گروه دانشگاه: به گفته مدیر گروه الهیات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی، طرح «انسانشناسی مقایسهای» که از سال ۱۳۸۸ در دست اجراست، برای حصول نتیجه نهایی نیاز به توجه و حمایت مسئولین دارد.

به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا)، گروه پژوهشی الهیات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی از سال 1388 طرح جامع «انسانشناسی مقایسهای» را که زیربنای بسیاری از طرحهای کلان کشوری است در دست اجرا دارد. با وجود اهمیت این پژوهش زیربنایی، به خاطر مشکلات مالی این طرح متوقف شده است. آنچه میخوانید یادداشتی است که از سوی دکتر مژگان محمدی، مدیرگروه پژوهشی الهیات این پژوهشگاه برای ایکنا ارسال شده است:
انسانشناسی مقایسهای عنوان شبکه برنامه گروه الهیات پژوهشگاه علوم انسانی جهاد دانشگاهی است و با وجود هزینه بسیاری که صرف تهیه و تدوین این شبکه برنامه شده است، اجرای آن به علت مسائل مالی با مشکلات بزرگی مواجه شده است.
جهاد دانشگاهی یک نهاد انقلابی است و بنا به تعهد انقلابی، خود را موظف میداند که در امور مختلف پژوهشی، آموزشی، فناوری و غیره به مسائل و مشکلات مورد نیاز جامعه بپردازد. در این راستا، گروههای پژوهشی پژوهشگاه علوم انسانی جهاد دانشگاهی هم سعی دارند فعالیتهای علمی خود را با مقتضیات جامعه و مسائل و مشکلات آن تعریف و اجرا کنند.
با عنایت به مسائل بسیار مهم و مورد بحث مانند الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، علوم انسانی اسلامی، سبک زندگی ایرانی اسلامی، نقشه جامع علمی کشور و مهمتر از همه دیدگاه قرآنی گروه پژوهشی الهیات در این پژوهشگاه تصمیم گرفت فعالیت علمی خود را به مباحث انسان شناسی اختصاص دهد.
ضرورت پرداختن به انسانشناسی
گروه الهیات در طی این سالها که سرگرم تهیه و تدوین برنامه انسانشناسی بود، بارها از سوی مسئولین با این پرسش مواجه شد که ضرورت پرداختن به انسانشناسی چیست؟ چرا باید به انسان شناسی پرداخت؟ این نشان دهنده دیدگاههای روبنایی و عادت ما به حل ظاهری مسائل است. به خودمان اجازه نمیدهیم که به طور عمقی و علمی به مسائل بپردازیم و شاید گمان میکنیم که به مبانی و پایههای نظری تمام علوم دست یافتهایم. از این رو، امروزه، صرف پرداختن به پژوهشهای کاربردی و راهبردی بدون انجام مطالعات و پژوهشهای بنیادی از افتخارات سازمانها و مؤسسات ما شده است.
از نظر بسیاری از اندیشمندانی که به مباحث انسانشناسی علاقهمند هستند و به اهمیت و نقش آن در زندگی فردی و اجتماعی بشر آگاهی دارند، سخن گفتن از اهمیت انسانشناسی تعجبانگیز است. از نظر آنان چگونه میتوان «انسان» یعنی «خود» را نشناخت و از آن سوی زندگی فردی و اجتماعی طیبهای را سپری کرد، و به سرانجام خوش و سعادتمندانه انسان امیدوار بود؟ انسانشناسی یا به عبارتی شناخت خود، تاثیر بسزایی در زندگی فردی و اجتماعی انسان، علوم و دانش بشری، پیشگیری و حل مسائل و مشکلات فردی و اجتماعی انسان، حل مهمترین و پیچیدهترین مسائل و بحرانهای انسان معاصر مانند بیمعنایی و بیارزشی زندگی، هویت و غیره، بهبود وضعیت نهادهای اجتماعی و تدوین و ارزیابی برنامههای توسعه دارد.
