کد خبر: 1255675
تاریخ انتشار : ۱۹ تير ۱۳۹۲ - ۱۰:۱۵
محمودی تاكيد كرد

پرهیز از شتاب‌زدگی در رسیدن به سبک زندگی دینی/ ايجاد سبك زندگی دینی محتاج زمان است

عضو مركز تحقيقات دانشگاه امام صادق(ع) تاكيد كرد رسيدن به سبك زندگی متناسب با انقلاب اسلامی زمان‎بر است و شايد نياز به سال‎های زيادی داشته باشيم كه بتوانيم تكفر انقلابی را در زندگی خود به عادات و رفتار و رسوم مبدل كنيم.


گروه حوزه‎های علميه: عضو مركز تحقيقات دانشگاه امام صادق(ع) تاكيد كرد: رسيدن به سبك زندگی متناسب با انقلاب اسلامی زمان‎بر است و شايد نياز به سال‎های زيادی داشته باشيم كه بتوانيم تكفر انقلابی را در زندگی خود به عادات و رفتار و رسوم مبدل كنيم.


هادی محمودی، پژوهشگر و عضو مركز تحقيقات دانشگاه امام صادق در گفت‎وگو با خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا) گفت: پيش از بررسی مسئله سبك زندگی، بايد نسبت آن با فرهنگ و تفكر و سياست و افتصاد و... مشخص شود؛ سبك زندگی را بايد به دو دسته تقسيم كنيم؛ اولين برداشت از سبك زندگی، معادل لايف استايل غربی است كه اين مفهوم با پيشينه تاريخی و جامعه‌‎شناسی و تجاری خاصی مطرح می‎شود و دومين تعريف از سبك زندگی همان تعريفی است كه رهبر انقلاب در چند سال اخير از آن ياد كردند كه با حوزه فرد و جامعه سركار دارد.


وی با اشاره به تعريف رهبر معظم انقلاب از سبك زندگی فردی بيان كرد: مشخصا منظور آن، لايف استايل نيست، بلكه ظواهر و آداب زندگی است؛ يعنی اسلوب‎هايی بر ظواهر زندگی حاكم است كه ممكن است اخلاق و سياست‎های روبنايی ظواهر معماری و... را نيز در برگيرد.


عضو پژوهشگاه دانشگاه امام صادق(ع) اظهار كرد: دو گانه‎ای در تفكر دينی به نام ظاهر و باطن وجود دارد و اگر فرض كنيم كه سبك زندگی ظاهر زندگی است بايد آن را تابعی از باطن بدانيم كه تابعی از تفكر و جهان‌بينی ماست زيرا انتظار داريم انچه كه در تفكر و جهان‌بينی ما حضور دارد در زندگی نيز به منصه ظهور برسد.


وی گفت: صورت اجتماعی و فردی شامل سياست‎ها، سازمان‏ها و ساختارها است كه همه ابعاد را شامل می‏شود؛ نكته بعدی آن كه بعضی اوقات اگر سبك زندگی بخواهد شكل بگيرد نيازمند زمان است؛ يعنی اينگونه نيست كه بر اساس يك تفكر آنی و انقلاب فكری به يك مرتبه در يك جامعه خود را نشان دهد؛ دقيقا مسئله تمدن‎سازی نيز به همين شكل نيازمند زمان و انرژی است.


محمودی عنوان كرد: به عنوان مثال رسول‎الله در يك منطقه و زمان با يك نوع آداب جاهلی و معماری و سنت‎ها و رسوم خاص مبعوث شدند و اگرچه در رسالت‎شان بسيار موفق بودند ولی تغيير منش فكری و سبك زندگی مردم نيازمند زمان بود؛ اين تغيير بنيادين نيازمند آميزش فرهنگ عرب با فرهنگ‎های دينی‌تر مثل ايرانی بود و در آينده روی اين فرهنگ نيز تاثيرات مثبتی گذاشت زير ايرانی‎ها پذيرش بيشتری نسبت به رسيدن به الگوی بهتر برای زندگی داشتند و در تمدن‌سازی نيز موفق‎تر بودند و توانستند علومی چون فلسفه و اقتصاد و كلام و هنر و معماری و خطاطی و حاشيه زنی و تهذيب و... را با همين رويكرد ذهنی با ساير مسلمانان به شكل اسلامی مبدل كرده و آن را تكميل و ترويج كنند.


وی تصريح كرد: در رويكرد نسبت به انقلاب اسلامی نيز بايد به همين شكل نگاه كرد زيرا رسيدن به سبك زندگی متناسب با انقلاب اسلامی زمان‎بر است و شايد نياز به سال‎های زيادی داشته باشيم كه بتوانيم تكفر انقلابی را در زندگی خود به عادات و رفتار و رسوم مبدل كنيم؛ مثلا اينكه آيا تفكر انقلاب اسلامی می‎تواند در حوزه طب، حوزه متناسب خود را داشته باشد كه كارآمد هم باشد؟ آيا انقلاب اسلامی می‎تواند در حوزه معماری به نمادهای متناسب خود برسد؟.


اين پژوهشگر مطالعات جامعه‎شناسی اسلامی يادآور شد: اصلاح سبك زندگی يكی از مهمترين و برجسته‎ترين مسائلی است كه تابعی از تفكر است و خودش هم می‎تواند در زمان، تفكر را هم تغيير دهد.


وی يادآور شد: در 150سالی كه با ظواهر غربی آشنا شديم، اين ظواهر به شكل بی محابا در زندگی و فرهنگ و عادات ما نفوذ كرد؛ در حالی كه اين عادات متناسب با فرهنگ ما نبود و نمی‌توانستيم آن را تحمل كنيم كه فرهنگ و جهان‌بينی ما با آن تغيير كرد؛ مثلا زنانی كه تا كنون سعی می‎كردند خود را از نظر نامحرم دور بدارند و به هيچ مرد نامحرمی خيره نشوند و بالعكس؛ يا موسيقی كه از اين وسيله پخش می‎شد و تا پيش از آن مردم به شدت به خاطر تقيد به مذهب از آن گريزان بودند و سعی می‏‎كردند گوش خود را به آن عادت ندهند؛ پس از انقلاب عنوان كرديم كه تلويزيون، تلويزيون خودمان است و وارد شد و خودمان برنامه می‏سازيم ولی الان پس از سی سال تلوزيون تغييری ايجاد كرده و فرهنگی را با خود آورده است كه بازهم متناسب با ارزش‎های گذشته ما نيست.


محمودی عنوان كرد: مثلا در گذشته خانواده‎ها بيشتر دور هم جمع می‎‏شدند و بزرگتر خانواده در جمع صحبت می‎كرد و به همين دليل فرزندان و اهالی خانواده حرف شنوی بيشتری از بزرگتر خود داشتند ولی وقتی تلويزيون آمد اين برنامه تغيير كرد كه در مهمانی‌هايمان هم تلويزيون روشن می‌كنيم و جای بزرگتر خانواده را بازيگران، مجريان، خوانندگان و ورزشكاران گرفته‎اند و به همين جهت گسست نسلی بين نسلی به نسل ديگر، شدت گرفته است.


وی گفت: تلويزيون باعث شده كه مرزبندی سنين هم از بين برود؛ الان بچه‎های كوچك سريال‌‎ها را نگاه می‎كنند كه خيالات و اوهامی دارند كه برای ما عجيب است و اين خيالات را با خود می‌پرورانند و بيان می‎كنند و يكی از دلايل بلوغ زودرس نيز همين مسئله است.


ادامه دارد...

captcha