حجتالاسلام والمسلمین احمد غلامعلی، معاون پژوهشی پژوهشکده علوم معارف و حدیث، در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا)، به بحث از تمدنسازی قرآنی پرداخت و گفت: در بحث تمدنسازی قرآنی و اینکه آیا قرآن میتواند برای انسانها، تمدنی را بنا کند، ابتدا نیازمند توضیح واژه تمدن هستیم. درباره اینکه تمدن چیست، کتابهای زیادی نوشته شده است و تعریفهای متعددی از جمله، زندگی شهری، نمادهای فرهنگی، نوع زندگی پیشرفتهتر ما و ... برای تمدن عنوان شده است.
برای درک تمدنساز بودن قرآن نیازمند گردآوری شواهد هستیم
وی افزود: تعریفی که بیشتر افراد میپذیرند، این است که تمدن، زندگی برتر از زندگی ابتدایی است که نشانههای شهرنشینی و زندگی با فرهنگ، در آن نهفته است. پس مراد از تمدن، نوعی از زندگی است که برپایه زندگیهای شهرنشینی شکل میگیرد و برای زیست بشر، نوعی آسایش و آرامش فراهم میکند. معمولاً ساختوسازها، هنر، آمد و شد افراد با یکدیگر و... را نشانه تمدن یا بیتمدنی یک جامعه میدانند.
غلامعلی ادامه داد: برای اینکه بدانیم آیا قرآن تمدنساز است یا خیر، نیازمند گردآوری شواهد هستیم و باید آثار و نشانههای فرهنگی را که مسلمانان ساختهاند جستجو و بررسی کنیم و ببینیم که کدامیک، مستند بر آموزههای قرآنی است و کدامیک نیست. تعبیری که برخی از افراد، تحت عنوان عقل مکوِن و عقل مکوَن، مطرح میکنند به این معنا است که اصل آموزههای دینی و وحی که پیامبر اسلام(ص) بیان کردند، در جامعه مسلمانان بازتاب پیدا میکند و مسلمانان برپایه آن آموزههای وحیانی، رفتار میکنند.
آثار مکتوب، ساختوساز و هنرهای تجسمی، بیانگر تمدن اسلامی است
معاون پژوهشی پژوهشکده علوم معارف و حدیث، خاطرنشان کرد: محصول رفتار مسلمانان بیانگر متمدن بودن یا نبودن آنها است. مثلاً آثار مکتوبی که توسط مسلمانان در همه حوزهها نوشته شده است، بیانگر تمدن مسلمانان است؛ یا در ساختوساز، هنگامیکه مسلمانان قرآن را خواندند، متوجه شدند که باید مسجد را به گونه خاصی بسازند. همین حالت میتواند مظهر تمدن مسلمانان باشد.
وی افزود: اگر شعر را یک نماد تمدنی بدانیم، مسلمانان همواره آموزههای قرآنی را در قالب شعر مطرح کرداند. دربحث هنر تجسمی، یا حتی در موسیقی ، موسیقایی که بتواند شما را به یاد آخرت بیندازد، بیانگر تمدن اسلامی شما خواهد بود تا موسیقایی که صرفاً به امور دنیوی بپردازد. باید پذیرفت که بسیاری از این موارد، بیانگر تمدنسازی است.
تحریک عقل؛ ریشهایترین هدف قرآن است
مدیرگروه حدیث دانشگاه قرآن و حدیث، اظهار کرد: چیزی که در تمدن اسلامی بسیار نقش دارد، ارزش قائل شدن برای انسان است. حضرت علی(ع) میفرمایند: هدف بعثت همه انبیاء این بوده است که گنجینههای خرد پنهان شده آدمیان را زیر و رو کنند. یعنی انبیاءآمدهاند تا به بشریت بگویند از عقل خود، بیشتر استفاده کنید.
وی افزود: وقتیکه از عقل خود استفاده کنیم، این عقل، محصولاتی را هم به بار میآورد و همه این محصولات به دستآوردهای تمدن اسلامی تبدیل خواهند شد. ریشهایترین مسئلهای که قرآن به دنبال آن است، تحریک عقل است . این عقلی که در نهاد همه ما وجود دارد گاهی اوقات دست نخورده باقی میماند، اما روش انبیاء این است که این عقل را به کار میاندازند و در نتیجه ما محصولات دیگری را پدید میآوریم.