تاثیر انسانشناسی در حل مسائل و مشکلات بشر
انسانشناسی مهمترین و اصلیترین معرفت بشر است و تأثیرات آن در نوع نگرش انسان به خود، خدا و جهان پیرامونش، زندگی و اعمال او و همچنین علوم دیگر بدیهی و انکارناپذیر است. معنادار بودن یا بیمعنایی زندگی، اهمیت و ارزشمندی زندگی، مسئله بسیار مهمی است و بدون آن انسان به سوی ناامیدی و لوازم سوء و خطرناک آن پیش میرود.
مدیریت و حل مشکلاتی مانند سرگردانی، اضطراب، ترس، ناامیدی، بی معنایی، عدم رضایت باطن ، غم، افسردگی، آمار روز افزون خودکشی، نابسامانیهای خانوادگی مانند خیانت و طلاق در بین زوجین و عدم درک متقابل فرزندان و پدر و مادر و... همه و همه در گروه پرداختن به مسائل بنیادینی مانند انسانشناسی است. شاید به همین دلیل باشد که انسانشناسی در دین اهمیت بنیادی پیدا میکند و سودمندترین علوم دانسته شده است. مطابق تصریح قرآن کریم، معارف خداشناسی، پیامبرشناسی و معادشناسی با شناخت انسان میسر میگردد. علوم دیگر، هر یک به نحوی، تحت تأثیر انسانشناسی هستند.
تاثیر انسانشناسی در بهبود وضعیت نهادهای مهم اجتماع
بهبود نهادهای مهم اجتماعی مانند تعلیم و تربیت، خانواده، حقوق، اقتصاد و سیاست زمانی محقق میشود که شناخت کافی از انسان وجود داشته باشد. بر این اساس هر چه بر شناخت انسان از خود افزوده شود، نظامها و نهادهای اجتماعی معقولیت بیشتری مییابند؛ میتوانند خود را بر اساس واقعیتها و ارزشهای انسانی سامان داده و در برآورده ساختن نیازهای انسان موفقیت بیشتری بدست آورند.
نهادهای اجتماعی هر یک به تناسب کارکردها، عوامل و عناصر تشکیل دهنده، و عوامل مختلف تأثیرگذار در آنها دارای مسائل و مشکلات عدیدهای هستند که هرقدر شناخت و آگاهی ما نسبت به آنها بیشتر شده و منابع و منشأهای آنها بیشتر تشخیص داده شود، در برآورده کردن نیازهای اجتماعی و تبلور ارزشها و هنجارهای اجتماعی موفقیت بیشتری بدست خواهند آورد.
تأثیر انسانشناسی در برنامهریزیها و اسناد بالادستی
تمامی برنامهریزیها، قراردادها، قوانین، نهادها، مؤسسات و مراکز گوناگون در هر کشوری برای رفع مشکلات و مسائل انسان و ارتقاء سطح زندگی اوست. همه از انسان است برای انسان؛ اما آیا میتوان بدون آنکه شناختی از انسان داشت برای او کاری کرد و برنامهای تنظیم نمود؟ هدف از اسناد برنامهای و توسعهای در هر کشور بهبود وضعیت زندگی مردم آن کشور در سطح ملی و بین المللی است.
موفقیت در تهیه و تدوین این اسناد و هر برنامهریزی دیگری، منوط به در نظر گرفتن واقعیتهای موجود انسانی و اهداف ارزشی کلانی است که برای انسان متصور است. پیش از هر عملی که برای بهبود وضعیت انسان در حوزهها و محدوههای خاص انجام میشود، باید او را شناخت و به نیازهای واقعی او دست یافت. عدم توجه به این امر بسیار مهم موجب تاثیرات منفی در کیفیت زندگی او خواهد شد یا لااقل همه هزینههای انسانی و مادی که صرف این برنامهریزیها چه در مرحله تولید و چه در مرحله اجرا میشود هدر خواهد رفت، یا موجب ضرر میشود.
