
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ وﺿﻌﯿﺖ ﻣﻮﺟﻮد در شهرهای کمتر توسعه یافته و در حال توسعه ﮐﺸﻮر، میتوان دریافت که نرخ ﺟﻤﻌﯿﺖ و ﺑﻪ ﺗﺒﻊ آن افزایش نیازها و ﻣﺸﮑﻼت و آﺳﯿﺐﻫﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ بهصورت تصاعدی در حال افزایش است و از ﻃﺮﻓﯽ ﻣﻨﺎﺑﻊ و ﻇﺮﻓﯿﺖﻫﺎی ﻧﻬﺎدﻫﺎی دوﻟﺘﯽ و مسئول ذیرﺑﻂ، ﺑﻪ ﺗﻨﺎﺳﺐ این نیازها ﺗﻮﺳﻌﻪ ﭘﯿﺪا ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ، از این رو ﺿﺮورت و اهمیت بیش از پیش ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ سرمایههای اﻧﺴﺎﻧﯽ ﺟﺎﻣﻌﻪ شهری و ظرفیتﻫﺎی بالقوه آنها ﺑﺮای ﻣﺸﺎرﮐﺖ و ﻫﻤﺮاﻫﯽ در ﺑﺮﻧﺎﻣﻪرﯾﺰیﻫﺎ و اﻗﺪاﻣﺎت ﻻزم جهت توسعه محلی شهر یا منطقه ﺑﯿﺶ از ﭘﯿﺶ هویدا ﻣﯽشود.
البته در اﯾﻦ ﻣﯿﺎن ﻇﺮﻓﯿﺖ و ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪی محدود ﺟﻮاﻣﻊ ﻣﺤﻠﯽ منفرد ﺑﺮای ﺣﻀﻮر ﻣﺆﺛﺮ در ﻓﺮاﯾﻨﺪ ﺗﻮﺳﻌﻪ کلان ﺟﺎﻣﻌﻪ، قابل کتمان نیست اما با تجمیع ظرفیتهای یکایک جوامع محلی میتوانیم به توسعه یکپارچه و پایدار ملی دست پیدا کنیم.
همانگونه که بیان شد باید توجه داشت در مناطق کمترتوسعه یافته شاهد کمبود منابع هستیم ﮐﻪ این خود عامل و زمینه شکلگیری کاستیها و معضلات مختلفی است، از جمله این کمبودها میتوان به کاستی در وجود منابعی ﻧﻈﯿﺮ منابع ﻣﺎﻟﯽ، ﻗﺎﺑﻠﯿﺘﯽ و ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ اشاره کرد.
ﺑﺪﯾﻬﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺣﻞ اﯾﻦ کاستیها ﻧﯿﺎز ﺑﻪ ﻣﻨﺎﺑﻊ و ﻇﺮﻓﯿﺖﻫﺎی ﻓﺮاواﻧﯽ دارد و ﻣﻮﺿﻮع ﻣﺸﺎرﮐﺖ و ﻧﻘﺶپذیری ﻣﺮدم در ﺑﻪ ﻋﻬﺪه ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺑﺨﺸﯽ از ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ فرایند توسعه محلی، اﻣﺮی اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ برای رفع این کاستیها در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﻮد. اﻣﺎ ﭼﺎﻟﺶ اﺳﺎﺳﯽ، انتخاب الگوی ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪسازی و ﻇﺮﻓﯿﺖسازی برای جلب و حفظ مشارکت مردمی در حوزه مدیریت و برنامهریزی محلی است.
بر این اساس باید اینگونه توانمندسازی اجتماع محور را تعریف و تبیین کنیم ﮐﻪ در الگوی توانمندسازی اجتماع محور، در بطن ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﺤﻠﯽ، ﻋﺪهای از اﻓﺮاد ﺑﻪ ﺳﻄﺤﯽ از آگاهی، ﻧﮕﺮش، داﻧﺶ و ﺗﻮاﻧﺎﯾﯽ و ﺗﻌﻬﺪ میرسند ﮐﻪ مشتاقانه ﺑﺨﻮاﻫﻨﺪ و ﺑﺘﻮاﻧﻨﺪ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و ﻧﻘﺶ ﺧﻮد را در ﺗﻮﺳﻌﻪ و ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﺤﻠﯽﺷﺎن اﯾﻔﺎ کنند.
با توجه به این تعریف و در ﻧﻈﺮ داﺷﺘﻦ ﺣﺲ ﺗﻌﻠﻖ و مالکیت ﮐﻪ دلیل اصلی حفظ و اﺳﺘﻤﺮار اﯾﻔﺎی ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ در شهروند ﺑﻪﺷﻤﺎر ﻣﯽرود، باید توجه داشت که نگاه ﺑﻪ شهروند ﺑﻪﻋﻨﻮان ذینفع اﺻﻠﯽ، ﻧﮑﺘﻪای اﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﻤﻮاره ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺪﻧﻈﺮ مدیران، مسئولان و ﺑﺮﻧﺎﻣﻪرﯾﺰان فرایند توسعه ﻗﺮار گیرد.
