کد خبر: 1427451
تاریخ انتشار : ۱۷ تير ۱۳۹۳ - ۱۴:۴۶

کشف کودتای نوژه، «نقاب» را از چهره نفاق برداشت

گروه سیاسی: مجموعه توطئه‌های پیاپی داخلی علیه جمهوری اسلامیِ نوپا و واقعه صحرای طبس باعث شد تا شاپور بختیار، نخست‌وزیر فراری شاه به پاریس، تحت فشار آمریکا و انگلیس به سازماندهی اجزای کودتایی با عنوان نقاب را علیه کشور ایران اجرا کند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، افرادی که روزهای نخست انقلاب اسلامی را درک کرده‌اند با نام کودتای نوژه و یا با نام واقعی کودتای نقاب آشنا هستند. کودتایی که 18 تیرماه در سال 1359 کشف و خنثی‌سازی شد، اما این کودتا چه ساختاری داشت، زمینه‌های پیدایی آن از کجا بود و چگونه خنثی شد؟

رهبر معظم انقلاب در تاریخ 30 فروردین 1374 در دیدار با جمعی از فرماندهان و پرسنل ارتش درباره عوامل خنثی‌ شدن کودتا این چنین گفتند: « ... توطئه خطرناکی بود. اما این توطئه هم به‌وسیله ارتشی‌ها خنثی شد. شاید ملت ایران نداند آن کسانی‌که موجب شدند توطئه کودتاىِ بسیار خطرناک پایگاه شهید نوژه خنثی شود، خودِ جوانان ارتشی بودند که آمدند به ما اطّلاع دادند. یک خلبان جوان در نیمه شب آمد و درِ خانه ما را زد و با اصرارِ زیاد ما را وادار کرد که حرفش را گوش کنیم. حرفش این بود که این کودتا در ظرف بیست‌ و چهار ساعت آینده انجام می‌گیرد. بعد هم عناصر دنبال‌کننده این قضیه - نظامیان و ارتشی‌های متدیّن آن پایگاه - بیشترین نقش را در خنثی کردن آن کودتا داشتند. آن کسی‌که در این صحنه از ارتش دفاع کرد، خودِ ارتش بود. خودِ ارتش نگذاشت که این چنگال دشمن به او وصل شود و توطئه خود را در ارتش پیاده کند. آن جوان خلبان هم، بعدها جانباز شد. الان هم هرجا هست، امیدواریم که مشمول فضل خدا باشد.»

فراهم‌سازی نیرو برای انجام یک کودتا

مجموعه توطئه‌های پیاپی داخلی علیه جمهوری اسلامیِ نوپا و واقعه صحرای طبس باعث شد تا شاپور بختیار، نخست وزیر فراری شاه به پاریس، تحت فشار آمریکا و انگلیس به سازماندهی اجزای «کودتایی» علیه کشور ایران اجرا کند، او در سه شاخه نظامی، سیاسی و تدارکات، اضلاع مثلث کودتا را ترسیم کرد.

شاخه نظامی تحت ریاست فردی به نام «بنی‌عامری» از عناصر زیر تشکیل می‌شد:

الف) ساواک منحله و نیروهای اطلاعاتی

ب) نیروی هوایی: چهل نفر از خلبانان و همافران فنی از پایگاه‌های یکم هوایی مهرآباد تهران و شهید نوژه همدان جذب و در اختیار این شاخه قرار گرفتند. در پایگاه‌های اصفهان و وحدتی دزفول نیز چند تن از خلبانان با عوامل کودتا آشنا شده و وعده دادند که هنگام کودتا خنثی عمل کنند؛ یعنی پروازشان نه علیه ایران باشد و نه علیه کودتا. در پایگاه تبریز هم عده‌ای معدود به جهت استفاده از روابط کودتاگران به منظور خروج از کشور با عوامل کودتا ارتباط برقرار کردند.

