از امام علی(ع) پرسيدند كه يا علی(ع) تو شجاعی و قلعه خيبر را فتح كردی، چگونه است كه نمیتوانی نان خشك را بشكنی؟ و در پاسخ فرمود «فتح قلعه خيبر به قوه روحانی بود كه متفاوت از قوه جسمانی است؛ قوه ولايت و قوه روحانی و قوه ولايتی با قوه بدن فرق دارد و من قوه بدن ندارم».
گروه انديشه: از امام علی(ع) پرسيدند كه يا علی(ع) تو شجاعی و قلعه خيبر را فتح كردی، چگونه است كه نمیتوانی نان خشك را بشكنی؟ و در پاسخ فرمود: «فتح قلعه خيبر به قوه روحانی بود كه متفاوت از قوه جسمانی است؛ قوه ولايت و قوه روحانی و قوه ولايتی با قوه بدن فرق دارد و من قوه بدن ندارم».
به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا)، آيتالله مجتهدی تهرانی، استاد برجسته اخلاق، همهروزه در روزهای ماه مبارك رمضان در بين نماز ظهر و عصر در مدرسه علميه خود به شرح دعای مختصر آن روز میپرداختند كه شرح دعای روز چهارم ماه رمضان در بيان ايشان به قرار ذيل است:
«اللهمّ قوّنی فيهِ على إقامَةِ أمْرِكَ واذِقْنی فيهِ حَلاوَةَ ذِكْرِكَ وأوْزِعْنی فيهِ لأداءِ شُكْرَكَ بِكَرَمِكَ واحْفَظنی فيهِ بِحِفظْكَ وسِتْرِكَ یـا أبْصَرَ النّاظرين؛ خدايا در اين روز مرا بر به پا داشتن دستور فرمانت نيرومند نما و در آن شيرينى يادت را بچشان و مرا در آن روز براى انجام سپاسگزاريت مهيا كن، مرا در اين روز به كـرم و نگاهداری و پردهپوشىات نگهدار، اى بيناترين بينايان!».
«اللهمّ قوّنی فيهِ على إقامَةِ أمْرِكَ؛ خدايا به من قوه بده تا در ماه رمضان بتوانم به خوبی عبادت و امر تو را اطاعت كنم». عبادت قوه میخواهد و قوه عبادت غير از قوه جسمانی است.
امام علی(ع) نمیتوانست نان خشك را بشكند؛ اما قلعه خيبر را فتح كرد، پرسيدند كه يا علی (ع) تو شجاعی و قلعه خيبر را فتح كردی، چگونه است كه نمیتوانی نان خشك را بشكنی؟ و در پاسخ فرمود: «فتح قلعه خيبر به قوه روحانی بود كه متفاوت از قوه جسمانی است. قوه ولايت و قوه روحانی و قوه ولايتی با قوه بدن فرق دارد و من قوه بدن ندارم». ممكن است شخصی 60 سال سن داشته باشد؛ اما قوه عبادتش از جوانان بيشتر باشد.
بايد دعا كنيم كه در ماه رمضان خدا به ما قوه عبادت عطا كند؛ در دعای كميل هم آمده كه خدايا قوه بده به من با جوارحم در خدمت تو باشيم.
بیتوجهی به عبادت باعث بیبركتی زندگی میشود و در اين دعا میخوانيم «واذِقْنی فيهِ حَلاوَةَ ذِكْرِكَ»، يعنی خدايا شيرينی عبادت را به ذائقه ما بچشان تا قرائت دعاهای افتتاح و كميل و توسل و روزه و نماز به ما مزه كند.
روايت قدسی داريم كه اگر عالمی و طلبهای به علمش عمل نكند، كمتر عذابی كه میكنم، اين است كه شيرينی مناجاتم را از دل و قلبش میبرم.
«وأوْزِعْنی فيهِ لأداءِ شُكْرَكَ بِكَرَمِكَ؛ خدايا به كرمت كاری كن كه من ادای شكرت را بكنم». شكر خدا، تنها گفتن الهی شكر نيست، اگر من از نعمتهای خدا به جا استفاده كنم، خدا را شكر كردهام، اگر چشمم
نامحرم را نبيند و گوشم آواز حرام نشود، نعمت چشم و گوش را به جا آوردهام.
«واحْفَظنی فيهِ بِحِفظْكَ وسِتْرِكَ؛ خدايا در اين ماه رمضان من را از انجام گناه حفظ كن». مردم اين را میخوانند، اما معنیاش را نمیدانند، بايد اين دعا برای مردم معنا شوند. روايت است كه اگر گناه بو داشت، دو نفر پيش هم نمینشستند و اگر مردم از عيب هم با خبر بودند، كسی مردهای را دفن نمیكرد.
ايمان هم «بو» دارد. پيامبر اسلام (ص) وارد خانه شد و گفت: «من بوی اويس را میشنوم»، اويس چون مادرش اجازه نداده بود، منتظر نماند تا پيامبر(ص) به مدينه باز گردد؛ اما بوی خوشش در منزل پيامبر مانده بود.
در قديم همه مردم زيبا بودند، چون همه اهل نماز شب بودند و چهرهای نورانی داشتند، اما الآن چون نماز شب نمیخوانند، چهرهها به زيبايی گذشته نيست.
«یـا أبْصَرَ النّاظرين؛ ای خدايی كه از همه كسانی كه نظر میكنند، تو بصيرتر و بيناتری»، ای خدايی كه تو بينا به همه اعمال ما هستی، به حفظ و ستر خودت به ما توفيق بده كه در ماه رمضان گناه نكنيم.