کد خبر: 1429747
تاریخ انتشار : ۲۳ تير ۱۳۹۳ - ۱۷:۱۲

سحرخوانی؛ آئینی ماندگار در کاشمر

گروه اجتماعی: سحرخوانی یکی از آئین‌های نیکو در ماه مبارک رمضان در شهرستان کاشمر بود که برای بیدار کردن دیگران از خواب یکی دو ساعت قبل از اذان صبح توسط افرادی که صدای خوشی داشتند، انجام می‌شد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، سحرخوانی یکی از آئین‌های نیکو در ماه مبارک رمضان در شهرستان کاشمر بود  که برای بیدار کردن دیگران از خواب یکی دو ساعت قبل از اذان صبح توسط افرادی که صدای خوشی داشتند، انجام می‌شد.

مردم در برخی محله‌ها و روستاها لحظه بیدار کردن برای سحری خوردن، چلک‌زنی می‌کردند یا طبل می‌زدند؛ افرادی هم که از صدای خوشی برخوردار نبودند با هدف اینکه کسی خواب نماند ‌میان کوچه‌ها یا بر بلندای کوی و برزن قرار می‌گرفتند و دقایقی طبل یا دهل می‌زدند و یا چلک می‌زدند.

گاهی بچه‌ها مأمور می‌شدند که دق‌الباب کنند و درب منازل همسایه‌ها را بزنند یا از پنجره همسایه‌ها را جهت بیدار شدن و سحری خوردن صدا کنند. در این میان افرادی که از صدای خوشی برخوردار بودند، سحرخوانی می‌کردند، محتوای سحرخوانی همواره مناجات بود که در هنگام سحر می‌خوانند.

در همین خصوص علی‌اکبر روشندل‌طرقی، یکی از ریش‌سفیدان و پیشکسوتان این آئین نیک از کاشمر که اکنون هفتاد رمضان از عمرش می‌گذرد و 60 رمضان را روزه‌دار بوده در گفت‌وگو با خبرنگار ما از 35 سال سحرخوانی در رمضان گفت.

وی با بیان اینکه خداوند به من لطف کرد و بدون آنکه مدت طولانی به مدرسه و مکتب بروم نزد مرحوم پدرم و مرحوم ملاعباسعلی، سواد قرآن خواندن و نوشتن را فراگرفتم و علاقه‌مندی به مکتب اهل بیت عصمت و طهارت(ع) مرا واداشت تا در برخی مجالس تعزیه‌خوانی مرحوم حاجی حلمی، طفل خوان شوم و پس از آن تعزیه‌خوان و سحرخوان شوم.

روشندل‌طرقی افزود: حدود 40 سال به‌عنوان مؤذن با بلندگو و بدون بلندگو در مسجد جامع که دیوار به دیوار خانه‌ام است، اذان می‌گفتم، قبل از اینکه بلندگویی در محل باشد همواره بر پشت‌بام مسجد می‌‌رفتم و حدود نیم ساعت تا چهل دقیقه سحرخوانی می‌کردم تا همجواران مسجد برای سحری خوردن بیدار شوند.

وی با بیان اینکه این وظیفه تقریباً همگانی شده بود و هر کس به هر نحوی تلاش می‌کرد تا دیگران خواب نمانند، افزود: کسانی همچون مرحوم کربلایی حیدر یوسف‌پور طبل می‌زد و سحرخوانی می‌کرد، برخی در مسیر کوچه‌ها چلک‌زنی می‌کردند و عده‌ای درب منازل همدیگر را می‌زدند و همسایه را صدا می‌کردند.

این سحرخوان باتجربه با اشاره به اینکه من هم در حد خودم تا جایی‌که صدا داشتم می‌خواندم و بیشتر اشعارم مناجات بود، ادامه داد: برخی مناجات‌ها را از لابه‌لای کتاب‌های قدیمی جمع‌آوری و می‌خواندم، برخی اشعار را سینه به سینه فرا‌گرفته بودم و گاهی هم خودم می‌سرودم.

وی با اعلام اینکه برای اولین بار در اوایل انقلاب بلندگویی توسط حاجی علی‌اکبر فرقانی، خیر نیک‌اندیش که آن زمان در هواپیمایی مشهد مشغول به کار بود تهیه شد و به جهت اینکه خوب استفاده و حفاظت شود، به من سپرده شد، ابراز کرد: مدت چند سال بلندگو برای اذان و سحرخوانی در همین خانه‌ نگهداری می‌‍شد.

روشندل‌طرقی گفت: هر وعده اذان می‌گفتم و در ماه رمضان سحرخوانی می‌کردم، پس از مدتی با اجازه خودشان آن را به مسجد بردم و جایی برای بلندگو درست کردیم که قفل و کلید داشته باشد تا مدت قبل همین آمپلی فایر در مسجد جامع مورد بهره‌برداری قرار می‌گرفت.

این سحرخوان افزود: آن زمان مردم هنگام سحر غذای سحری درست می‌کردند، خانم خانه مشغول پخت و پز و آماده کردن سحری می‌شد و مرد خانه هم مشغول خواندن قرآن یا ذکر تسبیح خداوند متعال بود، بچه‌ها را کمی دیرتر بیدار می‌کردند به همین جهت 2 یا 3 ساعت قبل از اذان صبح همه چراغ‌ها روشن بود.

وی اظهار کرد: اکنون سحرخوانی در رادیو و تلویزیون دارای جایگاهی است و دیگر مردم زمان زیادی را برای سحر و اذان صبح بیدار نمی‌مانند و یک ساعت یا نهایتاً یک ساعت و نیم قبل از اذان صبح با وسایل ارتباط جمعی یا کوک کردن زنگ تلفن‌های همراه، ساعت‌های زنگدار و ... بیدار می‌شوند و غذایی که قبلاً تهیه شده را در این فرصت کوتاه صرف می‌کنند و بلافاصله بعد از اذان هم نماز صبح به خواب می‌روند.

روشندل‌طرقی در پایان ابراز کرد: دیگر صدای نجواهای پیرمردان و ریش‌سفیدان، تلاوت قرآن جوانان و نوجوانان و میان‌سالان کمتر به گوش می‌رسد.

کاش دوباره این آئین و رسم سنتی کشور ما احیا شود و شاهد شب‌زنده‌داری افرادی باشیم که می‌خواهند با خدای خود راز و نیاز کرده و یک روز دیگر در رمضان را روزه بگیرند. به امید آنکه خداوند ما را به لطف خویش پاداش فرماید نه به اعمال و رفتار ناچیز ما ...

captcha