غلامعلی تأکید کرد: اگربه آیات قرآن دقت کنیم، خداوند در قرآن میفرماید « إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِکُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَاء وَعْدُ الآخِرَةِ لِیَسُوؤُواْ وُجُوهَکُمْ وَلِیَدْخُلُواْ الْمَسْجِدَ کَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِیُتَبِّرُواْ مَا عَلَوْاْ تَتْبِیرًا؛ اگر نیکى کنید به خود نیکى کردهاید و اگر بدى کنید به خود [بد نمودهاید] و چون تهدید آخر فرا رسد [بیایند] تا شما را اندوهگین کنند و در معبد[تان] چنانکه بار اول داخل شدند [به زور] درآیند و بر هر چه دست یافتند یکسره [آن را] نابود کنند»(الإسراء/7)، اگر بتوانیم این را به خوبی تبیین کنیم، در ساخت و ساز هم به گونهای کار خواهیم کرد که به دیگران آسیبی نزنیم و سود هم برسانیم. اگر این را بپذیریم که نیکی کردن به دیگران، نیکی به خود ما است از دل این موضوع، مسائل تمدنی بیرون میآید.
عقل؛ مهمترین پایه تحقق تمدن اسلامی
وی ادامه داد: نمونه دیگر، آیاتی است که ما را به سیر و سیاحت ترغیب میکند چون با سیر و سیاحت، دائماً منظرههای جدیدی را تجربه میکنیم و به طور طبیعی از آنها الهام میگیریم و میتوانیم مناظر به مراتب بهتر از آن را خلق کنیم. تمام این موارد حالت تمدنسازی دارد. مهمترین نکته تمدنسازی قرآن این است که عقل را تحریک میکند و در منطق قرآنی، عقل باید این توانایی را داشته باشد و بتواند محصولی را بیافریند.
غلامعلی، درباره لوازم تحقق تمدن اسلامی گفت: مهمترین پایه تحقق تمدن اسلامی، عقل است و انسان برای رسیدن این هدف، باید عقلانیت خود را بهکار گیرد. لازمه دیگر، بازیابی سیره ائمه(ع) است که ببینیم این افراد در جامعه چه کارهایی را انجام دادند و چگونه رفتار کردند. محمدرضا حکیمی، در کتابی با عنوان «جامعهسازی قرآنی» بیان کردهاند که یک جامعهسازی قرآنی بر چه پایههایی استوار است و باید چکار کنیم که یک جامعه قرآنی داشته باشیم.
قرآن، ظرفیت تمدنسازی خود را نشان داده است
معاون پژوهشی پژوهشکده علوم معارف و حدیث، ادامه داد: اگر آن جامعه سازی قرآنی که در آن کرامت انسانها حفظ میشود، ولایتپذیری و تعقل در آن هست، حرکت و تربیت جهادی که موضوعی بسیار مهم است چون در تربیت جهادی؛ قناعت و تلاش برای خوب شدن وضع دیگران نهفته است را لحاظ کنیم، تمدن قرآنی هم محقق میشود.
وی در پاسخ به این پرسش که آیا قرآن صرفاً رویکرد نظری به تمدنسازی دارد یا اینکه ظرفیت تمدنسازی خود را هم نشان داده است، گفت: بنده معتقدم وقتیکه به بیانات قرآن درباره زندگی در کنعان، مصر، زندگی حضرت موسی(ع)، حضرت یوسف(ع) و از همه مهمتر خود پیامبر اسلام(ص) نگاه کنیم، شاخصها را مشخص کرده است و ظرفیت تمدنسازی خود را هم نشان داده است.
وی افزود: قرآن فقط شاخصها را نشان میدهد و نظریات خود را طرح میکند، اما اینکه ما بخواهیم ظرفیت تمدنسازی قرآن را کشف کنیم نیاز به گردآوری شواهد داریم. اما این مسئله، یک بعد دیگر هم دارد که انسان چقدر از این تمدن قرآنی تاثیر پذیرفته است و توانسته است محصولی برپایه تمدن قرآنی را به جامعه تحویل دهد و این نیازمند قرینههایی است که ما باید آنها را گردآوری کنیم.
قرآن، کلیات لازم برای تمدنسازی را بیان میکند
وی در پایان این گفتوگو درباره حوزههایی که قرآن در جریان تمدنسازی خود پوشش میدهد، گفت: در این زمینه نظرات مختلفی وجود دارد و طبیعی است که قرآن مطالبی را بیان میکند که در طریق هدایت انسانها نقش داشته باشد و کاری به اینکه ما در شیمی یا فیزیک باید چکار کنیم ندارد و این را بیان میکند که ما چگونه باید زندگی کنیم که هدایت بیشتری داشته باشیم و به کمال هم رهنمون شویم.
مدیرگروه حدیث دانشگاه قرآن و حدیث، تأکید کرد: قرآن در اخلاقیات، اعتقادات، آداب معاشرت، سیاست و رفتاری که باید داشته باشیم، حرف دارد و کلیات آن را بیان میکند، اما جزییات شیمی و .. را بیان نمیکند، بلکه این را عنوان میکند که اگر میخواهیم کاری را انجام دهیم باید به گونهای باشد که بهترین کار باشد.