از ﺳﻮﯾﯽ ﺑﺪﯾﻬﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ در ﯾﮏ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﺤﻠﯽ در حال توسعه ﺑﻪوﯾﮋه از بعد اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪﮐﺮدن ﺧﻮد ذیﻨﻔﻌﺎن و ﻣﺮدم ﻣﺤﻠﯽ ﺑﺮای حضور و ﻣﺸﺎرﮐﺖ پر رنگ در فرایند توسعه و ﻧﻬﺎﯾﺘﺎً ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ و رﻫﺒﺮی اﯾﻦ ﻓﺮآﯾﻨﺪ اﻣﺮی ﺣﯿﺎﺗﯽ ﺑﻪﺷﻤﺎر ﻣﯽرود اﻟﺒﺘﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ اﯾﻦ ﻧﮑﺘﻪ را از ﻧﻈﺮ دور داﺷﺖ ﮐﻪ ﻣﻬمﺘﺮﯾﻦ اﻧﮕﯿﺰه شهروندان و مخاطبان ﻣﺤﻠﯽ ﺑﺮای ﺷﺮوع ﺣﺮﮐﺖ، رﻓﻊ دﻏﺪﻏﻪﻫﺎی آﻧﻬﺎ از جمله ﻣﺸﮑﻼت و ﻧﯿﺎزﻫﺎی ﻣﺒﺘﻼﺑﻪ آﻧﻬﺎ در ﻣﺤﻠﻪ و شهر اﺳﺖ.
با این مقدمه در مییابیم که ﻓﺮاﯾﻨﺪ ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪﺳﺎزی اﺟﺘﻤﺎع ﻣﺤﻮر ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪدﻧﺒﺎل اﻓﺰاﯾﺶ آن دﺳﺘﻪ از ﺗﻮاﻧﻤﻨدیها و سرمایهها در ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﺤﻠﯽ ﺑﺎﺷﺪ تا به ﻣﺮدم آن منطقه در رفع اﯾﻦ ﻣﺸﮑﻼت و ﻧﯿﺎزﻫﺎ ﮐﻤﮏ ﮐﻨد.
باید اذعان کرد، ﻧﻘﻄﻪ ﻗﻮت اﯾﻦ روﯾﮑﺮد اﻧﻌﻄﺎفﭘﺬﯾﺮی در ﺟﻬﺖﮔﯿﺮی ﻓﻌﺎﻟﯿتهای ﻧﻬﺎﯾﯽ آن اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ مسئله و ﯾﺎ ﻧﯿﺎز ﺧﺎﺻﯽ را در سطح ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻫﺪف ﻗﺮار دﻫﺪ، اﯾﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ از ﺳﻄﺢ ﯾﮏ ﻧﯿﺎز ﺳﺎده مانند آسفالت خیابان ﺗﺎ ﭼﺎﻟﺶ ﻋﻤﺪهای ﭼﻮن حاشیهنشینی، ﻓﻘﺮ و یا ﺑﯿﮑﺎری جوانان را ﻧﯿﺰ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﺷﺎﻣﻞ شود.
ﺑﺮ اﯾﻦ اﺳﺎس ﺳﺎزﻣﺎنهای مختلفی ﻣﯽﺗﻮاﻧﻨﺪ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ رﺳﺎﻟﺖ و اﻫﺪاف ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﺧﻮد، ﺑﻪﻋﻨﻮان ﺣﺎﻣﯽ ﻣﺎﻟﯽ و ﺳﯿﺎﺳﺘﮕﺬار در اﯾﻦ روﯾﮑﺮد ورود ﭘﯿﺪا ﮐﻨﻨﺪ که در اﯾﻦ ﺑﯿﻦ دﺳﺘﮕﺎههای ﺣﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻧﻮﻋﯽ دارای ﻧﻘﺎط ﺗﻤﺎس ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ یا نزدیک ﺑﺎ ﻣﺮدم ﻣﺤﻠﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ از جمله شورای اسلامی شهر و شهرداری میتوانند نقش مهم و بسزایی در بهرهگیری هدفمند از مشارکتهای مردمی داشته باشند؛ لذا از این پس محور گفتمانهای ما در حوزه مدیریت شهری در قالب شهرداری و شورای اسلامی خواهد بود.
البته همانگونه که مشخص است، برای تحقق مشارکت جمعی در توسعه شهر به یک ابزار و الگوی راهنما نیازمندیم که در ادامه و در طول یادداشتهای آتی به بررسی آن در قالب مفهوم شهر هوشمند اسلامی (Islamic Smart City) و زیربنای فکری آن و چگونگی تحقق آن در ایران و سایر شهرهای جهان اسلام خواهیم پرداخت.
