
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا) از قم، حجتالاسلام والمسلمین عبدالکریم بهجتپور، عضو هیئت علمی پژهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی چهارم اردیبهشت ماه در پیش نشست همایش تفسیر المیزان به هندسه روش تفسیر علامه پرداخت و گفت: علامه به عنوان مفسری هوشمند و دارای ضابطه در به کاربردن مفاهیم در فهم قرآن دارای مرزهایی بوده است و براساس این مرزها به کشف مراد پرداخته است و اگر کسی به این مرزها توجه نداشته باشد انتظاری فراتر از علامه خواهد داشت و کار او را متهم به نقص خواهد کرد.
وی با بیان اینکه سه موضوع فهم مراد، مصداق و تفصیل سه حوزه برای فهم قرآن است ادامه داد: مفسر در فهم مراد تلاش میکند تا ابهامات الفاظ و عبارات را مرتفع کند سپس در برخورد با شبهات کلامی و متشابهات به محکمات رجوع و اشکالات را حل میکند و در نهایت سعی میکند تا مقصود جدی خدا را از عبارات قرآنی کشف کند.
بهجتپور با اشاره به فهم مصداق تصریح کرد: در فهم مصداق عمدتا دو ساحت یکی تنزیل را میخواهیم بفهمیم و دیگری جری و تطبیق که علامه هر دو این مقولات را قبول دارد اما آن را از قلمرو تفسیر خارج میکند.
نویسنده تفسیر همگام با وحی ادامه داد: در فهم تفصیلی نیز قرآن مجملاتی را بیان کرده و اراده کرده به همین شکل آن را برای مخاطب بگوید که علامه به تبع دو مقوله قبلی تفصیل را هم از دایره تفسیر بیرون میبرد و رفع ابهام از لفظ را از مقوله سخن عرفی مردم میداند ضمن اینکه ایشان با تاکید بر عدم اغلال در آیات معتقد است اگر در فهم برخی از آیات دچار سردرگمی شدیم باید به آیات محکم مراجعه کنیم.
این قرآن پژوه با بیان اینکه علامه با اینکه اسباب نزول را دارای استفاده میداند اظهار کرد: ایشان در عین حال تصریح دارد که دانستن مصادیق و اسباب نزول چندان در مقاصد عالیه قرآن دخالتی ندارد.
جری و تطیبق مورد قبول علامه
وی با بیان اینکه علامه در جری و تطبیق حق مطلب را ادا کرده است گفت: ایشان قرآن را در افراد و گروههای خاص منجمد نمیداند و معتقد است اگرچه برخی آیات برای برخی افراد و اعمال نازل شده اما برای گروهها، افراد و اعمال مشابه در طول زمان قابل جری و تطبیق است البته علامه با وجود این موضوع، آن را از مقوله تفسیر بیرون میداند.
بهجت پور با بیان اینکه از دید علامه حوزه باطنی هم به مصادیق و هم به مفاهیم مرتبط است تصریح کرد: علامه میگوید باید برداشت باطنی با فهم ظاهری در تناقض نباشد و متناسب با آن باشد البته ایشان این مقوله را هم از تفسیر بیرون میبرد.
وی تاکید کرد: علامه تبیین را اختصاص به اهل بیت میداند و معتقد است مفسر باید برای استخراج مراد آیات به تجربه معصومانه رجوع کند.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی عنوان کرد: علامه در تفسیر به چینش سورهها اشاره میکند و ترتیب سورهها را در بیان مقاصد عالی قرآن بی تاثیر میداند و به همین دلیل هم پیشینیان در آن دست نبردهاند.
همچنین حجتالاسلام والمسلمین محمود عابدی، قرآن پژوه در سخنانی گفت: علامه معتقد است که خطوط کلی قرآن باید میزان سنجش روایات باشد و قرآن بر روایات حاکمیت دارد و در بحث خودبسندگی قرآن نیز روایات به عنوان موید قابل استفاده است و البته فهم از آیات نباید در تعارض با سنت قطعیه باشد.
عدم مطالعه جامع؛ عامل سوء برداشت از دیدگاه علامه
وی با اشاره به برخی برداشتهای اشتباه و متناقض از فرمایشات علامه افزود: برخی برداشتها ناشی از عدم نگاه جامع به دیدگاههای تفسیر علامه طباطبایی است لذا من از مجموع قرائتهای انجام شده درباره روش تفسیر ایشان 22 مبنا استخراج کردم و تا ناقدی دیدگاه خود را درباره این مبانی شفاف و روشن نکند نمیتواند قضاوت درستی درباره علامه داشته باشد.
عابدی با بیان اینکه انحصار فهم وحی به وحی، خودبسندگی قرآن در هدایت از جمله این مبانی است تصریح کرد: تنها راه برای فهم دیدگاههای علامه بازخوانی دقیق مقدمه ایشان در تفسیر المیزان و مطالعه جامع آن است و بسیاری از سوء برداشتها نیزناشی از این است که افراد این مقدمه را به صورت جامع مطالعه نکردهاند.
این قرآن پژوه تاکید کرد: علامه معتقد است که آسیب بسیاری از تفاسیر تحمیل نتایج مباحث علمی و فلسفی و .... از خارج به آیات قرآن است که حقایق را تبدیل به مجاز کرده و انسان را از فهم درست مراد الهی دور میکند.
وی با بیان اینکه نقطه ثقل اندیشه علامه این است که قرآن به غیر نیازی ندارد اما ناقدان این را به درستی فهم نکرده و ایشان را متهم به کم توجهی به روایات میکنند در حالی که این خلاف واقع است.
مباحثه؛ راه حل اختلافات در فهم مصادیق
عابدی با بیان اینکه علامه معتقد است ما در مفاهیم اختلاف فهم نداریم بلکه اختلاف در مصادیق است اظهار کرد: ایشان ناتوانی فهم عادی بشر از درک مصادیق را موجب اختلاف میداند و تنها راه برون رفت از آن را هم مباحثه علمی بیان میکند که از دو مسیر قرآنی و غیر قرآنی ممکن است و علامه فهم مصادیق از راه غیرقرآن را مطلوب قرآن نمیداند.
این قرآن پژوه در ادامه به تشریح مبانی عمده علامه در تفسیر پرداخت و گفت: ناتوانی فهم عادی بشر از درک مصادیق، امکان درک الفاظ با فهم عادی بشری، لزوم مباحثه علمی، استقلال قرآن در فهم مصادیق و مدالیل عمده ترین مبانی است و نقطه ثقل مقدمه علامه در المیزان هم همین استقلال قرآن است و برای آن مویداتی نیز میآورد.