ج) نیروی زمینی: در این نیرو، لشگر یک(گارد جاویدان سابق)، لشگر دو، لشگر 92 زرهی اهواز، لشگر 81 باختران، لشگر قزوین، ژاندارمری، شهربانی، ستاد نیروی زمینی و نیروی ویژه هوابرد(نوهد) مورد نفوذ عوامل کودتا قرار گرفتند.

د) نیروی دریایی: اگرچه نیروی دریایی نمی‌توانست هم پای نیروی زمینی و هوایی نقشی را ایفا کند اما از نظر کودتاگران احتمال نفوذ و سوء‌استفاده شوروی از خاک ایران وجود داشت. طبق پیش‌بینی عوامل کودتا، نیروی دریائی ایران با بستن تنگه هرمز، نیروهای ناتو را به خلیج فارس کشانده و شوروی را از نیات خود منصرف می‌ساخت. علاوه بر این، جذب پرسنل این نیرو به جهت اشغال قرارگاه نیروی دریایی و ستاد ارتش در تهران به هنگام کودتا نیز لازم بود.

ه) عشایر: ایلات عشایر همواره نقش مهمی را در دفاع از استقلال و تمامیت ارضی ایران داشته اند و امام خمینی(ره) هم به آنان لقب «ذخایر انقلاب» را داده است، اما در طول تاریخ شاهد آن هستیم که برخی از افراد این قشر با آشوب‌های تجزیه‌طلبانه و توسعه ناامنی و بلوا، نقش اهرم را برای قدرت‌های بیگانه ایفا کرده‌اند.

و) ادرات دولتی: سران کودتا برای پشتیبانی از عملیات نظامی و اقدامات حمایت‌گرانه و تداراکاتی، در وزارت پست، تلگراف و تلفن و همچنین سازمان صدا و سیما، بیشترین سرمایه‌گذاری را کردند.

2. شاخه سیاسی: مسئولیت سازماندهی و تبلیغ این شاخه تحت ریاست فردی به نام «قادسی» بود. از وظایف این شاخه هموار کردن عملیات نظامی و تصرف قدرت سیاسی پس از کودتا بود و این میسر نمی‌شد مگر با مشروعیت بخشیدن مذهبی به کودتا. به همین جهت برای اقناع اعضای مردد شرکت کننده در کودتا لازم بود که سایه برخی روحانیان سازشکار، مانند آیت‌الله سید کاظم شریعتمداری بر سر کودتا انداخته شود.

همچنین برای همراه ساختن این افراد با کودتا لازم بود که پول‌هایی صرف شود زیرا از نظر کودتاگران اولاً هرکس که پول بیشتری می‌گرفت، هم حرفش بیشتر بود و هم صدایش بلندتر. ثانیاً کودتا باید از طرف این افراد مشروعیت می‌یافت.

3. شاخه تدارکات: این شاخه که وظیفه تهیه پول، اسلحه، خانه، ماشین، و دیگر لوازم مورد نیاز برای انجام یک کودتای موفق را به عهده داشت، تحت ریاست فردی به نام «منوچهر قربانی» بود. منابع و مصارف پول کودتاگران از دو طریق تأمین می‌شد: اول، از جانب کشورهای آمریکا، انگلیس و عراق به ستاد کودتا در پاریس فرستاده و سپس از آنجا به داخل کشور سرازیر می‌شد، طوری که در مدت کمتر از یک هفته قریب به یکصد میلیون تومان به ایران ارسال شد، دوم، بقایای خاندان سلطنتی.

جنگ تبلیغاتی ـ روانی؛ مکمل کودتا

رادیوی «صدای آزاد ایران» در خاک عراق و «رادیو ایران» در خاک مصر از جمله رادیوهای فعالی بودند که هم برای تهاجم تبلیغاتی ـ روانی  علیه مردم ایران و هم برای ارتباط سریع با کودتاگران از طریق پیام‌های رمز، کار خود را آغاز کردند.