بر این اساس مردم بهعنوان ذینفعان اصلی شهر بایستی یک نقطه اتکا و اتصال به جامعه شهری داشته باشند که در الگوی الهی ما، دین میتواند بهعنوان یک محور عمل کرده و زمینه همکاری و مشارکت عمومی در یک مسیر خاص و مشخص منتهی به توسعه پایدار شهر را مهیا سازد زیرا دین مبتنی بر وحدانیت الهی موجب میشود تا کلیت عقاید جامعه یک شکل و شاکله کلی داشته و مستعد پذیرش تفکرات همسو با این شاکله کلی از جمله دستورات و تعالیم الهی، روایی باشد.
خوشبختانه بررسی سابقه تاریخی و فرهنگی جوامع اسلامی اثبات میکند که مسلمانان از بدو آشنایی با قوانین و آموزههای الهی به دلیل ذات اجتماعی اسلام، علاقه فراوانی به مشارکت در فرایندهای متنوع اجتماعی داشتهاند که نمونه آن را در برگزاری جلسات مشورتی با پیامبر(ص) که با استقبال مسلمانان روبرو میشد، میتوان جستجو کرد.
از سوی دیگر همانگونه که پروردگار متعال میفرماید انسان، به دلیل کسب منصب خلافت الهی در زمین، در برابر پروردگار خویش مسئول است؛ بر این اساس، انسانها در زمین آزاد و رها نبوده و حق ندارند بر اساس هواهای نفسانی و بدون توجه به فرامین الهی در سطح جامعه رفتار کنند.
در نگاه دینی، انسانها خود ذاتاً صاحب حق نیستند که هرگونه بخواهند رفتار کنند، هرگونه تغییر و تحول در جامعه به اختیار انسانها واگذار شده و در کنار آن، دستورات از سوی شریعت آمده است تا انسانها با آزادی مسئولانه راه خود را انتخاب کنند: «...إِنَّ اللّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ...، ...در حقیقت خدا حال قومى را تغییر نمىدهد تا آنان حال خود را تغییر دهند ...»، (رعد/11).
در واقع مسئولیت انسان از چند جهت مهم است؛ یکی در برابر خداوند که مقتضای ربوبیت تشریعی الهی است و دیگری در برابر سایر اعضای جامعه است. از این رو پیامبر(ص) گرامی اسلام فرمودند: «مَنْ أَصْبَحَ لَا یَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِینَ فَلَیْسَ بِمُسْلِم» و حتی طبق حدیث دیگری از پیامبر اکرم(ص) مسلمانان هر یک نسبت به هم وظیفه والی و رعیت را دارا هستند: «کُلُّکُمْ رَاعٍ وَ کُلُّکُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ» یعنی مسئولیت در قبال جامعه یکی از وظایف مسلم مسلمانان است.
بر این اساس الگوی شهر هوشمند اسلامی، نمایانگر مسئولیتپذیری بیشتر و نگاه تکلیفگرایانه به حیات اجتماعی انسان است که در پرتوی این نگاه، مشارکت در عرصه حفظ و توسعه جامعه شهری و روستایی بهعنوان یک تکلیف دینی بهشمار میرود. این نکته نیز حائز اهمیت است که مسئولیتپذیری کلی، دارای مراتبی است و مسئولیتها با توجه به استعداد افراد و موقعیتهای اجتماعی بین افراد توزیع میشود.
لازمه این نگاه، آن است که ساختار توسعه اجتماعی ما در شهر و ساختارهای مدیریت شهری مشارکتجویانه باشد تا زمینه مشارکت افراد در حوزه توسعه پایدار فراهم شود؛ لذا ارتباط منطقی، که میان شاخصهای مشارکت عمومی شهروندان برقرار میشود، حدود و کیفیت مشارکت افراد در حوزه توسعه شهر اسلامی را مشخص میکند.
در مجموع می توان در حوزه مدیریت شهر اسلامی این گونه برداشت کرد که در صورت بهرهگیری از قوانین و آموزههای الهی در حوزه مدیریت شهر میتوان انتظار مشارکت معنوی و مادی شهروندان در تمام حوزههای مورد نیاز توسعه شهر را داشت زیرا در الگوی شهر هوشمند اسلامی، شهروندان مشارکت در مدیریت و توسعه شهر را نه تنها یک وظیفه که یک فریضه الهی تشخیص میدهند.
از سوی دیگر جامعه اسلامی بهعنوان یک جامعه در حال انتظار برای ظهور منجی الهی، باید با پرداختن به اصول و قواعد الهی زمینه را برای شکلگیری حاکمیت جهانی اسلام مهیا کرد؛ لذا چون مهدویت تجلی کمال جامعه انسانی با یک ساختار الهی است، از این رو مهدویت میتواند بهعنوان یک مسیر تعالیبخش و نقشه راه برای حرکت بهسوی تحقق آرمان شهر اسلامی در قالب شهر هوشمند اسلامی به کار آید.
بنابراین امیدوارم با توجه به افزایش درک انسان از معارف الهی مدیران و برنامهریزان شهری نیز با توجه به این نگرش الهی جهت شکلدهی ساختار شهر هوشمند اسلامی در حوزههای تحت مدیریت و مسئولیت خود اقدام کند.
نوید کمالی، محقق و پژوهشگر حوزه فناوری اطلاعات و توسعه پایدار