
علی غفرانی در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، با اشاره به نقش انقلابها در پیشرفت و ترقی جوامع، ابراز کرد: در بررسی انقلابها از نظر جامعهشناسی میتوان گفت هر انقلاب به طور کلی بسیاری از سنتها و چارچوبهای موجود در جامعه را میشکند و زندگی اجتماعی را در یک مسیر تازه قرار میدهد.
وی تصریح کرد: در انقلاب اسلامی ایران هم این اتفاق رخ داد و بسیاری از چارچوبها و دیوارهایی که مانع پیشرفت و ترقی بود برداشته شد، البته شکی نیست که افزایش میزان آگاهی مردم از جمله لوازم پیشرفت و ترقی است، از همین رو در جریان انقلاب آگاهیهای سیاسی، اجتماعی، حکومتی و مدیریتی مردم افزایش یافت و آنان از طرق مختلف سطح معلومات خود را بالا بردند به گونهای که برخی از مفاهیمی که تا آن زمان جا نیفتاده بود، روشن شد.
مدیر گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد افزود: همه این موارد زمینه افزایش آگاهی مردم را فراهم کرد که این امر نشانگر حرکت مردم به سمت پیشرفت و ترقی است، اما در انقلاب اسلامی ایران دو جنبه افزایش آگاهی عمومی در حوزه اجتماعی و افزایش اطلاع از جوامع پیشرفتهتر نمود بیشتری دارد.
این استاد تاریخ با بیان اینکه در همین راستا کتابهای بسیاری از جمله تاریخی و جامعهشناسی در آن زمان به شکل گسترده چاپ و به فروش رسید، عنوان کرد: این آثار، انقلابهای رخ داده در سطح جهان از جمله انقلاب فرانسه، روسیه، آمریکای جنوبی، چین و هند را به مردم معرفی میکرد که همه این افزایش آگاهیها در سایه انقلاب اسلامی پدید آمد البته به دنبال خود یک سری اثرات و پیامدهای منفی هم داشت.
پایبندی به اصول انقلاب؛ راه مقابله با هجمهها
غفرانی با اشاره به وظیفه کارگزاران نظام در زمینه هجمههایی که متوجه انقلاب اسلامی است، تصریح کرد: یکی از اقدامات مهم در این زمینه مقابله با هجمهها جهت دستیابی به توسعه متوازن است زیرا هجمه، بدون حساب و کتاب بوده و یک پدیده کاملا مغایر و به تعبیری متضاد با توسعه متوازن است.
وی خاطرنشان کرد: از آن جهت که هجمهها قابل پیشبینی نیستند و هر روز در لباس و رویکرد جدیدی تظاهر و جلوه پیدا میکنند، اگر کارگزاران نظام بخواهند در برابر این هجمهها عکسالعمل مناسبی انجام دهند و در راستای آن به توسعه متوازن برسند، باید به مجموعه قوانین و مقررات نظام عمل کرده و به یک سری اصول پایبند باشند، یعنی در واقع فراجناحی عمل کنند و کلیت کشور را در نظر بگیرند.
وظیفه کارگزاران نظام؛ مدیریت و عملکرد صحیح کشور
مدیر گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد یکی از وظایف کارگزاران را مدیریت صحیح کشور دانست و تصریح کرد: وظیفه کارگزاران این است که از نظر عملکردی شفاف عمل کنند، نقاط مبهم ایجادکننده یاس و ناامیدی بین مردم را از بین ببرند و حرف و عمل آنها با هم همخوانی داشته باشد.
وی ادامه داد: به عنوان نمونه پرهیز از خرجهای غیر ضروری و برپایی همایشهای بدون دستاورد که سبب ایجاد ناامیدی در سطوح مختلف جامعه میشود و استفاده از کالاهای تولید داخل توسط مدیران عامل برای مقابله با این هجمهها ضروری است بنابراین باید از حد شعار فراتر رویم در غیر این صورت حرف زدن از توسعه متوازن بیفایده است.
وی با بیان اینکه اگر خدمتگزار مردم میخواهد از دردهای اجتماعی مطلع شود، باید به شکل ناشناس در مراکزی که متولی قانون هستند حضور یابد تا چگونگی رفتار با افراد جامعه را از نزدیک ببیند، اضافه کرد: در غیر این صورت مردم نحوه برخورد این مراکز را از چشم مسئولان میبینند لذا وظیفه کارگزاران نظام پیش گرفتن یک رفتار، عمل و زندگی صحیح مطابق با سطح زندگی مردم عادی است تا در مقابل هجمههایی که متوجه انقلاب می شود، بتوانند بایستند زیرا در این صورت توسعه متوازن ایجاد میشود.