سازمان کودتای «نقاب»

بختیار پس از فراهم کردن نیرو برای انجام کودتا، نیروهای جمع شده را در سازمانی به نام «نقاب» جمع آوری کرد. نقاب جمع حروف اول عبارت «نجات قیام ایران بزرگ» بود. نکته جالب اینجا است که به عقیده آنها «حرکت مردم تا خروج شاه از ایران، اصیل و سازنده بود ولی پس از آن منحرف و مخرب شده است، لذا وفاداران به اصالت قیام، باید درصدد اصلاح راه کج شده برآیند!».

در این سازمان شورائی به نام رئیس قرار داشت که افرادی چون ابوالقاسم خادم، رضا مرزبان و قادسی مثلث ریاست سیاسی این شورا را بر عهده داشتند. ذیل کادر «رئیس» پنج شاخه «بافت»، «نگر»، «نشر»، «اطلاعات» و «عمل» قرار داشت.

طرح عملیاتی کودتای «نقاب»

کودتاگران درصدد شناسائی یک پایگاه هوائی برآمدند تا برای اهداف کودتا مناسب باشد، در نهایت آنها به این نتیجه رسیدند که پایگاه هوائی «شهید محمد نوژه» در همدان مطابق با اهداف آنها است.

ذکر این نکته لازم است که طبق هماهنگی‌های عوامل کودتا در پاریس و تهران با نمایندگان سازمان‌های اطلاعاتی سیا و موساد و همچنین ارتش عراق، حملات زمینی و هوائی عراق همزمان با نزدیک شدن به زمان کودتا در روزهای 18 و 19 تیرماه 1359 در مناطق مرزی غرب و جنوب غربی کشور گسترش می‌یافت.

در پی این حملات و طبق نقشه کودتاگران، پس از تصرف پایگاه هوائی شهید نوژه، وقتی که صدای آژیر به عنوان رمز عملیات به صدا درمی‌آمد جگنده‌های وابسته به کودتا در ظاهر به سمت مرزهای کشور و در واقع به سمت تهران برای بمباران بیت امام خمینی(ره) در جماران، مهرآباد، دفتر نخست وزیری، ستاد مرکزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ستاد مرکزی کمیته‌های انقلاب اسلامی واقع در میدان بهارستان، پادگان ولیعصر(عج)، پادگان امام حسین(ع)، پادگان خلیج (شهیدبهشتی)، کمیته انقلاب اسلامیِ مناطق 9 و 4، کاخ سعدآباد، چون آنجا را انبار مهمات می دانستند و لویزان(پادگان نوجوانان) حرکت می‌کردند.

طبق تحلیل کودتاگران، بیت امام خمینی(ره) کلید پیروزی کودتا بود. به همین منظور سه جنگنده به خلبانی سه تن از بهترین خلبانان کودتا برای این کار در نظر گرفته شد لذا کودتاگران می‌خواستند پس از بمباران‌های مکرر جماران، ساختمان های رادیو و تلویزیون و مهرآباد با شکستن دیوار صوتی، به نیروی زمینی علامت تسخیر مراکزی چون رادیو و تلویزیون، فرودگاه مهرآباد، ستاد نیروی دریائی، پادگان حر، پادگان قصر، پادگان جمشیدیه و زندان اوین را بدهند.

همزمان با پخش خبر بمباران جماران و دیگر مراکز سیاسی و نظامی، در شمال غرب، غرب، جنوب و شرق ایران نیروهایی از جمله بقایای «حزب خلق مسلمان» در آذربایجان شرقی، صنار و چنگیز مامدی در آذربایجان غربی، پالیزبان در باختران، بخشی از لشگر 92 زرهی اهواز به همراه افراد خودفروخته عشایر به فرماندهی سرهنگ عزیز مرادی در خوزستان، دسته هائی از عوامل کودتا در عشایر در اصفهان و کهگیلویه، باند خسرو قشقایی در فارس، قسمتی از لشگر77 مشهد و سرداران مرتبط با کودتا در بلوچستان باید وارد عمل می‌شدند.

