گروه حوزههای علميه: عضو مركز تحقيقات دانشگاه امام صادق(ع) تاكيد كرد: رسيدن به سبك زندگی متناسب با انقلاب اسلامی زمانبر است و شايد نياز به سالهای زيادی داشته باشيم كه بتوانيم تكفر انقلابی را در زندگی خود به عادات و رفتار و رسوم مبدل كنيم.
هادی محمودی، پژوهشگر و عضو مركز تحقيقات دانشگاه امام صادق در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) گفت: پيش از بررسی مسئله سبك زندگی، بايد نسبت آن با فرهنگ و تفكر و سياست و افتصاد و... مشخص شود؛ سبك زندگی را بايد به دو دسته تقسيم كنيم؛ اولين برداشت از سبك زندگی، معادل لايف استايل غربی است كه اين مفهوم با پيشينه تاريخی و جامعهشناسی و تجاری خاصی مطرح میشود و دومين تعريف از سبك زندگی همان تعريفی است كه رهبر انقلاب در چند سال اخير از آن ياد كردند كه با حوزه فرد و جامعه سركار دارد.
وی با اشاره به تعريف رهبر معظم انقلاب از سبك زندگی فردی بيان كرد: مشخصا منظور آن، لايف استايل نيست، بلكه ظواهر و آداب زندگی است؛ يعنی اسلوبهايی بر ظواهر زندگی حاكم است كه ممكن است اخلاق و سياستهای روبنايی ظواهر معماری و... را نيز در برگيرد.
عضو پژوهشگاه دانشگاه امام صادق(ع) اظهار كرد: دو گانهای در تفكر دينی به نام ظاهر و باطن وجود دارد و اگر فرض كنيم كه سبك زندگی ظاهر زندگی است بايد آن را تابعی از باطن بدانيم كه تابعی از تفكر و جهانبينی ماست زيرا انتظار داريم انچه كه در تفكر و جهانبينی ما حضور دارد در زندگی نيز به منصه ظهور برسد.
وی گفت: صورت اجتماعی و فردی شامل سياستها، سازمانها و ساختارها است كه همه ابعاد را شامل میشود؛ نكته بعدی آن كه بعضی اوقات اگر سبك زندگی بخواهد شكل بگيرد نيازمند زمان است؛ يعنی اينگونه نيست كه بر اساس يك تفكر آنی و انقلاب فكری به يك مرتبه در يك جامعه خود را نشان دهد؛ دقيقا مسئله تمدنسازی نيز به همين شكل نيازمند زمان و انرژی است.
محمودی عنوان كرد: به عنوان مثال رسولالله در يك منطقه و زمان با يك نوع آداب جاهلی و معماری و سنتها و رسوم خاص مبعوث شدند و اگرچه در رسالتشان بسيار موفق بودند ولی تغيير منش فكری و سبك زندگی مردم نيازمند زمان بود؛ اين تغيير بنيادين نيازمند آميزش فرهنگ عرب با فرهنگهای دينیتر مثل ايرانی بود و در آينده روی اين فرهنگ نيز تاثيرات مثبتی گذاشت زير ايرانیها پذيرش بيشتری نسبت به رسيدن به الگوی بهتر برای زندگی داشتند و در تمدنسازی نيز موفقتر بودند و توانستند علومی چون فلسفه و اقتصاد و كلام و هنر و معماری و خطاطی و حاشيه زنی و تهذيب و... را با همين رويكرد ذهنی با ساير مسلمانان به شكل اسلامی مبدل كرده و آن را تكميل و ترويج كنند.
وی تصريح كرد: در رويكرد نسبت به انقلاب اسلامی نيز بايد به همين شكل نگاه كرد زيرا رسيدن به سبك زندگی متناسب با انقلاب اسلامی زمانبر است و شايد نياز به سالهای زيادی داشته باشيم كه بتوانيم تكفر انقلابی را در زندگی خود به عادات و رفتار و رسوم مبدل كنيم؛ مثلا اينكه آيا تفكر انقلاب اسلامی میتواند در حوزه طب، حوزه متناسب خود را داشته باشد كه كارآمد هم باشد؟ آيا انقلاب اسلامی میتواند در حوزه معماری به نمادهای متناسب خود برسد؟.
اين پژوهشگر مطالعات جامعهشناسی اسلامی يادآور شد: اصلاح سبك زندگی يكی از مهمترين و برجستهترين مسائلی است كه تابعی از تفكر است و خودش هم میتواند در زمان، تفكر را هم تغيير دهد.
وی يادآور شد: در 150سالی كه با ظواهر غربی آشنا شديم، اين ظواهر به شكل بی محابا در زندگی و فرهنگ و عادات ما نفوذ كرد؛ در حالی كه اين عادات متناسب با فرهنگ ما نبود و نمیتوانستيم آن را تحمل كنيم كه فرهنگ و جهانبينی ما با آن تغيير كرد؛ مثلا زنانی كه تا كنون سعی میكردند خود را از نظر نامحرم دور بدارند و به هيچ مرد نامحرمی خيره نشوند و بالعكس؛ يا موسيقی كه از اين وسيله پخش میشد و تا پيش از آن مردم به شدت به خاطر تقيد به مذهب از آن گريزان بودند و سعی میكردند گوش خود را به آن عادت ندهند؛ پس از انقلاب عنوان كرديم كه تلويزيون، تلويزيون خودمان است و وارد شد و خودمان برنامه میسازيم ولی الان پس از سی سال تلوزيون تغييری ايجاد كرده و فرهنگی را با خود آورده است كه بازهم متناسب با ارزشهای گذشته ما نيست.
محمودی عنوان كرد: مثلا در گذشته خانوادهها بيشتر دور هم جمع میشدند و بزرگتر خانواده در جمع صحبت میكرد و به همين دليل فرزندان و اهالی خانواده حرف شنوی بيشتری از بزرگتر خود داشتند ولی وقتی تلويزيون آمد اين برنامه تغيير كرد كه در مهمانیهايمان هم تلويزيون روشن میكنيم و جای بزرگتر خانواده را بازيگران، مجريان، خوانندگان و ورزشكاران گرفتهاند و به همين جهت گسست نسلی بين نسلی به نسل ديگر، شدت گرفته است.
وی گفت: تلويزيون باعث شده كه مرزبندی سنين هم از بين برود؛ الان بچههای كوچك سريالها را نگاه میكنند كه خيالات و اوهامی دارند كه برای ما عجيب است و اين خيالات را با خود میپرورانند و بيان میكنند و يكی از دلايل بلوغ زودرس نيز همين مسئله است.
ادامه دارد...