غفرانی توسعه متوازن را نتیجه تلاش بسیار و دوری از تجملات و تکلفات دانست و ابراز کرد: کسانی که میتوانند و مسئولیتی بر عهده دارند باید از ورود کالاهای بیکیفیت به شکل قاچاق به کشور جلوگیری کنند تا جلوی از هم پاشیدگی بیشتر نظام اقتصادی گرفته شود، البته حضور کارگزاران نظام در واقعیتهای جامعه و زندگی کردن مانند بقیه مردم نمونهای از تلاش آنها در این عرصه میتواند باشد.
مدیر گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به اینکه عیب بزرگ مسئولان و کارگزاران نظام شعار دادن است، عنوان کرد: کارگزاران در همه دولتها یک روحیه سازمانیافته عملی را در پیش نگرفتهاند تا بتوانند برای هجمهها، برنامه و عملکرد مناسبی داشته باشند.
همیشه پیشرفتها به دنبال چالشها ایجاد میشود
وی با بیان اینکه چالش کلمهای ترکی است که معنا و تعبیر ساده آن زد و خورد است، افزود: همه جوامعی که به یک توسعه متوازن دست یافتهاند، در میدان چالش و درگیری قدرت خود را شناخته و نسبت به طرف مقابل هم شناخت پیدا کردهاند و با توجه، برنامه دقیق و حسابشده به این پیشرفت دست یافتهاند.
غفرانی پیشرفتها را همیشه بعد از چالشها دانست و با بیان اینکه انسان در چالشها متوجه نقاط ضعف خود شده و تصمیم جدی و صحیحی را برای آینده میگیرد، ابراز کرد: در غیر این صورت در سکون به سر بردن هیچگاه باعث پیشرفت نمیشود، نه اینکه نتیجه چالش پیشرفت باشد، بلکه پیشرفت به دنبال چالش است، پس اگر در برابر این چالشها عقبنشینی کنیم به توسعه نمیرسیم، اما اگر چارهاندیشی صورت گیرد حرکت رو به جلو و توسعه برای جامعه قابل تصور است.
مدیر گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی دانشگاه فردوسی با بیان اینکه در ابتدای مبارزات انقلاب بیشتر مخالفت با رژیم شاهنشاهی مطرح بود، ادامه داد: در آن زمان مردمسالاری به این معنایی که امروز باب شده مطرح نبود، در واقع فرصت طرحش نبود نه اینکه مخالفتی با آن باشد، زیرا در آن دوران هدف اصلی انقلاب براندازی نظام سلطنت و جایگزینی یک نظام جمهوری اسلامی مبتنی بر آموزههای دینی بود، لذا مردمسالاری دینی امری بود که حدود 17-16 سال بعد از انقلاب مطرح شد.
وی در مورد نقش روحانیت در شکلگیری انقلاب اسلامی، ابراز کرد: در نگاه نخست کلمه روحانیت کمی مبهم است، زیرا روحانیت چند سطح دارد و عدهای در این عرصه عالم هستند و فقط مینویسند، عدهای هم مانند مرحوم کافی فقط سخنرانی کرده، واعظ و خطیب ماهر و توانایی هستند و به شدت در میان توده مردم تاثیرگذاراند، از همین رو میتوان گفت نقش روحانیت در پیدایش انقلاب و مردمسالاری بسیار موثر بوده به ویژه آن سطح و بخشی از روحانیت که منبری و اهل مسجد بودند و کار خطیبی را انجام میدادند.
وی اضافه کرد: البته این گروه منبری هم به دو دسته تقسیم میشوند؛ عدهای که سن بالا و مطالعه بسیار داشتند و گروهی نیز سن، مطالعه و تجربه کمی داشتند، این افراد از آن جهت که جوان و کم تجربه بودند در ایجاد هیجانهای انقلابی نقش داشتند و آنهایی که سن، مطالعه و تجربه بالاتری داشتند، نقشهای ماندگارتری را در انقلاب و مردمسالاری دینی ایفا کرده و هنوز هم دارند.
مدیر گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد خاطر نشان کرد: برخی از سطوح روحانیت را توده مردم نمیشناسند مگر افرادی که اهل مطالعه هستند، بیشتر مردم روحانیت منبری و خطیب را میشناسند و از آنها تاثیر میپذیرند، لذا در سالهای 56 و 57 شاهد این بودیم که وقتی جریان انقلاب جدی شد، این روحانیت آگاه، پیشرو و منبریهای خطیب و طراز اول و آگاه بودند که میان مردم به ویژه در شهرهای بزرگ حضور یافته، آنان را به خیابانها میکشاندند و هدف امام و انقلاب را برای مردم تبیین میکردند.