گروه دانشگاه: حجتالاسلام دعوتی ضمن تاکید بر ضرورت تدریس تاریخ واقعی از منظر قرآن کریم در دانشگاهها، تربیت دینی دانشجویان را مهمترین محور دانشگاه اسلامی از نظر امام خمینی(ره) دانست.

حجتالاسلام والمسلمین میرابوالفتح دعوتی، نویسنده و کارشناس قرآنی در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا) درباره اسلامی شدن دانشگاهها اظهار کرد: علم خاصیت اکتشافی دارد و به واقعیتهای خارجی نظر دارد و در انحصار کسی نیست و متعلق به گروه یا دین و آیینی نیست.
وی ادامه داد: اگر گاهی از علوم اسلامی و یا علوم باستانی یا رومی یا یونانی و ایرانی یا هندی یا شرقی یا غربی یاد میشود، این اضافهها و نسبتها جنبه تاریخی دارد و از صاحبان آن علوم و پدیدآورندگان یا منابع آن علوم نام میبرد وگرنه هرگاه علمی تحویل جامعه بشری شود، دیگر متعلق به همگان است و مخصوص قوم و نژادی نیست و از این دیدگاه همه علوم همگانی هستند و دانشگاهها نیز جهانی و همگانی هستند.
حجتالاسلام دعوتی افزود: تعبیر اسلامی شدن دانشگاهها که از یادگارهای حضرت امام فقید است، نظر به نحوه تربیت دانشجویانی دارد تا دانشگاهها و دروس به گونهای باشد که هنگامی که دانشجویان فارغالتحصیل میشوند، تحت تعلیم و تربیت قرآنی و اسلام پرورش یافته باشند و معارف آنان معیار صحیح و اسلامی باشد و ایمان و اعتقاد به آن معارف داشته باشند و مودب به آداب اسلامی شده باشند و از عقاید و آداب اسلامی گریزان نباشند و بتوانند در طول زندگانی خود آن حالت تقوی و درستکاری و تعصبات مذهبی و گرایشها را حفظ کنند و در نهایت سربازان خدمتگزار به این مملکت و آب و خاک و دین و مذهب باشند، زیرا هرگونه خیانتی که به این کشور شده است، از انحرافات اعتقاداتی نشات گرفته است.
این نویسنده کتابهای قرآنی خاطرنشان کرد: به نظر من بیشترین چیزی که میتواند ساختمان فکری یک دانشجو را شکل دهد، مسئله تاریخ است. تاریخ امروزه بر اساس تفکرات غربی و اندیشههای بعد از رنسانس نوشته شده است و در ذهن دانشجویان به دو بخش قرون وسطی و بعد از آن تقسیم میشود.
قرون وسطی اروپا؛ اوج شکوفایی تمدن اسلامی
وی توضیح داد: قرون وسطی شامل همان دوره اوج تمدن اسلامی ما میشود که جهان در آن زمان در جهالت و نادانی فرو رفته بود و در قرون جدید بعد از رنسانس است که جهان علم و دانش در غرب ایجاد شد و اکتشافات جدید حاصل شد و وضع جهان بهبود یافت. تمامی دانشجویانی که تحصیل میکنند با این اندیشه رشد پیدا میکنند و قهرا سمبل علم و آگاهی و معرفت، همان جهان غرب و تمدن غربی با همه حاشیههایش میشود.
تاریخ سلاطین از دیدگاه قرآن
این کارشناس قرآنی بیان کرد: اگر قرار باشد که معارف قرآنی در دانشگاهها لحاظ شود، لازم است که تاریخ، اسلامی و قرآنی شود؛ یعنی دانشجویان تاریخ را بر اساس دادههای قرآنی بخوانند و بنگرند که همان تاریخ واقعی است. بر اساس دادههای قرآنی اساسا حاکمیت سلاطین و فراعنه و ملوک و قیصر و کسری، حاکمیت ظلم و تبعیض و جنگ و جدال و فتوحات حیوانی و جنگ نژادها و ملتها و کشورگشایی پادشاهان خودکامه قلمداد میشود.
وی عنوان کرد: این ظلم سلاطین و پادشاهان یک حقیقت است و قرآن از این دوران به عنوان عصر جاهلیت نام میبرد و همزمان با مردود شمردن قیصر در روم، سلطنت کسری در ایران هم مردود شمرده میشود. در اینجا است که تصفیه تاریخ شروع میشود و دانشجو به یک داوری واقعی میرسد و همزمان با درهم شکستن بتهای غرب و قیصر، بت شرق و کسری را نیز میشکند.
حجتالاسلام دعوتی یادآور شد: وقتی قرآن سلطنت دروغین پادشاهان را باطل اعلام میکند، تعصب جاهلی نیز در شخص کشته میشود و داوری واقعی و گرایش به واقعیتها در او شکل میگیرد. در این نوع تاریخ، یعقوب لیث صفاری و خاندانهای سامانی و غزنوی مورد ستایش قرار نمیگیرند. تجزیه امت اسلام توسط صلیبیها و قوم تاتار، از این کشمکشها کور حاصل شد و امت اسلام عاقبت جدائیها و جنگ و جدال قومی و قبیلهای را درک کرد.
دانشجویان با تاریخ امت اسلامی آشنا شوند
وی اظهار کرد: هر نقطه از امت اسلامی پاره تن جهان اسلام است و مسلمان واقعی باید در مورد وطن اسلامی و قلعه مستحکم کلمه توحید تعصب به حق پیدا میکند. حال آنکه در تاریخ نگاری غربی به ملیتها و زبانها و نژادها مورد تقدس باطل و حمّیت جاهلی قرار میگیرند و ناسیونالیسم اروپایی، سرمشق ناسیوتالیسم شرقی قرار میگیرد و پان ترکسیم و پان عربیسم و پان ایرانیسم از آن متولد میشود.
وی ادامه داد: این اندیشههای باطل در اصل به اندیشههای سلطنتی و پادشاهی میرسند و مسلمانان در این طرز اندیشه دشمن خونی یکدیگر میشوند و در نهایت نه امپراطوری ایرانی تشکیل میشود و نه خلافت عربی ولی در عوض سرزمین واحد اسلامی نیز تجزیه میشود.
ملیتگرایی دروغین؛ جایگزین اخوت اسلامی شده است
وی بیان کرد: در این حالت یک ملیت، هزینه گزاف دورغین جایگزینی اخوت اسلامی میشود که در حال حاضر صهیونیستها غزه عربی را قتل عام میکنند به رگ ملیت عربی هیچ عربی هم برنمیخورد و حتی اعراب از دشمنان اسلام نیز حمایت میکنند یعنی ملیت گرایی دروغین جایگزین اخوت اسلامی میشود.