کد خبر: 1324189
تاریخ انتشار : ۰۵ آذر ۱۳۹۲ - ۱۶:۲۶

بررسی مبانی علم دینی از منظر «العطاس» در آخرین «حکمت و فلسفه»

گروه اندیشه: یکی از مقالات آخرین شماره فصلنامه علمی ـ پژوهشی «حکمت و فلسفه» مقاله‌ای است از حجت‌الاسلام خسروپناه که در آن به بررسی مبانی علم دینی از نظر «محمد نقیب العطاس» و ارزیابی دیدگاه‌های وی پرداخته است.


به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن (ایکنا)، یکی از مقالات سی و چهارمین شماره فصلنامه علمی ـ پژوهشی «حکمت و فلسفه» که به همت گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی چاپ و منتشر شده است، به بررسی «مبانی حِکمی علم دینی از دیدگاه محمد نقیب العطاس» به قلم حجت‌الاسلام و المسلمین عبدالحسین خسروپناه، رئیس مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران می‌پردازد.



نظریه علم دینی، یکی از پدیده‌های مهم جهان اسلام است که موافقان و منکرانی را پیدا کرده است. بنا بر مفاد این مقاله، یکی از شخصیت‌های مسلمان که در صدد ارایه الگویی برای علم دینی یا دینی‌سازی علوم برآمده و نظریه اصلاح‌گری در علوم غربی را مطرح کرده «محمد نقیب العطاس»، مؤسس، مدیر و استاد مؤسسه بین‌المللی اندیشه و تمدن اسلامی واقع در شهر کوالالامپور است. او یکی از موافقان و نظریه‌پردازان اسلامی‌سازی معرفت است که اگر چه نام خاصی بر نظریه خود ننهاد اما برخی آن را «نظریه تهذیبی» نامیدند.



حجت‌الاسلام خسروپناه در مقاله خود ضمن «تهذیبی ـ تأسیسی» خواندن نظریه محمد نقیب العطاس به تبیین و ارزیابی مبانی وی در باب علم دینی و اسلامی پرداخته است.



بر اساس این مقاله، العطاس، نخست فلسفه و جهان‌بینی با محوریت قرآن و اعتقاد به مراتب و درجات وجود و وابستگی مطلق هستی به خداوند را سامان داده و سپس، ارتباط ناگسستنی انسان و جهان را بیان کرده و توضیح می‌دهد که انسان مهم‌ترین جزء هستی و موجودی جاودان است که بهترین هویت‌شناسی او در قرآن آمده است و بعد، معنا و مفهوم و غایت نظام آموزش و پرورش را تبیین می‌کند.



در نظر العطاس، مقصود حقیقی از آموزش و پرورش، تحقق حقایق قرآن در وجود انسان است. ازاین رو فراگیری معارف و زبان قرآن، نخستین و مهم‌ترین بخش از الگوی آموزش و پرورش در نظر العطاس است. وی با تبیین حقیقت علم و ایمان و انسان و جایگاه انسان در هستی، به پیوند علم با انسان و دین پرداخته و علم دینی را تفسیر کرده است.



العطاس با معرفی فرآیند غربی‌سازی علوم به تبیین فرایند اسلامی‌سازی علوم پرداخته است. فرآیند غربی‌سازی علوم در تفکر العطاس عبارت است از (1) فرهنگ و تمدن غربی، (2) عناصر کلیدی علوم طبیعی، (3) عناصر کلیدی علوم انسانی و کاربردی غربی. همچنین فرآیند اسلامی‌سازی علوم در این دیدگاه عبارت است از (1) شناسایی عناصر کلیدی از علوم اسلامی، (2) جایگزینی عناصر کلیدی اسلامی با غربی، (3) ابتنای علوم طبیعی و کاربردی بر عناصراسلامی و (4) اصلاح تنه علوم همسان با عناصر کلیدی اسلامی.



بخش پایانی مقاله به آسیب‌شناسی نظریه تهذیبی ـ تأسیسی العطاس اختصاص یافته و نویسنده با اشاره به این مطلب که مهم‌ترین آسیب در این نظریه، نادیده گرفتن وحدت و یکپارچگی نظریه‌های علمی موجود در فرضیه‌ها، روش‌ها و یافته‌های علوم است، بیان کرده است که عدم توجه به این وحدت و کاستن اجزایی از نظریه‌های علمی که با اسلام سازگار نیست و افزودن مواردی به آن‌ها که از متون اسلامی استخراج شده و به عنوان مؤید یا مکمل آن‌ها در نظر گرفته می‌شود، مشکلاتی را به بار می‌آورد.



حجت‌الاسلام خسروپناه در ادامه مقاله «مبانی حِکمی علم دینی از دیدگاه محمد نقیب العطاس» به ایرادات وارد شده و وارده به نظریات العطاس و تشریح آن‌ها پرداخته و از میان آن‌ها ابهام در پیشفرض‌ها، نقصان در روش‌شناسی و چگونگی فرآیند و ملاک استنباط عناصر کلیدی و تطبیق بر علوم بشری، ناکارآمدی تهذیب در متن علوم که گزاره‌هایش در هم تنیده‌اند و فقدان دلیل بر حصر عناصر کلیدی را پذیرفتنی دانسته است.



یادآور می‌شود، فصلنامه علمی ـ پژوهشی «حکمت و فلسفه» به صاحب‌امتیازی دانشگاه علامه طباطبایی، مدیرمسئولی علی‌اصغر مصلح و سردبیری حسین کلباسی اشتری منتشر می‌شود.

captcha