شکست کودتا

هنگامی که مأموریت بمباران بیت امام خمینی(ره) را به یکی از خلبانان می‌دهند، او در نوع مأموریتش مردد می‌شود اما به دلیل القائات رهبران کودتا به کادرهای پائین خود، که به غیراز امام، بقیه با کودتاگران همدستند، دچار بلاتکلیفی شده بود و در اندیشه این بود که موضوع را به چه کسی می‌تواند بگوید؟ در نهایت تصمیم می‌گیرد که مادر و برادرش را از این موضوع مطلع سازد. مادرش در واکنش به صحبت‌های او به شدت ناراحت شد و آن خلبان جوان تصمیم می گیرد که موضوع را اطلاع دهد.

پس از اینکه خلبان اطلاعات را در اختیار آیت‌الله خامنه‌ای قرار داد، ایشان این موضوع را با آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی(آن شب در منزل آیت‌الله خامنه‌ای بودند) در میان گذاشته و سپس با محسن رضائی، که آن موقع مسئول اطلاعات سپاه بود و فرد دیگر که در جایی دیگر کار اطلاعاتی می‌کرده، تماس گرفته و موضوع را به آنها اطلاع می‌دهند.

بعد از رسیدن محسن رضایی و فرد اطلاعاتی به خانه آیت‌الله خامنه‌ای، آنها و خلبان دو ساعت با هم صحبت کردند که در نهایت مشخص شد محل تجمع آنها که قرار بود به همدان بروند، پارک لاله تهران باشد.

پس از چند ساعت از افشاگری این خلبان، یکی از درجه‌داران تیپ نوهد نیز به کمیته مستقر در اداره دوم ارتش مراجعه کرده و پس از افشای کودتا یک پاکت حاوی بخشی از طرح عملیاتی کودتا را در اختیار کمیته فوق قرار می‌دهد، با جمع‌بندی اطلاعات این دو نفر و تکمیل اطلاعات قبلی نهادهای اطلاعاتی سپاه و ارتش، به سرعت مقابله با کودتا در دو محور پارک لاله و پایگاه شهید نوژه طرح‌ریزی و خنثی شد.

شکست کودتای «نقاب» در بیان امام خمینی(ره)

امام خمینی(ره) پس از خنثی‌سازی کودتا در 20 تیرماه 1359 در حسینیه جماران در جمع روحانیون، ائمه جماعات تهران و شهرستانها و روحانیون عضو بسیج فرمودند: «توطئه‌ای که معلوم است چنانچه موفق به کشفش هم نشده بودیم و قیام هم کرده بودند، مردم آنها را خفه می‌کردند. آن روز که فانتوم آنها آمد و اینجا را خراب کرد و من هم رفتم سراغ کارم، ملت دستش باز و با مشت محکم اسلام را حفظ بکند. این احمق‌ها نفهمیدند این را. [فکر می کردند] که با چهارتا مثلاً سربازی که با این‌ها موافق نیستند، با چهار نفر از این درجه داران و امثال اینها می‌شود یک مملکت چهل و سی و پنج میلیونی که همه مجهز هستند، این‌ها بتوانند فتح کنند. این‌ها غلط فکر می‌کردند. ما از این امور(کودتا) نمی‌ترسیم».

حضرت امام سه روز بعد در سخنرانی شان در جمع اعضاى جامعه اسلامى بانوان شمیران‏ با اشاره به این کودتای نافرجام فرمودند: «این اشخاصى که خیال کردند که یک کودتایى بکنیم و یک چند نفر را بکشیم و یک مثلاً جاهایى را بکوبیم اینها خیال مى‏‌کنند که یک جاست مرکز، یک محله است مرکز یا چند محله است مرکز. اگر فرض کنیم آن محل، آن محل کوبیده بشود همان‌طور که در کودتاهاى دیگر وقتى آن رأس را مى‌کوبیدند دیگر، دیگران کم کار داشتند یا کار نداشتند حالا هم این طورى است. حالا همه خانه‏‌ها مرکز است، همه افراد ملت ما سپاه اسلام هستند. مسئله، مسئله عقیدتى است نه مسئله مادى.»

منابع:

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2746

 صحیفه امام، ج‏ 13

کودتای نوژه، انتشارات مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، چاپ پنجم

captcha