانی به سر می‌برد و آسمان را از یاد برده است. ویرانی زمین موجب فراموشی آسمان در یاد انسان شده و به همین سبب، زمین را وطن نهایی خود می‌داند. درست در همین نقطه است که ما به اشراق نیاز داریم.

بشر امروز به اشراق نیاز دارد، زیرا پیشرفت حیرت‌آور در علم و فناوری، در شناخت حقیقت، معنای زندگی و حتی شناخت خود انسان دچار بحران شده است. سهروردی علم را تنها حاصل استدلال و تجربه نمی‌داند، بلکه منشأ آن را «علم» می‌داند و این علم و معنویت از آسمان می‌آید. متأسفانه امروز، اطلاعاتِ کثیر جای حکمت را گرفته است. در هیچ دوره‌ای از ادوار بشر، انسان به این اندازه دارای اطلاعات نبوده، اما لزوماً بر اساس این اطلاعات نمی‌توان حقیقت را شناخت.

سهروردی عقل را نفی نمی‌کند، بلکه آن را با شهود و تزکیه نفس کامل می‌کند؛ همان نیازی که امروزه برای رها شدن از امارگیِ بشر ضروری است. در فلسفه سهروردی، عقل و شهود دشمن یکدیگر نیستند، بلکه در طول هم، انسان را به حقیقت می‌رسانند. فلسفه اشراق یادآوری می‌کند که انسان فقط مادی نیست، بلکه دارای حقیقت نوری است و آرامش او در پیوند با این نور است.
 
آشتی عقل و شهود در دنیای جدید، گاه عقل را در برابر ایمان و شهود قرار می‌دهد، در حالی که این درست عکس آن چیزی است که در فلسفه سهروردی وجود دارد. بنابراین، نقد سلطه فناوری زندگی انسان را آسان‌تر نکرده اما لزوماً موجب نشده است که انسان حکیم‌تر نباشد؛ چرا که با این حجم از اطلاعات، نمی‌شود حکیم‌تر بود. 

براساس فلسفه اشراق باید گفت که انسان به سبب تعلق مطلق به زمین و آنچه در زمین وجود دارد، آسمان را فراموش کرده است. منشأ بحران بشر در این ساحت، به منزله بد بودن زمین نیست، بلکه به منزله فراموش کردن آسمان است و این همان چیزی است که فلسفه اشراق به‌طور کامل به دنبال آن است.
 
انتهای پیام
دبیر:
سلما آرام
captcha