ضرورت برنامهریزی در امر پژوهش
در پژوهشهای امروزی در خصوص موضوعات مهم جامعه با توجه به اینکه به مبانی نظری آن توجه نشده و مطالعات بنیادی اولیه آن به درستی انجام نمیشود، موضوعاتی که باید به حل مشکلات جامعه کمک کنند و زندگی اخلاقیتر، شادتر، راحتتر و سعادتمندانهتری برای افراد جامعه فراهم آورند، خود به معضلات و مشکلاتی برای جامعه تبدیل شدهاند. موضوعاتی مانند الگوی توسعه اسلامی ایرانی، سبک زندگی ایرانی اسلامی، اسلامی کردن علوم اسلامی یا علوم انسانی اسلامی ، نقشه جامع علمی کشور از موضوعاتی است که نیاز به پژوهشهای بنیادین در قضیه انسانشناسی دارد. بهتر است تا دیرتر نشده با وجود بودجههای هنگفتی که تا به حال صرف این قضایا شده، به برنامه ریزی در خصوص تحقیق در این مسائل پرداخت. و مسائل تحقیقی بنیادین در خصوص این مسائل شناسایی شده و با برنامهریزی، به طور منطقی و حساب شده، گام به گام تا رسیدن به اهداف نهایی پیش رفت.
الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت معمولا درمقابل الگوی توسعه غرب مطرح میشود. الگوی توسعه غرب با توجه به مبانی نظری مورد قبول غرب در مورد انسان شکل گرفته است. بنابراین وجه تمایز الگوی ایرانی اسلامی از غرب در نگرش آنها به انسان است. اگرمبانی نظری ایرانی اسلامی ما در مورد انسان مشخص نباشد، چگونه میتوانیم تمایز الگوی غربی و ایرانی اسلامی را تشخیص بدهیم؟ بعد از گذشت سالها از انقلاب اسلامی و سی سال تجربه، مسئولین باید به این امور توجه بیشتری نشان بدهند.
وجه تمایز پژوهش جهاد دانشگاهی
برای رسیدن به اهداف مورد نظر در هر تحقیق علمی باید مطالعات مقدماتی را به دقت انجام داد و سپس بر اساس آنها برنامهریزی کرد. عنوان برنامه تحقیقاتی گروه، «انسانشناسی مقایسهای» است. وجه تمایز این برنامه با تحقیقات انسان شناسی دیگر که کم و بیش به صورت پراکنده انجام شده است، صورت جامع و منطقی آن است. در این برنامه مهمترین موضوعات مطرح در باب انسان از دیدگاه قرآن به عنوان متن مورد وفاق تمام مسلمانان جهان و دیدگاه متفکران تاثیر گذار غربی مطالعه و بررسی میشود. در این برنامه با توجه به هدف نهایی و کاربردی انتهایی برنامه که به تناوب تعریف میشود محورها و پروژههای برنامه تعیین و تعریف میشوند.
اقدامات انجام شده در خصوص برنامه انسانشناسی
در طی این سالیان به همان علتی که قبلا اشاره شد، یعنی دیدگاه ظاهربین و مقطعی به حل مسائل که من اسم آن را رفاهطلبی در امر پژوهش میگذارم، بیش از آنکه گروه ما به تحقیق بپردازد، به دفاع از برنامه و تبیین ضرورتهای انجام آن پرداخت. بعد از دهها جلسه علمی و مشورت با صاحبنظران در این خصوص و انجام پروژههای مقدماتی مانند مسئلهشناسی در حوزه انسانشناسی، روششناسی، بررسی جایگاه انسانشناسی در سند چشم انداز به عنوان سند نمونه، مصاحبه با متفکران و اندیشمندان نهادهای مهم اجتماعی در خصوص ارتباط مسائل و مشکلات نهاد ها با انسانشناسی ، متاسفانه اکنون به علت کمبود بودجه اجرای این برنامه با تهدید جدی روبرو شده است.